روایت معاون وزیر احمدی‌نژاد از ماجرای بورسیه‌ها

معاون اجتماعی و فرهنگی وزارت علوم دولت دهم می گوید در ماجرای بورسیه ها تلاش می کرده کار مراجعان را راه بیندازد: «یک عده آدم که دستشان به جایی بند نبود به ما مراجعه می کردند و ما هم از روی انسانیت کارشان را راه انداختیم.»

امید کریمی در خبرآنلاین نوشت: یکی از چالش‌های اصلی وزارت علوم در دولت یازدهم، ماجرای بورسیه ها بود که یک وزیر را هم از این دولت گرفت. هرچند هنوز هم این ماجرا به سرانجام نرسیده است، اما گزارش هایی که وزارت علوم در دوره های مختلف دراین باره ارائه داده، نشان از تغییراتی در آیین نامه پذیرش بورسیه هاست. تغییراتی مثل تاثیر پررنگ فعالیت های فرهنگی داوطلب در پذیرش برای بورس. در مواردی گفته شد با سفارش غلامرضا خواجه‌سروی، معاون اجتماعی و فرهنگی وزارت علوم دولت دهم در دوران تصدی کامران دانشجو، بسیاری از داوطلبان پذیرفته شده اند.

با او درباره ماجرای بورسیه‌ها، شرایط فرهنگی دانشگاه ها در دولت دهم و ماجرا اردوهای مختلط گفتگو کرده ایم. خواجه سروی درباره سفارش‌هایی که برای پذیرش برخی داوطلبان می کرده است، گفت: «توصیه ای که ما می کردیم برای تسهیل کار بود. خیلی از افراد کارشان درست شد.» غلامرضا خواجه سروری استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی است و در زمان مدیریت حجت الاسلام صدرالدین شریعتی سمت رییس هیات جذب اساتید دانشگاه علامه طباطبایی را همزمان در اختیار داشت.

گفتگوی خبرآنلاین با معاون اجتماعی و فرهنگی وزارت علوم دولت دهم را در ادامه بخوانید؛

درچند ماه گذشته مقام معظم رهبری تأکید زیادی داشتند بر بحث فرهنگی دانشگاه، حتی قبلا هم این بحث بود، ایشان مصداقی را اسم بردند درباره اردوهای مختلط و کنسرت ها و … در دوره قبل این چیزها را نداشتیم؟

یک آیین نامه ای وجود دارد به نام مسافرت های دانشجویی و دانش آموزی، که این آیین نامه مصوبه شورای عالی فرهنگی است و یک مصوبه ای هم هست که اردوهای مختلط را کلا ممنوع کرده است.

وقتی این قانون وجود دارد، چرا تأکید می شود که این اردوها وجود نداشته باشد؟ 

بخاطر اینکه قانون رعایت نمی شد، بیشتر سفرهای دانشجویی انجام شده در درجه اول از نظر آمار مربوط به دانشگاه آزاد است و بعد دانشگاه‌های علوم پزشکی، پیام نور و بعضی مؤسسات غیرانتفاعی. ۱۱۰ دانشگاه دولتی معروف آموزش عالی موجود اردوهای مختلطی تاکنون نداشته اند.

در تمام دوران بوده یا یکی دو سال است؟

خیر در دوره های قبل و زمان آقای جاسبی هم نبود. ممکن است بچه ها خودشان به اردو بروند ولی اینکه دانشگاه خودش مجوز بدهد، نامه بزند، ثبت نام کند و ماشین هماهنگ کند قبلا هم در دانشگاه آزاد سابقه نداشته است. در دوره های قبل این آیین نامه ها را رعایت می کردند.

فکر می کنید اوضاع فرهنگی دانشگاه ها الان بدتر شده است؟

به نظرم انسجامی که باید داشته باشد را متأسفانه ندارد، یک مقداری از نظر فرهنگی دچار از هم گسیختگی است.

چرا؟ 

خیر،‌ دانشگاه ها از نظر متولی منسجم هستند، چند نفری نیست یک تقسیم کار شکل گرفته ای است. دانشگاه شورای فرهنگی دارد و شورای فرهنگی هم باید این کار را انجام دهد. شورای فرهنگی هم همه عواب فرهنگی دانشگاه و مسئولانشان داخل آن هستند و اختیار دارند، می توانند برنامه بیاورند و تصویب کنند، بودجه بگیرند. به هرحال همه آنها حق رأی دارند. یک مقدار به کلیت دولت و وزارت علوم برمی گردد. به لحاظ اینکه چندتا وزیر عوض شده، وزیری که در آنجا حضور دارد پزشک هست و به اوضاع تشکیلات و مسائل خیلی ورود و تسلط ندارد. به هرحال آقای دکتر فرهادی جای دیگری بودند و اکنون وارد تشکیلات دیگری شده اند البته سابقه زیادی دارند. در حال حاضر وزارت علوم حداقل ۳۳۰ هئیت امنا دارد، دانشگاه دارد و اوضاع آن با دهه ۶۰ کاملا متفاوت است. در گذشته انجمن اسلامی همه کارهای فرهنگی دانشگاه را انجام می داد اما در حال حاضر انجمن اسلامی یک تشکل شده است. نهاد نمایندگی در گذشته نبوده که اساسنامه داشته باشد.

آقای دکتر توفیقی که وزارت علوم تحویل گرفت، در شورای معاونان گفتند این وزارتخانه ای که من تحویل دادم رفتم این نیست، خیلی عوض شده چطور اینجا را اداره می کنید؟ اکنون وزارت علوم از لحاظ فرماندهی در مسائل مختلف فرهنگی و علمی دچار تشدد است. هرکی کار خودش را می کند.

انتقادی که تشکل‌های دانشجویی به وزارت علوم ۲ دولت آقای احمدی نژاد داشتند این بود که از نظر فرهنگی و سیاسی نمی توانند فعالیت کنند، همه چیز بسته است، اما بسیج هرکاری کند مجاز است. برخی معتقدند دانشگاه‌ها در دولت نهم و دهم دچار خمودگی و انفعال شده اند. قبول دارید؟

آن چیزی که مطلوب هست در دانشگاه ها در حوزه ها و فعالیت ها که باید در دانشگاه باشد، بنده پیشنهادم این است که باید مقرراتی که موجود است، بالادستی درنظر بگیریم و دانشگاه را طبق مقررات جلو ببریم. منتهی فراموش شده و حلقه مفقوده داستان همین است. من خواهشم این است که از رؤسای دانشگاه قبلی که با ما کار می کردند و خیلی از رؤسای دانشگاه هایی که الان هستند، وقتی مثلا به مناسبت سالگرد تأسیس شورای عالی انقلاب فرهنگی دعوتشان کنیم، درباره سند دانشگاه اسلامی که مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی است که اواخر دهه ۷۰ دوره آقای خاتمی و چندسال پیش تر در دوره احمدی نژاد تجدید نظر و ابلاغ شد، از آنها بپرسید چقدر از مقررات خبر دارند؟

پیشنهادم این است، برای اینکه دچار افراط و تفریط نشویم، باید طبق قوانین جلو رفت. به نظرم قوانین در گذشته در شورای عالی انقلاب فرهنگی بسیار حکیمانه است و کار کارشناسی برآن انجام شده است. اتفاقا صاحب نظران دانشگاهی هم بودند از خط و خطوط مختلف. این قوانین می تواند دانشگاه را به تعادلی برساند که همه چیز در آن باشد ولی دانشگاه باشد حذب نباشد، ‌حتی کانون فرهنگی هم نباشد. دانشگاه کانون فرهنگی نیست. فضای بسته دانشگاه در آن زمان هم نه رویکرد دولت بوده نه رویکرد وزارت علوم، بیشتر در آنجا خیلی بخش ها سلیقه ای بوده است. ربطی به رویکرد دولت نداشته است.

یعنی رئیس دانشگاه سلیقه به کار برده است؟

بله، بیشتر سلیقه ای است.

برویم سراغ ماجرای بورسیه ها؛ یک انتقادی که مطرح می شد از طرف دولت، بند فعالیت های فرهنگی بود که یک دانشجو می توانست بر اساس آن بورسیه شود، حالا انگشت اتهام می گیرند که آن بند را بهش اضافه کردید، واقعا این بند خیلی تأثیر داشت در ماجرای بورسیه ها یا اینکه اصلا مشکلی وجود نداشت و تأثیر گذار نبوده است؟

بورسیه ای که در دولت گذشته اتفاق افتاد قوانین و مقرراتش همانی است که در دوره آقای دکتر ظریفیان بوده است، کمتر و بیشتر ولی قوانین تغییری نکرده است. جالب است خودم دانشجوی بورسیه تبدیل به داخل بودم، در سال ۷۰ وقتی پذیرش از خارج گرفتم، کشور با بحران ارزی مواجه شد، رفتم وزارت علوم طبق رویه قبل نامه تبدیل به داخل دادند که رفتم درس خواندم.

یعنی تبدیل به داخل از دوره دولت سازندگی بوده؟

قبلتر از آن هم بوده، اینها اختیارات وزارت علوم است.

بر اساس چه مصداقی؟ بر اساس فعالیت فرهنگی می شود برای یک نفر امتیاز قائل شد؟ 

بحثی که دانشجویان بر اساس آن بورسیه می شدند، همیشه آزمون علمی بوده است که یا به صورت شفاهی یا کتبی انجام می شود. دانشجو مورد بررسی قرار می گیرد که امتیاز به او تعلق می گیرد یا نه. بعد از نمره آزمون علمی، تحقیقات مفصلی انجام می دادند که آیا مورد گزینش هست یا نه. این دوره هم که بورسیه شدند در سایت ثبت نام می کردند. بعد مصاحبه علمی انجام می شد و بعد در مصاحبه علمی به طور طبیعی سوابق فرد پرسیده می شد، سوابق هم مثل قبل نمره داشت. پس اینها نسبت به قبل خیلی تغییری نکرده است. معاونت فرهنگی وزارت علوم در دوره ای که بنده بودم، جوری بود که درش به روی همه افراد باز بود.

فرقی نمی کرد که امید کریمی نامه بیاورد یا مهرداد بذرپاش؟

نه، برای من خیلی فرق نمی کرد. توصیه ای که ما می کردیم برای تسهیل کار بود. خیلی از افراد کارشان درست شد. اتفاقا نزدیک ۴ هزار تا آدمی که بودند. اینکه بخش فرهنگی را ما اضافه کرده باشیم، خیر. این همیشه بوده حالا شاید قبلا در فرم نمره نبوده است. به هرحال هرکسی که گیری داشت نامه اش را می گرفتیم سعی می کردیم کارش را راه بندازیم. یک عده آدم که دستشان به جای بند نبود به ما مراجعه می کردند و ما هم از روی انسانیت کارشان را راه انداختیم.

فکر می کنید این تنشی که اکنون در دانشگاه ها سر بورسیه ها عاملی شود، اتفاق درستی است؟ 

اصلا، بسیار کار غلطی است.

رهبری گفته اند بررسی کنید، نگفتند برخورد کنید. ولی کشمکش هایی از طرف هر دو طرف ماجرا دیده می شود. به نظر من این موضوع خیلی الکی کش پیدا کرده و آسیب زیادی به جامعه علمی وارد می کند…  

به نظرم نه، این کاری که متأسفانه دولت یازدهم حتی رئیس جمهور هم وارد این قضیه شد، کار تخصصی و فنی است. اصلا از اولش هم نباید سیاسی می شد ولی متأسفانه سیاسی شد. در وزارت علوم افراد خیلی سیاسی متصدی این کار هستند، که عالمشان عالم سیاه و سفید است، این سیاسی هم ربطی به من و شما و این دوره ندارد و اینها از قدیم هستند. در حالیکه بورسیه همیشه در وزارت علوم بوده روال جدی و کارشناسی در آن انجام شده است. من یک موردی را قبول ندارم که بگویم غلط است صدبار هم گفتم، منتهی افرادی که مسئولش هستند با ۴ تا دانشجویی که  دستشان به هیچ جا بند نیست دعوا می کنند. در حالی که اینها راه و چاره دارد، در هر پرونده ای که کسی روی آن حرف داشته باشد باید پرونده ها را دقیق بشینند و بررسی کنند.

خب وزارت علوم گفته بیایید بررسی کنید، یعنی هرکی اعتراض دارد بگوید…

مشکل این است که کسی که شکایت دارد، خودش دادستان است. قاضی و مجری حکم هم هست. کسی که شکایت داشته باشد نمی تواند خودش هم شکایت را بررسی کند.  در دانشگاه پرونده ۲ نفر که مورد بررسی قرار می گیرد، یک نفر انتخاب می شود ولی دلیل نمی شود کسی که اسمش رد می شود گله ای کند، در موضوع واحد ممکن است حکم ها متفاوت باشد. اینها حکم کلی نمی شود. در حوزه بورسیه ها معتقدم اگر درست بررسی شود و منصفانه باشد هیچ تخلفی اتفاق نیفتاده است. ممکن است چند هزار نفر در طول چندسال کارشان درست نشده باشد و افرادی هم از تشکل ها بودند که نتوانستند موفق شوند. این کاملا یک برخورد سیاسی است که متأسفانه پیش آمده که خیلی هم زیبنده دانشگاه و دانشگاهیان نیست ولی عناصر سیاسی در وزارت علوم اجازه نمی دهند که این اتفاق بیفتد.

این تخلف که به تایید سازمان بازرسی کل کشور هم رسیده بود  و ربطی به دولت یازدهم نداشت، آقای پورمحمدی اوایل سال ۹۲ متوجه شدند…

بازرسی در تمام طول دوره هر دولتی انجام می شود، سازمان نفراتش را مستقر می کند و بازرسی انجام می شود. من در جریان جزئيات نیستم و سازمان بازرسی را منکر نیستم.

انتهای پیام

دیباچه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا