در رثای استادی سترگ و گمنام

آیت‌الله سیدعباس حسینی قائم‌مقامی در یادداشتی با عنوان «در رثای استادی سترگ و گمنام» در کانال تلگرامی خود نوشت:

در رثای استادی سترگ و گمنام

هو الباقی

ارتحال عالم وارسته ، فقیه متبحر فیلسوف محقق حضرت آیت الله شیخ محمدحسن اصطهباناتی در پی مصیبت های چندگانه امسال، عام الحزن حوزه علمیه تهران را به ثبت رساند. با این فقدان حوزه علمیه تهران بار دیگر یکی از چند تن باقیمانده اسطوانه علمی و معنوی خود را از دست داد. مرحوم آیت الله اصطهباناتی یکی از آخرین بازماندگان اساطین حوزه علمیه تهران بود که با حضور پر برکت علمی و معنوی خود و تصدّی تدریس همزمان فقه و اصول فلسفه و … توانستند علاوه بر آن که این حوزه را در امتداد اصالتهای معنوی و علمی حوزه علمیه نجف و قم قرار دهند، همچنان نصابی از غنا و جامعیت پیشینه حوزه علمیه تهران را حفظ نمایند.

آیت الله اصطهباناتی در حوزه علمیه نجف اشرف از زمره نخبگان و مجتهدانی بود که علاوه بر درک محضر فقیهان، اصولیان و رجالیان درجه یک آن حوزه مبارکه نظیر علمین شریفین حضرت آیت الله العظمی خویی و آیت الله العظمی بجنوردی، از محضر فلسفی و استادان و مدرسان به نامی همچون مرحوم آیت الله مظفّر بهره فراوان برد.

او با وجود آن که می توانست به پشتوانه این سابقه علمی و به استناد اجازاتی که از اساتید داشت بسان بسیاری از اقران و امثال خود صدرنشین مسند تدریس و بل افتاء در حوزه نجف و یا قم گردد، اما بر حسب تشخیص وظیفه در کمال اخلاص و تواضع عمر شریف خود را در کنج حجره ای محقر و ساده در مدرسه ای از مدارس حوزه علمیه تهران گذراند و تدریس آنچه که طلاب از سطوح میانی تا سطوح عالی اصول، فقه و فلسفه نیاز داشتند را برعهده گرفت. مجلس درس استاد اصطهباناتی بی هیچ اغراق و مبالغه ای از آنچنان عمق و غنای بی نظیر و یا کم نظیری برخوردار بود که تدرّس یکی از کتب میانی سطح همچون شرح لمعه در آن محضر علمی ، آشکارا قابل مقایسه با بهره مندی از سطوح عالی در سایر محافل و محاضر علمی آن روزگار بود و اما بسی بیش و پیش از آن، معنویت و تاثیر تربیتی ماندگار و عمیقی بود که نَفَس قدسی آن نفس شریف و نحوه زیست و معاشرت آن بزرگوار در روح و جان شاگردان می گذارد، به گونه‌ای که طعم شیرین و اثربخش آن در ذائقه این شاگردکمترین او در پس حدود چهل سال همچنان ماندگار و پایدار است.

خاطره روزهایی که استاد بلافاصله پس از نماز صبح در گرگ و میش صبح های پاییزی و زمستانی، خود با گذاشتن یک کتری آب بر بخاری کوچک حجره محقرش، بر گرمای آن می افزود و حجره را برای حضور شاگردان مهیا می ساخت و خود در کنج حجره در انتظار قدوم آنان می نشست. به یقین او در آن روزگار تنها استادی بود که در عین آنکه به حق مقام استادی را در بالاترین حد واجد بود، همیشه پیش از شاگردان در محل درس حاضر می شد و از تک تک آنان استقبال می‌کرد، چراکه مَدرس او معمولاً همان مسکن و منزل او نیز بود و هرکس وارد آن حجره می شد او را در کمال پیراستگی و بی آلایشی در کنجی نشسته میدید : گنجی نشسته در کنجی!

آمیزه ای از امتیازات علمی و عملی ، معنویت، پارسایی، زهد، دنیا گریزی، ساده‌زیستی و هم سطحی با ساده ترین افراد جامعه و خویشی و همزبانی با عموم مردم ، در کنار برجستگی علمی و مهارت در حوزه‌های مختلف علوم دینی، سرمایه اصلی و تاریخی روحانیت شیعه است که بزرگانی همچون آیت‌الله اصطهباناتی حامل آن بودند و در طول هزاره نه تنها اندکی از آن سرمایه نکاستند بلکه بیش و پیش بر آن افزودند. و اینک ما هستیم و آزمون پاسداری از این میراث ارزشمند! میراثی که خصوصاً در این سالها و روزها در هر بار مصیبتِ فقدان یکی از میراث داران و میراث بانان خود بی آنکه جبران و جایگزینی را برای آن شاهد باشیم، بر آسیب پذیری اش افزوده می شود و نمی توان افسوس و حسرت این خسارت فزاینده را پنهان کرد و از خطری که روحانیت و حوزه‌های علمیه را در فقدان سرمایه ها و غیبت استوانه هایش تهدید می کند آسوده بود.
این فقدان خسارت بار را به حوزه های علمیه و جامعه دینی و همه دلبستگان و شیفتگان دانش، فضیلت و اخلاق انسانی، تسلیت و تعزیت می گویم و به لطف و فضل پروردگار سبحان صیانت از اصالتِ معنویت،حریّت و علمیت حوزه‌های علمیه و جبران فقدان ها و کاستی ها را مسئلت دارم. آمین یا رب العالمین

انتهای پیام

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن