پاسخ مهدی نصیری به نقد مهدیان درباره «حجاب اجباری»

مهدی نصیری در یادداشتی در پاسخ به نقد محسن مهدیان به مطالب مطرح‌شده در برنامه‌ی زاویه با موضوع «حجاب اجباری» در کانال تلگرامی خود نوشت:

۱٫ بنده از تعبیر اجبار استفاده نکردم بلکه از الزام قانونی سخن گفتم و در دموکراتیک بودن تصویب چنین قانونی از نظر من بحثی نیست. بحث در باره کارآمد و یا ناکار آمد بودن یک قانون است که نفس چنین بحثی نه تنها خلاف دموکراسی و مردم سالاری نیست بلکه از لوازم آن است و البته یکی از ادله ناکارآمدبودن آن عدم موافقت اکثریت مردم با آن بر اساس برخی آمارهای رسمی است.

۲٫ قانون الزام به حجاب در جمهوری اسلامی با قانون کشف حجاب رضا خان از این جهت که یکی در پی محو یک امر اعتقادی و اخلاقی با الزام بود و شکست خورد و دیگری در پی حفظ آن با الزام است و توفیقی نداشته، مماثلت دارد و قانونی بودن یا نبودن چندان تاثیری در ناکارآمدی چنین الزامی ندارد.

۳٫ شما از کجا فهمیده اید که ثمر داشته است؟ آنچه عیان است افت وضعیت رعایت حجاب حداقل در دو دهه اخیر است و این که ۶۰ تا ۷۰ درصد زنان ایرانی حجاب کامل شرعی را رعایت نمی کنند، هر چند به نظرم بیش از این مقدار به وجوب شرعی حجاب باور دارند. یک دیدگاه مدعی است که اگر از آغاز و یا در همین دو دهه الزام رفع شده بود، الان وضع حجاب در ایران نرمال تر بود. البته باید بر سر دو دیدگاه بحث کرد و برای آن استدلال آورد.

۴٫ من بالاتر از شما معتقدم حتی بسیاری از کسانی که اصلا پوشش اسلامی نداشته باشند، می توانند در زمره متدینین باشند و در عین حال شکاف عاطفی یا سیاسی با جمهوری اسلامی بر سر الزام به حجاب هم نداشته باشند.

ضمنا جناب عالی با این دید بازتان بفرمایید اگر زنان ایرانی حتی کسانی که حجاب شرعی را رعایت نمی کنند دیندارند و مشکل از هجمه فرهنگی غرب است پس این همه دو قطبی سازی و پمپاژ تنفر از برخی تریبونها نسبت به این زنان، ناشی از چیست و بیمارستان های متعلق به فلان ارگان انقلابی چرا حتی زنان با حجاب کامل اسلامی (مانتو) را وادار و ملزم به پوشیدن چادر می کند؟

۵٫ من هم اگر این قانون به تثبیت درونی و اعتقادی حجاب می انجامید و نتیجه اش صیانت اخلاقی بیشتر جامعه بود، با آن موافق بودم اما همه بحث بر سر این است که این قانون نه تنها نتوانسته چنین مقصودی را در حد انتظار تامین کند بلکه نتایج سوء دیگری را نیز به دنبال داشته است. ظاهر جامعه ما از حیث حجاب و پوشش و آرایش زنان برای بسیاری از مسلمانان و شیعیان و غیر مسلمانان خارج از ایران و حتی غربی ها بهت آور است.

۶٫ اگر سازمان ثبت به وظابفش عمل نکرد حتما نباید شهرداری هم به وظایفش عمل نکند اما اگر قوه قضاییه و مقننه و مجریه سرشار از ناکارآمدی و برخی از فسادهای شرم آور و اعتماد و ایمان سوز باشند و استقرار عدالت را که به گفته امام صادق علیه السلام : «العدل اساس الاحکام» به فراموشی یا حاشیه رانده باشند، حتما نباید رسانه ملی و تریبون های نماز جمعه و علمای اعلام و نهادهای تبلیغی نظام به حجاب زنان گیر بدهند و تلاش کنند ویترین دینی نظام را با آن آرایش دهند. این امری خلاف عقل و عدل و ارتکاز عقلا و طبعا خلاف شرع است.

۷٫ برخی از امور مانند برخورد با خشونت و سرقت و جنایت و بی نظمی (قوانین رانندگی) و اعمال آشکار خلاف عفت عمومی حتما الزام بردار است و مقابله با آن از بدیهی ترین وظایف اولیه یک حکومت است و البته باید در باره آنها فرهنگ سازی هم کرد اما در این که آیا حجاب هم در زمره این امور است، شدیدا تردید وجود دارد و لااقل بین کارشناسان دینی و اجتماعی و فرهنگی در مورد موثر ومفید بودن آن اختلاف نظر جدی وجود دارد و باید در باره آن همچنان به بحث و گفتگو بنشینیم.

۸٫ به چه دلیل مردم در انتخاب اصل دین آزادند اما در انتخاب برخی از احکام دین آزاد نیستند؟ چطور مردم در انتخاب فرم و محتوای حکومت آزادند و به تعبیر امام خمینی (ره) می توانند حتی یک نظام دیکتاتوری را برگزینند اما در این که می توانند بر سر برخی احکام و قوانین هم در بستر مردم سالاری وارد گفتگو وچانه زنی شوند، به خصوص اگر دارای اکثریت باشند، آزاد و محق نیستند؟ لابد روشن است که منظور امام و بنده طلبه از این حرف این نیست که مردم می توانند حق و باطل را در حیطه شریعت تعیین کنند بلکه منظور این است که خداوند انتخاب هدایت و ضلالت و بهشت و جهنم را به خود انسانها سپرده است و نه به شمشیر و زور حاکمان.

۹٫ قیاس مع الفارق است. نسبت وجوب شرعی حجاب با الزام قانونی آن مانند نسبت حرمت شرعی دروغ با حرمت آن نیست. حجاب واجب شرعی است اما این که قانونا می تواند الزامی باشد، مورد نقد و رد بسیاری از صاحب نظران است و در زمره اجتهادیات است و نه مسلمات مانند حرمت دروغ، به خصوص اگر الزام بی نتیجه یا اثر معکوس داشته باشد.

نقدی بر اشکال اقای نصیری درباره حجاب

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

پیام

  1. نکته شکافی نکته های محسن مهدیان، فعال رسانه‌ای اصولگرا در یادداشتی تلگرامی با عنوان «نقدی بر اشکال اقای نصیری درباره حجاب»:
    پاسخ نکته ۱ : مسلما شاخص اکثریت با منطق حاکم کنونی در ایران نزد آقای نصیری نیست! چون در منطق حاکم کنونی اشخاص از لحاظ وزن آراء یکسان نیستند. رای یک نفر-یادر مواردی چند نفر- در منطق حاکم کنونی وزنی بیش از کل آحاد جامعه را دارد. پس مسلما با منطق کنونی حق با ایشان نیست!
    پاسخ نکته ۲: ظاهرا محسن مهدیان منظورشان این است که می توان مساله قانون الزامی بودن حجاب را به رفراندوم گذاشت و اگر رای نیاورد الزامی بودن آن لغو شود؟! اگر اینطور است فکر کنم آن اقلیت در مقابل اکثریت یک یا چند نفری مورد اشاره در شرح نکته اول خیلی موافق رفراندوم باشند. ولی مشکل اینجاست که آن وقت این پاسخ با سوال آخر متناقض می شود چون اگر داشتن و نداشتن حجاب را مثل گفتن و نگفتن دروغ فرض کنیم که البته زیاد هم شبیه هم نیستند آن وقت سوال اینجاست که آیا گفتن و نگفتن دروغ را می شود به رای گذاشت ولو اکثریت یک یا چند نفری یک بار هم برای رضای خدا به دل اقلیت مابقی جامعه راه بیایند
    پاسخ نکته ۳: ما می توانیم چشمهایمان را ببندیم و حجاب خوب و درست بانوان شیعه مالزیایی یا مسلمان ترکیه ای که در کشورشان حجاب الزامی نیست و کمتر از ما هم تحت هجمه فرهنگی نیستند نبینیم. ضمنا متاسفانه کار بدحجابی در کشور ما از نقطه گذشته و تبدیل به یک خط لایتناهی شده است!
    پاسخ نکته ۴: خدا بشنود از دهن آدم فهمیده! خوب ما هم همین را می گوییم مبنای مقایسه باید تقوا و مبارزه با نفس باشد نه داشتن و نداشتن حجاب که ظاهر قضیه است. اما چیزی که ماشاءالله روشن نیست این است که بالاخره غربزدگی باعث کاهش دینداری می شود یا نه؟ ظاهرا نکته سنج سوول ما با ۹ نکته فاخرشان این دو را مرتبط نمی دانند. اگر مرتبط نیستند چه اصراری بر مبارزه با غرب و تفکر غربی دارید؟!!!
    پاسخ نکته ۵: نکته سنج عزیز حق مطلب را برای الزامی بودن حجاب بیان فرموده اند و راز دل کل جماعت نگران حجاب را در این نکته شان کشف حجاب کردند. بله! حجاب نه تنها تا الان از ظاهر جامعه اسلامی ما صیانت کرده است بلکه انصاف این است که بگوییم حجاب با وضع کنونی اش صیانت از اس اساس جامعه اسلامی ما بلکه بهتر بگوییم حفظ نظام اسلامی و اوجب واجبات است. که اگر نبود این معیار برای پالایش خودی از غیر خودی و دشمن از دوست آن وقت چگونه می شد با کاوش اعماق زندگی خصوصی دشمنان انقلاب و اسلام مدرکهای متقن از بی عفتی آنان کشف کرد و آنها را راهی آنجایی کرد که لیاقتشان است.
    پاسخ نکته ۶: نکته سنج عزیز!، منظورشان تبعیض در سختگیری در خصوص الزام حجاب است.
    پاسخ نکته ۷: سوال خوبی است. الزام هم نوعی تلاش در فرهنگسازی است اما اینکه جواب می دهد یا نه مهم است. ابوسفیان که خودش و فرزندش و نوه اش بیشترین نفرت را در دل شیعیان بوجود می آورند رغم بدی اش و دشمنیش آن قدری دانا بود که بفهمد این را که الزام در مقابل اختیار کدام فرهنگسازتر است. موقع فتح مکه به هند گفت” محمد(ص) بسیار زیرک است از دل وارد می شود نه از دیوار”. اما چگونه ما این را به دوستانی که به اندازه او دانا نیستند بفهمانیم؟! مطمئنا با زور نمی شود فهماند!
    پاسخ نکته ۸: بله حق باشماست و به خاطر همین اصرار شما است که وقتی مردم می بینند که بنا به حکم اکثریت یک یا چند نفری نمی توانند حجاب را انتخاب کنند کلا قید دین را میزنند و البته که این برای شما اهمیتی ندارد! و خوب تازه باز معیار خوبی است که شما نهایتا یا به بهشت هدایتشان کنید یا در صورت نپذیرفتن دین به خاطر حجاب اجباری به جهنم دره!. والبته درست می فرمائید حجاب مثل نماز نیست که بتوان در پستوخانه هم آن را نداشت چون به موقعش مدرکی می شود برای اینکه کاندیداتوری شما مثلا در نمایندگی مجلس رد شود به خاطر برملا شدن عکس نداشتن حجاب در پستوخانه تان!
    پاسخ نکته ۹: بلاخره ما نفهمیدیم دلبخواهی و سلیقه ای است یا استبداد رضاخانی است یا به قول نکته سنج محترم، جامعه اسلامی مبتنی بر رای “اکثریت” است که امکان رفراندومی که شاید اقلیت بی وزن همه جامعه اسلامی بتواند برای یکبار هم که شده از طرف اکثریت یک یا چند نفری وزین! به رسمیت شناخته شود در آن فراهم است؟

  2. مشکل امثال نصیری این است که خانواده های این افراد تحت تاثیر تبلیغات و شانتاژهای شبکه های اجتماعی دچار انحرافات اخلاقی میشوند و همین عامل باعث میشود که امثال جناب نصیری برای درست کردن حریم امن برای خانواده هایشان شروع به دفاع از باورهای آنان میکنند تا آنجا که باورهای دینی خودشان را هم تخریب میکنند.و یا خانواده های ایشان در تله های امنیتی سرویسهای بیگانه میافتند و اینها برای رهایی خانواده هایشان به ساز آنها میرقصند.

  3. این شیوه ها برای قرون گذشته شاید جواب میداده اما دیگر خیر!!! اگه جمهوری اسلامی به سمت ریفورم و دموکراسی حرکت کند که کرده در غیر این صورت فجایع کم کم خودشون رو نشون میدن و این سخن بنده نیست ، دانش سیاسی و ژئوپالتیکز و ادیان و تاریخ و روانشناسی اگر بدانید خواهید دانست که چنین تکنیک ها و سیاست هایی محکوم به شکست هستند!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن