مرور محسن کدیور بر آثار داود فیرحی

محسن کدیور در یادداشتی با عنوان «امکان سنجی فقه سیاسی دموکراتیک» به مروری بر آثار مرحوم دکتر داود فیرحی با «چهار الگوی اصلی: آقایان تقی خاتمی زنجانی، بهشتی، خمینی و نائینی» پرداخت.

 

به گزارش انصاف نیوز، او در بخش امتیازات فیرحی نوشت:

«از باورمندان «اسلام رحمانی» بود و تاریخمندی فقه را پذیرفته بود. به سازگاری اسلام و دموکراسی اعتقاد داشت. شناخت تاریخ اندیشه سیاسی در اسلام و تشیع را بدون درنظرگرفتن نقش پررنگ فقه و فقها ممکن نمی‌دانست. یکی از مشکلات اصلی جامعه ما را رسوب تصور اقتدارگرایانه و تمرکزگرایانه از اداره حکومت بر ذهن ایرانیان خصوصا فقها می‌دانست.

 

او در بخش انتقادات هم نوشته است:

محسن کدیور
محسن کدیور

علم فقه مجاز به وضع احکام و چارچوبهایی برای حقوق اساسی نیست. در سیاست هیچ امر تعبدی یا توقیفی یا حکم مولوی نیست تا برای تعیین آن سراغ فقه برویم. فقه سیاسی (حداقل در دوره معاصر) امری ممتنع است. نمی‌توان امکان فقه سیاسی را بدیهی دانست. آنچه واقع شده است اموری بوده است که امروز تردیدی نداریم که وظیفه فقه نبوده است.

فقه مشروطه (دولت مشروطه با اذن و نظارت فقیهان) در موزه تاریخ اندیشه سیاسی بسیار گرانقدر است اما به عنوان نسخه تجویزی و توصیه ای برای ایران معاصر قابل پذیرش نیست.

غفلت پرسش برانگیز از رای متاخر آخوند خراسانی (انکار مطلق ولایت فقیه و معرفی نمایندگان مردم در مجلس شورای ملی به عنوان قدر متیقن جواز تصرف در امور حسبیه و تعیین موضوعات عرفیه)

تطبیق حق فقهی (مقابل حکم) بر حق در امر سیاسی و حقوقی (مقابل تکلیف) مغالطه سهمگینی است.

از ولایت فقیه مبتنی بر استعاره قضا دموکراسی قابل استخراج نیست. تصور دموکراسی و ولایت فقیه موجب تصدیق دموکراتیک نبودن ولایت فقیه می‌شود! استعاره اصلی آقای خمینی در بحث ولایت فقیه استعاره محجوریت است. محجوریت مردم در حوزه‌ی عمومی از لوازم لاینفک ولایت است، چرا که در این نظریه هیچ تصمیمی بدون اذن قبلی یا اجازه‌ی بعدی ولی فقیه اعتبار ندارد، و این یعنی قیمومت و محجوریت مردم.

فیرحی به نظریه سیاسی آقای خمینی به روایت جوادی آملی با روتوش جزئی قائل بوده و سه رکن ولایت انتصابی فقیه را عینا پذیرفته و لوازم لاینفک آن را انکار کرده و پنداشته اطلاق، توقیت، تعیین، و تکثر قوا از عوارض قابل تفکیک این نظریه است.

 

کدیور، روایت فیرحی از امام خمینی را دستکاری شده، غیرانتقادی و دموکراتیک می‌داند: او اشکالات نظریه رسمی را متوجه شاگردان ایشان خصوصا آقای منتظری کرده است! بی آنکه به موضع آقای خمینی در این موارد اشاره کند. فیرحی در این کتاب چیزی شبیه نسخه رسمی نظام از مرحوم آقای منتظری تحویل داده است. پروژه مرحوم فیرحی در کتاب «فقه و سیاست در ایران معاصر» (مهمترین تالیفش) پروژه ای ارتجاعی و مبتلا به تناقض بنیادی است.

انتهای پیام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا