«بهشتی نگاه خوبی به آقای خمینی نداشت»

‍ورق پاره‌های تاریخ (5)

به کوشش ناصر غضنفری، انصاف نیوز:

از مسائل عمده آن زمان در جامعه و پرسش های بسیاری که درباره آن مطرح می شد موضوع مرجعیت بود. پرسش هایی مانند اینکه مرجعیت چیست؟ مرجع چگونه انتخاب می شود؟ چه وظایف و جایگاهی دارد؟

جریان روشنفکری دینی مطابق رسالتی که برای خود قائل بود سعی می کرد برای این پرسش های تازه، پاسخی پیدا کند‌.

نتیجه این تلاش برگزاری سمینار و انتشار کتابی با عنوان “بحثی درباره مرجعیت و روحانیت” در سال ۱۳۴۱ شد.

این کتاب حاوی مقالات متعدد چهره های سرشناسی چون علامه طباطبایی، مرتضی مطهری، سیدابوالفضل زنجانی، مهندس بازرگان، دکتر بهشتی، سیدمحمود طالقانی، سیدمرتضی جزایری بود و همان سال به عنوان “کتاب سال” انتخاب و معرفی شد و بارها و بارها چاپ شد.

این سمینار را انجمن اسلامی مهندسین تدارک دید. آنچه برای من در این جلسات تاثیرگذار بود و هست، شخصیت و منش علامه طباطبایی بود که برای اولین بار ایشان را می دیدم.

ایشان علیرغم جایگاهی که به عنوان شخصیت علمی داشتند و یکی از مدرسین برجسته قم به حساب می آمدند رفتار بسیار متواضعانه ای داشتند.

لحن صحبت و تواضعشان و غنی بودن صحبت هایشان برای من بسیار جذاب و موثر بود که همواره شخصیت برجسته ایشان را برای من تداعی می کند و این یکی از دلایلی است که همیشه با علاقه کتاب تفسیرالمیزان و سایر آثار ایشان را با دقت دنبال می کردم.

ملاقات مجدد با بهشتی

(سال ۱۳۴۴) به آلمان رفتم تا علاوه بر رسیدگی به کارهایم، اوضاع را عادی سازی کرده و سپس به عراق بروم. با دکتر محمدحسین بهشتی در هامبورگ دیدار کردم. سابقه آشنایی من با ایشان به بازدید انجمن اسلامی دانشجویان از دبیرستان دین و دانش به مناسبت چهلم آیت الله بروجردی بود. مرا به گرمی پذیرفت و در منزل شخصی از من پذیرایی کرد.

مهم ترین صحبت ما این بود که از ایشان خواستم معرفی نامه ای برای آقای خمینی بنویسد تا اگر توانستم در بورسای ترکیه، محل تبعید آقای خمینی با ایشان دیدار کنم.

آقای بهشتی گفتند: شما تصور درستی از آقای خمینی ندارید. ایشان با آقای شریعتمداری که شما می شناسید بسیار متفاوت است. آقای شریعتمداری اهل مذاکره و گفت و گو بودند و شما و دوستانتان می توانستید راحت با ایشان صحبت کنید. اما آقای خمینی این طور نیست.

آقای بهشتی توضیح داد که آقای خمینی به لحاظ سیاسی، بسیار فعال و به اصطلاح رادیکال هستند، اما به لحاظ فقهی دیدگاههای سنتی دارند و نظرات فقهی ایشان با آقایانی مثل شریعتمداری و خویی متفاوت است.

ایشان بارها گفت شما تصور نکنید که می توانید با آقای خمینی ارتباط فکری نزدیکی داشته باشید و در نهایت قبول نکرد معرفی نامه ای بنویسد.

به هرحال از صحبت های آقای بهشتی درباره آقای خمینی این طور متوجه شدم که نگاه خوبی به ایشان ندارد و حرکت ایشان را یک حرکت مفید و تاثیرگذار قلمداد نمی کند. در سالهای انقلاب و بعد از آن هیچگاه فرصت نشد که در این زمینه با آقای بهشتی صحبت کنم و دلیل تغییر نگاهشان به آقای خمینی را جویا شوم.

منبع: شصت سال ایستادگی و خدمت(خاطرات مهندس محمد توسلی)، جلد اول، نشر کویر ۱۳۹۸

ورق پاره‌های تاریخ (۱)

ورق پاره‌های تاریخ (۲)

ورق پاره‌های تاریخ (۳)

ورق پاره‌های تاریخ (۴)

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

پیام

  1. توضیح انصاف نیوز در ساعت ۱ بامداد دوشنبه ۲۷ مردادماه: کامنت جناب افخمی به دلیل توهین آمیز بودن، حذف شد. ضمن تشکر از تذکر دهندگان، از مخاطبان پوزش می‌خواهیم که این کامنت توهین آمیز به مرحوم آیت الله شریعتمداری منتشر شده بود. رویه‌ی ما این نیست که توهینی منتشر شود و انتشار آن به اشتباه انجام شده بود. از کامنت‌گذاران نیز درخواست می‌شود که حرمت افراد را حفظ کنند و از توهین پرهیز شود هر چند نقدهای مطرح شده در دیدگاه‌ها معمولا منتشر می‌شوند

    1
    3
  2. برداشت ایشان غلط است همین برداشت غلط که خروجی آن وضع موجود است تا کنون پنهان بوده و حالا مجبور شده که برهنه شود.

    “به هرحال از صحبت های آقای بهشتی درباره آقای خمینی این طور متوجه شدم که نگاه خوبی به ایشان ندارد و حرکت ایشان را یک حرکت مفید و تاثیرگذار قلمداد نمی کند. “

  3. چرا این نظراتِ نفرت‌پراکنانه رو تأیید میکنید؟!!!
    برای شما متأسفم انصاف؛ انتشار و پوشش‌دادنِ همه‌ی دیدگاهها و نظرات با سیره عاقلان هماهنگ نیست. آیا نظرات طرفداران داعش یا نژادپرستی و استعمار رو هم باید تأیید و منتشر کرد و تبعاً سبب نفرت‌پراکنی و نژادستیزی و استعمارِ بیشتر شد!؟!
    حالا به هر طریق، من طرفدار امام خمینی‌ام؛ لکن اونقدری درک و فهم دارم که اگر “نظر فقهی” مرحوم شریعتمداری با امام متفاوت باشه، بهش درشت‌گویی نکنم و به “قرائت رسمی حکومت” در بعضی زمینه‌ها اعتنا نکنم.
    حقیقتاً امثالِ افخمی به فکرِ اصلاح وضع کشور و مستضعفان نیستند… حتی قویاً میشه حدس زد که طرفدار “الماس گرانبها” هم نیستند…
    دعا بفرمایید.

    1
    1
  4. انصاف، مدتی است که پا را از دایره انصاف بیرون گذارده ای!! هر کس هر چه می نویسد را منتشر میکنی اگرچه توهین و فحاشی باشد؛ البته در اینکه فحاش با فحاشی درواقع ذات و ماهیت خود را نمایان میکند و اصل خود را عریان میسازد و در نهایت میگوید من همان چیزی هستم که گفته ام، تردیدی نیست، اما این دلیل خوبی برای انتشار هر خزعبلاتی نخواهد بود. دیگر اینکه بنده قصد دفاع از شخصیت ممتاز و کم بدیلی همچون مرحوم مغفور حضرت آیت الله شریعتمداری را ندارم و اساسا ایشان هم نیازی به دفاع ندارند؛ جایگاه وی در فقه و مرجعیت شناخته شده است و بی مایگانی که هتک حرمت ایشان را می نمایند همانگونه که عرض کردم، کنه ذات خود را نشان میدهند که البته از این بابت هم بد نیست ؛ اما آنچه مورد نظر بنده است شأن و جایگاه سایت وزینی همچون انصاف است که حیف است با این لاطائلات، مخدوش شود.

  5. با سلام خدمت دست اندرکاران انصاف نیوز. بنده قصد توهین به کسی نداشته و نخواهم داشت ولی عادت دار نظراتم را بدون پرده پوشی بیان کنم که همین مسئله موجب دلخوری های بسیار در فامیل و آشنا میباشد.دیگران هم می توانند بدترین وزشت ترین صفت ها را به من نسبت دهند ولی خیلی ساده از کنارش عبور خواهم کرد چون خودم می دانم که چه هستم ویا نیستم،به همین دلیل قضاوت دیگران در باره خود را چندان جدی نمی گیرم.ولی شما هم سعی نکنید همانند بعضی از روحانیون بخاطر تهی بودن انبانشان متوصل به خواب و روایت های جعلی برای زیر سئوال بردن بعضی شوید. روایت حضرت روح الله دنباله روایت سید حیدر آملی،سادات طالبیه زیدیه با سردارانی چون ماکان،اسفارشیرویه،علی بویه،مرداویچ که در ایران دوستی وبسط فرهنگ ایرانی نمونه بودند تا فداکاری های سربداران در مقابل توحش ایلخانان تا جنبش هائی همانند حروفیه به رهبری فضل الله استر آبادی و محمد ابن فلاح و مشعشعیگری تا محمد ابن عبدالله با نوربخشیه و شیوخ صفوی با بنیانگذاری ایران جدید …..تا فتوای تنباکوی میرزای شیرازی تا سردمداری انقلاب مشروطه توسط اشخاصی همانند آیت الله طباطبائی میباشد.هرچند به گفته حضرت روح الله “ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد” که نمونه های آن را در تاریخ معاصر نیز شاهد هستیم ولی در مجموع در ده قرن اخیر سادات علوی وروحانیان شیعه بودند که جانها نثار این مرز وبوم کرده ومی کنند.هر چند بلندگوهای بیگانه در باره آن شیخ نجف آبادی ویا این دیگری گلو پاره کرده و در شرح سجایای اخلاقی ویا واقع بین بودنشان داد سخن بدهند، سربازان واقعی رهبران واقعی را میشناسند و این بایای تاریخ است. ختم کلام اینکه احتیاجی به توهین به اشخاصی نیست که به خانواده خواننده ای بخاطر رای ندادن به فلانی هتک حرمت می کنند،این اشخاص حقیرتر از آن هستند. حتی جمعشان هم به چشم نمی آید که به گفته بزرگان “اتفاق اهل نفاق” بیش نمی باشد.اینها باید ژان والژان و کوزت بخوانند واز آن مردک برهنه عمله استعمار گاندی حرف بزنند و ما با غزلیات سعدی و مراد خود روح الله و مقام معظم رهبری.خوش باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن