کسانی را تکفیر می‌کنید که امام جسارت به ایشان را بدتر از زنا می‌دانست

یکی از مخاطبان انصاف نیوز با نام «مسلم» در کامنتی ذیل خبر «نقدی به بیانیه‌ی آیت‌الله اراکی علیه آیت‌الله حیدری» نوشت:

1- شیخ میرزاحسین نوری معروف به محدث نوری صاحب «مستدرک الوسایل»، که امروز مورد تفاخر حوزه است، در سال ۱۲۹۲ ه‍.ق کتابی تحت عنوان «فَصلُ الخطابِ فِی تَحریفِ کتابِ رَبُّ‌الاَرباب» نوشت و در آن با نقل بیش از هزار روایت، دلایلی به ضم خود در اثبات تحریف قرآن ارائه نمود؛ ادعایی که مغایر مسلّمات و مبانی اعتقادی شیعۀ اثنی عشری است!

صدها فقیه در اعتراض به او در جهان اسلام برخاستند و ردّیه ها نوشتند. اما هیچکس نه او را تکفیر کرد، نه خلع لباس! از جمله امام خمینی(ره) در کتاب «انوارالهدایه فی التعلیقه علی الکفایه» (ج ۱، صص. ۲۴۴-۲۴۵)، در بررسی و ردّ مسئلۀ تحریف قرآن از نظر شیعه، به اظهار نظری دربارۀ محدث نوری با چنان لحن تندی که در هیچ مورد دیگری نسبت به علما و محدثین شیعه در کلام ایشان دیده نمی شود، پرداخته است. ایشان می‌نویسد:

«صاحبُ فَصلِ الخطابِ الّذی کانَ کتَبَه لایفیدُ علماً و لاعملاً، و إنّما هوَ إیرادَ روایاتِ ضعافش أعرضَ عنها الأصحابُ، و تنزَهُ عنها أولوالألبابِ مِن قدماءِ أصحابُنا کالمحمّدِین الثلاثهِ المتقدّمینَ رحِمَهم اللَّهُ. هذا حالُ کتبِ روایتِهِ غالباً کَالمُستدرک، و لا تسأل عن سائرِ کتبِهِ المشحونه بالقصص و الحکایات الغریبهٌْ التی غالبُها بِالهزلِ أشبهُ مِنهِ بِالجدِّ!»

«صاحب فصل الخطاب [محدث نوری] کسی است که کتاب‌هایش نه فایده علمی دارد و نه فایدۀ عملی؛ بلکه تنها عبارت است از طرح احادیث ضعیف و غیرمعتبر که علما از عمل به آن‌ها روی برگردانده اند و بزرگان پیشگام و خردمند ما، مانند محمدون ثلاث ـ رحمهم الله ـ [یعنی شیخ کلینی، شیخ صدوق، و شیخ طوسی] از نقل آن‌ها پرهیز کرده اند. وضعیت کتاب‌های روایاتش غالبا مانند مستدرک چنین است و از دیگر کتاب‌هایش نپرس که مملو است از قصه‌ها و حکایات غریبی که اغلب آن‌ها به شوخی شبیه‌تر است تا جدی!»

2- عالِم بزرگ شیعه در قرن پنجم، یعنی علامه سید مرتضی علم الهدی (ره) در مقدمۀ کتاب «الانتصار فی انفرادات الامامیه» در اجازۀ ارائۀ آراء و نظرات خاص، و زشت شمردنِ رفتار کسانی که با اظهار نظراتِ خاص و غیر معمول، مخالفت می ورزند، می فرماید:

«لا أحَدَ مِن فُقهاءِ الأمصارِ إلّا و هوَ ذاهبٌ إلی مذاهبِ تفرَّدُ بِها، و مُخالفُوهُ کلُّهم عَلی خِلافِها، فکَیفَ جازَت الشِناعًْهًْ علی الشیعَهًْ بالمذاهبِ الَتی تفرَّدُوا بِها، و لَم یَشنَع عَلی کُلِّ فقیهٍ کَأبِی حنیفهًِْ و الشَّافِعی و مالِکِ و مَن تأخَرَ عَن زمانِهم بِالمذاهبِ الَتی تفرَّدُ بِها؟ و کُلُّ الفقهاء عَلی خِلافِهِ فِیها، و مَا الفَرقُ بینَ ما انفَردَت بِه الشِّیعهًَْ مِن المذاهبِ الَتی لا موافقَ لَهُم فیها، و بینَ ما انفرَدَ بِه أبو حنیفهًِْ أو الشَّافِعی مِن المذاهبِ الَتی لاموافقُ لَهُ فِیها؟»

«هیچ‌یک از فقیهان شهرها نیستند مگر اینکه آراء و نظریاتی داشته باشند که مختص به خودشان باشد و عالمان دیگر مخالف آن نظر باشند. پس چگونه عیب گرفتن بر شیعه برای آراء و نظریات خاصشان جایز است اما در مورد فقیه دیگری مثل ابوحنیفه، شافعی، مالک و کسانی که از نظر زمانی پس از ایشان اند، جایز نیست؟ در حالی که همه فقیهان، مخالف آن آراء و نظریات هستند. پس چه فرقی بین نظریات خاص شیعه با نظریات خاص ابوحنیفه یا نظریات خاص مالک وجود دارد؟»

3- متاسفانه در سالهای اخیر برخی، کار را به جایی رسانده اند که در بلندگوهای رسمی حوزه به تکفیر بزرگان عرفان اسلامی همچون ابن عربی -شیخ اکبر-، مولانا و صدرالمتالهین ملاصدرای شیرازی میپردازند و بزرگانی چون مرحوم علامه طباطبایی و آقایان جوادی و حسن زادۀ آملی را هم تلویحا گمراه می نامند.

عرفایی که امام خمینی(ره) بارها در آثار خویش [از جمله شرح دعای سحر و اربعین حدیث] از ایشان به عنوان اهل الله نام برده و جسارت به ایشان را بدتر از زنای با محارم دانسته‌اند!

ام لَهُمْ إِلَهٌ غَيْرُ اللَّهِ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُون

انتهای پیام

نوشته های مشابه

پیام

  1. من موافق نظر آقای حیدری نیستم کما اینکه مرجع تقلیدم آقای سیستانی نیز نظر ایشان را رد کرده است و امر ایشان برای من مقلد مطاع است . ولی تکفیر امر غریبی بود که در میان شیعیان سابقه نداشته است آن هم شیعه علیه شیعه و شایسته نبود برخی که مدعی اند سالها در ضدیت با تکفیریون سلفی تلاش کرده اند در دام هم آنها بیفتند و با عمل از روی عصبانیتشان در راه اثبات برهان غلط آقای حیدری گام بردارند . الله اکبر این آقای مسلم چنان پاسخی مستدل کوتاه و محکم داده اند که هرعقل سلیمی ادله ایشان را می پذیرد که وفبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه . رحمت و رضوان خدا برا تو باد اقای مسلم که هم تکفیر را مستند زیر سوال بردی و هم از شیوخ اکبر دین و عرفان دفاع جانانه کردی. خداوند اجر وافر به شما ارزانی دارد . وسلام علیکم و رحمه الله برکاته

    1. بینی و بین الله اگر مقلّد آیت الله سیستانی هستید، برای اینکه بدانید آن شیخ عراقی از پیش خودش حرفهایی را به آیت الله سیستانی بسته است، یک استفتاء از دفتر ایشان کنید. بپرسید آیا می شود از مذهب اهل بیت ع به مذهب برادران اهل سنّت تغییر مذهب بدهم؟
      اگر گفتند تغییر مذهب جایز است بدانید که آن شیخ راست گفته است و اهل سنت هم مانند ما ظاهرا و باطنا هستند. اما اگر فرمود جایز نیست (که حتما همینطور می فرماید) بدانید که منظورشان این است که برادران اهل سنت مثل ما شیعیان نیستند. دچار آلودگی اعتقادی هستند. در روایات ما از این آلودگی اعتقادی به «کُفر» تعبیر شده. کُفر در برادر ایمان نه کُفر در برابر اسلام. کمال حیدری هم همین را گفته است.
      آیت الله وحید خراسانی هم در کتاب خودشان همین مطلب را می گوید. کسی هم ایراد نمی گیرد:
      کتاب «التکفیر فی ضوء الفقه الشیعی» (تقریرات درس آیت الله وحید خراسانی) صفحه ی 53
      «اتفقت کلمات فقهاء الامامیة علی کفر المخالف.» (فقهای شیعه اتفاق نظر دارند بر کفر اهل سنت)

  2. درود بر جناب مسلم، اما این تکفیری که جناب اراکی (که فقر سواد فقهی و دینی ایشان نسبت به بزرگانی همچون محمدون ثلاث و سید مرتضی اظهرمن الشمس است؛ البته قصد قیاس ندارم که بسیار مع الفارق است) نسبت به جناب حیدری روا داشته است، بنظرم ناشی از دین و مذهبی است که مختص خود جناب اراکی و البته […] است و شباهت آن به دین مبین اسلام، صرفا در نام و عبارت و اصطلاح اسلام است وگرنه از نظر محتوا و درون، این دو اسلام با یکدیگر نه تنها عمیقا متفاوت ، بلکه اساسا متضاد همند! از این بابت شاید حرجی بر جناب اراکی نباشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا