چند یادداشت در نقد اظهارات کلانتری درباره امام

بخشی از اظهارات یک‌سال قبل عیسی کلانتری‌، رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست در گفت‌وگو با یک برنامه‌ی اینترنتی درباره‌ی امام خمینی و پیروزی انقلاب در روزهای گذشته با واکنش‌هایی همراه شده است.

چند یادداشت در نقد اظهارات آقای کلانتری را به نقل از «جماران» می‌خوانید:

یادداشت حمید انصاری، قائم مقام موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی:

در رابطه با اظهارات سخیف، نسنجیده و توهین آمیز آقای عیسی کلانتری در باره رهبری امام خمینی در پیروزی انقلاب اسلامی در ویدیویی که اخیرا منتشر شده است؛ و حقیقتا این اظهارات موجب تعجب و تأسف، و شدیدا محکوم می باشد چند نکته حائز اهمیت است:

۱ – سرنگونی نظام ستمشاهی در ایران و پیروزی انقلاب اسلامی ملت ایران با رهبری بی مانند حضرت امام خمینی (س) در حالی به وقوع پیوست که تلاش جبهه وسیع حامیان رژیم شاه به رهبری آمریکا تا آخرین دقایق فروپاشی ارکان نظام سلطنت در روز ۲۱ بهمن ۵۷ ادامه داشت.

به استناد خاطرات و اعترافات منتشر شده از  رجال وقت سیاسی آمریکا و اروپا،  دو ماه قبل از پیروزی انقلاب ، کاخ سفید و همپیمانان اروپایی آن بر اساس تصمیمات کنفرانس گوادلوپ با اعزام تیمی بلند پایه از فرماندهان سازمان ناتو به تهران واستقرار در ستاد مشترک ارتش شاه، با مأموریت حفظ نظام سلطنت و جلوگیری از سقوط رژیم، و در آخرین مرحله اجرای کودتای خونین نظامی و دستگیری امام خمینی و دیگر سران انقلاب آنچه را که در توان داشتند بکار گرفتند اما رهبری شجاعانه و قاطع امام خمینی و هوشیاری ملت ایران و البته نصرت الهی،  نقشه آمریکا را با شکست مواجه کرد و در آخرین سناریوی آمریکا نیز فرمان کوتاه امام خمینی مبنی بر نادیده گرفتن ساعات حکومت نظامی و فراخوان مردم برای حضور در خیابانها در بعد از ظهر ۲۱ بهمن، کاروان ماشین جنگی کودتاگران در دقایق اولیه اجرای طرح کودتا در امواج خروشان انقلابیون و پیروان امام خمینی زمین گیر شد و ساعاتی بعد با فروپاشی ارکان نظام شاه، حسرت ادامه حیات نظام وابسته به بیگانه بر دل آمریکا نشست و انقلاب به پیروزی رسید.

فروکاستن عظمت ابعاد انقلابی که حاصل دهها سال مبارزات بی وقفه ملت ایران بر علیه دخالتها و جنایتهای آمریکا و بیگانگان در کشور و وابستگی خفت بار رژیم پهلوی بوده است و انتساب این پیروزی به عامل موهوم و غیر واقعی «خالی کردن پشت شاه توسط آمریکا» در اظهارات نامربوط آقای کلانتری نشانه بی اطلاعی گوینده از حقایق تاریخ انقلاب و عدم مراجعه ایشان  به صدها کتاب وخاطرات و مدارک منتشره در این رابطه است.

۲ – امام خمینی را نه تنها ملت ایران بلکه بخش وسیعی از مسلمانان و بسیاری از دیگر ملتهای جهان به عنوان سمبل رهبری موفق دینی و نماد مقاومت در برابر سلطه طلبی غرب و آمریکا می شناسند. امام خمینی فرزند خلف اسلام ناب محمدی (ص)، میراث دار انبیا و اولیای الهی و صدای رسای حق طلبی و استقلال خواهی ملت بزرگ ایران است.  متأسفانه تعبیر بسیار ناروایی که آقای کلانتری در باره این شخضیت الهی بکار برده است، صرف نظر از اینکه گوینده چنین قصدی نداشته است، توهین و اسائه ادب به ساحت امام است. بی پروایی در بکار بردن تعابیر نابجا و واژگان بی مبنا، هنر نیست، صیانت کلام و رعایت ادب بویژه از چهره هایی که دارای مسئولیتهای بالا در نظام جمهوری اسلامی هستند بیش از دیگران انتظار می رود.

۳ – به موجب قوانین، انتشار مطالب توهین آمیز ممنوع است و هرگز حق آزادی بیان و حق اطلاع رسانی موجب جواز چنین اقدام مجرمانه ای نمی باشد. مراقبت و برخورد مناسب مراکز نظارت بر کانالهای اطلاع رسانی و مراجع ذیصلاح قضایی در اینگونه امور، مورد انتظار است.

متأسفانه این اظهار نسنجیده نتیجه بی توجهی – چند باره – ایشان به سوالات جهت دار بعضی از  رسانه ها  و کانالهایی است  که به قصد افزایش مخاطب و یا هر انگیزه دیگری  فضا را برای اظهار نظرهای غیر تخصصی و عوام پسند فراهم می سازد.

۴ – با توجه به اینکه این مطلب توهین آمیز که بر زبان ایشان جاری شده است نه به عنوان گفتار یک شخص عادی بلکه به عنوان معاون رئیس جمهور کشور و رئیس یکی از سازمانهای مهم نظام منتشر شده است حداقل اقدامی که می تواند آثار سوء آنرا تقلیل دهد عذرخواهی از مردم ایران و روح بلند امام راحل و تصحیح گفتار ناصواب می باشد. انشاء الله که چنین کنند.


یادداشت حجت الاسلام والمسلمین علی کمساری معاون فرهنگی، هنری و ارتباطات موسسه تنظیم و نشر اثار امام خمینی:

اخیرا ویدئویی از اظهارات آقای عیسی کلانتری منتشر شده که امام خمینی(ره) را فرزند ناخلف آمریکا، خوانده است!

بنظر می رسد سخنان مطرح شده از جانب این مدیر ارشد دولت تدبیر و امید، بدان پایه از سخافت و سستی ست که بی نیاز از پاسخ باشد، چرا که هر کسی کمترین شناختی از امام(ره) داشته باشد، می داند که مبارزه با آمریکا بعنوان نماد استکبار، بیت الغزل مبارزات سیاسی امام (ره) از سال ۴۲ تا هنگامه ی رحلت شان بوده است.

و بطلان ادعای رضایت آمریکا به شکست شاه هم به گواهی اسناد متواتر تاریخی، اظهر من الشمس است.

اما نکته ای که برای اینجانب قابل هضم نیست دو مسئله است:

نخست آنکه چرا مسئولان ارشد نظام بخصوص روسای محترم سه قوه و نمایندگان محترم مردم در مجلس شورای اسلامی و رسانه ی ملی، در برابر این صحبت های جسارت آمیز سکوت نموده و موضع گیری انقلابی نکرده اند؟

چرا این مدیر ارشد دولتی  را وادار به اصلاح سخنان خود و عذر خواهی از پیشگاه امام و امت امام نکرده اند؟!

نکته دوم آنکه برخی رسانه ها و فعالان مجازی بجای آنکه پاسخ اظهارات گوینده مطلب را داده و از امام و انقلاب دفاع نمایند، در اقدامی هماهنگ و گسترده! چنان به بیت و موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام (ره) حمله کرده اند، که گویی این سخنان را ایشان زده اند نه عیسی کلانتری!

این در حالی است که از آغاز این داستان مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام و سایت جماران از اولین گروه های موضع گیری کننده بوده اند.

به این عزیزان به ظاهر دلسوز باید گفت: این تذهبون؟!

براستی شما را چه می شود که بجای دفاع از امام مظلوم به یادگار و موسسه منتسب به ایشان می تازید؟! اگر تحت تاثیر شایعات سیاسی، نگران کاندیداتوری یادگار حضرت امام در انتخابات ریاست جمهوری آینده هستید، بگذارید همان گونه که فرزند ایشان گفته اند، خیالتان را راحت کنم؛ که آیت الله سید حسن خمینی قصد کاندیداتوری ندارند، پس لطفا نه عِرض خود ببرید و نه زحمت دیگران بدارید.


یادداشت غلامعلی رجایی:

اخیرا در فضای مجازی قطعه ای از سخنان دکتر کلانتری منتشر شده که به دلیل نامناسب بودن تعبیری که ایشان در مورد امام به کار گرفته بازتاب خاص خودش را داشته است. من اینجا در پی این نیستم که به نقد آن سخن بی پایه بپردازم. معتقدم ایشان از روی آگاهی چنین حرفی که جنبه اهانت به حضرت امام داشته را به زبان نیاورده است.

من با جنس سخن و سخنگویی آشنا هستم. گاهی کلمه یا عبارتی از دهان یا قلم انسان خارج می شود و بیشتر هم در گفت و گوی محاوره ای که بعد متوجه می شود که آن کلمه، تعبیر یا جمله مناسب نبوده است. با شناختی که از آقای کلانتری دارم، تصور من این است که ایشان هم دچار چنین سهوی شده است. من در این مدت منتظر بودم که عذرخواهی ایشان را ببینم که تاکنون ندیده ام.

در هر صورت حرف مناسبی زده نشده و به ساحت بنیانگذار جمهوری اسلامی اهانت شده و ایشان به عنوان برادر یک شهید و دولتمرد دل بسیاری را به درد آورده است. چنانچه تاکنون عذرخواهی نکرده، به نظر من بهتر است در قدم اول عذرخواهی کند. همان جوری که امام گفت «به مجرد احراز اشتباه و خطا از آن برگردید، و اقرار به خطا کنید؛ که آن کمال انسانی است.»(صحیفه امام، جلد ۱۸، صفحه ۷)

تاریخ در این چند دهه در کشور ما عرصه بی در و پیکری شده است

نکته دوم این است که به نظر می رسد عرصه تاریخ در این چند دهه در کشور ما عرصه بی در و پیکری شده است. به یاد دارم یکی از اساتید من در دوره دکتری با تأسف می گفت که آقای دکتر فلانی که تخصصش طب هست، به مدد رانتی که به او داده شده در تلویزیون تاریخ تمدن درس می دهد و کتاب تاریخ تمدن منتشر می کند، ولی آنقدر بی سواد است که «تاریخ تمدن سباء» را با «ص» می نویسد. و با حسرت می گفت که تاریخ دانان و تاریخ خوان ها باید به گوشه ای بنشینند و چنین آدم هایی که فرق «سباء» و «صبا» را نمی دانند تریبون تاریخ را در تلویزیون بگیرند.

من دیدم یکی از دولتمردان وزارت خارجه کتاب های بسیار ضعیفی در رابطه با تاریخ ائمه(ع) و تاریخ انقلاب نوشته و متأسف شدم که چرا هرکس به تخصص خودش نمی پردازد. بهتر بود این دولتمرد وزارت خارجه در زمینه تبادل تجربیات خودش به نسل آینده، خاطرات خودش از ملاقات با دولتمردان خارجی و فراز و فرودهای سیاست در سپهر جمهوری اسلامی ایران طی این چند دهه می نوشت؛ نه اینکه وارد عرصه ای شود که تخصص او نیست.

پرگویی و سخنگویی یکی از آفات موجود در بین مسئولین ما است

نکته سوم این است که به نظر می رسد پرگویی و سخنگویی یکی از آفات موجود در بین مسئولین ما است. به خصوص کسانی که بر مسند کاری بوده اند و دوربین هایی به سراغ اینها می رود و فکر می کنند چون دوربین به سراغ اینها رفته لزوما باید حرف بزنند و متأسفانه گاهی دیده می شود که بی تأمل هم حرف می زنند. چنین خطاهایی که می توانیم آقای کلانتری را نمونه اخیر آن بدانیم هم از زبان آنها صادر می شود.

حقیقت این است که سخن گفتن کار هرکسی نیست و پرگویی آفتی است که ما اگر بخواهیم آفات پرگویی در این چند دهه را بگوییم می بینیم که بسیار لطمات و صدمات جبران ناپذیری بر این کشور تحمیل کرده است. من یادم هست بعد از دوره امام تحقیقی می کردیم در رابطه با اینکه در خصوص تعداد اسرای ما در عراق چه حرف هایی زده شده است. متأسفانه به نقل قول های بسیار متفاوت و متناقض رسیدیم از مسئولینی که احساس می کردند اطلاعات اولیه ای دارند و جای تأسف این است که هیچ کدام از این آمارها با واقعیت سازگاری و مطابقت نداشت.

چه نیازی هست در کشور که این همه صحبت شود؟! متأسفانه گاهی هم عرصه صحبت به مسائل غیر تخصصی گوینده مرتبط می شود. مثلا مسأله ای که دکتر کلانتری مطرح کرده اشاره ضعیفی به کنفرانس گوادلوپ می کند. من اینجا به لحاظ تاریخی باید این نکته را بگویم که پایان این یادداشت پایان تاریخی باشد. در گوادلوپ آمریکا نظر خودش را به کشورهای حاضر در جلسه یعنی فرانسه، انگلیس و آلمان مطرح کرد که نظرشان به رفتن شاه است؛ نه اینکه با امام توافقی شده بود. کلا ایران تحت الحمایه آمریکا بود و این آمریکا بود که دستور خروج شاه را داد. کما اینکه در واقعه ۲۸ مرداد ۳۲ هم آنها به شاه گفتند که ایران را ترک کند و بعد به کمک انگلیسی ها شاه را برگرداندند و ۲۵ سال حکومت منحوس و استبدادی شاه را بر سر ملت شریف و مسلمان ایران حاکم کردند.

نگرانی آمریکا در کنفرانس گوادلوپ را به این شکل می شود توجیه و تحلیل کرد که نگران بودند این شاه ماندنی نیست و انقلاب ایران هم با وحدتی که امام ایجاد کرده پیروز خواهد شد. تا جایی که من اطلاع دارم، کاریزمایی که امام ایجاد کرد در تاریخ چند سده اخیر ایران بی سابقه بود و شاید این کاریزما برای فردی به عنوان رهبر معنوی و سیاسی غیر قابل تکرار باشد. نگرانی غرب و به ویژه آمریکا این بود که انقلاب ایران منجر به سقوط رژیم شاه خواهد شد و «سد بند»های کوچکی مثل دولت بختیار و قبل از آن شریف امامی هم نمی تواند جلوی این سیل توفنده را بگیرد.

نهایتا نگرانی آنها این بود که بعد از پیروزی انقلاب دولتی بر سر کار بیاید که به بلوک شرق و شوروی متمایل باشد و به شدت از بلوک غرب و آمریکا فاصله بگیرد. لذا در این زمینه نرمش هایی به خرج دادند. بحث آمدن هایزر به ایران برای جلوگیری از کودتا بود تا این قضیه با مقاومت مردم به خونریزی کشیده نشود. اگر غرب در صدد جای پاهایی در حکومت آینده بود، به خاطر این نقش آفرینی بتواند از جای پاهای خودش استفاده کند.

سلطنت طلبان هستند که رفتن شاه را توطئه آمریکا می دانند

در خاطرات ارتشبد قره باغی آمده است که برای فرماندهان ارشد نظامی سخت بود که تحت تأثیر و فرماندهی شاپور بختیاری قرار بگیرند که تا مدتی قبل زندانی اینها بوده و هایزر در جهت تلطیف این رابطه کار می کرد که اوضاع را برای استقرار بختیار هموار کند و شاید با این امید که بختیار بتواند با ملاقات امام بر سر کار بماند و نخست وزیر دولت جدید بماند و امام گفتند که به شرط استعفا ایشان را می پذیرند و شد آنچه که شد و بختیار هم دیگر نتوانست بر مسند بماند و کار به شورای سلطنت کشیده شد و شورای سلطنت هم به پاریس رفتند استعفا کردند و آخرین تیر ترکش اینها به سنگ خورد.

بنابر این، توافق در جهت اینکه امام از طرف غرب مأموریت داشته باشد القائات و جعلیاتی است که ناآگاهان به تاریخ سیاست این چند دهه به آن پرداخته اند و یا سلطنت طلبان هستند که رفتن شاه را توطئه آمریکا می دانند و آمدن امام را با هماهنگی، حمایت و پشتیبانی آمریکا و بلوک غرب که اساسا تصویر ناصحیح و نادرستی است.

بنابر این، تعبیر سخیفی که به کار برده شده نه تنها دون شأن امام و حتی یاران امام است، بلکه باید گفت مکر خدا بود که اینها به این نتیجه رسیدند و به خاطر اینکه مبادا حکومت آینده به سمت شوروی گرایش پیدا کند، دامنه فشار، خونریزی و سلطه خودشان بر این دولت های ضعیف در حال سقوط کمتر کنند و مخالفت های خودشان را تبدیل کنند به نوعی از امید به آینده که دولت بعد بتواند با بلوک غرب روابط حسنه ای داشته باشد. از قبل هم قول گرفته بودند و امام هم با هوشمندی گفته بودند که جریان نفت به غرب بسته نخواهد شد.

بنا داشتند امام را در برگشت از پاریس بربایند و به یک جزیره متروکه تبعید و زندانی کنند

امام در حرکت بسیار هوشمندانه دیگری گفته بود انقلاب ایران و دولت نوپای انقلابی به بلوک شرق هم متمایل نخواهد شد. این هوشمندی امام را می رساند که توانست در جنگ بین دو قدرت موازنه را حفظ کند و انقلاب را به سلامت از بحرانی که فرا رویش بود گذر دهد. حتی آنها بنا داشتند امام را در برگشت از پاریس بربایند و به یک جزیره متروکه تبعید و زندانی کنند. در اسنادی که از وزارت دفاع به دست آمده بنا بود همه افراد مؤثری که انقلاب را در تهران و غیر تهران رهبری می کردند دستگیر شوند و با دستبند و پابند تحت الحفظ به نقاط نامعلومی برده شوند و انقلاب در نطفه خفه شود.

همه اینها به مشیت الهی ناکام ماند و امام با و سرافرازی پا به وطن گذاشت و فرشته آمد و دیو بیرون رفت و امیدواریم اثرات این فرهنگ فرشته گرایی در متر به متر سرزمین ایران و جان و دل ایرانیان شریف باقی باشد تا ان شاء الله این انقلاب زمینه ساز ظهور امام زمان(عج) باشد.


یادداشت مهدی حاضری: 

اخیرا سخنانی از جناب آقای دکتر عیسی کلانتری معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در فضای مجازی منتشر شده است که باعث تعجب و تحیر دوستان و علاقمندان به حضرت روح الله  گردید.

ایشان برادر شهید مهندس موسی کلانتری وزیر راه و ترابری دولت شهید رجایی است که در حادثه هفتم تیر به شهادت رسید و خودشان سابقه ۱۶ سال وزارت در دولت های جناب مهندس میر حسین موسوی و مرحوم آیه الله هاشمی رفسنجانی را دارند و خدمات زیادی به نظام و انقلاب و کشور کرده اند ولی اخیرا در دو مورد نسبت های ناروایی به حضرت امام داده اند که بسیار بیجاست و باید صریحا عذرخواهی نموده و توضیح دهند.

یک مورد دستور حضرت امام برای استفاده از زنان برای آواز خوانی به صورت تک خوانی در جامعه  به نقل از جناب حجه الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی در دوره بعهده داشتن مسئولیت وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی ایشان بود که از سوی آقای خاتمی و جناب آقای دکتر حمید انصاری قائم مقام موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام صریحا تکذیب شد{در اینجا بخوانید}. این مورد را می توانیم به حساب کهولت سن و عوارض ناشی از آن بگذاریم.

ولی یک مورد اخیرا منتشر شده است که ایشان در تحلیلی از اوضاع سال های آخر رژیم محمد رضا شاه پهلوی حضرت روح الله را فرزند ناخلف آمریکا دانسته اند.

آقای کلانتری با اشاره به مشکلاتی که شاه برای ادامه دیکتاتوری و بیدادگری بی حساب خود در دوره ریاست جمهوری جیمی کارتر  که با شعار حمایت از حقوق بشر روی کار آمده بود با آن مواجه شده و  مجبور شد تغییراتی در سیاست و حکومت داری خود داده و امیر عباس هویدا و نعمت الله نصیری را پس از سیزده سال به ترتیب از نخست وزیری و ریاست سازمان مخوف و جهنمی ساواک برکنار کند و مقداری آزادی نسبی در جامعه برقرار کرده و تعدادی از زندانیان سیاسی را آزاد و شکنجه در زندان ها را کم کند. از این موارد به تنها گذاشتن او و خالی کردن پشت شاه تعبیر کرده و به نحوی دولت آمریکا را موافق با حرکت امام و انقلاب اسلامی معرفی می کند که باید گفت:

اولا: رژیم آمریکا تا آخرین روزهای انقلاب به شدت در صدد حفظ این رژیم بود و حمایت های بی قید و شرط آن ها از اقدامات گسترده و سرکوبی شدید مردم توسط شاه فراموش نشدنی است.

سفر جیمی کارتر و همسرش به ایران در شب سال نو مسیحی و جزیره ثبات نامیدن ایران و موافقت با همه درخواست های تسلیحاتی شاه از نمونه های بارز این حمایت است که شاه را شیر کرده و بلافاصله پس از رفتن کارتر بود که دستور انتشار مقاله سراپا توهین به حضرت امام  در روزنامه اطلاعات مورخ ۱۳۵۶/۱۰/۱۷ با امضای  مستعار احمد رشیدی مطلق را صادر کرد.

ثانیا: جیمی کارتر با فرستادن نمایندگان  مستقیم و با واسطه دولت فرانسه به نوفل لوشاتو و تهدید حضرت امام از طرق مختلف در صدد جلوگیری از حرکت و قیام مردم به رهبری امام بود.

ثالثا با فرستادن ژنرال رابرت هایزر معاون ناتو به ایران  برای حفظ انسجام ارتش و آماده کردن فرماندهان آن برای  انجام کودتا از هیچ کوششی فروگذار نکرد.

این موارد و اقدامات دیگر که لازم به ذکر همه آن ها نیست همگی حاکی از حمایت هه جانبه آمریکا از شاه هست،  بلی نکته ای که می توان به آن اشاره کرد، سرگرمی و مشغولیت بالای دولت کارتر به برقراری پیمان صلح  کمپ دیوید بین مصر و اسرائیل و جدا کردن مصر از صف کشورهای جهان اسلام و عرب  طی سالهای ۱۳۵۶و ۱۳۵۷ بود که انصافا این پیمان  موفقیت بزرگی برای ادامه سیاست های استعماری آمریکا  محسوب می شد و اگر  پیروزی انقلاب ایران نبود قطعا بقای او را در انتخابات دوره دوم ریاست جمهوری اش را تضمین می کرد. این قضیه باعث غفلت این دولت از اوضاع ایران در این سال ها شد.

البته تیز هوشی حضرت امام و استفاده کردن ایشان از این شرایط و بالا گرفتن جنگ سرد بین آمریکا و شوروی  و نامیدی سران غرب از حفظ شاه در کنفرنس گودآلوپ و در حقیقت پایان یافتن تاریخ مصرف شاه همان گونه که وی هویدا و نصیری را قربانی کرد، نکته های غیر قابل اغماضی است که باید به آن ها توجه داشت و این هنر و درک صحیح حضرت روح الله از اوضاع سیاسی داخل ایران و شرایط حاکم بر جهان را نمی توان به حساب آمریکا گذاشت و کمال بی انصافی و نادانی است که بخواهیم آمریکا  را در این پیروزی و سقوط شاه،  شریک حضرت امام قرار دهیم و این تعبیر زشت و ناصحیح را بکار ببریم.

امید است این برادر بزرگوار که تا کنون خدمات بی شماری را به این نظام کرده است و همه ما مدیون خون شهدایی همچون برادرش شهید موسی کلانتری هستیم، هرچه سریعتر سخن خود را اصلاح کرده و از ملت شریف ایران عذرخواهی کنند.


یادداشت وبسایت جماران: در این روزها قطعه کلیپی در فضای مجازی نشر یافته که در آن آقای عیسی کلانتری، «امام خمینی» را فرزند ناخلف آمریکا خوانده است. استدلال ایشان هم مبتنی بر آن است که مدعی می شود «آمریکایی ها پشت شاه را خالی کرده اند و او را تنها گذاشته اند».

این سخن از جهات عدیده مورد مناقشه است.

اول آنکه مطابق هیچ سند و مدرکی آمریکایی ها پشت شاه را خالی نکردند و این نه تنها با شواهد تاریخی در تضاد است. مطابق همه اسناد منتشر شده، شاه و رژیم پهلوی تا آخرین لحظات حیات خود از حمایت کامل غرب و حتی شوروی برخوردار بوده است.

در این باره فقط کافی است به متن منتشر شده در روزنامه نیویورک تایمز اشاره شود که در آن از قول ژنرال رابرت هایزر فرستاده ویژه کارتر در تهران آمده است که او در نشستی در نیویورک به تیم «پروژه ایگل» گفت که از سران نظامی ارشد ایران خواسته بود برای نگاه داشتن شاه در قدرت هر تعدادی از تظاهرکنندگان را که لازم است، بکُشند. طبق صورت جلسه آن نشست، ژنرال هیوسر گفت که به ژنرال‌های ایرانی گفته بود اگر تیراندازی هوایی نتوانست تظاهرکنندگان را پراکنده کند، «سینه‌های آن‌ها را هدف قرار دهید». وی همچنین ژنرال‌های ایرانی را بزدل توصیف کرده بود.

نکته دوم اما درباره ادبیات منحط و مبتذل آقای کلانتری است که در باره شخصیت امام از تعبیر زشت «فرزند ناخلف» استفاده می کند. آقای کلانتری ظاهرا از کمترین میزان از ادب سیاسی و اجتماعی برخوردار نیست که درباره مقتدای کشور از این واژه زشت و توهین آمیز بهره می گیرید. راستی ایشان معنای فرزند ناخلف را می داند؟ مطابق نقل فرهنگ های فارسی بهترین معنا برای این واژه « فرزندی است که مطابق با آداب خانواده اش عمل نکرده است». آیا جریان فکری نهضت اسلامی دست پرورده آمریکاست تا بگوییم چون به اندیشه آمریکا و آداب ایشان پشت کرده است، پس ناخلف بوده است.

به نظر می رسد کلانتری حتی از معنای این اصطلاح هم بی اطلاع است.

حقیقت آن است که امام خمینی فرزند راستین اسلام است و این سخنان آقای کلانتری هم جز آنکه آبروی گوینده را ببرد دست آوردی نخواهد داشت، چراکه مردم ایران و مستضعفان جهان بهتر می دانند که امام در کدام مکتب پرورش یافته و در کدام اندیشه مستغرق بوده و از کدام چشمه فکری سیراب شده است.

و نکته آخر مربوط به گروهی است که این سخن را منتشر کرده اند. راستی اگر یک دهم این سخنان را، آقای کلانتری درباره رهبر معظم انقلاب بر زبان جاری کرده بود، گروه مصاحبه کننده، جرأت انتشار آن را داشت؟ آیا امام از سایر حوزه های ارزشمند نظام کم اهمیت تر است؟

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن