برای شرکت در نظرسنجی، کلیک کنید

«آبروی دین» و نهادهای حکومتی و دینی

حجت‌الاسلام هادی سروش، استاد حوزه، در یادداشتی تلگرامی با عنوان ««آبروی دین» و نهادهای حکومتی و دینی» نوشت:

دین دارای “احکام ظاهری و فردی” است که انجام آنها ضروری و بلکه عالمان دینی بر آن محتاطند.

بعنوان نمونه؛ مقدس اردبیلی است که بخاطر همراه داشتن نامه ای درشروع سفرش از نشستن روی مرکب خودداری کرد! چون وقتی مرکب را کرایه کرد بنا نبوده نامه ای همراه داشته باشد!

مهمترین دلیل احتیاط های فقهی بیان امام علی(ع) است که فرمود:

“دین برادرتوست ودرباره او محتاط باش؛ اخوک دینک فاحتط لدینک.” (امالی شیخ مفید/۲۸۳)

اما “دین” که در تعبیر زیبای امام علی(ع) به “برادر” تعبیر شده یک محتوایی هم دارد که “آبروی” آن را تشکیل میدهد.

همانطوریکه “برادرداری” فقط در حفظ روابط ظاهری نیست بلکه شامل حفظ آبروی برادر هم میشود، “دینداری” نیز؛ به حفظ “ظاهر دین” در نماز و روزه و حجاب و… نیست.

بلکه “آبروی دین” اگر از ظاهر دین مهمتر نباشد، کم اهمیت تر نیست.

در ارکان “فقه”، در کنار کتاب و سنت، “عقل” جایگاه ویژه دارد تا به ظواهر دینی به گونه ای عمل شود که آبروی دین محفوظ ماند.

جمود در اندیشه؛ اولین خطر برای “آبرو دین”

جمود؛ ضدیت با هرچیری است که “حکم عقل” باشد.

در “حکومت عقل ” حفظ جان و یا رعایت حقوق، ضروری است. ولی در بینش های خشک و جامد؛ ظواهر شریعت و مناسک دینی بر جان و حقوق الناس سیطره دارد!

در جامد اندیشی های دینی؛ میدانی بس، شگفت آور برای حضور “مقدس نمایان” پدید می آید!

ترویج شرکت در جمعه و جماعات و عزادارای، بدون ذره ای توجه به نظرات کارشناسان، در اوج بیماری پر خطر و بشدت واگیردار “کرونا”، نمونه روشن از بی اعتنایی به محتوای دین است! مانند مداحی که میگوید: ما عزاداری را بر پا میکنیم و اختیار جان مان را داریم! در واقع اینان؛ “مقلدانِ حضرتِ جمود” هستند که براحتی بر “محتوای دین” که عقل و اخلاق و حقوق است، پشت پا زده اند!

خروجی این “جمودگرائی” ضربه به “آبروی دین” است.

خطر دوم برای “آبروی دین”؛ نوعِ رفتار حاکمیت دینی در جامعه است.

اگر خدای نخواسته؛ در جامعه اسلامی تعدی برجان و مال و آبرو و آرامش شهروندان رود!، اول ایجاد تنفر از حاکمانِ ظالم میکند و بعد مستقیم روی “باورهای دینی مردم” رفته وباعث نابودیِ اعتقادات میشود! چه بپذیریم و چه نپذیریم!

به قول استاد مطهری: “یخرجون من دین الله افواجا”، میشود!

پیامبررحمت(ص) گفتاری داردکه نشان ازحساسیت اونسبت به حاکمان در حکومت دینی است که فرمود:

«هیچ کس نیست که بر ده نفر یا بیشتر، ‌ ریاست و حاکمیت داشته باشد مگر اینکه او را روز قیامت در حالی می‌آورند که دستش به گردنش بسته است؛ اگر در دوره مدیریتش آدم درستکاری بوده و تقصیری متوجّه او نباشد،اورا رها میکنندو اگر چنانچه بدکار و گناهکار بود، غل و زنجیرش افزایش پیدا میکند؛

– لا یُؤَمَّرُ رَجل على عَشرةفما فوقَهم‌ اِلا جِی‌ء بِه یومَ القیامَةِ مَغلولةً یَدهُ اِلى عُنُقه … و اِن کانَ مُسیئا زیدَ غلّاً اِلىٰ غِلِّه.»(امالی طوسی/۲۴۶)

در باور امام علی (ع) بدترین سنخ ظلم، ظلم در حق یک ملت است یا بصورت مستقیم و یا بصورت مشاوره دادن های ظالمانه به کسانیکه دارای قدرت درحکومت دینی هستند:

“و إِن أَعظمَ الْخِيانة خيانة الأمةِ وأَفظَعَ الْغِش غِش الائمة”.(نهج،نامه /۲۶)

استاد مطهری مینویسد:

“بزرگترین خیانتهاخیانت به جامعه است و شنیع ترین دغل بازیها، دغلبازی با پیشوایان مسلمین است. زیرا نتیجه این دغل بازی علیه مسلمین است اگرشخصی آن ناخدا کشتی را فریب دهد، تنها به ناخدا خیانت نکرده است، به همه ساکنان کشتی‌ خیانت کرده است.”

آنانکه دل در گروی آبروی دین دارند مقامی بالاتر از آنانی دارند که در فکر حفظ ظواهر دینی در سطح جامعه هستند.

آنانیکه رانت، املاک نجومی، حقوق نجومی وفساد مالی و اداری ، و خلاصه “حرامخوری کشوری” را میبینند و فریاد برمی آورند و مانند آیت الله جوادی آملی شجاعانه میگویند:

“یک عده‌ای در کشور دهه غارت تشکیل دادند، کل خزانه راخالی کردند، این دهه غارت را بایددرتقویم سیاسی ایران بماندکه چه کسانی خیانت کردند!”

به تعبیر استاد مطهری ؛ ” آبروی اسلام ‘اصالت’ دارد”.

و این اصالت است که باعث میشود تا امام اول ما شیعیان حضرت علی(ع) برای حفظ آن، از طرفی به خلیفه دوم مشورت میدهد و از طرف دیگر بر حرامخوری های زمان خلیفه سوم بانگ بر می آورد و در تمام دوران ها از همه منافع شخصی خود نیز میگذرد”.

آیا ما؛ به این مهمترین آموزه امام اول مان عمل کرده ایم؟

شگفت زده نیستیم ازبه دوران رسیده هائی که با آبرو دین و اعتقادات مردم بازی میکنند!!

ولی اگر عالمانی، به خدشه در ظواهر دینی و یا به “حرامخوری فردی” حساسیت نشان دهند – که باید هم حساسیت داشته باشند – اما از آبروی دین و “حرامخوری کشوری” غافل شوند ویا تقیه کنند! بحق که جای شگفتی است!

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن