سمفونی ای کاش

علی‌رضا ایمانخانی، دانش آموخته علوم سیاسی در یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «سمفونی ای کاش» نوشت:

حدود ده روز قبل بود که خبر اجرای حکم قصاص نوید افکاری رسانه ای شد و این خبر با اما و اگرهای بسیاری در جامعه همراه بود.

اگر چه قصاص قاتل حق خانواده مقتول بوده و در آن هیچ شکی نیست ولی چرا در مقابل این اجرای حکم آنقدر واکنش‌ها شدید و تند می باشد؟

در وهله اول عدم شفاف سازی کافی و اقناع افکار عمومی در مورد قطعی بودن براهین و دلایل در جهت مشخص بودن این نکته که برای دستگاه قضایی مشخص شده است که قتل مرحوم حسن ترکمان توسط ایشان انجام شده است. ظاهر امر ادله قضات محترم بیشتر بر اساس اعترافات بوده که چون شائبه اجباری بودن اعترافات وجود دارد پس از این جهت چندان رویه انجام کار متقن نمی باشد.

دوم. اگر حرف مسولان قضایی را که حکم ایشان قصاص بوده نه اعدام را بپذیرم پس باید پذیرفت که خانواده مقتول صاحبان حق محسوب شده، پس درست در زمانی که افرادی از معتمدین استان و کشور در حال اخذ رضایت بودند اصرار در اجرای حکم نوعی دهن کجی به افکار عمومی جامعه محسوب می شود.

سوم. زمان، اجرای حکم در روز شنبه و در ماه محرم اگر چه قانونی بوده ولی خارج از عرف می باشد.

چهارم. مطابق، قوانین مصوبه کشور، قبل از اجرای حکم قصاص، محکوم به قصاص، حق ملاقات با نزدیکانش از جمله وکیلش را دارد ولی ظاهرا این اجرای حکم در بی خبری کامل و با عجله انجام شده است.

پنجم. در این شرایط بسیار بد تحریمی و تنگنای اقتصادی، چرا به جهت دهن کجی به محافل حقوق بشری، و نشان دادن اقتدار ظاهری این حکم خارج از عرف و به سرعت اجرا شده است (پرونده های مشابه موجود می باشند که به جهت تلاش، همکاران دستگاه قضایی در جهت اخذ رضایت چندین سال است که مختومه نشده است) ولی اجرای این حکم با طوفانی از حسرت و ای‌کاش هم بود

ای‌کاش، مسولان محترم تلاش بیشتری جهت قانع کردن مردم جهت اثبات اتهام نوید افکاری انجام می‌دادند!

ای‌کاش، همانطور که با تلاش خیرخواهانه در ماجرای قتل های محفلی کرمان، یک نفر هم مجازات نشد این بار هم این خیر خواهان فارغ از علایق جناحی، برای حفظ جان یک جوان تلاش می‌کردند نه اینکه فقط خاستگاه سیاسی برایشان مهم باشد.

ای کاش، برای نشان دادن اقتدار دستگاه قضایی، سعید طوسی ها، خاوری ها، و… دیگران مجازات می شدند و برای نشان دادن این اقتدار گزینه های بهتری هم بود.

ای کاش، حالا که حکم قصاص بود، نه اعدام. مسولان استان فارس، راه نیمه باز کسب رضایت را کاملا مسدود نمی‌کردند.

ای‌کاش. و صدها ای‌کاش دیگر در این ماجرا وجود داشت و دارد و خواهد داشت.

کلام آخر این است با بررسی مجدد پرونده و تنویر این پرونده برای عموم مردم و نشان دادن مستندات و دلایل حداقل اینکه بخشی از جامعه را که گمان می‌کند ایشان بی گناه بوده را قانع کنند تا مشخص شود اگر هم در انجام مسائل عرفی به دلایلی سهل انگاری پیش آمده لجبازی نبوده و اصل ماجرا واقعیت دارد.

پاسخ قوه قضاییه به پرسش‌ها و ابهامات پرونده نوید افکاری

«شاهد بودن ناصری بر ضرب و شتم نوید افکاری کذب است»

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن