توهین به پیامبر و مسئله‌ی وحدت

نیما شریفی در یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز به بهانه‌ی واکنش‌ها به توهین مجله‌ی فرانسوی به پیامبر اسلام و موضوع وحدت نوشت:

تصاویر مکرون با ظاهری زشت و خون آشام، همانند حیوان، افشای رابطه مکرون با معلمی متاهل که در نهایت با جدایی از همسر با او ازدواج میکند، تشبیه چهره همسر مکرون به میمون و به وجد آمدن از پاسخ مسئول برزیلی، نصب تصاویر رئیس جمهور فرانسه در کف زمین و پا گذاشتن بر روی آن و بسیاری از این دست. با فرض آن که این گونه رفتارها مورد تایید دین یا سیره نبی مکرم هست یا نه, کدام یک ازاین گونه مسایل می تواند در کوتاه مدت، میان مدت و یا بلند مدت به عنوان یک استراتژی منسجم و دقیق مطرح گردد؟! بگذریم از آن که نبی مکرم، براساس آیات قرآن و وحی الهی به تاکید فرموده اند که دوست نمی دارم دشنام و توهین بر زبان مومنین قرار گیرد حتی در مورد دشمنان خدا و دین.

این مساله بسیار مهم است که فراموش نگردد که مشی این نبی مکرم بر اساس مکارم اخلاق بود. مکارم اخلاقی که بیشتر در برخورد با دشمنان بروز یافت تا دوستان و اهل ایمان. آنچه که فاتح قلوب عرب جاهلی با آن تعصب بود به اشاره‌ی قرآن « خلق عظیم» ایشان بود. منظور نه آن است که در چنین پیشامدی با اتکا بر مکارم اخلاق نبوی دست روی دست بگذاریم و دیگر هیچ! این مکارم اخلاقی و دستور قرآنی می تواند به عنوان عاملی سلبی از رفتارهای تقابلی غلط و غیر منطبق با رفتار دینی، مطرح گردد که باید تاکید کرد رفتار صحیح دینی شرط لازم برای مقابله با این گونه تهاجم هاست.

بگذارید به بیش از چهل سال قبل برگردیم و سراغی از افکار امام موسی صدر بگیریم. زمانی که این مجاهد دنیای اسلام پا را فراتر از وحدت مذاهب اسلامی گذاشت و بحث وحدت ادیان الهی را مطرح کرد. افسوس که در فقدان این بزرگ مرد، چنین استراتژی هوشمندانه ای به فراموشی سپرده شد و متاسفانه نه تنها در وحدت ادیان الهی، که در حیطه ی وحدت مذاهب اسلامی نیزدچار مشکل هستیم و نتایج آن را زمانی با داعش و امروز در این حادثه می بینیم.

پاسخ به این سوال ضروری به نظر می رسد که اگر این استراتژی در بین مذاهب اسلامی و فراتر از آن در بین ادیان الهی برقرار شده بود چه نتایجی برای امروز متصور بود؟

برای پاسخ به این سوال دو مهم باید مورد توجه قرار گیرد:

اول – اگر حقیقت نبی مکرم شناخته شود و مردم در حد گستره جهانی با این حقیقت آشنا گردند، چنین تهاجمی نه امکان بروز پیدا می کند و نه در صورت بروز، ظهور و نمایه ای از خود خواهد داشت. هرچه این گستره شناختی بیشتر و عمیق تر باشد، قدرت بازدارندگی آن بیشتر خواهد بود.

دوم – تلاش بسیاری توسط نظام سلطه صورت گرفته است تا چهره اسلام معادل با افکار سلفی – وهابی گردد و گستره جهانی مردم به این معادل سازی عادت کنند و آن را بپذیرند.

بطور مختصر مردمی که حقیقت را نشناسند و به جای آن واقعیت نادرستی را جایگزین کنند به سادگی می توانند وجه استفاده نظام سلطه قرار گیرند.

حال فرض کنید دنیای اسلام در درون خود به یک وفاق کلی در بین مذاهب رسیده بود و مرز خود را با لکه های چرک و کوچک سلفی – وهابی مشخص کرده و توانسته بود تصویری گویا و نزدیک به جامعه نبوی را به نمایش بگذارد. آیا در این شرایط، نظام سلطه تا چه میزان می توانست دست به تغییر حقیقت بزند و جریان سلفی- وهابی را معادل اسلام تعبیر کند؟ آیا این وحدت اجازه چنین تهاجمی را میداد؟ آیا قدرت بازدارندگی وحدت قابل انکار است؟

آری، در نبود این انسجام و وجود تفرقه است که امروزنظام سلطه چنین بی پروا بر نبی مکرم و عزیزمان هجمه میبرد.

فراتر از آن، فرض کنیم امروز تعامل و وحدت قابل قبولی بین ادیان الهی برقرار بود. آیا در چنین شرایطی نمی توانستیم با اتکا بر این وحدت بزرگان و پیروان ادیان الهی را همراه و در کنار خود داشته باشیم؟ این وحدت بین ادیان الهی تا چه اندازه مانع نظام سلطه بود؟ غیر قابل انکار نیست که در صورت وجود این وحدت نیرویی عظیم در جهت رشد انسانیت و مقابله با نظام سلطه در اختیارگستره خداباوران قرار داشت و دنیای اسلام نیز می توانست از این نیرو بهرمند گردد.

امروز در این حادثه اخیر بسیاری از کسانی در فرانسه و… از این توهین دفاع می کنند و یا بی تفاوت از کنار آن می گذرند، مسیحی و یا پیرودیگرادیان الهی اند و در ذهن نبی مکرم را معادل داعش و… می دانند. اگر این تمیز بین اسلام محمدی و عقیده سلفی-وهابی در سایه وحدت دنیای اسلام صورت گرفته بود و با ظهور وحدت ادیان الهی بزرگان این ادیان را در کنار خود داشتیم بسیاری از این افراد در جبهه مقابل قرار نمیگرفتند و کنارمان بودند.

عمق اهمیت فریادهای وحدت محور از بزرگانی چون امام موسی صدر، امام خمینی و رهبری در این حوادث بیشتر معلوم می گردد. ولی افسوس که با جهل یا تعمد این مهم آنسان که شایسته برنامه ریزی و صرف هزینه مادی و معنوی است مورد توجه نیست واجرای این استراتژی اصیل و هوشمند در جایگاه خود قرار ندارد.

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن