کدام یک بهترند؟

علی‌رضا ايمانخانی، دانش‌آموخته علم سیاست در یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز درباره‌ی راهبرد ایران پس از مشخص شدن پیروز انتخابات آمریکا نوشت:

فقط ۲۴ ساعت دیگر تا اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری آمریکا باقی مانده و شوربختانه، هیچ ملتی در دنیا (حتی مردم امریکا) آنقدر نتایج این انتخابات برایشان سرنوشت‌ساز نخواهد بود که مردم ایران سرنوشت و آینده خود را متاثر از نتیجه این انتخابات می‌دانند.

اینکه چرا کارمان به اینجا رسیده که فعالان اقتصادمان و یا دلالان از خدا بی خبر جوری به عقربه های ساعت نگاه می کنند که مثلا با انتخاب ترامپ قیمت‌ها دوباره جهشی وحشتناک داشته باشد یا با شکستش، ریزشی احتمالی بازار را فرا بگیرد. بعدها باید مفصل درباره آن صحبت کنیم.

ولی اینکه در شرایط فعلی کدامیک برای مردم و یا نظام ایران بهترند و یا بطور دقیق تر کدام یک خطرناک‌تر و یا بدترند. را می‌توان بصورت اجمالی بررسی کرد.

به گواه بیشتر کارشناسان اقتصاد سیاسی، با این بحران به وجود آمده بر اثر تحریم‌های کمر شکن آمریکا، قطعا دیگر نمی‌توان اصطلاحا با این فرمان راند و چه بسا جنگ نظامی تاثیرش کمتر از این وضعیت نه جنگ و صلح است. (زیرا در جنگ نظامی حداقل به خاطر آسیب هایی که به طرف مقابل از حبت تلفات و خسارت اقتصادی وارد می شود و تأثیرش بر مردم طرف مقابل آمیز نیز ملموس است احتمال پاره ای عقب نشینی‌ها و اعتراضات برای مذاکره به مانند جنگ ویتنام وجود دارد)‌ ولی در این شرایط چون یک طرف نزاع کوچکترین صدمه ای را تحمل نمی کند، و بیشتر مردم آمریکا اصلا نمی دانند ایران کجای نقشه قراردارد فقط یک طرف مخاصمه آسیب سنگین می بیند.

پس ادامه این وضعیت غیر ممکن خواهد بود زیرا میزان نارضايتي مردم بسیار بالا و بجا بوده به نحوی که بسیاری از اقلام خوراکی روزمره در حال تبدیل شدن به آرزو در سفره مردم شده است و بسیار ساده انگارانه است که گمان کنیم با تعویض دولت و جایگزینی یک دولت انقلابی مشکلات حل خواهد شد همانطور که با تعویض مجلس نه تنها مشکلات حل نشده بلکه بطور فزاینده در حال افزایش است و طرح‌های پرداخت سبدهای معیشتی نیز فقط مانند یک لقمه نان جهت زنده ماندن است. و په دلیل تورم پایدار هم نخواهد ماند.

پس می‌توان نتیجه گرفت این شرایط نمی‌تواند ادامه دار و مستمر بوده و قطعا نجابت مردم هم حدی دارد ولی حال با قبول این واقعیات و اجتناب ناپذیر بودن مذاکره و با جنگ با آمریکا کدام شخص برای مردم ایران مفید تر خواهد بود.

هیچکس فراموش نخواهد کرد که این ترامپ بود که متکبرانه برجام را پاره کرد و آن را خیانت دموکرات‌ها دانست. این ترامپ بود که سنگین ترین تحریم‌های تاریخ را بر ضد مردم ایران به اجرا درآورد و این ترامپ بود که حاج قاسم سلیمانی را به شهادت رساند. پس قطعا با این ترامپ مذاکره مشکل خواهد بود.

ولی گروهی نیز اعتقاد عکس دارند که اتفاقا ترامپ شخصی است خود محور و فقط کافی است شخص ترامپ را راضی کرد؛ از طرفی معمولا روسای جمهور آمریکا در دور دوم مهربان‌تر بوده و بهتر می‌توان با ایشان مفاهمه کرد.

از طرفی، همین فرضیات در مورد بایدن نیز صادق می باشد؛ طرفداران مذاکره با ایشان اعتقاد دارند که بایدن برگشت به برجام و معاهدات بین المللی را در برنامه های خود لحاظ کرده و از طرفی به خاطر نشان دادن اشتباهات ترامپ و جمهوری خواهان و راضی کردن طرف‌های اروپایی برجام و نشان دادن حسن نیت قطعا به این کار اقدام خواهد کرد ولی متقابلا منتقدان بایدن نیز اعتقاد دارند که شروط بایدن برای بازگشت به برجام دست کمی از ترامپ نداشته و شخصیت موجه ایشان به مانند اوباما کار ما را در سیاست خارجی مشکل می کند. از طرفی ایشان سیستماتیک و حزبی عمل کرده و برای توافق باید مسیر طولانی را طی کرد.

در هر صورت، مهم قبول این واقعیت است که تمام ذخایر و سرمایه های کشور به واسطه تحریم ها و عدم صادرات مناسب و بحران جدید کرونا در حال اتمام است و قطعا نمی‌توان دیگر برای تاتین بودجه کشور بر فروش اموال و مصرف ذخایر تاکبد کرد و اعتراضات آبان ماه گذشته هم این اخطار را داد که به خاطر بستر اعتراضات که جنبه اقتصادی دارد و نه سیاسی، این جنس اعتراضات خشن و مهار آن پر هزینه خواهد بود

تمام فرضیات بالا نشان دهنده اجبار، در تعیین استراتژی خاص در آینده در سیاست خارجی است که قطعا در آن مذاکره اجتناب ناپذیر می باشد.

انتهای پیام

کلیک کنید
سایت دیباچه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا