ما تکذیب شدیم جناب قاضی

وحید اشتری در متنی با عنوان «ما تکذیب شدیم جناب قاضی» در صفحه‌ی توییتر خود نوشت:

یکم.

این صحبت‌ها [لینک] برای ۳ سال پیش است. بعد از رسانه‌ای کردن ماجرا به لطف خدا نهاد ریاست جمهوری محکوم شد و شهروندی که خانه‌اش در ‎سعدآباد را آقای روحانی به زور می‌خواست مصادره کند پیروز شد. ولی این شد یک پرونده…

‏دوم.

ویلای زوری ‎داماد شمخانی تبدیل به نماد خرید و فروش ماده ۱۰۰ و یکی از نمادهای تخلف در ‎لواسان شد. امروز به لطف خدا بسیاری از مدیران شهرداری و شورای شهر لواسان بازداشت شده‌اند، ویلای شاه داماد تخریب شده و همه جا بحث اصلاح ماده صد است. ولی این شد دومی.

‏سوم.

آقای ‎سینا کمالخانی منتخب مردم تفرش با پیگیری‌هایی که بابت جعل مدرک‌ و سایر تخلفاتش شد به حمدالله از رفتن به مجلس بازماند. در این رشتو از شراکت قدیمی‌اش با فرزند ‎دادستان کل، جناب آقای منتظری نوشته بودم. ولی این شد پرونده سوم.

‏چهارم.

بابت این ۳ پرونده فساد که به لطف خدا همگی هم به نتیجه رسیده و بعضا برای چند سال پیش است، دیروز به اتهام نشر اکاذیب محکوم به ۲ سال حبس شدم.

۲ سال حبس ناقابل هم بابت انتشار این عکس گل پسر دادستان کل کشور با عنوان اتهامی “انتشار عکس خصوصی”

‏پنجم.

در دادگاه مدعی بود انتشار عکس باعث هتک حیثیت پدرش شده‌است.

هم در شعبه ۴ دادسرای رسانه از بازپرس پرونده جناب آقای کرمی، و هم در شعبه ۱۰۵۸ دادگاه کیفری از قاضی دانشور پرسیدم مرجع تعریف خصوصی یا عمومی بودن تصویری که خودش در فیس بوکش منتشر کرده کیست و چگونه است؟

‏ششم.

درخواست کردم اگر قاضی، تصویر را خصوصی می داند چون نامبرده اخیرا همه اکانت ها در شبکه های اجتماعی را پاک کرده به راحتی بازپرس یا قاضی می تواند با یک استعلام از پلیس فتا برای ریکاوری صفحات نامبرده و یافتن صحت و سقم ماجرا اقدام کند که قضات صلاح ندانستند و ۴ سال حبس بریدند.

‏هفتم.

قبلا در مورد رسیدگی عجیب به شکایت شازده دادستان کل در مقایسه با آنهمه پرونده‌مان در دادسرای رسانه نوشته بودم.

حتی در کیفرخواست اولیه دادگاه نبود ولی خیلی عجله‌ای رسید و با پرونده‌های چندسال قبل تجمیع شد.

کل پروسه ثبت شکایت و بازپرسی و رسیدن به دادگاه ۷ روز کاری طول کشید.

‏هشتم.

این حکم بدوی و تعلیقی است. بنده و مصادیق این پرونده‌ها مهم نیستیم. این اتفاقات فرصت بازخوانی است که خیلی ملموس بفهمیم چه شد که اوضاع مان در فساد به این جایی رسید که الآن هستیم.

پی‌نوشت:

در این دم و دستگاه قضایی خوش به حال ما که صدای‌مان بلند است. بیچاره بی کس و کارها…

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن