محکومیت ترور، همیشه و همه جا | محسن کدیور

محسن کدیور در یادداشتی تلگرامی با عنوان «محکومیت ترور، همیشه و همه جا»، شهادت محسن فخری‌زاده را تسلیت گفت.

به گزارش انصاف نیوز، آقای کدیور در این یادداشت پرسیده است: محسن فخری زاده رئیس سازمان پژوهش و نوآوری وزارت دفاع ساعاتی قبل نزدیک تهران ترور شد. فرض کنیم کلیه مقتولان حقیقتا با صنایع هسته ای ایران همکاری داشته‌اند. این همکاری مطابق کدام قانون بین المللی جرم محسوب می‌شود؟

او می‌افزاید: اسرائیل و ترامپ می‌خواهند برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران را به هر قیمتی ولو ترور دانشمندان هسته ای ایران متوقف کنند. دولت اسرائیل از بدو تاسیس با ترور مخالفان و منتقدان خود در دیگر کشورها پرونده سیاه قطوری دارد.

کدیور با تاکید بر این که «ترور همیشه و همه جا محکوم است»، ترور مخالفان در خارج از کشور و نیز منتقدان داخلی را نیز «به همین دلیل» شدیدا محکوم می‌داند و می‌نویسد: باید با منطق واحد ترور هر انسانی را همیشه و همه جا محکوم کرد خصوصا ترورهای دولتی چه توسط دولت اسرائیل چه … ایران. اینکه دارندگان سلاح‌های مخوف هسته ای با ترور و وحشت می‌خواهند مانع از گسترش دانش هسته‌ای در کشور متهم به اقدام برای دستیابی به سلاح هسته ای شوند، یک بام و دو هوا است. درباره برنامه هسته ای در ایران مردم ایران باید تصمیم بگیرند نه اسرائیل و امریکا.

او در ادامه نوشته است: ترور اخیر بار دیگر زنگ خطر آسیب پذیری امنیتی را در ایران به صدا درآورد و غرور هر ایرانی را جریحه دار کرد. اگر نظام توان حفاظتی خود را متوجه مردم معترض غیرمسلح نکرده بود، فرصت و توان مقابله با تهدیدهای اصلی که نفوذ سازمانهای تروریستی خارجی در کشور است پیدا می کرد. اگر در نوبتهای قبلی ترور دانشمندان هسته ای، به جای [برخورد با] بیگناهان و معرفی دروغین آنها به عنوان مزدور اسرائیل عوامل اصلی ترور را پیدا کرده بودند امروز شاهد ترور فخری زاده نبودیم.

کدیور با بیان این که امروز به جای شعار توخالی انتقام باید به فکر اصلاح ساختاری سیاست‌های داخلی و خارجی بود، نوشته است: در دنیای سیاست صرف درست بودن فلسفی یک سیاست کافی نیست، مهمتر از آن مقدور بودن آن، رعایت منافع ملی و موافقت افکار عمومی با آن سیاست است.

او با اشاره به ترورها و تحریم‌ها و فشارهای حداکثری به کشور، به برخی سیاست‌های منطقه‌ای، صدور انقلاب و مقابله با اسرائیل انتقاد کرد و با پیشنهاد نظرخواهی از مردم درباره‌ی سیاست‌های خارجی نوشت: آیا این سیاستها و هزینه آنها هرگز به تصویب نمایندگان مردم در مجلس رسیده است؟

کدیور در پایان نوشت: شهادت دکتر محسن فخری زاده را به خانواده داغدار، شاگردان وی، همکارانش در وزارت دفاع و ملت ایران تسلیت می گویم.

انگشت اتهام ترورها متوجه صلح ستیزان خاورمیانه

ضرورت پاسخ اطمینان بخش به مردم به دلیل تکرار ترورهای زنجیره‌ای / احتمال تکرار و ایجاد چالش‌های بزرگتر

انتهای پیام

برچسب ها

نوشته های مشابه

پیام

  1. چکیده منطق آقای کدیور:
    “او …..، به برخی سیاست‌های منطقه‌ای، صدور انقلاب و مقابله با اسرائیل انتقاد کرد”
    این است منطق آقای کدیور و امثالهم!!!
    خداوند ما را و ملت ما را از این افراد و افکار پوسیده و بزدلانه حفظ کناد.

  2. جناب حجه الاسلام والمسلمین کدیور! سخنان سنجیده ای قلمی کرده اند و اشاراتی دقیق فرموده اند!، مخصوصا جایی که آورده اند به این مضمون که صرف فلسفی حق بودن گفتار و کردار در مناسبات سیاست ورزی کفایت نمی کند. می خواهم سخنم را پیرامون همین معنا بیان نمایم.
    آری اگر “حق” را آنچه باید باشد و ” واقعیت” را آنچه هست تعبیر کنیم، در دنیای سیاست ملاک عملی و عینی نه ” حقیقت” که” واقعیت” است. مسلم است که لیبرال سرمایه داری و دموکراسی تفکر عقلی زاییده بشر مدرن است و ” حقیقت” در این معنا از آنجا که پایه فلسفی این تز سیاسی خدا و معنویت الهی نیست و سکولار می باشد را بایستی در ” قانون” جستجو کرد. اما این قانون که آرمان ها و آرزوهای لیبرال دموکراسی در آن نهفته است چیست؟. یکی ” منشور جهانی حقوق بشر” است که در آن مکررا و با صراحت بر احترام و برابری همه اندیشه ها و رنگ ها و نژادها و فرهنگ ها تاکید شده است. به نظر می رسد اما وقتی به رفتار و عمل و کارنامه عینی لیبرال دموکراسی رجوع می کنیم بسیار بسیار تناقض و پارادوکس میان آن حقیقت قانونی و این کارنامه واقعیتی هویداست.
    آیا لیبرال دموکراسی طی چند دهه گذشته حتی با فاصله زیاد به مثلا متن اعلامیه جهانی حقوق بشر احترام گذاشته است و به عمل بدان پایبند مانده است؟. تاکید دارم سخن از یک و یا دو عمل نیست و بلکه عملکرد و کارنامه همه دروس و در همه سال های کارکردی ملاک قضاوت است. ورق زدن تاریخ اخیر نشان می دهد که در جنگ های اول و دوم جهانی، در نزاع های خانمان برانداز همه این سال ها از جنگ و خونریزی و به تاراج رفتن حقوق زنان و کودکان و توسعه فقر و نابرابری و خشونت و گرسنگی و جنگ افروزی و تولید و فروش سلاح و سقط جنین و ویرانی فرهنگ های بشری و ووو در خاورمیانه تا آمریکا و شرق آسیا و قفقاز و اروپا و… به وضوح غیر قابل انکاری، سیمای پر نقش این برادر اتوکشیده روشنفکری اما خشن را می بینیم.
    واقعیت این است که لیبرال دموکراسی هیچگاه توان و تلاش هیچ کشور و حزب و فردی خارج از اراده و خواسته خود را احترام نگذاشته است و برای سرکوب هر کامیابی خارج از اراده خود سخت و بی پروا جنگیده است. فی المثل چین آیا نباید پیشرفت کند؟. طبق اعلامیه جهانی حقوق بشر، یعنی همان آرمان لیبرال دموکراسی، آری چین می تواند پیشرفت کند. ولی آیا پیشرفت چین توسط لیبرال دموکراسی تحمل شده است؟ آیا کسی هست بگوید بله…. اصلا و ابدا، مگر به دروغ…
    تجارت جهانی و آزادی تجارت خوب بوده است تا وقتی که دنیا مصرف کننده کالای لیبرال دموکراسی بوده است ولی همینکه تولیدات ملل خارج از این دایره فلسفی به بازار آمده است، تجارت جهانی بد شده است و تعرفه گذاری پشت تعرفه گذاری… ترور بد است اگر بن لادن از افغانستان برود و برج های دوقلو را بزند ولی همین ترور اشکالی ندارد وقتی قاسم سلیمانی و فخری زاده ها ترور بشوند. پیشرفت هسته ای می تواند باشد و توسعه یابد وقتی محمدرضا پهلوی دوست غرب باشد ولی برای همان سرزمین برنامه هسته ای باید کلهم نباشد چون امروز رهبری ایران هیچ حرف شنوی از لیبرال دموکراسی ندارد و بر منطق خویش است.
    دخالت در امور بین الملل بد است وقتی جمهوری اسلامی بخواهد در سوریه و عراق و یمن وارد بشود ولی همین دخالت در امور بین الملل خوب است وقتی آمریکا بخواهد وارد بشود.
    دخالت در امور داخلی و انتخابات ملل مستقل بد است وقتی ایران از حزب الله لبنان حمایت کند ولی خوب می شود وقتی رسما و علنا ریس جمهور فرانسه دو مرتبه می رود لبنان و عملا دولت تعیین می کند. کودتا بد است اگر فلان کشور غرب اروپا طرفدار راست گرایان نزدیک به روسیه باشند و خوب است وقتی در همین کشورها طرفداران غرب رای بیاورند. انتخابات ملل آزاده تقلب است وقتی افراد مورد تایید غرب رای نیاورند و انتخابات صحیح و نشانه بلوغ سیاسی و خواسته غرب می شود وقتی چپ گرایان پیروز باشند و اصلا مهم نیست در هر دوی این انتخابات هم شورای نگهبانی یکسان وجود داشته باشد.
    نمادهای دینی خوب است برای جذب توریست و بد هستن وقتی بخواهند مبنای فکری و مبارزه قرار گیرند… فیدل کاسترو و گاندی و جمال عبدالناصر و امام خمینی تا قهرمانان دهها ملت فقیر و جنوب بد هستند چون گفتار و کردارشان خواسته مطابق غرب نبوده است ولی در همین ملل مبارزان چپ‌گرایی خوب بوده اند چون تلاششان مطابق نگاه غرب بوده است.
    مرز کشورهای فقیر و یا مستقل باید هر بار جابجا بشوند و پرچم سازی بشود و هویت سازی برای هر قوم و طایفه ای ولی به مرزهای خودشان که می رسند هر حرکتشان با احترام به پرچم شان صورت می گیرد. قهرمانان ملی ملت های مستقل بد بوده اند ولی برای کهنه سربازان خود در تقویم سالانه مراسم رسمی برگزار می کنند. اعیاد و مراسمات ملی ملت ها بد است و خرافات ولی روز بوقلمون و گاو بازی و… خوب است و در ملل غرب جشن گرفته می شوند. می توان تا فردا نشست و این موارد تناقض آشکار میان آن حقیقت قانونی غرب را با این واقعیت تلخ عملکردی را لیست کرد و یک به یک و حتی با تهیه جدول اکسل مستندات برشمرد.
    حال سخن اینجاست چرا ترور دانشمندی بنام و شهره چون دکتر فخری زاده مورد تقبیح و محکومیت کاخ سفید و کاخ الیزه و ملکه بریتانیا نیست؟. چون فخری زاده ها از کاخ سفید و پاریس و لندن دستور نمی گیرند و از خیابان فلسطین جنوبی تهران اطاعت دارند. مگر غیر از این است؟.
    بله غرب و دموکراسی غربی و لیبرال دموکراسی به نظر این قلم که آزاده و ورای چپ و راست و میانه است باید بالاخره جایی به نقدهای اساسی که دروغ میان حقیقت فلسفی اش را با کارنامه اش را فریاد می زند پاسخ بگوید.
    بالاخره دیگر زمان عصر حجر نیست.. امروز جوانان پکن و مسکو و دهلی و تهران و قاهره و….. که حتی در دانشگاه های غرب تحصیل کرده اند و سال ها فریاد ما بهترینم لیبرال دموکراسی را شنیده اند، برایشان این تناقص ها بی پاسخ مانده است.
    لیبرال دموکراسی لازم دارد هر چه زودتر فکری بکند. این مکتب رشد اصلی اش را در همین ۴۰ و ۵۰ سال اخیر کسب کرده است و این زمان زیادی نیست و جالب اینکه طی همین فاصله دچار این همه تناقض و پارادوکس و نسل کشی و کشور گشایی و ترور و کودتا و خونریزی و جنگ افروزی وووو شده است. جوانان ملل غیر لیبرال دموکراسی دارند رشد می کنند و هر چه جلوتر می رویم بیشتر آگاه می شوند و فردا دیر خواهد بود.
    تا کی فلسفه حقیقت موجود غرب می‌خواهد چون معلم و استادی در کلاس درس با ایجاد رعب و وحشت و تهدید و… از سوالات دانشجویان درس خوان و با ضریب هوشی بالا فرار کند؟. بالاخره جزوه گویی لیبرال دموکراسی هم حدی دارد و تا جایی جواب می دهد. دانشجویان زیادی هستند در همین کلاس لیبرال دموکراسی که دارند جلوتر از استادشان مطالعه می کنند و نشاط و انگیزه سوال و مطالعه و تحقیق دارند و واقعا سوال دارند.
    جناب آقای کدیور به نظرم بعنوان فردی آگاه و تحصیلکرده و قلم بدست و ماهر بهتر است بخشی وقت خود را بگذارند و کتابی بنویسند و از نظر ایشان که مسلما لیبرال دموکراسی را می پسندند پاسخی اگر هست به این شبهات را بیاورند.
    من نگارنده این سطور پر اغلاط که هیچ ادعایی در سواد نداشته و ندارم و از اساس مخالف لیبرال دموکراسی بوده و هستم ولی به نظرم طیف حامی این تفکر امروزین بهتر است همت کنند و پاسخ سوالات را بدهند و به اشکالات موجود هم احترام بگذارند و پاسخ بدهند.
    اگر رسانه رسمی کشور هم که متاسفانه تابه دهها قانون عجیب و غریب محدودیت همیشه بوده است و مجال نقد و بحث و بررسی نمی دهد و اخبار دنیای غرب این رسانه همه اش اخبار تظاهرات و خشونت و… است برای انعکاس پاسخ تان وقتی نمی گذارد همین رسانه های انصاف نیوز و… و حتی اگر این ها هم اکراه داشتند در اینستاگرام و… بالاخره بهانه سانسور و.. هم دیگر مورد پذیرش نیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن