عفریت فقر

علیرضا ایمانخانی دانش آموخته علوم سیاسی در یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «عفریت فقر» نوشت:

از سالها پیش، گوش انسان‌ها با شنیدن واژه زشت و کریه فقر ناخودآگاه، به یاد بیکاری و بی پولی و نداشتن نان شب و… از این دست مسائل می‌افتاد که همگی در زمره و حوزه فقر مالی محسوب می‌شوند ولی با به روز شدن علوم و پیشرفت‌های بشری، قاعدتاً شاخه‌ها و ابعاد فقر نیز نمایان تر شد.

فقر فرهنگی، فقر اجتماعی، و… دردهایی بودند که امروزه حتی از فقر مالی، دردآورتر به نظر می‌رسد. اگر چه پنهان باشند.

با دیدن کودکان کار در سر چهار راه‌ها و مشاهده سن و سال آنها قبل از این که متوجه شکم گرسنه آنها شویم شاید بپرسیم که چرا اینها در این ساعت به مانند هم سن و سال‌های خود در مدرسه و سر کلاس درس حضور ندارند، چامبرز، دانشمند انگلیسی پنج عامل فقر (بی درآمدی، بی سوادی، ضعف جسمانی، انزوا، بی قدرتی و آسیب پذیری) اجزای به هم تنیده تله فقر می‌داند.

یعنی کسی که، شغل خود را از دست می‌دهد، از نظر تغذیه نیز دچار مشکل شده، بر اثر مسائل روانی از این مشکل دچار انزوا شده و میل و رغبتی برای رفت و آمد با دوستان و اقوام ندارد و چار انزوا می‌شود و در نهایت به علت نداشتن شغل، احتمالاً فرزندانش از تحصیل مناسب بی بهره شده و دچار بی سوادی و یا کم سوادی شوند.

پس تمام این اضلاع با هم رابطه مستقیم داشته و این طور نیست که فقط بیکاری، شخص بیمار را دچار فقر مالی نکند قطعاً این فقر ایشان و خانواده‌اش و حتی اقوام و جامعه را تحت تأثیر قرار می‌دهد. بسیاری از جرائم از جمله سرقت و دزدی و فروش مواد مخدر و اعتیاد و گاها حتی قتل حاصل همین فقر است که در وهله اول خود را در فقر مالی نمایان و فقر اجتماعی و اخلاقی محصول ثانویه این فقر مالی و اقتصادی است.

بعد از چهل سال از انقلاب ایران و بیان آرمان‌های ایدئولوژیک توسط مسولان، ظاهراً بزرگواران یادشان رفته، که عفریت فقر در تمام سطوح در حال ریشه دواندن است ولی، گوش شنوایی در این میان نیست و مسولان تمام تلاش خود را مصروف این امر کردند که مبادا مردم جامعه دچار فقر مذهبی شوند!

حال آنکه این عزیزان وقتی در حال نگرانی از بابت برگزار نشدن مراسم‌های مذهبی به دلیل بیماری کرونا هستند. این بیماری با کاغذ پاره‌های تحریم دست به دست هم داده و یک زوج منحوس را تشکیل داده‌اند که در حال بلعیدن تمام هستی جامعه ایرانی هستند.

یکی از این زوجین در حال ریشه کنی صادرات و واردات و ارزش پول ملی و دیگری در حال نابودی سلامتی مردم و اشتغال و کاسبی و… مردم ایران است.

آمارها خود نشان دهنده میزان دغدغه مردم است؛ بنا بر آمار رسمی و دانشگاهی معتبر در سال پنجاه و شش بیش از هفتاد درصد مردم خود را مقید به مسائل مذهبی از قبیل نماز و روزه می‌دانستند ولی این آمار امروز به کمتر از سی درصد رسیده. چه جیزی می‌تواند عامل اصلی این ریزش باشد. در صورتی که نظام حاکم قبلی سیاستی ضد مذهبی داشته، ولی نظام فعلی، مسائل مذهبی مردم را دغدغه اصلی خود را می‌داند.

پاسخ این سؤال مشخص است و چیزی غیر از فقر نیست.

وقتی آحاد جامعه، تفکر حاکم را مقصر خالی شدن سفره‌های خود می‌داند و عدم رشد و توسعه خود را مرهون ایدولوژی و باورهای حاکمان می‌داند قطعا روی خوشی به تفکرات ساختار حاکم نشان نمی‌دهد. و سعی بر این دارد با رفتار خود نارضایتی‌اش را هویدا کند.

قطعاً کسی که شغلی ندارد و دغدغه اصلیش، پیدا کردن شغل است را نمی‌توان به سفر حج ترغیب کرد و یا فرزندانی که بر اثر فقر مالی دچار از هم پاشیدگی خانوادگی و جدایی والدین شوند را به لذت مناسک مذهبی تشویق کرد.

خواهش عاجزانه خیلی از دردمندان اجتماع از مسولان حاکم این است که به جای خویشتن فریبی و عنوان مسائل فرعی از قبیل اختلاس و ارتشا (که اتفاقاً حاصل همین باورهای بسته است) باور کنند که مشکل اصلی این دولت و آن مجلس نیست و جهت بازگرداندن آسایش مردم و ریشه کنی فقر از خیلی از باورهای ایدئولوژیک خود فاصله گرفته و بدانند وظیفه اصلی همه ما در وهله اول آسایش خودمان است و بهشت و جهنم دیگران به خودشان ربط دارد.

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

یک پیام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن