مرثیه‌های مدیریتی آموزش و پرورش خراسان شمالی

یادداشت جمعی از فرهنگیان استان خراسان شمالی که با عنوان «مرثیه‌های مدیریتی آموزش و پرورش خراسان شمالی در دولت تدبیر» به انصاف نیوز ارسال شده است را در ادامه می‌خوانید:

مرثیه های مدیریتی آموزش و پرورش خراسان شمالی شاید از مدیریت کلان استان خراسان شمالی که در دولت ۸ ساله احمدی نژاد ۶ استاندار و در ۷ ساله دوران دکتر روحانی ۵ استاندار را تجربه کرده است؛ غم انگیز تر باشد.

آموزش و پرورشی که با داشتن ۱۵ هزار فرهنگی و ۱۶۰ هزار دانش آموز در استان ۸۴۰ هزار نفری همواره وسوسه ای برای نفوذ نمایندگان مجلس به حوزه مدیریتی این اداره کل کلان استان است.

چه دیروز نمایندگان لیست امید مجلس دهم و چه امروز نمایندگان انقلابی مجلس یازدهم، می خواهند با مهره چینی، این اداره کل را به کانون فعالیت های سیاسی خود تبدیل کنند.

دخالت نمایندگان در سال ۹۷ برای معرفی جایگزینی مدیرکل بازنشسته باعث شد بیش از ۸ ماه، آموزش و پرورش استان با سرپرست اداره شود و در نهایت با کنار زدن نیروهای اصلاح طلب با تأیید استاندار فعلی خراسان شمالی، گزینه ای انتخاب شود که منافع ۵ نماینده لیست امید را برای نفوذ در تعیین مدیران آموزش و پرورش شهرستانها و مدیر و معاون مدارس لحاظ کند.

حال که همان مدیرکل مورد اجماع، بازنشسته شده است و چند ماه از بازنشستگی اش گذشته، دوباره با اعمال نفوذ نمایندگان انقلابی استان و حمایت برخی افراد نزدیک به وزیر در وزارتخانه و همراهی و موافقت استاندار دولت تدبیر! شاهد معرفی برخی فعالین ضعیف و ضد دولت ستاد نماینده ها به عنوان گزینه مدیرکلی باشیم.

با ضعف نماینده عالی دولت در استان، دوباره این اداره کل به عرصۀ دخالت نمایندگان تبدیل شده است. با گذشت چند ماه از بازنشستگی مدیرکل فعلی، آموزش و پرورش استان، آقای استاندار که بارها با تحقیر مدیر کل آموزش و پرورش منصوب خودش، جلسات شورای آموزش و پرورش را با مهدکودک مقایسه کرده بود و باز هم مدیرکلش را توبیخ می کند حال با تسلیم در برابر نمایندگان، فعال انتخاباتی ستاد یکی از نمایندگان را به وزارتخانه معرفی کرده است و سرنوشت دانش آموزان یک استان، فدای این زد و بندهای سیاسی می شود.

ظاهرا برای استاندار خراسان شمالی، دولت و برنامه هایش اهمیتی ندارد. گویا ماندن در پست استانداری حتی بعد از ۱۴۰۰ برای او مهم تر از هر چیزی است. او تابع نظر نمایندگان است و  برایش لیست امید و انقلاب فرقی نمی کند. دیروز گزینه نمایندگان لیست امید را به عنوان مدیر کل معرفی کرد و امروز گزینه نمایندگان انقلابی را به وزارتخانه معرفی کرده است.

حال که مدیر کل آموزش و پرورش خراسان شمالی باز مثل سال ۹۷ ماه هاست بازنشسته شده است نحوه برخورد استاندار و همچنین وزرات آموزش و پرورش برای تعیین مدیرکل جدید به گونه ای است که انگار تعیین مدیرکلی همسوی دولت دکتر روحانی در آموزش و پرورش خراسان شمالی با داشتن بیش از ۳ هزار نیروی دکترا و کارشناس ارشد، قحط الرجال است.

اگر تتمه ای از رویکرد حامیان دولت نبود این نوشته در حالی صورت می گرفت که حال مدیرکل اموزش و پرورش در دولت تدبیر و امید، گزینه ای ضعیف و ضد دولت بود که برای استقبال از دولت انقلابی ۱۴۰۰ توسط منتقدان رئیس جمهور اداره می شد.

از آقای روحانی استدعا داریم اجازه ندهند وزیران و استاندارنش با پشت کردن به برنامه های دولت، با مخالفان دولت همدست شوند و اجازه ندهند آموزش و پرورش به عرصه تاخت وتاز فعالان ستادهای نمایندگان تبدیل شود و برای آموزش و پرورش خراسان شمالی گزینه ای انتخاب شود که علاوه بر توانمندی، حداقل دولت و برنامه هایش را قبول داشته باشد.

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

پیام

  1. متن بیانیه یا همان مرثیه های “باند” های یک جناح علیه “باند” دیگر در استان خراسان شمالی و بجنورد یک لایه غمگنانه و مرثیه پنهانی دیگر دارد. نگارنده با لایه آشکار آن مرثیه کاری ندارد، چون بومی آنجا نیست و از نزدیک با حال و هوای بجنورد بیگانه ام از نزدیک و نه آمار و به این دلیل قضاوتی ندارم. اما لایه پنهان آن در نامه!!!؟ درد فراگیر و کرونای همه این سال های سیاست ایران بوده است.
    به طور مشخص در شهرستان های کوچک کشور در کنار فرمانداری ها، دستگاه آموزش و پرورش اداره اول یا دوم محسوب می شود. دلایل آن هم مشخص است. تقریبا بیش از نیمی از پرسنل دولت را در این شهرستان ها کارکنان آموزش و پرورش تشکیل می دهند و به دلیل ساختار خدمتی بدون تردید وقت های خالی بسیار زیادی برای پیگیری مباحث و دعواهای سیاسی دارند. از طرفی به دلیل تشکیلات آن دارای بیشترین برخورد با لایه های اجتماع می باشند و منطقی یا غیر منطقی دارای پرستیژ مقبولی نزد جامعه محسوب می‌گردند. حضور در آموزش و پرورش هر شهرستان کوچک می تواند ناخواسته هم که باشد شناخت کافی از فرد را تا دورترین لایه های اجتماعی توسعه بدهد. اما بر خلاف روال منطقی و انتظار مقبول و خارج از آمار و مدعاها اما سطح مطالعات اجتماعی_ سیاسی جامعه فرهنگیان متاسفانه شاخصی بالا و قابل را نشان نمی دهد. این نقیصه البته شامل بسیاری بخش های اداری کشور حتی تا سطوح بالای مملکتی مشهود است. تا جاییکه زمانی این مورد دستمایه طنز رسانه ها نیز شده بود.
    در سطح ملی و به اذعان نخبگان سیاسی، با گذشت چهل و اندی سال از انقلاب اما در کشور ساختار تحزب برقرار نمی باشد و حتی احزاب شناخته شده ملی در عمل از نوعی جریانات سیاسی مقطعی پا فراتر نگذاشته و مجموع اعضای جمیع احزاب کشور کسری غیر قابل توجه از جامعه را شامل خواهد شد.
    ارتباط این نقیصه با سخنان ابتدای بحث در این است که وقتی میدان سیاست ورزی جامعه تا این حد تنزل می یابد خصوصا در شهرستان های کوچک و روستاها که آنجاها به دلیل فقدان صنایع و دانشگاه های ذینفوذ و… معلمین و دستگاه آموزش و پرورش خصوصا از جنبه کمی عملا پرچمدار جامعه نخبگی منطقه محسوب می‌گردند و متعاقبا بار احزاب سیاسی شناسنامه دار متوجه غالبا قشر فرهنگی با خصوصیاتی که اجمالا ذکر شد قرار می گیرد. از این رو دغدغه یا ترس نخبگان استانی از وجود یا عدم وجود یک مدیر از جناح مقابل در دستگاه آموزش و پرورش آنهم در آستانه انتخابات ریاست جمهوری قابل درک است.
    فرض کنید در محدوده یک شهرستان کوچک صنایعی بزرگ استقرار داشته باشند و انبوهی از تحصیلکردگان بومی در مجموعه آن مشغول بکار باشند. حضور انبوهی افراد بومی با سطح سواد بالاتر و فنی تر طبیعتا می تواند از میزان وابستگی ذهنی و عملی جامعه به صرفا نخبگان فرهنگی بکاهد. کما اینکه حضور افراد دارای تحصیلات پزشکی و حقوق و مهندسی در انتخابات مختلف ادوار اخیر مجلس به تبع افزایش انبوه فارغ التحصیلان دانشگاهی در رشته های غیر مرتبط با آموزش و پرورش، کفه ترازو را در سمت فرهنگیان سبک تر نموده است.
    تاسف دیگر زمانی است که کافی است یک متخصصی برای نمونه یکبار و فقط چند سال در پروژه ای بعنوان مدیر یا کارشناس مشغول بکار باشد تا بسیار بیش از گذشته دریابد که توسعه ملی علاوه بر سرمایه در گرو مدیریت شایسته و تخصص کسب می‌گردد. از این رو در غیاب متخصصان مهندسی و پزشکی و دکترا در همه رشته ها حتی علوم انسانی شاهد رقابت احزاب و جریانات سیاسی در حد ” باندهای” موقتی و پایدار و بی ثمر در سطح شهرستان های کوچک و خصوصا در مجموعه آموزش و پرورش هستیم. تا جاییکه بدون تردید فضای حاکم بر آموزش و پرورش حتی تا حد دبستان های چند کلاسه روستاهای دور افتاده نیز بسیار متاثر از ” باند” بازی های بی نتیجه و نفس گیر است و این رویه باعث شده است که از یک طرف بیشترین آثار تخریبی متوجه نظام آموزش و پرورش گردد و از سوی خود به نوعی ضد تبلیغ برای دموکراتیک شدن بطن جامعه تبدیل گردد و نوعی فرهنگ نامیمون را در ذهن فرزندان جامعه خلق می کند و از کار جمعی و اشتراک توان ها و ظرفیت ها باز می دارد.
    کارنامه آموزشی ناکارآمد آموزش و پرورش تا حدی به همین رویه غلط و تا حدودی نهادینه شده بر می‌گردد. سوای از نتایج حاصله از المپیادهای علمی که عمدتا حاصل نخبه پروری استعدادها در بخشی کوچک از نظام آموزش عمومی است مطابق آمار جهانی متاسفانه شاخص های دانش آموزان ایران در دروس علوم و ریاضی و فیزیک و شیمی و زیست شناسی بسیار نامطلوب و در رده های انتهای جدول قرار دارد. عدم تولید شاعران و نویسندگان مقبول در جامعه ناشی از ضعف آموزش و پرورش است تا حدود زیادی. متاسفانه سطح ناکافی و بعضا تاسف بار خروجی کاربردی دانش آموختگان دانشگاهی رشته های علوم انسانی باز تا حدودی به ضعف ساختارهای بنیادین در نظام آموزش و پرورش ایران دارد.
    اساسا منکر پیشرفت های کمی و کیفی چند دهه اخیر در نظام آموزش و پرورش کشور که حاصل تلاش همه جناح های سیاسی است نبوده و نیستیم ولی شاخص های کمی و کیفی فراوانی می توان ذکر نمود و اشاره داشت که هر یک گویای ضعف هایی است که به نظر می رساند دولت ها طی یک فرایند کارشناسی و مطلوب باید از دستگاه آموزش و پرورش سیاسی زدایی شود.
    اغلب معلمان عزیز که سوای از نقد صرفا کارشناسی اکنون، دستان پر مهرشان را به نشانه ادب می بوسم کارنامه متعالی خود را به شاخص ذهنی” انسان سازی” آدرس می دهند ولی با کمال ادب و البته عذرخواهی از جامعه فرهیخته آموزش و پرورش می توان در این خصوص هم اذعان داشت که متاسفانه بدور از حب و بغض ها و موضع گیری های مچ گیری و اتهام زنی های معمول اما بسیاری شاخص های معناگرایی نیز اگر مطابق مدعای فرهنگیان برتری کارنامه ایشان باشد، اما متاسفانه نتایج آن نیز بسیار تاسف برانگیز خواهد بود. آمار دزدی، اعتیاد و استعمال سیگار در قشر دانش آموز، روابط محرم و نا محرم، ریاکاری، حجاب و تقیدها و میزان پایبندی به اصول و ارزش ها در سال های نزدیک به پس از فارغ التحصیلی از دبیرستان و… بعضا مایه افسوس فراوان دارد. البته در این موارد نقش بارز و منفی رسانه ها و خانواده ها را نیز نادیده نمی انگاریم کما اینکه تاثیرات مثبت والدین و رسانه ها را در بخشی آمارهای مثبت دیگر نمی توان یکسره نادیده انگاشت. به فرض نمی توان نقش والدینی تحصیلکرده که برای تعالی فرزندشان از هر هزینه و تلاش و همراهی دریغ نمی نمایند را در موفقیت های فرزندشان نادیده و کارنامه مثبت را به نام معلمان نگاشت و در مقابل نمی توان شاخص های منفی مترتب بر دانش آموزی برآمده از والدینی معتاد و بدون کمترین توجه به تعالی کودک را غیر منصفانه به پای ناکارآمدی آموزش و پرورش نگاشت. اما همانطور که اشاره رفت معدل کارنامه آموزش و پرورش متاسفانه چنان درخشان نیست که بتوان چشم بسته از آن دفاع کرد و بدون تردید همانطور که یادآور شدیم فضای بسیار سیاست زده و باندبازی حاکم بر نظام آموزش عمومی سهم عمده ای در این آمار و شاخص های منفی ایفا می کند.
    مجلس شورای اسلامی، دستگاه قضایی و مجموعه دولت و دهها نهاد و سازمان عریض الطویل عمومی دیگر یقینا نیازمند تخصص های کاربردی متنوعی هستند و باید متوجه باشیم که سیاست زدگی بیشتر جامعه موجب خواهد شد ناخواسته سهم تخصص ها در مناصب به سمت تخصص های کمتر و باندی شده سوق یابد و خروجی این فرایند به توسعه منجر نخواهد شد.
    نباید فضا به سمتی برود که مجلس شورای اسلامی فی المثل برای تشکیل کمیسیون کشاورزی از ۵۰ درصد نیروی دارای تخصص حوزوی بهره گیرد یا تشکیل کمیسیون قضایی مجلس ماه‌ها معطل نیروی تخصصی ماهر و علاقمند به کار در این کمیسیون بماند یا ریاست کمیسیون فی المثل عمران به دست پزشکی حتی متخصص سپرده بشود و یا در مجموعه دولت ۷ سال وزارت کشاورزی را یک مهندس عمران اداره نماید که اتفاقا ۴ سالی قبلا وزیر راه و شهرسازی را تجربه کرده است و دهها مورد دیگر از این نمونه در میان همه جناح های چپ و راست و میانه سیاست که هیچ باندی را نمی توان در این رابطه مبرا و پیروزمند دانست. توجه اکید به نقش بنیادین آموزش و پرورش و گسلاندن آن از باندبازی و سیاست زدگی بزرگترین خیری است که یک ریس جمهور می تواند به آموزش و پرورش خدمت برساند.
    در این مورد خاص آموزش و پرورش استان خراسان شمالی با توجه به آنچه ذکر شد به ریاست محترم جمهوری توصیه می‌گردد در صورت صحت مندرجات رنجنامه فوق پیگیری های لازم را برای انتصاب مدیری متخصص در آموزش و پرورش و آشنا به سیاست و مدیریت و نه آلوده به چپ و راست و میانه به انجام برسانند. هر چند تجارب فراوان قبلی دردمندانه می گویند که چنین عزمی در دولت نیست و جناب آقایان مشاور و نزدیکان ریاست جمهوری خوب می دانند که چگونه بر آتش باندبازی در مجموعه حکمرانی پیه بیندازند و آب بپاشند و نفت خالی کنند!!!.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن