نگاه یک تحلیلگر ارشد به تاثیر فشار آمریکا بر قدرت گرفتن تندروها

/ گفت‌وگو با دیاکو حسینی-تحلیلگر ارشد مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری /

زهرا منصوری، انصاف نیوز: دیاکو حسینی می‌گوید چیزی به اسم «مکانیسم ماشه» وجود ندارد و ایران تا انتخابات آمریکا قطعا برنامه‌ای برای خروج از برجام ندارد؛ برجام به نفع اروپایی‌ها و ایران است و باید برای حفظ اجماع به همین خویشتن‎داری ادامه داد.

حتی با وجود بایدن شاید شانس محافظه‌کاران درایران بیشتر باشد

دیاکو حسینی- تحلیلگر ارشد مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری- در گفت‌وگو با انصاف نیوز درباره‌ی تاثیر فشار آمریکا بر انتخابات ۱۴۰۰ در ایران گفت: «ببینید وقتی تنش میان ایران و آمریکا شدت پیدا می‌کند، گروه‌هایی که طرفدار شدت عمل در برابر آمریکا هستند، همیشه تقویت شده‌اند. بنابر تجربیات گذشته اگر محافظه‌کاران ایرانی هم‌زمان با دولت ترامپ یا تندورها در آمریکا به قدرت برسند، این مسئله می‌تواند خطر برخورد نظامی یا سوء تفاهم‌‌های منجر به برخورد نظامی را افزایش دهد. بر خلاف دوره‌های قبل این احساس را بیشتر در ایران داریم. این دوره ضمن اینکه این نگاه سنتی برداشته شده، جنبه‌ی جدیدی هم اضافه شده است».

این تحلیلگر نتیجه‌ی انتخابات آمریکا را غیرقابل پیش‌بینی دانست و توضیح داد: نمی‌توان از الان این مسئله را پیش‌بینی کرد باید پس از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا دید که اوضاع به کدام سمت پیش خواهد رفت. اگر استنباط عمومی این باشد در صورت انتخاب آقای بایدن در آمریکا لازم است افرادی در ایران به قدرت برسند که سرسختی بیشتری نسبت به آمریکا دارند و می‌توانند در برابر یک تعامل احتمالی با آن دولت موضع موفق‌تری داشته باشند، در آن صورت حتی ممکن است با وجود آقای بایدن محافظه‌کاران در ایران شانس بیشتری برای انتخابات داشته باشند.

او ادامه داد:  البته می‌توان از این مسئله برداشت‌های مختلف داشت، همانطور که گفتم ممکن است جمع‌بندی نهایی ما این باشد که با آمدن آقای بایدن به قدرت با طیف میانه‌روتر که بیشتر آمادگی دیپلماسی را دارند قدرت را در دست بگیرد تا وضعیت را به یک فرایند مطلوب برساند.

برجام یک نفع متقابل برای ایران و اروپا است

حسینی درباره‌ی توافق برجام گفت: با وجود توافقاتی مثل برجام، طبیعی است رفتار ایران از نگاه اروپا و بخشی از آمریکا یک رفتار کنترل شده و پیش‌بینی‌‌‌پذیرتر است. اما متقابل این هم درست است، زمانی که ایران در یک توافق با غرب قرار دارد، رفتار غرب برای ایران پیش‌بینی‌پذیرتر است و اگر امروز رفتار آمریکا غیر قابل پیش بینی است چون که آمریکا دیگر عضو برجام نیست، بنابراین یک نفع متقابل برای ایران و اروپا است و تاکید بر یک جانبه بودن آن درست نیست.

این تحلیلگر ارشد یکی از دلایل تهدیدات آمریکا برای فشار و تحریم بیشتر علیه ایران را مربوط به مسئله‌ی انتخابات آمریکا دانست و تشریح کرد: چون آقای ترامپ هیچ دستاورد خارجی محسوسی نداشته است، دست‌کم تلاش می‌کند با کمک این فشارها این تبلیغات را بفروشد که توانسته خطر ایران را مهار کند. وجه دیگر این است که آمریکا سعی می‌کند از طریق همین افزایش تحریم‌‌ها تا جایی که امکان دارد ایران را وادار کند تا با ناامید شدن از برجام به میز مذاکره با آمریکا تن بدهد که درواقع یک میز تسلیم یک طرفه است. در عین حال طیفی از داخل آمریکا به غیر از آقای ترامپ فکر می‌کنند با کمک این نوع از تحریم‌ها، ایران تحریک به خروج از برجام یا یک‌سری از سلسله رفتارهای افراطی دیگر شود تا مقدمات لازم برای یک برخورد نظامی را فراهم کند؛ برخوردی که تا قبل از انتخابات آمریکا می‌تواند به نفع آقای ترامپ تمام شود.

حسینی افزود: در مجموع نیات مختلفی برای این مسئله وجود دارد، شاید از نگاه آقای ترامپ موضوع تبلیغات انتخاباتی مهم‌تر است و شاید آقای پمپئو به برخورد نظامی بیشتر فکر می‌کند. عده‌ای دیگر این نگاه را دارند که این فشارها منجر به تسلیم شدن زودتر ایران در میز مذاکره می‌شود. نیت کامل و واحدی در آمریکا نیست. در دولت آمریکا نیات مختلفی وجود دارد که منجر به افزایش فشارها و تحریم‌‌ها علیه ایران در این دوران شده است.

انتخاب ترامپ در سال ۲۰۱۶ تصادف تاریخی بود؟

وی درباره‌ی واکنش کشورهای اروپایی در مقابل آمریکا توضیح داد: «برای اروپایی‌ها اولویت اصلی حفظ برجام است تا ببینند انتخابات آمریکا چه می‌شود. از نظر اروپایی‌ها انتخاب آقای ترامپ در سال ۲۰۱۶ یک تصادف تاریخی بود و الزاما انتخاب او به معنی خط مشی کلی سیاست امور خارجه آمریکا نیست، اما اگر در سال ۲۰۲۰ دوباره ترامپ انتخاب شود این دیگر  فقط یک تصادف نیست و اروپا باید به دنبال منافع خود همگام با آمریکا حرکت کند. تا آن زمان -یعنی انتخابات آمریکا- حفظ برجام برای اروپایی‌ها اولویت دارد. اما ممکن است اگر دوباره ترامپ انتخاب شود مواضع اروپایی‌ها به طور کامل تغییر کند.

اروپایی‌ها آقای بایدن را به طور طبیعی ترجیح می‌دهند؛ چون آمریکا را به مسیر اصلی و قبلی خود برمی‌گرداند. اگر آقای بایدن رئیس جمهور شود می‌توانند امیدوار باشند رابطه با اروپا اصلاح شود. اگر آقای ترامپ انتخاب شود دو دستگی ایجاد می‌شود، عده‌ای معتقد هستند حتی به رغم بدرفتاری‌های آقای ترامپ اروپا باید با آمریکا کار کند. گروهی دیگر معتقد هستند که اروپا باید جایگاه مستقلی از آمریکا داشته باشد و به تدریج به یک استقلال عملی در دیپلماسی برسد. نتیجه‎ی این دو دستگی را باید در آینده دید که کدام طیف موفق‌تر خواهد شد و به طبع آن سرنوشت برجام چه خواهد شد‌.

در جنگ عراق هم دیدیم اروپایی‌ها در مقابل آمریکا مقاومت کردند، تنها یک بخشی از اروپایی‌ها به سمت تایید حرکت آمریکا رفتند. اروپایی‌هایی این سابقه را دارند که از نظر دیپلماسی مقابل آمریکا بایستد، مثل زمانی که فرانسه تحت رهبری دوگل تصمیم گرفت از ناتو جدا شود، استقلال اروپا به این معنی است؛ مناسبات تجاری و اقتصادی اروپا و آمریکا کمتر شود و قدرت نظامی اروپا که امروز به طور کامل امنیت آن وابسته به آمریکا است، در این زمینه استقلال داشته باشد و همچنین دست و بال اروپا برای مقابله با آمریکا در مواردی که اختلاف عمده دارند، بیشتر خواهد شد. الان در این مرحله نیستیم. صرفا لفاظی دیپلماتیکی وجود دارد. این ایستادگی اروپا در برابر آمریکا در بعضی از موارد نمی‌تواند به معنی استقلال باشد».

حسینی گفت: به خاطر اختلاف اروپایی‌ها باهم، ممکن است مسئله‌ی استقلال اروپا به راحتی رخ ندهد و سال‌ها زمان ببرد. عده‌ای از اروپایی‌ها مثل آلمانی‌ها و فرانسوی‌ها به استقلال اشتیاق دارند. اگر ترامپ دوباره انتخاب شود افرادی که استقلال اروپا را ترجیح می‌دهند احتمالا تقویت خواهند شد.

چیزی به اسم مکانیسم ماشه وجود ندارد

دیاکو حسینی بعید می‌داند تا انتخابات آمریکا، تصمیم عجولانه‌ای در ایران برای خروج از برجام گرفته شود و توضیح می‌دهد: چیزی به اسم مکانسیم ماشه وجود ندارد. آمریکا در شورای امنیت جلسه‌ای را تشکیل داد، تلاش کرد علیه ایران عمل کند و  هر سه بار شکست خورد؛ اما آنچه به «مکانیسم ماشه» معروف است مربوط به بند ۳۶ برجام است ولی فعال شدن آن در شورای امنیت به جایی نرسید. اعلام یک طرفه‌ی مکانیسم ماشه از سوی آمریکا به معنایی که در برجام آمده، نیست. بنابراین این مسئله منجر به خروج از برجام نمی‌شود. ضمن اینکه ماندن در برجام به انزوای آمریکا کمک می‌کند. ایران از این فرصت‌ها می‌تواند استفاده کند و آمریکا را در انزوا نگه دارد. در حالی که اگر ایران از برجام خارج شود انزوای آمریکا هم تمام می‌شود. در این برهه انگیزه‌ی زیادی برای خروج از برجام نیست مگر اینکه عده‌ای دچار افراط‌گری‌های داخلی شوند؛ وگرنه در سطوح عالی نظام هم چنین مشی‌ای نیست.

او در پایان برای حفظ اجماع کنونی گفت: اجماع کنونی را با ادامه‌ی مسیر موجود باید حفظ کرد، کاری که تا امروز کردیم خویشتن‌داری در برابر تحریکات آمریکا بود؛ تحریکاتی مثل ترور سردار سلیمانی تا اعمال تحریم‌های یک جانبه و تحریم‌های شورای امنیت. این سکوت و خویشتن‌داری ایران عامل اصلی بود که آمریکا نتوانسته تلاش خود را به نتیجه برساند.

پاسخ دیاکو حسینی به یک سوال چند میلیون دلاری

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

پیام

  1. نامه ی مهم به سید محمد خاتمی ( از طرف هوادار اصولگرایی که به او پیشنهاد کنار رفتن دکتر عارف و جهانگیری به نفع روحانی و لیست ائتلاف امید را داد ) برای انتخابات ۱۴۰۰ / اصلاحات در اصلاحات

    بسم الله الرحمن الرحیم

    با قدردانی از سید محمد خاتمی عزیز و موسوی خوئینی ها بزرگوار و سایر شخصیت های اثرگذار این جریان
    به رسم سالهای پرشکوه پیروزی های بزرگ اصلاحات پیشنهاد کاندیداتوری آقایان دکتر عارف و جهانگیری و میرمحمود موسوی و سید محمدرضا خاتمی و.. و خانم ها جلودارزاده و ابتکار و.. را می دهم که به نظرم اگر انتخابات آزاد بود و همه تایید می شدند در ابتدا خانم ابتکار و در درجه دوم جناب آقای سید محمدرضا خاتمی رای آوری بالایی داشتند اما با توجه به تنگ بودن قیف تایید صلاحیت ها قطعا صد در صد در ۱۴۰۰ با تایید دکتر عارف و دکتر جهانگیری و دکتر لاریجانی و حجت الاسلام مجید انصاری رو به رو میشویم یا شاید وضع بدتر فقط دکتر لاریجانی تایید شوند. با توجه به این اقدام ناجوانمردانه ی رقیب انتخاباتی که تمام نهاد نظارتی انتخابات یعنی شورای نگهبان را در قبضه ی خود دارد باید از الان وارد مذاکره شوید و در نهایت افراد نامبرده شده در کل متن در انتخابات ثبت نام کنند حتی آیت الله موسوی خوئینی ها و به نظرم حتی بزرگان عزیز میرحسین موسوی یا شیخ مهدی کروبی و مانند آقای آیت الله هاشمی رفسنجانی در سال ۹۲ ردصلاحیت بشوند اما مانند وی کنار نروند!! در میدان تبلیغات و ستادها بمانند و جسارت دفاع جانانه ی دکتر جهانگیری را داشته باشند و تبلیغ کنند و ستادها کار کند تا روز رای گیری که به نظرم جناب دکتر عارف مناسب هستند اجماع واحد در این شرایط قیف تنگ تایید صلاحیت ها روی ایشان اجماع واحد شود.
    فردای انتخابات ۱۴۰۰ سید محمدرضا خاتمی عزیز و سایر اقایان و خانمها مشاوران درجه اول و معاون اول دکتر محمدرضا عارف شوند.
    اینبار سید عزیز آقای خاتمی اشتباه دوم خرداد را نکنید. هرچیز گام به گام و سنگر به سنگر است.
    علنی در مناظرات بگویید ما حاضریم به شماها امتیاز دهیم با زور چادر سر مردها کنید ولی تورو خدا بگذارید شرکتهای حاکمیتی و نظامی و دولتی را خصوصی کنیم و سهامش را بدون مزاحمت در بورس بفروشیم به مردم واقعی .
    برگه سهام را بیمه کنید.. به ضرر دیدگان یارانه دهید.. نوسان گیری را در بازه حداقل تنظیم کنید..

    به مردم بگویید استراتژی ما در فردای ۱۴۰۰ گام به گام و سنگر به سنگر است زیرا طرف مقابل ما نمی گذارد اصلاحات ساختاری شکل بگیرد باید عملگرایی و پراگماتیسم عمل کنیم . آقای تاج زاده به نظرم اشتباه می کنند نهاد رهبری قابل ادغام در ریاست جمهوری نیست چون نمیگذارند و شب میریزند داخل خونه فردی که این حرف زده را با وانت می برند!! ( شوخی )
    اما با کمک و همفکری و چراغ سبز برخی نهادهای قدرت میتوان عملگرا و پراگماتیسم مثل مذاکرات اتمی برجام انتخاباتهای ۹۲ و ۹۴ و ۹۶ و.. را رفراندوم کرد و حماسه آفرید .

    سید محمد خاتمی بزرگوار من پیش بینی رای بالایی در ۱۴۰۰ می کنم
    ۱۴۰۰ تاریخی ترین سال در سپهر سیاسی ایران و اسلام و جهان می باشد

    فردای ۱۴۰۰ از ۲۰ میلیون نفر سه دهک پردرآمد که سه ماشین دارند مالیات بگیرید یا اگر ناراحت میشوند و رای نمی دهند فرهنگی مانند دیوار مهربانی و اخلاق مهربانی و خیریه و مهک و.. ترویج کنید

    عدالت برای قوه قضاییه و جرایم است . تعادل دهک ها و تعادل درآمدی برای اقتصاد است . آزادی عدالت را محدود نمی کند بلکه عدالت ضامن حریم خصوصی و حقوق اساسی و آزادی های اساسی است

    آیت الله موسوی خوئینی ها به نظر بعد از فوت هاشمی رفسنجانی و تحریم های ترامپ توانستند به درستی اصلاحات را از شوک راهبری و استراتژی خارج کنند

    ۱۴۰۰ راه ما دوم خرداد اقتصادی است
    ۱۴۰۰ راه ما در برابر داعشی ها عملگرایی است
    ۱۴۰۰ راه پراگماتیسم است
    فعلا بر روی لیبرالیسم و شعار آزادی مفرط خط بکشید
    هر چیز گام به گام است

    اگر دکتر روحانی اگر ظریف و اگر واعظی و… مخالف مذاکره و اصلاح برجام و معیشت مردم هستند باید بگویم در این نقطه ی تاریخی به آنها می گوییم خداحافظ روحانی .. خداحافظ ظریف و خداحافظ واعظی و.. !
    می خواهیم که این سخنان را دکتر جهانگیری عزیز بر روی سن و صحنه ی تبلیغات ۱۴۰۰ با بالابردن دست دکتر عارف به همه بگوید که انشالله دور بعدی ! انشالله ۱۴۰۰ با عارف و مشاوری سید محمدرضا خاتمی و…

    اینبار پیشنهاد من :
    ائتلاف : به یاد آور امید را هست ( با رنگ آبی فیروزه ای برای همه ی کاندیدای تایید صلاحیت شده و نشده تا روز ۱۴۰۰ )
    زنده باد عارف
    زنده باد جهانگیری
    زنده باد سیدمحمدرضا خاتمی عزیز و بزرگوار و برادر عظیم الشان خود که بارها از خود گذشتند.

    خواهش میکنم دوم خرداد را از فرهنگی و اجتماعی شیفت کنید به اقتصادی و سیاست خارجی.. فعلا مالکیت خصوصی ملاک است و تنظیم فرهنگ اون ۶۰ میلیون نفری که قراره کوپن کالای اساسی بگیرند و اون ۲۰ میلیونی که نمی گیرند و باید مهرورزی کنند

    فعلا امتیاز محافظه کاری فرهنگی و اجتماعی به محافظه کاران بدهید در برابر تغییر اقتصادی و مالکیت خصوصی و بورس .
    مشاغل مجازی و گسترش اینترنت و افزایش پهنای باند در دستور باشد. در عرصه ی فرهنگ و اجتماع کارهای خنثی و زیربنایی مثل ساخت سالن تئاتر و سینما و اینترنت کنید ولی اقتصاد جهت دار باشد!

    هرچه جلوتر میرود مجلس یازدهم ضعیف تر میشود و امیدها را ناامید می کند. مشارکت ۴۲ درصدی را ۸ درصدی کردند!
    اگر اینگونه بود به نظرم باید لیست واحد انتخابات مجلس برای ۹۸ میدادید تا مشارکت بالا برود تا مجلس قوی تشکیل شود.
    به نظر میرسد با مشارکت ۸ درصدی دیگه اصولگرایی تمام شده است و اون ۸ درصد هم به خاطر نواصولگرایان ( که آقای قالیباف بداند باز مشاوره اش با فردی بوده که ناشناس است و مشاوره ۹۲ و ۹۴ و ۹۶ را داده بوده ) بوده است

    آینده برای کسانی است که شعار اصلاحات در اصلاحات و شعار نواصولگرایی می دهند است

    آینده برای کسانی است که در میان تنش اسلام رحمانی و انقلابی آمدند اسلام اعتدالی و سلسله مراتبی را طرح و باور کردند. همینطور شعارهای تند دوم خرداد و نه غزه و نه لبنان و غنی سازی صفر و.. را تعدیل کردند به برجام های مختلف..

    زنده باد شعار اعتدال که شعار سید محمد خاتمی در سال ۷۶ بود
    زنده باد اصلاحات
    زنده باد اصلاح طلبی

    به نظرم آقایان سید محمد خاتمی و موسوی خوئینی ها و مهدی کروبی و.. نهادهای قدیمی و کهنه اصلاحات را تعطیل و شورای سیاست گذاری را سامان دهند و ریاست شورا جدید آقای کروبی باشد

    همانطور که گفتم آقای تاج زاده اصلاحات ساختاری شدنی نیست اما عملگرایی و پراگماتیسم شدنی است مثل همون قضیه آوردن یک مرد در کنار یک زن برای خوانندگی خانمها تا جنس صدای زن به صدای یک پسر بچه برسد و حلال شود صدای حرام ( کاملا علمی )

    وقتی خیلی نهادها اصلاح نمیشوند دنبال موئتلف و ائتلافگر و دوست و رفیق در آن نهادها بگردید . این می شود عملگرایی و پراگماتیسم

    قطعا اگر واقعیات و شرایط سنجی و معنویات جدید اصلاحات را سید بزرگوار خاتمی در ویدئویی بگویند و نامه نگاری های آقای موسوی خوئینی ها ادامه بیابد شرایط مشارکت مردمی به سال ۹۲ و ۹۴ و ۹۶ بر می گردد

    به یاد آور امید را
    زنده باد اسلام
    زنده باد ایران
    زنده باد برجام
    زنده باد عدالت
    زنده باد آزادی و آزادگی

    والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

  2. نامه ی گلایه آمیز به اصلاح طلبان دوم خردادی و روشنفکران : آنگونه که به مفاهیم فرهنگی مدرنیته تاکید کردید بر مفاهیم اقتصادی تاکید نورزیدید / اصلاحات در اصلاحات

    بسم الله الرحمن الرحیم

    با تشکر از زحمات اصلاح طلبان دوم خردادی و روشنفکران
    آنگونه که به مفاهیم فرهنگی مدرنیته تاکید کردید بر مفاهیم اقتصادی تاکید نورزیدید
    از دوم خرداد تا اکنون
    به بورس تاکید نکردید
    در مورد شرکت و مالکیت خصوصی صحبت نکردید
    از لحاظ سیاسی ۱۰۰ برابر مالکیت شرکتها مهمتر از مسائل حاشیه ای است

    شعار ۱۴۰۰ : دوم خرداد اقتصادی ( رهاسازی مالکیت شرکتها حاکمیتی ) / احیای امید ایرانیان / حجاب ارشادی ( نه اختیاری نه اجباری ) باشد

    شورای سیاست گذاری اصلاحات بازوی آقای سید محمد خاتمی باشد و ایشان دستوری بدهند که میرمحمود موسوی و سید محمدرضا خاتمی عزیز و محمدرضا عارف و اسحاق جهانگیری کاندیداتوری ۱۴۰۰ را بر عهده بگیرند در کنار کاندید یدکی یعنی علی لاریجانی

    ردصلاحیت ها نا امیدی ایجاد نکند . همه ی اصلاح طلبان کاندید با رنگ واحد آبی فیروزه ای و شعار به یاد آور امید را ستاد بزنند و پس از ردصلاحیت نیز فعالیت کنند به نفع کاندید واحد عبوری تا روز رای گیری . صد در صد فردای ۱۴۰۰ اصلاحات پیروز هست.
    به این پروژه میگویند جامعه ی جنبشی ! جامعه ی پویای ایران اسلامی ! که همه ی ایرانیان مشارکت دارند به رهبری اصلاحات سید محمد خاتمی ! این یعنی اصلاحات در اصلاحات وسیع تر از پارلمان اصلاحات ! یعنی هر ایرانی یک ستاد ! هر ایرانی یک مصلح !

    جبنش ستادی کاندیدا به راه بیاندازید.. نام پروژه نهایی را تعدد واحد با رنگ واحد می گذارم.. رنگ زیبای آبی فیروزه ای ! _جامعه ی جنبشی

    پس به یاد آور امید را …
    دوباره آزادی
    دوباره عدالت
    راه ما آزادی است

    والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

  3. راه ما آزادی است یعنی در همه ی زمینه ها به خصوص قطعا اقتصاد و مالکیت خصوصی باید تعدد مالکیت باشد ! باید مالکیت خصوصی باشد! / اصلاحات در اصلاحات

    بسم الله الرحمن الرحیم

    راه ما آزادی است یعنی در همه ی زمینه ها به خصوص قطعا اقتصاد و مالکیت خصوصی باید تعدد مالکیت باشد ! باید مالکیت خصوصی باشد!

    و ضامن آن عدالت است یعنی قوه قضاییه از مالکیت افراد با ادیان و سلایق مختلف و رنگارنگ پشتیبانی می کند حتی اگر منتقد ما باشند

    پیش به سوی دوم خرداد اقتصادی
    احیای امید ایرانیان
    حجاب ارشادی

    والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

  4. استحکام [وضع موجود] ایران چه به صورت سکولاریسم و چه در این اواخر با دیدگاه مذهبی از یکسو محصول سیاست خارجی آمریکا و از جنبه مهم تر و تاثیر گزار تر به دلیل محافظه کاری و منفعت جویی اصلاح طلبان در چند دهه اخیر است.

    منافع ایالات متحده در منطقه آنچنان با نظام های استبدادی حاکمان کشورهای نفت خیز غریگرا گره خورده که هر گونه حنبش آزادی‌خواهی و دموکراتیک در منطقه را در تحلیل نهایی بر خلاف امنیت و مصالح خود ارزیابی میکند.

    از منظر آمریکا ایده آل ترین فرم حکومتی برای کشورهای منطقه حاکمیت اقتدارگرایان مستبد است که ورای منافع ملی خود می‌اندیشند و صرفا دغدغه حاکمیت و قدرت در حوزه تحت نفوذ خود و حمایت بین المللی آمریکا را دارند.

    بی عملی و رفتار کج دار و مریز آمریکا در قبال ظهور و گسترش جنبشهای حهانی تروریستی القاعده و داعش و طالبانی و حبهه های رنگارنگ منسب به انها در مناطق تحت الحمایه این کشور که در خلاء قلع و قمع نهادهای مدنی و اعتراضات عدالتخواهانه شکل گرفته حتی به حمایت های عیر مستقیم و باز کردن باب گفت و گو با سران آنها نیز در این اواخر انحامیده است

    [این کار] فقط با اهداف مصون نگهداشتن نیروهای نظامی و پیمانکاران آمریکایی و حفظ و تحکیم نظم موجود در منطقه و فشار بر نظام ها و نهادهای مخالف و تشویق مهاحرت اسلامگرایی بومی درونی در عوض به رسمیت شناختن آنها و بی اعتنایی به بربریت و وحشیگری این گروه ها در قبال میلیون ها مردم بی پناه و بیگناه این منطقه است.

    ارسال اسلحه و مهمات و پشتیبانی مالی از این گروه ها در سوریه و یمن و عراق و لبنان و افغانستان و ترکیه و کودتای نظامیان مصر و آموزش هسته های آدمکش برای ترور دانشمندان و نظامیان و خرابکاری نمونه هایی غیر قابل انکار و آشکار از سیاست های راهبردی آمریکا در منطقه است.

    حربه تبلیغاتی ایالات متحده و متحدانش در بزرگترین حامی تروریست خواندن ایران که در واقع همکاری های سپاه پاسداران و حزب الله و حشد الشعبی و حوثی ها و جهاد اسلامی فلسطین را نشانه گرفته است که ایران آن را جبهه مقاومت مینامد یک واقعیت آشکار را گذشته از عملکرد آنها کتمان میکند و در داد و قال رسانه های وابسته به خود و متحدان عربی-عبری سعی در به باد فراموشی سپردن آن دارد.

    این است که تمامی این سازمانها و گرایشات در کوران جنگ های مقاومت علیه اشغالگری آمریکا- اسراپیل و شیخ نشینها و مرتجعین عرب در سرزمین های خود شکل گرفته و علیرغم نقطه نظرات دگماتیک و مذهبی و بیگانه ستیز ماندگاری خود را بیشتر مدیون غریزه ملی گرایی اهالی این مناطق هستند.

    جالب توجه اینکه جبهه مقاومت زمانی با چالش های جدی روبرو میشود که ملی گرایی و میهن دوستی و استقلال طلبی آنها با تردیدهای انظار داخلی خود مواجه می‌شود.

    خنده دار اینکه در تنگناهای اقتصادی و مدنی و فساد فزاینده ایرانی‌ها، پاسداران را متهم به کرنش ورای منافع ملی به عراق و سوریه و لبنان میکنند- عراقی ها و لبنانی‌ها و سوری‌ها هم مقامات خود را به کرنش بیش از معمول نسبت به ایران محکوم می‌کنند.

    ولی به هنگام مواجهه با نیروهای نظامی عربی-عبری-آمریکایی در کشور خود بسیاری از این انتقادات فرو می‌نشیند و آنها دوباره جامه قهرمانان ملی را به تن می‌کنند. چه بسا که برافراشتن پرچم آمریکا ستیزی از سوی این نیروها در جهت حفظ این برتری در قبال جبهه استبداد سکولاریستی و وهابیست.

    مقایسه رفتار و ماهیت این جبهه با تروریسم جهانی عربی-عبری-آمریکایی که در شکل القاعده-داعش-طالبان و با ایدپولوژی وهابیت و حمایت مالی و تسلیحاتی شاهزادگان و حاکمان عرب و برخی محافل آمریکایی صورت میگیرد چهره منفور و دهشتناک به کارگیری این روش در سیاست خارجی را عیان می‌سازد.

    ایالات متحده آمریکا تاکنون نه تنها هیچ پاسخ و رویکرد مثبتی در قبال جنبشهای ملی کرایانه و استقلال طلبانه نداشته بلکه حتی با آشکار شدن شکست های پی در پی خود همچنان راه گذشته سرکوب و تعمیق مشکلات آن را می‌پیماید.

    تبلیغات اخیر حقوق بشری آمریکا علیه ایران نیز صرفا در دورانی اوج می‌گیرد که که کفگیر فشارهای اقتصادی و تحریم ها در جهت تشویق ایران به پیوستن به نظم حاکم بر منطقه به ته دیگ می‌خورد و قبل از هر چیز تناقض در رفتار و کردار آمریکا و بی اعتباری آن را به نمایش می‌کشد.

    اینکه در سالهای اخیر رهبر دموکراسی جهان چگونه به ورطه اقتدارگرایی و افراط و نژاد پرستی و سرکوب زنان و اقلیت ها در غلطید و به دست خود جهان را عرصه ظهور قدرت های دیکتاتوری رنگارنگ و نکوهش و ستیز با اروپای آزاد انجامید در حوصله این مقوله نمی‌گنجد بلکه فقط یادآوری موقعیت بسیار متزلزل و خطرناک آزادیخواهان و کشورهای آزاد در شرایط فعلی و ضرورت اتحاد و یگانگی هر چه بیشتر آنها در عرصه ملی و بین المللی است که از این منظر ضعفهای تاریخی اصلاح طلبان ایرانی را نیز با توجه به شرایط خطیر فعلی برجسته می‌سازد.

    ایران علیرغم سنت دیر باز مبارزاتی آزادیخواهی و پارلمانتاریسم در سده های اخیر و تجربه دو انقلابی که منجر به تدوین قوانین اساسی جدید شد همچنان از [برخی] مقدماتی ترین حقوق مدنی خود محروم است و در سایه این محرومیت و فضای تنگ سیاسی، میراث خوار نظام اقتصادی رانتی و فساد سازمان یافته شده.

    رفرم های مدرن اقتصادی در سایه ریشه دوانی و ماندگاری چنین الگویی کشور را در حلقه تورم لجام گسیخته و بیکاری فزاینده و توسعه ناموزون گرفتار کرده و هرگز قادر نبوده که نیروی انسانی کشور را در جهت تقویت رفاه عمومی و امنیت ملی کشور به خدمت بگیرد.

    مشکلات انباشته و عدیده اجتماعی از افسردگی و فروپاشی کانون خانواده و اعتیاد و تبهکاری در گامهای اولیه به عادت ما به دروغگویی و دروغ پذیری برای بقا در نظام و فرهنگ منبعث از آن که راستگویی و حق پذیری را نکوهش و مجازات می‌کند و عدم توانایی رویارویی با واقعیت ها و عدم مسپولیت پذیری باز می‌گردد.

    این دو مولفه ارکان اصلی دیوانسالاری تاریخی در ایران است که اصلاح طلبان سالهای ۷۰ با رویکرد تغییر در این نگاه مدیریتی پا به عرصه انتخابات گذاشت و امید اصلاحات دموکراتیک را به روح استقلال و آزادیخواهی انقلاب اسلامی ۵۷ بعد از حدود بیست سال پس از آن گره زد و بار دیگر نهضت مردمی نوینی را در ایران پایه گزاری کرد ولی در مواحهه با سد های متعدد اقتدارگرایان در حاکمیت ناکام ماند و در عوض پافشاری برخواستهای خود از آن عقب کشید.

    این بار به منظور بازگشت به قدرت و علیرغم اعتراضات فراگیر ۸۸، از جناح اصولگرایان معتدل به رهبری روحانی و لاریجانی در اوج تحریم‌های اقتصادی سازمان ملل و توافق با آمریکا حمایت کرد و یکسره تمامی درخواست‌های بدنه عظیم اصلاح طلبی را به باد فراموشی سپرد، تا جایی که بعد از وقایع دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ نیز حاضر به دفاع از حقوق مردم و تحقیق در این مورد نشد.

    اکنون نیز با شرایطی روبروست که نه می‌تواند بار دیگر ملت را به خود ملحق کند و نه قادر است که اصلاح پذیری نظام را در دکترین سیاسی خود بگنجاند و در نتیجه جامعه را با ناامیدی و بی اعتمادی و بی عملی و انشعاب مواجه کرده و صرفا به پذیرش حاکمیت یکدست اقلیت تندرو و انتخابات فرمایشی رضایت داده است.

    نه قدرت و شهامت سازماندهی بر اساس دیدگاه توسعه سیاسی و فرهنگی دارد و نه میتواند شهد شیرین قدرت را فراموش کند و به دست خود مقدمات تحولات رادیکال و غیر قابل پیش بینی را در جامعه رقم زده است.

    به عبارتی دیگر رهبران اصلاح طلب از خود در پیشبرد خواسته های مردم به بهانه عدم پذیرش در شورای نگهبان خلع ید کرده و مرتبا در حال عقب نشینی و انفعال است.

    چالش های آزادی‌خواهی و خلاصی از یوغ فساد سازمان یافته و تورم لجام گسیخته و بیکاری با روابط ما با آمریکا کاملا بی ربط نیست ولی آنها نه تنها حلال مشکلات اصلی ما نیستند بلکه خود بخش قابل توجهی از مشکلات ما هستند.

    متاسفانه ایالات متحده آمریکا با ایران دموکراتیک و مستقل هم سر سازگاری نخواهد داشت. نمونه یک کشور دموکراتیک با جمعیت مسلمان در خاور میانه الگوی مناسبی برای حفظ منافع آنها نخواهد بود.

    این مهم فقط به دست ایرانیان و پشتیبانی آزادی‌خواهان جهان و در محیطی مسالمت آمیز و قانونمند امکان پذیر است. عراق و افغانستان در همسایگی ما آیینه تمام نمای تبلیغات توخالی دموکراسی خواهی آمریکاست.

    انتهای پیام

  5. فواد ایزدی اصولگرا گفت: آیا می‌توان ضمانت کرد با تصویب CFT طرف مقابل با ما راه می‌آید؟

    آقای ایزدی،
    راه آمدن از این بهتر وجود ندارد که مانند زین‌العابدین بن‌علی به سلامت برکنار می‌شوید و گرفتار بلایی که صدام حسین و معمر قذافی دچارش شدند نمی‌گردید.
    شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند.

    سرور گرامی،
    تنها راه نجات میهن اتحاد ماست که هم‌صدا جمهوری اسلامی را تشویق به انجام دو فوریت نماییم:
    ۱- مذاکره با آقای ترامپ برای دفع تهدیدات خارجی،
    ۲- به رسمیت شناختن حق #آزادی_بیان مصوب قانون اساسی جهت حل مشکلات داخلی،
    با تشکر از توجه شما،

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن