چرا این همه خبر خودکشی؟

مهدی میرابی، نویسنده و روزنامه‌نگار در یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «چرا این همه خبر خودکشی؟» نوشت:

گویا اساتید دانشگاه و بخشی از متفکران علوم اجتماعی به درستی هشدار داده بودند که وضعیت به حدی بحرانی است که امکان فروپاشیِ اجتماعی در کشور وجود دارد. اکنون با آمار بالای خودکشی و بسیاری از ناهنجارهای اجتماعی متاًسفانه باید گفت پیش بینی آنها دارد رنگ حقیقت به خود می گیرد.

در این میان اما نکته‌ی عجیب و بی سابقه، آمار بالای خودکشی در میان کودکان است.

طی ماه های اخیر، ابتدا خبر خودکشیِ زینب، کودک ۱۲ ساله ی ایلامی به گوش رسید که به علت نداشتن لباس روز عید، احساسات کودکانه و آرزوهای آینده‌ی خود را با بغض فرو داد و جان به جان آفرین تسلیم مشکلات شد. بعد از او خبر خودکشیِ سید محمد رسید، بچه ای از شهرستان “دیّرِ” بوشهر که به علت نداشتن تلفن همراه به زندگی خود پایان داد. اخیراً هم خبر خودکشی های سریالی در “رامهرمز” از توابع خوزستان به گوش می رسد. که استاندار، شش اقدام و مرگ یک دانش آموز را تایید می‌کند. و بسیار اقدام های مشابه دیگری که در گوشه و کنار این سرزمینِ پر درد و رنج صورت می گیرد و مخابره نمی‌شود. به این علت که در حاشیه های دور دست، بین اعضای کوخ نشین و کپر نشین وسایل ارتباطاتِ جمعی وجود ندارد و از طرفی برخی خانواده ها هم که اعضایشان را اینگونه از دست می‌دهند خجالت زده و شرمگین شده و چندان تمایلی به اطلاع رسانی ندارند.

گذشته از اینها حتی اگر خبر سربسته ای درز کند، نهادهای مسئول و مدیران شهری که مسئولیتی بر گردن دارند از ترس فراگیری آن در رسانه های رسمی و شبکه های اجتماعی به سندرمی دچار می شوند که گویی ممکن است جان و مال و میزشان را به مخاطره بیندازد. به همین جهت از هر کوششی برای تکذیب و لاپوشانی دریغ نمی کنند.

با این حال وضعیت به قدری بحرانی است که حتی اگر یک‌سوم از این دست اتفاق‌ها رسانه ای شود به پی بردن همه ی ما از “عمق فاجعه” کفایت می کند.

اگر نهادهای مسئولی نظیر بهزیستی، بنیادها و ستادهایی که کم نیستند و به همین منظور هویت یافته و بودجه هنگفت دریافت می کنند، تنها در یک بخش از ده‌ها بخش کاری خود موفق عمل می کردند آمار خودکشی دست کم در میان کودکان تا این اندازه بالا نبود.

حق آنها داشتن یک سرپناهِ ساده و حداقل نیازهای اولیه است، حال که بودجه بهزیستی جهت ساخت منزل کفاف همه ی نیازمندان را نمی دهد، تامین خوارو بار و پوشاک چه؟ اگر از تامین این اقلام هم عاجزند، ارتباط با آنها و گفتار درمانی که دیگر هزینه ای ندارد. در این مراکز هم به تعداد کافی روانشناس وجود دارد که حقوق ثابت دولتی دریافت می کنند.

با مشاوره و هدایایی کوچک می توان دل کودکان معصوم و مسکین را بدست آورد. بر خلاف بزرگسالان کودکان را راحت تر می توان به زندگی امیدوار نمود و مانع حرکت های آنی و تهاجمی شان شد. همچنین فرصت جبران تامین نیازهای اساسی را با کوشش و کار به آنها توصیه کرد. متاسفانه دریغ از کمترین توجه به این تمناها و بغض های فروخورده و اعتراض های در گلو شکسته.

باری، گرچه خودکشی دلایل متعددی دارد اما در نمونه هایی که ذکر کردم “فقرِ مطلق” عامل اصلی آن است. طبق نظریه مازلو نیاز به غذا و پوشاک جز نیازهای اولیه و اساسی انسان هاست. یعنی بعد از اکسیژن نیاز به آب و نان است که در نبود آنها انسان تنها چند روز می تواند دوام بیاورد. دردناک تر اینکه دو مورد از سه مورد این خودکشی ها در استان هایی رخ داده که سرشار از ثروت معدنی و فسیلی اند اما سهم این خانوارها از این شریان های طلائی تقریباً هیچ است.

خدا می داند چه سالی از راه برسد که در این مملکت توزیع عادلانه ثروت صورت بگیرد.

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

یک پیام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن