دانشجویان به عنوان طبقه بی دین معروف شده بودند

/ ورق پاره‌های تاریخ (6) /

به کوشش ناصر غضنفری، انصاف نیوز:

یکی از وقایع مهم آن دوران درگذشت آیت الله بروجردی مرجع بزرگ شیعیان در فروردین ۱۳۴۰ بود. ایشان در آن زمان اصلی ترین مرجع شیعیان به حساب می آمدند و تاثیر مهمی در فضای سیاسی – اجتماعی کشور داشتند و پیامدهای فوت ایشان به مسائل داخل حوزه محدود نمی شد. به ویژه که در میان شخصیت های حوزوی آن دوره کسی هم طراز با جایگاه ایشان وجود نداشت و به همین دلیل نهاد مرجعیت که یکی از نهادهای سنتی فرهنگ شیعی ایرانی ها بود دچار بحران جدی شد. جریان های فکری و سیاسی کشور، هر کدام از دیدگاه خود به این موضوع می پرداختند که می بایست شیوه برخورد هر کدام را در جای خود بررسی کرد. در هر حال فوت آیت الله بروجردی و مراسم و برنامه هایی که برای ایشان برگزار شد در تحولات سال ۱۳۴۰ و بعد از آن بی تاثیر نبود.

طبعا جریان روشنفکری دینی نیز از منظر و دیدگاه خود به این مسئله می نگریستند. روشنفکران دینی علیرغم انتقادات از جریان سنتی، روابط نزدیک و در برخی جهات، مواضع همسویی نیز با روحانیون یا جریان حوزوی داشتند. البته چون هر دو جریان به طیف های مختلفی تقسیم می شوند، کم و کیف روابط و نسبت ها نیر متفاوت خواهد بود. به ویژه آنکه این ارتباطات می توانند در زمان ها و شرایط مختلف نیز متفاوت باشند. همان طور که اشاره شد انجمن های اسلامی نهادهایی بودند که توانسته بودند نظر طیفی از جریان روحانیت نوگرا و حساس به مسائل روز را به خود جلب کنند و یک تعامل تعالی بخش بین دو جریان ایجاد کنند. بروز و نمود این پیوند و تعامل در مراسم چهلم آیت الله بروجردی بود که انجمن اسلامی دانشجویان برنامه ای برای حضور در مراسم چهلمین روز درگذشت آیت الله بروجردی برگزار کرد.

آنطور که یادم مانده با دو دستگاه اتوبوس راهی قم شدیم. میزبان ما در قم دکتر سیدمحمد بهشتی بود. ایشان مدیریت دبیرستان دین و دانش قم را بر عهده داشت؛ دبیرستانی که خود ایشان در سال ۱۳۳۳ تاسیس کرده بود. پیش از آن تعریف ایشان و مدرسه دین و دانش را شنیده بودم ولی تا آن زمان خود ایشان را ندیده بودم.
وقتی وارد #قم شدیم دکتر #بهشتی با جمعی به استقبال ما آمد.

دکتر بهشتی به اعضای انجمن خوش آمد گفت و شاید تقریبا نیم ساعت هم صحبت کرد. از صحبت هایش چنین برداشت کردم همان اقداماتی که در دانشگاه در قالب ایجاد انجمن اسلامی شکل گرفته قرار است ایشان در قم پایه گذاری کند.

بعد از سخنرانی، با پلاکاردهایی که تهیه کرده بودیم از دبیرستان دین و دانش به طرف مسجداعظم قم راه پیمایی کردیم. در مسیر جمعی از طلاب به استقبال آمدند و همراه ما دانشجویان شدند‌. در پلاکاردها علاوه بر تسلیت رحلت آیت الله بروجردی شعارهای دیگری هم بود که به پیوند حوزه و دانشگاه اشاره داشت.

چنین صحنه ای پیش از این سابقه نداشت و بهت و حیرت مردمی که این صحنه را می دیدند کاملا چشمگیر بود. برای مردم خیلی عجیب بود چون تا آن زمان دانشجویان دانشگاه تهران به عنوان طبقه بی دین معرفی شده بودند و حالا آنها را در حال راهپیمایی در قم برای رحلت آیت الله بروجردی می دیدند. پیش از این اگر روابطی وجود داشت بیشتر به روابط شخصی و دوستانه تعبیر می شد اما این مراسم نمادی از تعامل دو نهاد مدرن و سنتی بود.

ورود ما دانشجویان به مسجداعظم هم بسیار دیدنی بود و حاضرین را بسیار متعجب ساخت. پیام انجمن اسلامی را آقای دکترسامی نوشته بود و آقای مهندس هاشم صباغیان در مسجداعظم قرائت کرد. این پیام بسیار مفصل بود و در یک کاغذ بزرگ نوشته شده بود. آن طور که در حافظه دارم محورهای اصلی آن درخواست های دانشجویان مسلمان از حوزه بود و طبیعتا اصلی ترین درخواست و انتظار از روحانیت، مشارکت در مسائل اجتماعی و پاسخگویی به پرسش ها و مسائل روز بود.

خوشبختانه از آن پلاکاردها و آن راهپیمایی تاریخی در قم و مراسم چهلم در مسجد اعظم، عکس هایی گرفتم که برخی از آنها بارها و بارها منتشر شده و به تصاویر معروفی تبدیل شده اند. بسیاری از این عکس ها در واقع تنها عکس های به جا مانده از رویدادهای آن دوره است. این برنامه مفدمه ای شد تا مباحث مربوط به روحانیت و مرجعیت با روال بهتری دنبال شود.

منبع: شصت سال ایستادگی و خدمت(خاطرات مهندس محمد توسلی)، جلد اول، نشر کویر

‍ورق پاره‌های تاریخ (5)

ورق پاره های تاریخ (۴)

ورق پاره‌های تاریخ (۳)

ورق پار‌ه‌های تاریخ (2)

ورق پاره‌های تاریخ (1)

انتهای پیام

نوشته های مشابه

یک پیام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا