«بحران قره باغ» و ابعاد ملی و منطقه‌ای «اجلاس ارومیه»

هوشنگ عطاپور در یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز با عنوان ««بحران قره باغ» و ابعاد ملی و منطقه‌ای «اجلاس ارومیه»» نوشت:

از جمله اخبار مهمی که بعد از اوج گیری جنگ بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان بر سر قره باغ اشغالی ، در رسانه های خارجی و فارسی زبان، انتشار گسترده ای یافت، «نشست نمایندگان مقام معظم رهبری در چهار استان منطقه آذربایجان ایران ( آدربایجان شرقی،آذربایجان غربی، زنجان و اردبیل)» بود. اگرچه، این خبر از سوی رسانه های بیگانه ،هم سطح مواضع رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه در حمایت از جمهوری آذربایجان ارزیابی و مطرح شد، ولی انعکاس چندان موثری در رسانه های داخلی نداشت!؟

چرا این اجلاس مهم ارزیابی شد؟ و آیا ماهیتا این نشست، می تواند در آینده به حفظ نفوذ سنتی ایران در قفقاز منجر شود؟

به نظر می رسد، اقدام این چهار مقام مذهبی شیعه در شمال غرب ایران، که نمایندگی عالی ترین مقام سیاسی و دینی را در جمهوری اسلامی ایران _ نمایندگی ولی فقیه _ بر عهده دارند؛ و قطعا برای برگزاری این نشست بسیار مهم ، “هماهنگی و مشورت های لازم” را با مقامات سیاسی، انجام داده باشند، یکی از اصولی ترین مواضع منطقه ای نظام سیاسی در برابر بحرانی مهمی است که بین دو کشور همسایه ایران با قرابت های فرهنگی و تاریخی ویژه صادر شد و بالقوه ایران را همچنان در مقام بازیگر مهم و تاثیرگذار در این تنش پیچیده حفظ کرد و دارای پیام مشخص در داخل و خارج از کشور، علی الخصوص مردم مسلمان جمهوری آذربایجان بود.

ارزیابی رفتار دیپلماسی ایران در قفقاز حاکی از تمایل به حضور فرهنگی به جای نفوذ سیاسی در سه دهه اخیر می باشد؛ و شاید یکی از علل آن، ورود اتهام حمایت از ارمنستان توسط رقبای منطقه ای بوده است.

در رخداد اخیر هم، شواهد حاکی از یک بی تدبیری اساسی در مدیریت بحران بود که از سوی مقامات مسوول جای بررسی و تحقیق دارد.

واقعیت آن است که مدیریت دیپلماسی در قفقاز، متاثر از ویژگی های دموگرافیکی داخلی ایران است و باید به این متغیر توجه داشت.

در ایران بخش نسبتا قابل توجهی از مردم به ویژه در شمال غرب، علقه و همبستگی به مردم مسلمان جمهوری آذربایجان و قفقاز دارند و از نظر تاریخی هم سابقه زندگی مشترک و همراهی در انقلاب مشروطیت و رخدادهای تاریخ معاصر دارند.

به طور طبیعی، در شرایط بحرانی احساسات و عواطف مردم آذربایجان ایران، برای کمک به همخویشان خود در آن سوی ارس، تحریک می شود. به همین دلیل، در زمانی که بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان برای دفع اشغالگران از سرزمین های تاریخی مسلمانان درگیری شدیدی رخ داده است، ترانزیت ماشین آلات مشکوک از طریق مرز زمینی نوردوز، آن هم جلوی چشم شهروندان آذربایجان ایران، جز بی تدبیری و ضربه به منافع ملی، چه می توان نامید؟

قاعدتا در چنین شرایطی مقامات رسمی کشورمان، ضمن حفظ بی طرفی خود، نباید اجازه هر نوع بهره برداری سیاسی از اقدامات مخل منافع ملی بدهند و از ورود هزینه های غیر ضرور بر دیپلماسی ملی بکاهند.

یک راهبرد نادرست دیگر تبلیغ ورود تکفیری ها به آذربایجان برای جنگ با ارمنستان بود‌. برخی افراد و رسانه های داخلی، سعی کردند پیروزی های ارتش آذربایجان را تقلیل و آنها را با این تبلیغات تحقیر نمایند! در صورتی که ورود تکفیری ها به جمهوری آذربایجان را، رسانه های وابسته به لابی ارمنی در مطبوعات فرانسه منتشر ساختند و مشابه این ادعا را رسانه های آذربایجان ، درباره ورود افراد گروه پ.ک.ک. به قره باغ توسط دولت ارمنستان منتشر نمودند. دو دولت جمهوری آذربایجان و ارمنستان نیز؛ همدیگر را به استفاده از نیروهای خارجی متهم نموده اند که تا استاد معتبری ارائه نکنند، این اتهام ها قابل اثبات نیستند؛ هر چند نگرانی منطقی است.

به خاطر این سوء تدبیرها در دولت و دستگاه سیاست خارجی که به دلیل بی توجهی به متغیرهای داخلی ، به جانبداری علنی از دولت ارمنستان متهم می شدند، و اخبار و گزارش های تولیدی صدا و سیمای مرکز آذربایجان شرقی و توضیحات مسوولین هم نتوانسته بود، افکار عمومی را اقناع کند، صدور “بیانیه حمایت ۴۲ نماینده مردم منطقه آذربایجان در مجلس شورای اسلامی” ، و نشست مهم نمایندگان ولی فقیه در چهار استان آذربایجان شرقی، غربی، زنجان و اردبیل، راهبردی توام با عزت، حکمت ومصلحت بود که پاسخ آرامش بخش بر خواست مردم آذربایجان بود. به ویژه تاکید این بیانیه بر تمامیت ارضی و ارتش جمهوری آذربایجان بیانگر سیاست اصولی  در اطراف این بحران بود، به همین دلیل هم رسانه های بیگانه، بیانیه این نشست را در سطح مواضع رسمی ایران تفسیر و همطراز با مواضع رئیس جمهوری ترکیه ارزیابی کردند.

قطع و یقین، این موضع اصولی، به مذاق قومگرایان افراطی هم خوش نیامد، چون نقشه آنها را برای ایجاد شکاف بین مردم آذربایجان و ولایت فقیه نقش بر آب کرد و در آینده سیاسی منطقه قفقاز هم، مواضع این نشست اثرگذار ، تاریخی و ماندگار خواهد بود.

انتهای پیام

نوشته های مشابه

پیام

  1. سلام‌باید‌روابط‌سیاسی‌با‌ارمنستان‌قطع‌شود‌‌باید‌همانگونه‌که‌ازانصارالله‌یمن‌و
    حزب‌ا‌لله‌لبنان‌و‌..حمایت‌میشود‌به‌آزربایجان‌کمک‌کنند‌‌دو‌صد‌گفته‌چون‌نیم‌کردار‌نییت‌‌تجلیگران‌روس‌وارمنی‌در‌سی‌سال‌گذشته‌همواره‌‌ازکمکهای‌اقصادی‌وخاص‌
    ایران.به‌ارمنستان.تجلیل‌کردند
    .

    1
    1
  2. سلام‌باید‌روابط‌سیاسی‌با‌ارمنستان‌قطع‌شود‌‌باید‌همانگونه‌که‌ازانصارالله‌یمن‌و
    حزب‌ا‌لله‌لبنان‌و‌..حمایت‌میشود‌به‌آزربایجان‌کمک‌کنند‌‌دو‌صد‌گفته‌چون‌نیم‌کردار‌نییت‌‌تجلیگران‌روس‌وارمنی‌در‌سی‌سال‌گذشته‌همواره‌‌ازکمکهای‌اقصادی‌وخاص‌
    ایران.به‌ارمنستان.تجلیل‌کردند
    .

    1
    4
  3. سلام‌باید‌روابط‌سیاسی‌با‌ارمنستان‌قطع‌شود‌‌باید‌همانگونه‌که‌ازانصارالله‌یمن‌و
    حزب‌ا‌لله‌لبنان‌و‌..حمایت‌میشود‌به‌آزربایجان‌کمک‌کنند‌‌دو‌صد‌گفته‌چون‌نیم‌کردار‌نییت‌‌تجلیگران‌روس‌وارمنی‌در‌سی‌سال‌گذشته‌همواره‌‌ازکمکهای‌اقصادی‌وخاص‌
    ایران.به‌ارمنستان.تجلیل‌کردند
    .

    1
    2
  4. نویسنده ای که بر اساس شایعات اینترنتی و حس تعلق قومی قبیله ای نوشته بی آنکه انعکاس واقعیت باشد. متاسفانه توهمات قومی و زبانی یا نژادی باعث بروز چنین عقایدی در میان عموم مردم شده است بی آنکه با واقعیت منطقه سازگار باشد.
    بی شک آذری زبانان آذربایجان هم کیش و هم خانواده ایرانیان می باشند و بر خلاف ترکان عثمانی، از همین آب و خاک هستند ولی متاسفانه لانه‌ی مار دو سری چون اسراییل شده اند و گمان می‌کنند بد اندیشی هایشان به خودشان باز نخواهد گشت. دولت آذربایجان با بی تدبیری دارد جوان‌هایش را به کشتن می‌دهد.
    امکان ندارد بتوانند با جنگ کار را فیصله دهند و فقط در دام اسراییل و آمریکا در حال بازی هستند.
    ایرانیان هم مقتضی است به جای تفکرات قومی قبیله ای و آتش بیار معرکه شدن، بهتر است نقش واسطه و کاهنده‌ی خشونت‌ها را داشته باشند.
    ایران هم ارمنی دارد و هم آذری.

    3
    1

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا