برای پیشگویی موسوی خیلی دیر بود!

احسان حدیدی، عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز در یادداشتی در نقد بیانیه‌ی چندی قبل جمعی از مشاوران میرحسین موسوی نوشت:

جمعی از مشاورین آقای موسوی در بیانیه ای به طرح نکاتی پرداختند که‌ در بخشی از آن، نوشته شده:

«ابتلای آقای مهندس میرحسین‌ موسوی و سرکار خانم دکتر زهرا رهنورد به بیماری کرونا برای دلبستگان به این وجدان‌های بیدار ملت نگرانی به وجود آورده و سوال مجدد مردم را بر انگیخته است که در این ده سال کدامین پیش‌بینی محصوران دل‌آگاه نادرست از کار در آمده و آنان به چه گناه متحمل برخی از ناصواب‌ترین رفتارهایی شده اند که تاریخ از این زمانه به یاد خواهد سپرد. پاسخ‌هایی که به این پرسش‌ها می‌دهند کسی را قانع نکرده است، چه رسد به فردائی که یقوم الحساب…»

به نظرم نکاتی درباره‌ی پیشگویی محصورین، قابل بیان است، البته در اول سخن، مخالفت خویش را با تداوم حصر و محدودیت اینان، اعلام می‌دارم.

یک – عجیب این است مهندس موسوی در اردیبهشت ۸۸ متوجه نشده بود که قرار است تقلب و کودتایی به زعم خودش صورت گیرد، پس در سخنرانی اش به آن تاریخ در شهر مشهد به مدح ولایت فقیه پرداخته بود و بیان داشته «این ولی فقیه است در طول سی سال اخیر مانع دخالت نظامیان در سیاست شده و کودتا صورت نگرفته»

حقیر از مشاورین می‌پرسم اتفاقات در سیاست، آنی و لحظه ای و دفعی هست یا ریشه دار و درازمدت و پله ای؟

براستی چگونه رهبری که بیست سال عملکردش به سخن صریح مهندس، جلوگیری از کودتا بوده، ناگهان بعد انتخابات روز ۲۲ خرداد ، مدافع کودتا می‌شود!

دو – موقعی که آیت الله منتظری به نقد صریح در آبان ۷۶ پرداخت و بیان داشت که قدرت انتصابی بیشتر از این خواهد شد و رای مردم بی اثرتر، محصورین کجا بودند؟!

اینجا در مقام ارزش گذاری جمله‌ی آن مرحوم نیستم بلکه در مقام توصیف هستم.
شیخ کروبی که از رهبری و نظام حمایت جانانه کرد و میر هم کماکان ساکت!

حتی در نقل قول هایی مطرح شده که دختر آیت الله خطاب به حضور مهندس و شیخ در تشیع جنازه پدرش می‌گوید:

«تا الان کجا بودید. الان که پدرم از دنیا رفته همه به فکر وی افتاده‌اید. شما در سخت‌ترین روزهای پدرم یا علیه وی موضع گرفتید و یا با سکوت خود وی را تنها گذاشتید»

سه – نخست وزیر بازنشسته در سال ۸۴ برای پذیرش عنوان ریاست‌جمهوری دو شرط گذاشت؛ نخست آنکه اختیار کامل نیروی انتظامی را در دست بگیرد و دیگر آنکه یک شبکه رادیویی و تلویزیونی به دولت اختصاص داده شود. این شروط از نگاه برخی ناظران سیاسی بر خلاف نص صریح اصول ۱۱۰ و ۱۷۵ قانون اساسی بود و مستقیما دخالت در برخی از وظایف و مسئولیت‌های رهبری بود. از این رو آقای نخست‌وزیر در بیانیه‌ای که پس از استنکاف از حضور در انتخابات، خطاب به ملت ایران صادر کرد اگرچه از «تامل و تعمق» خود تا واپسین لحظات خبر داد اما «عدم برخورداری از ابزار و امکانات لازم جهت ادای وظایف ریاست جمهوری» و «مشکلات و پیچیدگی‌هایی» که در صورت حضورش در انتخابات ایجاد می‌شود را دلیل اصلی خود بر این مسئله عنوان کند.

پرسش در اینجاست که در سال ۸۸ کدام یک از خواسته‌های میر و موانع حضور او برطرف شد که به یکباره اعلام حضور و به قول مشاورانش از اعاظم پیشگویی شدند؟!

چهار – نکته مهم دیگری که به نظرم در قسمت پیشگویی مطرح است این است که علمای دلسوز و روشنفکران آگاه و سیاستمداران با خِردَی از اول انقلاب هشدارها و نصایحی درباره بعضی عملکردها داشتند، ولی میر و شیخ کجا بودند!؟ آیا شنونده نبودند که بعضی جملات بیانیه‌های اینان از سال هشتاد و هشت تاکنون تکرار همان حرفهای ناصحان اول انقلاب است.

چرا تاکنون درباره این اقدام سخنی بیان نکرده بودید؟ راستی این چه اخلاق مزورانه‌ای است که سیاستمداران ما دارند؟ تا زمانی که در مسند قدرت هستند هر خطا و خلافی که می‌بینند سکوت می‌کنند و به محض اینکه از اریکه قدرت می‌خواهند پیاده‌شان کنند لب به پیشگویی و افشاگری می‌گشایند.

پنج – کلام آخر واقعیت تلخی‌ست، اما اگر کسی کنشگر و فعال سیاسی است نه یک تحلیل‌گر تاریخی، قاعدتاً به جای درست بودن فعلش به صورت مطلق، باید بیشتر نگاه کند که این کار و رفتار او چه منفعت‌هایی به اطراف معرکه می‌رساند. بی‌شک نقد نظام نه تنها خوب، حتی مقدس هم است، اما در عالم اندیشه و اندیشمندی نه همیشه در عالم سیاست.

اینکه ما بخواهیم هرچه میرحسین و کروبی در حوادث هشتاد و هشت انجام داده اند را تایید و تحسین کنیم، که از سنجش خردمندانه و مصلحانه سیاسی فاصله گرفته و به مداحی و ستایشگری پروپاگاندایی رو آوردیم.

براستی برای یک بار شده هم به اصطلاح درباره‌ی هزار و یک راه نرفته در حوادث هشتاد و هشت فکر کنیم؟!

آنچه در پروسه‌ی رفتار میر و شیخ، از دست رفت، قدرت بازدارندگی جبهه‌ی اصلاحات در برابر رفتار حاکمیت بود.

برای نمونه، بسیاری از مدافعین محصورین می‌گویند: عملکرد اینان مانع از تکرار تقلب در انتخابات آینده شد

باید گفت دلواپسان با توجه به انتخابات مجلس اخیر، انتخابات حداقلی ریاست جمهوری را در سر دارند که به زعم و اقرار دوستان اصلاح طلب، دیگر نیازی به تقلب نیست!

انتهای پیام

نوشته های مشابه

پیام

  1. ۱- نگارنده محترم میخواهد نابودی بزعمشان جبهه اصلاحات را بیندازد گردن میرحسین و کروبی!!؟ : (آنچه در پروسه‌ی رفتار میر و شیخ، از دست رفت، قدرت بازدارندگی جبهه‌ی اصلاحات در برابر رفتار حاکمیت بود.) کدام قدرت!!؟ کدام بازدارندگی!!؟ اصلاحات در برابر حاکمیت قدرت! بازدارندگی! داشته است؟ لطفا جناب حدیدی به این جمله خود یکبار و با دقت ۳۰ ثانیه ای اندیشه کنند؛ اصلاحات همیشه برگی و عروسکی در دست حاکمیت بوده تا با آن سرمردم را گرم کند وگرنه مدت ها بلکه سالها قبل ریشه اش را میسوزاند، اصلاحات/افسادات در دهه ۶۰ همه کاره مملکت بودند و الان هرچه ملت میکشند از خشت کجی است که اصلاح/افساد طلبان کار نهادند. ااصولگرایان/فولگرایان هم همه دیدند که پازل ناتمام اصلاح طلبان را چگونه و با چه مهارتی بنفع خود کامل کردند. ۲- آنچه در بند یک آمده که اتفاقات چگونه است، گویا جناب حدیدی در این مملکت زندگی نمی کنند!! برای همه مثل روز روشن شده و اصلا نیازی به بیان نیست که تغییرات و تصمیمات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در این مملکت ببادفنا داده شده خلق الساعه است، نمونه میخواهید افزایش قیمت بنزین، برخورد و سرکوب آنی مردم در اعتراض به آن، تصویب نیم ساعته برجام در مجلس، تصویب اخیر قانون برجامی در مجلس، تائید شورای نگهبان و ابلاغ توسط رئیس بسیار فرهیخته و دانشمند مجلس به رئیس جمهور بسیار محبوب و دوست داشتنی کشورمان طی ۲ روز!! جناب حدیدی لطفا اصطلاح خلق الساعه را تعریف کنید. ۳-شما هنوز به پیش گوئی هائی که میرحسین در سال ۸۸ کرد، مظنون هستید یا نمیتوانید ببینید!؟ اگر حتی ادعاهای نادرست شما درست باشد، بنظرتان دلیلی است بر رد صحت پیش بینی های میرحسین؟ تصور نمیکنم اینها بهم چندان ارتباطی داشته باشند؛ گرچه جنابعالی بسیار تلاش کرده اید و آسمان ریسمان را بهم بافته اید که همه مسائل را بهم ربط داده و در پایان نتیجه را اشتباهی گرفته اید.

  2. به نظرم تنها گزینه برای مردم ایران و تمامیت ارضی کشور فعلا نظام جمهوری اسلامی با مقداری تغییرات در قانون اساسی یا اجرای کامل قانون اساسی است.
    احتمالا میر و شیخ هم در سال های قبل ۸۸ هم اینگونه فکر می کردند ولی حوادث …………..مقداری نظرشان تعغیرکرده ,شاید!!

  3. عذاب وجدان
    واقعا چرا عده ای تاب یادآوری موسوی و… را ندارد ؟ تا یادی از این « بای ذنب قتلت » می شود آتش می گیرند زمین و زمان را به هم می بافند تا موسوی و… را نه آنگونه که هست ، نشان دهند . همه ی منتقدان موسوی را بینهم و بین الله دعوت می کنم به ندای وجدانشان جواب دهند چرا هنوز از نام و یاد موسوی در عذابند ؟اگر در حق موسوی و… ظلمی نشده و در پیشگاه خدا روسفیدند ، چرا بعد از این همه سال تکلیفش را روشن نمی سازند؟ چرا در دادگاه منصف با انصاف محاکمه اش نمی کنند تا تکلیف تاریخ روشن شود .چون هنوز برای تاریخ هم روشن نشده که گناه این بندگان مظلوم خدا چیست ؟ موسوی ها را تاریخ به نیک نامی می شناسد اما عاملان حصر این را به چه نامی خواهدشناخت ؟ تاریخ را باید از اول دوباره خواند برمظلومیت تمامی مظلومان در کنار هرم های زور و زر و تزویر ناله های سر داد که « آری برادر این چنین بود » که هرچه وارثان تاریخ کشت بودند در جهل و نامرادی به آتش کشیده شد و در روز روشن همه چیزمان را به تاراج برند . تاراج ارزش ها و باورها را دیدیم اما قهقهه ی مستانه سردادیم،آیا باز هم انتظار فرج داریم؟

    4
    2
  4. هر کاری که باعث شود بدها بدی بیشتر کنند اگر هم بد باشد پاک کننده بدصفتی بدان بدتر شده یا بدتر عمل کننده نیست که اگر نمی شود به آنها چیزی گفت به بقیه بجای آنها بد بگوییم . بله اگر زورشان را نپذیری شاید بدتر تلافی کنند ولی این بدی آنهاست نه دیگری

    3
    2
  5. اشکال اساسی این شبه تحلیل و در واقع تخریب در ندیدن نقاط مثبت و انگشت گذاشتن بر کاستی ها، اشتباه ها و خطاهای گذشته است. اگر از گفتمان تبلیغ شده نویسنده پیروی کنیم، از آن جا که همه در به وجود آمدن وضع امروز مقصر هستند پس نباید حرفی بر خلاف ساز و کار حاکم بزنند حتی اگر به اشتباه گذشته خویش پی برده باشند و یا چرخش های ساختاری تازه ای رخ داده باشد. از مرحوم بازرگان و شاید پیش از او مرحوم طالقانی و شهید مطهری نصیحت های بسیاری ذکر شده که به وقت خویش فراموش شده اند (به عمد یا مصلحتا). چون بسیاری من جمله مرحوم منتظری در نشنیده شدن این نصیحت ها نقش داشته اند، اجازه نصیحت ندارند چون خود مقصرند؟

    1. هیهات که منظور بنده این بوده که محصورین، سخنی نگویند و خاموش گردند و ساکت باشند! بلکه می گویم وقتی به ستایش و تمجید اینان پرداخته و نوشته می شود که پیش بینی هایشان درست درآمده، خب این پرسش پیش می آید که دیروز کجا بودند؟!
      دیروزی که در برابر سکوت و انفعال و یا کم تحرکی آنان خاصه مهندس موسوی، رقیب چنان قدرتمند شده که بخواهید با هفده بیانیه در طول هفت ماه، برخورد کنید

      1. خب ، وقتی کسی سمت یا شرایط لازم فعالیت را ندارد مسئولیت کمتری دارد

  6. انصاف!! شما که کامنت بنده را منتشر نکردی! چرایش را نمی دانم، اما امیدوارم جناب حدیدی آن را ملاحظه کرده باشند.

  7. با سلام و احترام بعرض میرساند با قدرت گرفتن اصولگرایان در انتخابات مجلس خبرنگاران طیف تندرو یکی پس از دیگری بعنوان مدیرکل و معاون و مشاور در قوه مقننه و زیر مجموعه آن قوه پست گرفتند و صاحب منصب گردیده و از امکانات پست سازمانی و حقوق و مزایای آنچنانی برخوردار شدند و ظاهرا تب پست گرفتن را به جان بقیه خبرنگاران از طیف مستقل و اصلاح طلب و شاید هم دگراندیش انداختند ، منتها جذب این طیف از خبرنگاران از سوی کهنه کاران سیاست اصولگرایی منوط شده به نوشتن و انتشار یک توبه نامه از عملکرد گذشته تا مقبول درگاهشان افتاده تا گوشه چشمی به اینان بنمایند . علی الظاهر به این آقای احسان حدیدی یه گوشه چشمی نشان دادند که اینگونه قلم فرسایی کردند و برای رسیدن به مقصود سرّ ضمیر افشاء کردند . والحق هم که جنابشان خیلی موقعیت شناس هستند و در آخر یادداشت پیشگویی کردند که اینبار تقلبی در کار نیست و با کاهش راُی دهندگان ، حضرات با ۲۰ درصد آرا پیروز انتخابات ریاست جمهوری خواهند بود ، لذا نوشتن این وجیزه برای رسیدن به قرب جزء ضروریات بوده ، تا شاید منصبی در قوه مجریه آینده بیابند . اما آقای حدیدی این ره که میروی به ترکستان است ، زیرا : این حضرات تو را و شاید صدها امثال تورا تشنه میبرند لب چشمه و تشنه بر میگردانند ، لذا بهوش باش که متاع و سرمایه ات را ارزان مفروشی . والسلام

  8. هیهات که منظور بنده این بوده که محصورین، سخنی نگویند و خاموش گردند و ساکت باشند! بلکه می گویم وقتی به ستایش و تمجید اینان پرداخته و نوشته می شود که پیش بینی هایشان درست درآمده، خب این پرسش پیش می آید که دیروز کجا بودند؟!
    دیروزی که در برابر سکوت و انفعال و یا کم تحرکی آنان خاصه مهندس موسوی، رقیب چنان قدرتمند شده که بخواهید با هفده بیانیه در طول هفت ماه، برخورد کنید

    1
    3
    1. سلام معلوم نیست جناب حدیدی در جواب کدام کامنتی چنین پاسخی دادند ، چون الحمدلله نیروهای ارزشی به همه سایتها سر زده و در تائید مطلب و نظر نویسنده کامنت میگذارند و کامنت های مندرج مبین تائید نظر نویسنده بوده و انصاف از درج نظرات مخالف بر خلاف مشی سایت خوداری نموده و شاید هم روش سایت تغییر کرده که از درج این قبیل نظرات امتناع می نماید . علی ایحال جناب حدیدی را هوا چنان برداشته که خود را در مسندی میبیند که فکر میکند میتوانسته خاموشی و سکوت و ساکتی عزیزان بناحق محصور را بخواهند . این گزافه گوئی و درشت نویسی خارج از موازین ادب و خود بزرگ پنداری نویسنده را حضرت حافظ ره پاسخی در خور داده :
      ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه تست عرض خود میبری و زحمت ما میداری
      والسلام

  9. با سلام و احترام بعرض میرساند با قدرت گرفتن اصولگرایان در انتخابات مجلس خبرنگاران طیف تندرو یکی پس از دیگری بعنوان مدیرکل و معاون و مشاور در قوه مقننه و زیر مجموعه آن قوه پست گرفتند و صاحب منصب گردیده و از امکانات پست سازمانی و حقوق و مزایای آنچنانی برخوردار شدند و ظاهرا تب پست گرفتن را به جان بقیه خبرنگاران از طیف مستقل و اصلاح طلب و شاید هم دگراندیش انداختند ، منتها جذب این طیف از خبرنگاران از سوی کهنه کاران سیاست اصولگرایی منوط شده به نوشتن و انتشار یک توبه نامه از عملکرد گذشته تا مقبول درگاهشان افتاده تا گوشه چشمی به اینان بنمایند . علی الظاهر به این آقای احسان حدیدی یه گوشه چشمی نشان دادند که اینگونه قلم فرسایی کردند و برای رسیدن به مقصود سرّ ضمیر افشاء کردند . والحق هم که جنابشان خیلی موقعیت شناس هستند و در آخر یادداشت پیشگویی کردند که اینبار تقلبی در کار نیست و با کاهش راُی دهندگان ، حضرات با ۲۰ درصد آرا پیروز انتخابات ریاست جمهوری خواهند بود ، لذا نوشتن این وجیزه برای رسیدن به قرب جزء ضروریات بوده ، تا شاید منصبی در قوه مجریه آینده بیابند . اما آقای حدیدی این ره که میروی به ترکستان است ، زیرا : این حضرات تو را و شاید صدها امثال تورا تشنه میبرند لب چشمه و تشنه بر میگردانند ، لذا بهوش باش که متاع و سرمایه ات را ارزان مفروشی . والسلام

  10. در پاسخ به بند سوم: بارها و بارها گفته شد که دلیل اومدنشون به صحنه نجات کشور از بلای احمدی نژاد بود و جلوگیری از آسیب و نابودی بیشتر کشور و … همونطوریکه میر عزیز بارها و بارها اعلام کرد . ولی متاسفانه شد آنچه که نباید. وگرنه هیچ کدام از شروط برآورده نشده بود و فقط شرایط اضطراری کشور در سال ۸۸ نسبت به ۸۴ بود که میر رو ناگزیر از اومدن به صحنه کرد.

  11. با سلام و احترام بعرض میرساند با قدرت گرفتن اصولگرایان در انتخابات مجلس خبرنگاران طیف تندرو یکی پس از دیگری بعنوان مدیرکل و معاون و مشاور در قوه مقننه و زیر مجموعه آن قوه پست گرفتند و صاحب منصب گردیده و از امکانات پست سازمانی و حقوق و مزایای آنچنانی برخوردار شدند و ظاهرا تب پست گرفتن را به جان بقیه خبرنگاران از طیف مستقل و اصلاح طلب و شاید هم دگراندیش انداختند ، منتها جذب این طیف از خبرنگاران از سوی کهنه کاران سیاست اصولگرایی منوط شده به نوشتن و انتشار یک توبه نامه از عملکرد گذشته تا مقبول درگاهشان افتاده تا گوشه چشمی به اینان بنمایند . علی الظاهر به این آقای احسان حدیدی یه گوشه چشمی نشان دادند که اینگونه قلم فرسایی کردند و برای رسیدن به مقصود سرّ ضمیر افشاء کردند . والحق هم که جنابشان خیلی موقعیت شناس هستند و در آخر یادداشت پیشگویی کردند که اینبار تقلبی در کار نیست و با کاهش راُی دهندگان ، حضرات با ۲۰ درصد آرا پیروز انتخابات ریاست جمهوری خواهند بود ، لذا نوشتن این وجیزه برای رسیدن به قرب جزء ضروریات بوده ، تا شاید منصبی در قوه مجریه آینده بیابند . اما آقای حدیدی این ره که میروی به ترکستان است ، زیرا : این حضرات تو را و شاید صدها امثال تورا تشنه میبرند لب چشمه و تشنه بر میگردانند ، لذا بهوش باش که متاع و سرمایه ات را ارزان مفروشی . والسلام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا