«شهرناز جمشیدی» نام مستعار «جریان انحرافی» است؟

درست پس از انتشار خبرهای بیماری ۱۵ ساله‌ی استاد شجریان که موجی از احساسات را برانگیخت، متنی تخریبی با عنوان «نامه‌ی خانم شهرناز جمشیدی، همسر اول محمد رضا شجریان» در شبکه‌های اجتماعی به صورت گسترده منتشر شد.

به گزارش انصاف نیوز، انتشار این نامه در حالی باعث سوالاتی در ذهن مخاطبان شد که حتی نام نویسنده با نام همسر اول شجریان نمی‌خواند؛ همسر اول او «فرخنده گل افشان» و نام همسر دوم او نیز «کتایون خوانساری» است.

ازدواج اول شجریان در سال ۱۳۴۰ و ازدواج دوم او در سال ۱۳۷۱ بوده و شخصی به نام «شهناز جمشیدی» متولد گروه‌های تلگرامی به نظر می‌رسد و مانند بسیاری از شایعات شبکه‌های اجتماعی، از جمله‌ی نتیجه‌های مستند م معتبر نبودن این محیط‌هاست.

این نامه که با تیتر «سرطان چه بیماری وحشتناکی …»، به بیماری احتمالی شجریان اشاره دارد که موهای خود را از ته تراشیده است، به شدت احساسی است و از جمله می‌نویسد: «زنی که همه نادیده گرفتند سرطانی را که زندگی‌اش را نابود کرد!».

در تحلیل این نامه فعلا نمی‌توان اطلاعاتی برای ارزیابی در دست نیست اما این احتمال می‌رود که از سوی بخش رسانه‌ای جریان سیاسی نزدیک به دولت سابق موسوم به جریان انحرافی نوشته و منتشر شده باشد؛ جریانی که در دوره‌ی آن شجریان در صداوسیما و اجرای موسیقی در داخل کشور محدود شد.

عکس راست: «فرخنده گل افشان» در کنار پسرش همایون. عکس چپ: شجریان در کنار «کتایون خوانساری»

خبر جدیدتر در ۱۳ فروردین ماه:

گفتگوی انصاف نیوز با دوست نزدیک شجریان در آمریکا

شجریان پختن نان فرانسوی یاد می‌گیرد [+عکس]

انتهای پیام

لینک کوتاه شده: http://www.ensafnews.com/cFD7P
برچسب ها

نوشته های مشابه

13 Comments

  1. دولت سابق !!
    جریان انحرافی!!
    اصلا همه اتفاقات عالم ریشه در دولت سابق دارد!، و همه به آنها وابسته هستند….
    کی توهماتتان تمام میشود؟

  2. با سلام و ادب، بله با تمام احترامی که برای استاد شجریان قائلم و اینکه نامه فوق میتواند مشکوک باشد اما در اصل اشاره شده در نامه نمیتوان شکی نمود و چیزی را از این تراژدی کمرنگ نخواهد کرد.
    متاسفانه در دنیای مجازی چیزی اظهار میشود که در پی ان جمع کردن قضیه مشکل خواهد بود. علیرضا سوید

  3. جدا از حقیقت داشتن یا نداشتن نامه درباره اتهام مضحکی که به دولت قبل زده اید اولا که عملکرد و تصمیمات صدا و سیما ارتباطی به دولت ها ندارد و ایشان از سوی نظام فعالیتش محدود شد نه دولت آن هم به خاطر مصاحبه با شبکه های مخالف نظام و گرنه خیلی ها حتی در بالاترین مناصب به دولت قبل رسما توهین میکردند و آب از آب هم تکان نخورد ثانیا آقای شجریان خودش به خارج از کشور رفت و حتی دولت قبل ایشان را برای همایش ایرانیان خارج از کشور دعوت کرد اما ایشان خودش نپذیرفت که برگردد. ثالثا خیلی مسخره است کسی بخواهد نامه ای را به اسم کسی جعل کند بعد اسم او را اشتباه بنویسد! رابعا شاید شما اینقدر بیکار باشید که دست به چنین کارهای کثیفی بزنید که همیشه چنین فرضیه هایی به ذهنتان خطور میکند چون بالاخره از قدیم گفته اند کافر همه را به کیش خود پندارد. متاسفانه سیاستی که شما برای خودتان تعریف کرده اید همواره باعث میشود حقیقت را لگدکوب کنید. احتمالا اسم سایت شما در برره انصاف نیوز باشد.

  4. با همه ی احترامی که برا هنر و هنرمند قائلم من نظرم اینه که هر چقدم که بخاطر هنرت قابل ستایش باشی اگه انصاف نداشته باشیو با پیشرفتی که میکنی خودتو گذشتتو فراموش کنی پشیزی نمی ارزی.
    به راستو دروغ نامه کاری ندارم ولی مطمئنم حرف دل خیلی از خانوماییه که همسرشون بعد پیشرفت نادیده گرفتتشون و با کمال پررویی رفتن با خانومای دیگه ای ازدواج کردن که جای دخترشونه و صد درصد عاشق چش و ابروی هنرمنده نشدن و فقط و فقط موقعیتشون بوده که توجهشونو جلب کرده.
    چوب خدا صدا نداره.
    قربون خدا برم که انقد قدرت داره و به موقعش خرخره ی کساییو که دارن به نوعی خدایی میکنن رو فشار میده تا نفسش بند بیاد
    ضمنا به قول یکی از دوستان احمدی نژاد مشکلات صدر اسلام تا به الانو به گردن گرفته دیگه …ولش کنین بدبختو…والا

  5. هیچ زنی از خیانت همسرشراضی نیست.
    زن اول در اوج مشکلات یک مرد با او ازدواج میکنه با تمام نداری ها و سختی های زندگی شوهرش میسازه تمام مشکلات را برای رسیدن شوهرش به پیشرفت تحمل میکنه.
    ولی متاسفانه کم نیستند مردانی که رسیدن به مدارج بالا باعث میشه گذشته رو فراموش کنند.
    اشکال ما اینه که از هنرمند یه بت میسازیم بعد برای توجیه کارهای خلاف این بت آسمون ریسمون به هم میباشیم
    اگه یه دانشمند بمبی بسازد که کل دنیا رو نابود میگیم او نابغه قرن بود و اعمالش به خودش مربوطه
    هنرمند و افرادی که مورد توجه جامعه هستند باید طوری رفتار کنند که انسانیت زیر سوال نره

  6. به نظر من اگر اين نامه ساختگي باشد، داستان زندگي نابغه بزرگ موسيقي ايران، إستاد محمدرضا شجريان ساختگي نيست. تا انجايي كه من از رسانه ها مي دانم ، ايشان دو ازدواج در زندگي داشته اند و….. بهر حال چيزي كه نظر من را جلب ميكند نوعي ناهمگوني و اختلاف در داستان زندگي ايشان است، از تهران تا ونكوور، از ٥٣ تا ٢٦ سن ازدواج ، از همايون نام تا رأيان نام است؛ كه، خود مي توتنز حكايت زندگي داخلي ايشان باشد. بيشتر أفراد با دانستن اين اطلاعات در مورد زندگي فردي، غالبا توانايى تصور كردن زندگي داخلي را شايد داشته باشند. به نظر من اگر زوجي بِنَا به دلائل شخصي خودشان از همديگر جدا شوند و مجددا ازدواج ديگري داشته باشند، اين مسئله كاملا شخصي است و شخصي باقي خواهد ماند. اما، در صورتي كه زن دومي وارد زندگي زن اول شود و به واسطه دلگرمي اشنايي با زن دوم طلاق صورت گيرد، زن دوم مقصر و خيانتكار محسوب ميشود. در اين صورت مسيله شخصي نيست و عمومي است. چه به حثيت جامعه اسيب وارد شده است. چه بسيارند زناني كه صورت و ارايش و پيرايش زنانه دارند اما سيرت زنانه ندارند. چه بسيارند زناني كه در لواي مدرك و كلكسيوني از هنر خود را به جامعه معرفي كرده اما به هم نوع خود خيانت ميكنند. اگر چنين موردي باشد، به عقيده من جامعه حداقل كاري كه ميتواند انجام دهد، اينست كه سكوت نكند. به لحاظ روشنفكر يا به اصطلاح فرنگي cool بودن بيخيال خيانت رخ داده در جامعه نشود. حداقل مصاحبه و معرفي در كار نباشد. از انجايي كه من در ونكوور زندگي ميكنم و انگونه كه حالي من شده است، نه زندگي در ونكوور آش دهن سوزي است و نه بچه دار شدن در اين شهر هنر است. شرف و وجدان زنانه داشتن سخت است و هنر محسوب مي شود. اميدوارم كه همه زنان شرف زنانه داشته باشند. در غير اينصورت، اينكه زني پير ميشود يا زشت است يا همخوابگي خوب ندارد يا مابقي خدمات… دلائل خيانت نبايد باشد. من إستاد نازنين، بزرگ مرد موسيقي ايران، محمدرضا شجريان را دوست دارم و در كنسرتهاي همايون عزيز، مرد با وقار موسيقي شركت ميكنم. قدر مسلم، زندگي شخصي هر كسي به خود أفراد مربوط است. در جايي كه خيانت يا عملي عليه اخلاق به حيثيت جامعه شده باشد به همه مردم مربوط و همگان حق نظر دارند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن