هشداری به مناسبت 21 آذر

امیر هاشمی مقدم، پژوهشگر فرهنگی و عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز در یادداشتی به بهانه‌ی سخنان عجیب روز گذشته‌ی اردوغان رییس جمهور ترکیه در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان نوشت:

«یکی از افسران ارتش پیشه‌وری که پس از فرار و زیستن در شوروی و بازگشت به ایران و خسران و پشیمانی، اکنون روزگار کهولت را به سر می‌برد، می‌گفت: «در زمان حکومت پیشه‌وری، سرهنگ ارتش او بودم. صاحبخانه‌ام در تبریز یک روز مرا دعوت کرد. وقتی وارد مجلس شدم، دیدم گروهی از استادان و فرهنگیان و افراد سرشناس جمعند. صاحبخانه که خلق و خوی مهربان مرا دوست می‌داشت گفت شما را دعوت کرده‌ایم که سوالی کنیم. آیا شما که ایرانی و افسر هستید و برای حفظ تمامیت این آب و خاک قسم خورده‌اید، موافقید که خطه آذربایجان از ایران جدا شود؟ و ناگاه صدایش گرفت و اشکش جاری شد. من که چنین مطلبی را باور نداشتم، گفتم ابدا. با شنیدن این جواب، آرامشی در میان آن گروه مستأصل و مجبور پدید آمد» (بهبهانی. 1387: 104). (1)

روایت بالا، یکی از صدها روایتی است که از خلال گفتگوها، کتاب‌های خاطراتی که بعدها نوشته شد، گزارش‌های کارمندان کنسولگری‌های خارجی در آذربایجان، اسنادی که از آرشیو شوروی/روسیه بعدها منتشر گردید و…، نشان می‌دهد فرقه دموکرات در آذربایجان آن زمان جایگاه و پایگاه چندانی در میان مردم نداشته و دست‌نشانده شوروی بوده و دست آخر با جمله «سنه گتیرن سنه گیت دیر» (کسی که تو را آورد، [حالا] به تو می‌گوید برو) (2) به پایان رسید؛ هرچند امروزه روایت‌های قوم‌گرایان در حال جعل این داده‌ها و یافته‌های تاریخی معاصر است (3).

اما…
اما در چند سال گذشته رویدادهایی به وقوع پیوسته که نمی‌توان آنها را نادیده گرفت. از جمله نفوذ جاعلان قوم‌گرا در میان مردم و کپی کردن ادعاهای ترکیه و باکو درباره آذربایجان ایران، آن هم به‌واسطه رسانه‌ها و کتاب‌هایی که با بودجه یا دست کم زیر نظر وزارت ارشاد ایران منتشر می‌شود. شوربختانه بسیاری از افراد و از جمله مسئولین، خطر تهدیدات قومی (چه از سوی ترکیه و جمهوری آذربایجان، و چه از سو جریان نفوذی قومگرا) را دست کم گرفته‌اند. برای نشان دادن گوشه‌ای از برجستگی این خطر برای کشور، به چند نکته درباره رویداد رژه دیروز در باکو اشاره می‌شود.

۱) در این رژه که به مناسبت پیروزی بر ارمنستان برگزار شد، در میانه شعارهای حماسی درباره بخش‌های مختلف خاک جمهوری آذربایجان که آزاد شده یا باید آزاد شود، نام کوه سبلان و همچنین ارگ تبریز نیز آمد. و البته این پدیده تازه‌ای نیست؛ باکو سال‌هاست نقشه مناطق آذری‌نشین ایران را به‌عنوان بخشی از خاک خودش روی جلد کتاب‌های تاریخ مدارس چاپ کرده و در متن همه این کتاب‌ها نیز به اشغالگر بودن ایران پرداخته و ذهن کودکان این کشور را با آرزوی بازپس‌گیری (!) تبریز و ارومیه و اردبیل و… نسبت به ایران منفی می‌کند.

۲) اردوغان در ابن مراسم، شعری درباره رود ارس خواند که عموما توسط قوم‌گرایان آذری خوانده می‌شود، و تلویحا بر طبل تجزیه‌طلبی در ایران کوبید.

۳) در همین رژه، چندین نمونه پهباد اسرائیلی نیز به نمایش در آمد. اینکه باکو نزدیک 30 سال است روابط گسترده‌ای با اسرائیل داشته؛ در جنگ اخیر قره‌باغ از سلاح‌های اسرائیلی به وفور استفاده کرده؛ اسرائیل در خاک این کشور و نزدیک مرزهای ایران پایگاه‌های اطلاعاتی و نظامی برپا ساخته؛ بسیاری از فعالیت‌های جاسوسی و تروریستی اسرائیل علیه دانشمندان هسته‌ای، موشکی، تاسیسات هسته‌ای و… ایران از خاک جمهوری آذربایجان انجام شده و…، هیچ واکنش درخوری از سوی مسئولین کشورمان در پی نداشته است. اما کافی است این بی‌خیالی را با واکنش بسیار تند و تهدیدآمیز ایران به برقراری ارتباط میان کشورهای عرب حاشیه خلیح فارس با اسرائیل در ماه گذشته مقایسه کنیم.
چه چیزی این معیارهای دوگانه در ایران را توجیه می‌کند؟ جز نفوذ جریان قوم‌گرا در بسیاری از مناصب حساس کشور؟ (از امامان جمعه مناطق آذری گرفته تا نمایندگان مجلس و برخی از سفرا و دیگر مسئولین که موضع‌گیری‌های آشکار قومی و به سود باکو یا ترکیه دارند).

با تداوم این شرایط و بی‌خیالی مسئولین در این باره، خطر تجزیه ایران بسیار نزدیک‌تر است از آنچه می‌اندیشیم.


1- بهبهانی، سیمین (1387)، «فرهنگ سرگردان ما»، در تعریف فرهنگ ایرانی، به کوشش حسین سرفراز، تهران: آگاه. صص: 107-99.

2- جمله معروفی که سرکنسول شوروی هنگام ورود ارتش ایران در آذر 1325 به تبریز و آزادسازی این شهر، به پیشه‌وری گفت. یعنی استالین که تو را در اینجا به قدرت رساند، حالا می‌گوید باید بروی.

3- برای نمونه، با آنکه تقریبا همه اسناد اشاره به کشته شدن نزدیک سیصد نفر از اعضای فرقه دموکرات در هنگام آزادسازی آذربایجان دارند که این عده هم عموما به دست مردم همان منطقه کشته شدند، آماری که از سوی قوم‌گرایان به‌عنوان کشته‌شدگان اعضای فرقه و حتی شهروندان آذری بیان می‌شود، چندین هزار نفر است و سال به سال هم افزایش می‌یابد. تاکنون به پنجاه هزار نفر هم رسیده است.

کنایه‌ی قوچانی به پان ترک‌ها و اردوغان

پاسخ ظریف به رئیس جمهور ترکیه: آیا اردوغان نفهمید

انتهای پیام

کلیک کنید
سایت دیباچه

نوشته های مشابه

پیام

  1. به خودمان بستگی دارد .ما بحرین و امارات و سودان و ………را به سمت اسراییل غاصب هل دادیم.

    4
    1
  2. به مناسبت 21آذر: عبرتها و درسها

    ✅بی اطلاعی از تاریخ گذشته، برای ایرانیان، هزینه های گزافی داشته باعث شده آنها از افراط به تفریط و از تفریط دوباره به افراط پناه برندآنها مدام بتراشند و بپرستند و سرانجام، زخم خورده خسته و مایوس به کنجِ خانه پناه برده و عملکردهای خود را به بیگانگان نسبت دهند.
    به نظرم، حیاتی ترین مسئله، امروزه اینست که به نسل جوان بیاموزیم به تاریخ پدران خود، دیدی عقلانی و بدور از افراط و تفریط و حب و بغض داشته باشند…

    فردا 21آذر است میخواهم به یکی از اسناد فوق محرمانه روسیه اشاره کنم که در کتابِ (انکار و مقاومت…) آورده ام . به نظرم یکی از دردناکترین و در عین حال عبرت انگیزترین اسناد است و زخم روسها از سطر سطر آن هویداست…
    این سند، اولین قدم روسها برای قربانی کردن فرقه دمکرات و جمهوری مهاباد در پای نفت شمال است سند مربوط به زمانیست که روسها با دولت قوام السلطنه بر سر نفت به توافق رسیده و میخواهند ارتش سرخ را از ایران بیرون کشند و به پیشه وری فشار می آورند که باید دست از اهداف خود کشیده به تهران رفته و با حکومت ایران به توافق برسد فرستادگان استالین( آتاکیشی اوف، ابراهیموف، حسن اوف و کریموف) با پیشه وری در تبریز در 15فروردین1325 دیداری سری داشته و این سند سه صفحه ای مربوط به این دیدار است.

    ابتدا ابراهیموف دستور استالین را میخواند و پیشه وری بدقت گوش میکند،پس از اتمام سخنان ابراهیموف، پیشه وری آرام شروع به سخن کرده، اما رفته رفته گُر میگیرد. او مستقیما چشم در چشم فرستادگان استالین دوخته میگوید:
    «بروید به رهبران تان در مسکو بگوئید که شماها خیلی‌ انسانهای بی ‌وجدانی هستید»!
    و این شدیدترین انتقاد از شخص استالین، در زمانی است که قبلا، روسها تنها پسرش(داریوش) را در ظاهر برای تحصیل، ولی در حقیقت بعنوان گرو به باکو برده تا پیشه وری را کنترل کنند!

    اما برگردم به سخنان پیشه وری و عجیب اینکه، تمامی سخنانش، شش ماه بعد مو به مو تحقق مییابند!
    پیشه وری میگوید:
    «با شنیدن این فرمان، وقایع 1920جنبش جنگل پیش چشم ام آمد آن زمان نیز شما ما را فریب دادید و ارتجاع به آرامی آمد و همه انقلابیون جنگل را نابود ساخت اکنون نیز چنین میشود».
    پیشه وری میگوید:
    «دولت قوام شما را فریب داده و بلافاصله شروع به حسابرسی با تمام آنهایی میکند که در جنبش شرکت جسته اند و در این کار، ارتجاع، بخشی از مالکین و خانها را فعالانه شرکت خواهد داد، آنان، خانواده های فدائیان فرقه را به محاکمه میکشند و چنان تصفیه حساب خونینی میکنند که تاریخ، برای همیشه به خاطر خواهد سپرد..»
    پیشه وری در ادامه میگوید:
    «ارتش سرخ از ایران میرود و شماها هم با آنها میروید و ما را تنها میگذارید. برای ما بسیار سنگین است که در مقابل دولت قوام، جاخالی کنیم و از اهدافمان بگذریم.
    نه، من نمیتوانم اینکار را بکنم…
    من از همان آغاز جنبش ، به اقدامات شما تردید کردم و از خودم پرسیدم آیا اینها تا آخر با ما خواهند بود؟ و اکنون اصلا شما را باور ندارم تکرار میکنم من دیگر شما را باور ندارم.
    من اکنون چگونه زمینهای ملاکین و خانها را که بین کشاورزان تقسیم کرده ام بگویم زمینها را پس بدهید…؟»
    پیشه وری در ادامه میگوید:
    «من نمیخواهم خود را نجات دهم، من از منافع مردم آذربایجان دفاع میکنم.
    شما دولت شاه را نمیشناسید امروز آنها در مقابل شوروی، مزورانه چند قدم عقب مینشینند اما فردا قول خود را نادیده گرفته تمام ملت آذربایجان را تحت فشار میگذارند بعد از خروج ارتش سرخ، دولت شاه نه روزها و ماهها بلکه سالها افراد را به شکلهای دردناکی تعقیب خواهد کرد.
    به هر حال ما که باید بمیریم پس اجازه بدهید شرافتمندانه بمیریم. بگذارید تمام دنیا بداند که ملت آذربایجان از ترس نمرده اند بلکه در مبارزه ای سنگین و برای آزادی کشته شدند.
    ما از شما میخواهیم پس از خروج ارتش سرخ، کنار بمانید آنگاه ما به کمک فدائیان از آذربایجان در مقابل دولت ارتجاعی شاه دفاع میکنیم و البته مردم غیور آذربایجان ما را یاری خواهند کرد ما به تهران میرویم و دولت شاه را سرنگون و در ایران دولتی دمکراتیک حاکم مینماییم…»

    هنگامیکه سخنانش تمام میشود نمایندگان استالین میخواهند شرطهای خودش را برای مذاکره با قوام بنویسد اما پیشه وری بخاطر عصبانیت، دستش میلرزد و نمیتواند قلم در دست گیرد در نتیجه، از آنها میخواهد صورتجلسه را خودشان بنویسند.

    ✅اما گذشت زمان نشان داد که روسها حتی مرگِ شرافتمندانه را نیز از او دریغ کردند! و بدترین مرگ را به او دادند: تصادفی مشکوک در جاده كيروف آباد ـ يولاخ…

    4
    5
  3. سلام‌تحقیقا‌تعداد‌شهدای‌ترکهای‌آذربایجان‌‌درحراست‌مرزهای‌
    سیاسی‌کنونی‌ایران‌ازآغاز‌چند‌برابر‌بیش‌از‌فارسهاست‌حساب‌کنید
    جنگهایصفویه‌باعثمانی‌وازبکان‌سنی‌جنگهای‌‌نادرشاه‌جنگهای‌پانزده
    ساله‌ایران‌وروس‌بعداز‌تاسیس‌جمهوری‌اسلامی‌جنگ‌‌باتجزیه‌طلبان‌کردستانی….درجنگ‌باعراق‌نیزبدون‌تعارف‌نیمی‌ازشهدا‌ترک‌ایران‌
    هستند‌نه‌اگر‌خطر‌داخلی‌ایران‌راتهدید‌میکندمربوط‌به‌رشد‌افکار
    افراطیون‌
    نژاد‌پرست‌قوم‌مرکزیست

    5
    3

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا