چه چیز پاریس را پاریس کرده؟

به کوشش: ناصرغضنفری، انصاف نیوز:

(تابستان سال ۱۳۴۲) وقتی به پاریس رسیدم مهمان آنها (علی شریعتی و خانواده‌اش) شدم.

در اروپا ساختمان‌ها به دلیل بارندگی زیاد شیروانی‌های شیبدار دارند که معمولاً زیر آنها واحدهای کوچکی در می‌آورند.

دکتر شریعتی و خانواده‌اش در یکی از همین واحدهای کوچک زیر شیروانی زندگی می‌کردند. آشنایی با سبک زندگی دکتر شریعتی برای من بسیار جالب و آموزنده بود. زندگی آنها بیش از آنکه تصور می‌کردم ساده بود. خانه ایشان دو اتاق داشت یکی اتاق خواب‌شان بود که خیلی کوچک بود و فقط یک تخت آنجا قرار داشت.

بین این دو اتاق فضایی هم آشپزخانه شده بود. یک اتاق هم بود که اتاق نشیمن و اتاق کار دکتر شریعتی بود. تصور نمی‌کنم مساحت کل آن ۲۵ تا ۳۰ متر مربع بیشتر باشد.

در گوشه اتاق دکتر شریعتی یک میز کوچک قرار داشت که انباشته از کاغذ بود.

دکتر شریعتی برای من تعریف می‌کرد که یکی از فعالیت‌هایش در آن سال‌ها سردبیری روزنامه “ایران آزاد” بوده است. این روزنامه به عنوان ارگان نیروهای ملی خارج از کشور منتشر می‌شد و دکتر شریعتی از طریق این روزنامه افکار و اندیشه‌های ملی و دینی را بدون اینکه خیلی حساسیت به وجود بیاورد منعکس می‌کرد. در واقع مسائل را به صورت فرهنگی و پایه مطرح می‌کرد.

طبیعی است که جریان چپ و نیروهای مارکسیست با آن روزنامه مخالف بودند. برای اینکه آنها نیز برای اعضای خود کار فرهنگی می‌کردند و بذرهای تفکرشان را از این طریق در ذهن دانشجویان می پاشیدند و این نشریه می توانست با آنها مقابله کند.

بنابراین طبیعی بود که آنها مخالف باشند و معمولاً در نشریات خود به بعضی از مقالات این نشریه پاسخ دهند. در یکی از این پاسخ‌ها گفته بودند خوراک روزنامه ایران آزاد در مطبخ ایران آزاد پخته می‌شود. دکتر شریعتی با خنده به من گفت مطبخ ایران آزاد همین میز است.

در مدت چند روزی که در پاریس بودم دکتر شریعتی مرا به قسمت‌های مختلف شهر می‌برد و می‌کوشید با فضای دانشگاه پاریس و فضاهای فرهنگی و قسمت‌های مختلف پاریس آشنا شوم. یعنی هم قسمت‌های شانزلیزه و برج ایفل و مرکز شهر را که در واقع نمادهای ظاهری پاریس بودند را دیدیم و هم حاشیه‌های شهر که فقر و فساد و بسیاری داشت را مشاهده کردیم.

شریعتی می‌خواست به من نشان دهد که چگونه یک شهر می‌تواند برش‌های اجتماعی متفاوتی داشته باشد. او می‌گفت آن چیزی که پاریس را پاریس می کند اول از همه دانشگاه و منابع فرهنگی آن است. ارزش پاریس به طیف گسترده‌ی کسانی است که آنجا کار فکری می‌کنند.

منبع: خاطرات مهندس محمد توسلی، جلد اول، نشر کویر

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن