مرغ سحر، خفته به بستر چرا خموش؟

شعری از افشین علا که با عنوان «مرغ سحر» در کانال تلگرامی این شاعر منتشر شده است را در ادامه می‌خوانید:

خسرو آواز قرن، شاه بی قرین

شد ز نظر غایب و خلقی پی اش غمین

مرغ سحر، خفته به بستر چرا خموش؟

دلشدگان در عطش بانگ آتشین

فتح جهان کرد بدون سلاح و جنگ

نغمه‌ی عرش است که جاری است بر زمین

چون که کند لب به ترنم، دوباره باز

از دمش این خاک شود جنت برین

جغد، خمش گردد و باغ از زغن، تهی

زهره به رقص آید و ناهید از آن طنین

طالع سرکش پی خاموشی اش مکوش

چرخ ستمگر پی صیدش مکن کمین

نرگس بیمار مرا در امان بدار

دست طبیعت گل عمر مرا مچین

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن