توجیه حصر با تمسک به رویه اول انقلاب، موجه نیست

سیدحمید حسینی یزدی، عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز در یادداشتی تحلیلی نوشت:

چند روز پیش، روزنامه جوان در واکنش به نامه منسوب به مهدی کروبی یادداشتی منتشر کرد که بازتاب های زیادی داشت و بازخوردها و واکنش های مختلفی را برانگیخت. نویسنده ی یادداشت مذکور با اشاره به برخوردهای بدون محاکمه در دوران رهبری امام خمینی (ره) با منتقدان و با کنایه به تعبیر میرحسین موسوی از آن دهه به «دوران طلایی»، موضع و یا سکوت آن دوران محصورین فعلی در قبال محصورین قبلی را به چالش کشیده و تصریح کرده است که حصر و برخورد فعلی با محصورین تنها گوشه ای از رویه ی دوران طلایی است و نظام نیز در قیاس با رویه ی دوران حضرت امام خمینی(ره) نجیبانه برخورد کرده است.

واکنشها به این یادداشت متفاوت بود، عده ای نویسنده و روزنامه ی جوان را متهم به اهانت و افترا به حضرت امام(ره) کردند، عده ای این یادداشت را فتح بابی برای نقد آن دوران دانستند و عده ای با استناد به رفتار مشابه با منتقدین در دهه ی اول انقلاب، رفتار با محصورین فعلی را نیز تأیید و توجیه کردند.

اما اکنون که یک هفته از انتشار یادداشت گذشته است به دو نکته ی مهم باید بیش از پیش توجه کرد که شاید در کشاکش دعواهای ژورنالیستی کمتر بدان پرداخته شد:

۱: نویسنده ی یادداشت مذکور در فراز ابتدایی خود خطاب به کروبی می آورد:

«شما به همان دلیل یا مصلحتی در حصر هستید و محاکمه هم نمی‌شوید که در «دوران طلایی امام» آیات شریعتمداری، قمی، روحانی و… الخ محاکمه نشدند و در حصر ماندند… نامه‌پراکنی‌های شما هم به همان دلیل دیده و مسموع نخواهد شد، که نامه‌های آنها نشد… ».

عده ای نیز در توجیه حصر به رویه ی گذشته در مورد حصر گذشتگان اشاره می کنند و آن را مستندی برای درستی و مشروعیت حصر فعلی قلمداد می کنند. حتی ظاهرا بنابر نقل یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی این استدلال که اگر امام(ره) بودند با محصورین شدیدتر برخورد می کردند و نظام به اینها ملاطفت کرده نیز توسط مقامات عالی نظام بیان شده است.

نگارنده در مقام رد اتفاقات زمان حیات امام(ره) و یا واکاوی حقوقی آنها نیست. بلکه در مقام رد تمسک توجیه کنندگان فعلی حصر به اتفاقات آن دوران به استناد بیان صریح حضرت امام(ره) است.

در آذر ماه ۱۳۶۷ عده ای از نمایندگان وقت مجلس شورای اسلامی طی نامه به امام خمینی(ره) نسبت به ورود مستقیم مجمع تشخیص مصلحت نظام به حوزه ی قانونگذاری و وجود نهادهای موازی قانونگذاری در کشور گلایه می کنند و از محضر ایشان تقاضای رهنمود دارند. حضرت امام در پاسخ طی نامه ای به تاریخ ۷ آذرماه ۱۳۶۷ تصریح دارند:

«مطلبی که نوشته‌اید کاملاً درست است. ان‌شاءاللّه‏ تصمیم دارم در تمام زمینه‌ها وضع به صورتی درآید که همه طبق قانون اساسی حرکت کنیم. آنچه در این سال‌ها انجام گرفته است در ارتباط با جنگ بوده است. مصلحت نظام و اسلام اقتضا می‌کرد تا گره‌های کور قانونی سریعاً به نفع مردم و اسلام باز گردد. از تذکرات همۀ شما سپاسگزارم و به همۀ شما دعا می‌کنم».

امام در پاسخ به گلایه ی موردی نمایندگان مجلس، به صورت مطلق می فرمایند که تصمیم دارند که مطلقا در تمامی زمینه ها و موضوعات، قانون اساسی حاکم باشد و مواردی هم که خارج از ضوابط قانونی و حقوقی اتفاق افتاده به دلیل شرایط جنگ بوده است. باز هم متذکر می شوم که در مقام رد یا توجیه تمامی اتفاقات آن دوران نیستم و از واکاوی و نقد آن اتفاقات استقبال می شود اما معتقدم با صراحت بیان حضرت امام(ره) که موخر بر حصرها و سایر موارد است و به بیانی حقوقی ناسخ آنهاست، تمسک به حصرها و رویه های دهه ی اول انقلاب برای توجیه حصر، موجه و مسموع نیست و نخواهد بود و بر دوستداران امام(ره) فرض است که جلوی تحریف امام خمینی(ره) را بگیرند.

۲: استانداردهای دوگانه ی دوستان اصولگرا در استفاده از تریبون ها و منابر و مناصب قضایی و غیرقضایی که در اختیار دارند نکته ی حائز اهمیتی است که قبل از این نیز از سوی دلسوزان تذکر داده شده و به عواقب وخیم این مطلب اشاره شده بود. بی اعتمادی مردم به تریبون ها و منابر و رسانه های رسمی و دستگاه ها یکی از عواقب وخیم این رویکرد یک بام و دوهواست. هرخواننده ی بی طرفی پس از مطالعه ی فرازهای پایانی یادداشت روزنامه ی جوان درمی یابد که نویسنده در مقام نسبت دادن رفتارهای خشن و خارج از قاعده با منتقدین و اعمال مجازات های بی قاعده توسط حضرت امام است. آنجا که نویسنده می نویسد:

«مگر شما علاقه‌مند به بازگشت به دوران طلایی امام راحل نیستید؟ مگر به دریافت دهها سمت از ایشان افتخار نمی‌کنید؟ امروز نظام جمهوری اسلامی شما را به همان دوران بازگردانده و تنها چشمه کوچکی از نحوه مواجهه با شوریدگان بر نظام در آن دوران را، به شما نشان داده است… باز خدا پدر این «سید» را بیامرزد که نجیبانه تنها شما را «نانجیب» می‌خواند، اگر در آن دوران طلایی بودید، با چند کلمه فرمان همه‌تان را آویزان می‌کردند».

از این عبارات بی پروا چه چیزی برداشت می شود جز انتساب ارتکاب رفتارهای نانجیبانه و مجازات ظالمانه ی مخالفان و منتقدان بدون رعایت ضوابط و قواعد توسط امام خمینی(ره)؟! بنده در مقام صدور کیفرخواست برای نویسنده ی آن یادداشت روزنامه ی جوان نیستم اما قصد ندارم ذهن خواننده را به سال ۱۳۸۱ ببرم و روزهایی را بخاطر بیاورم که روزنامه ی اصلاح طلب حیات نو را به صرف انتشار کاریکاتوری که اصلا هیچ ربطی به حضرت امام خمینی(ره) نداشت و تنها شباهتی بین شخصیت کاریکاتور با آن حضرت وجود داشت به اتهام توهین به امام(ره) توقیف کردند و سردبیرش را بازداشت کردند و مدیر مسوولش را به دادگاه ویژه روحانیت کشاندند.

چرا جای دوری برویم؟ ۱۶ آذر ماه سال ۱۳۸۸ را به خاطر بیاوریم که چگونه تکه فیلمی را در رسانه ی ملی پخش کردند که روی عکس پاره شده ای از امام خمینی(ره) زوم کرده بود و زمین و زمان را به هم دوختند و فریاد وااماما سردادند و یکی از جناح های مومن به انقلاب را متهم به امام ستیزی و توهین به امام(ره) کردند و بدین وسیله مقاصد سیاسی خویش را پیش بردند. اما اکنون در مقابل یادداشت بی پروای روزنامه ی جوان سکوت پیشه شده و از یادها رفته که قبلا به خاطر مواردی کمتر از این دیگران متهم به توهین به امام می شدند. از این رفتارها و استانداردهای دوگانه به کجا باید پناه برد؟

انتهای پیام

نوشته های مشابه

پیام

  1. درود بر شما، جناب نویسنده که نکته خوبى را گوشزد کردید؛ استاندارد دو گانه ! و ما ادراک استاندارد دوگانه ؟ این جماعت سالهاى سال است که از این روش سود میبرد، آنها براى توجیه منش و روش خود به هر رطب و یابسى تمسک میکنند و حاضرند هر اصل یا ارزشى را در راستاى توجیه منافع خود زیر سؤال ببرند اما خدا نکند جناح مقابل بخواهد اقدامى کند که باب میل این جماعت نباشد آنگاه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا