به سخنان اخیر اردوغان چه واکنشی باید نشان داد؟

محمدباقر کریمی، عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی تبریز، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:

یکم: اینکه اردوغان مرتکب یک رفتار کاملاً خلاف عرف دیپلماتیک و مداخله جویانه شده است، کاملاً آشکار است. گرچه خواندن واقعیت نیت او سخت است اما او این اشعار پراکنده را به سختی از روی کاغذی که برایش نوشته بودند، خواند. اینکه او اشراف دقیق به مضمون تاریخی شعر نداشته باشد هم تا حدودی ممکن است ولی آنچه مسلم است او و یا دفترش چند روز بعد به شکل مقتضی از این برداشت تبری خواهند جست.

دوم: ایران کشوری نیست که حتی در حال حاضر هم که تحریم های ظالمانه، دست آن را بسته، ترکیه بتواند در مقابل او اینگونه رجزخوانی کند. اردوغان می داند که ایران هم به عنوان یک همسایه و هم به عنوان کشوری دارای نفوذ منطقه ای، در نزدیکترین نقطه تماس ممکن در عمق استراتژیک ترکیه حضور دارد و می تواند پاسخ عملی به ترکیه بدهد. با علم به این واقعیت، چنین رفتار مداخله جویانه ای چه منطق ایجابی می تواند داشته باشد؟ این کار اگر بخواهد مؤثر واقع شود باید دستاوردی برای ترکیه داشته باشد. در حوزه سیاست خارجی این رفتار برای ترکیه اگر منافعی ایجاد بکند تنها می تواند در نزدیک کردن موضع ترکیه به مخالفان منطقه ای ایران مانند عربستان و امارات و اسرائیل مؤثر واقع شود، در برابر اما با واکنش منفی دوستان سیاسی ایران مانند عراق و سوریه و روسیه مواجه خواهد شد. اینکه آیا این موازنه می تواند منفعت مهمی برای ترکیه در پی داشته باشد، جای تردید جدی دارد. اما از نقطه نظر مصرف داخلی می تواند برای اردوغان مزیت هایی ایجاد کند. انتخابات اخیر شهرداری ها به خصوص انتخابات استانبول، و افت اقتصادی اخیر ترکیه، اردوغان را دچار نگرانی کرده است. جدا شدن احمد داوود اوغلو، عبدالله گول و علی باباجان از حزب عدالت و توسعه و تأسیس حزب آینده برای اردوغان یک اتفاق معمولی نیست؛ در واقع یک شکاف در حامیان حزب عدالت و توسعه است و رأی حزب او را دو پاره خواهد کرد و این برای آینده حزب او جدی ترین خطر است. در چنین شرایطی مهمترین آلترناتیو برای او جذب طیف های ملی گرا با اتخاذ مواضع مطلوب آنهاست.این اقدام اردوغان فقط می تواند برای یک مصرف داخلی در مواجهه با خطر حزب آینده احمد داوود اوغلو که این روزها تندترین انتقادها را متوجه شخص اردوغان می کند، توجیه داشته باشد.

سوم: ایران بعد از سرنگونی صدام، به دلیل انتقال مرکز ثقل تمرکز سیاست خارجی خود به عراق برای مقابله با نفوذ آمریکا و نیز بعدها سوریه و مقابله با داعش، از منطقه قفقاز جنوبی غافل شد و نقش اکتیو در رفع بحران آن منطقه بر عهده نگرفت و این خلاء مورد توجه برخی کشورهای دیگر قرار گرفت که بعضا با ایران در تضاد آشکار منافع هستند. موضع ایجابی و فعالانه اخیر ایران در به رسمیت شناختن حق آذربایجان در باز پس گرفتن اراضی اشغالی و برخی اقدامات عملی مثبت که قدردانی علی‌اف و نخبگان جامعه آذربایجان را در پی داشت و حضور وزیر امور خارجه آذربایجان در هفته گذشته با لیستی از پیشنهادهای مشارکت برای ایران نیز در همان راستا بود، می تواند نقش پررنگ‌تری از ایران در پروژه های بازسازی و اقتصادی در پی داشته باشد. این گمان هم می رود که اردوغان نمی خواهد این فرصت را با ایران تقسیم کند و این اقدام او می تواند یک اختلاف افکنی عمدی در مسیر تضعیف رابطه آینده آذربایجان و ایران تلقی شود.

چهارم: اما نکته مهتر این است که اظهارات اردوغان تا چه اندازه جدی و برای امنیت داخلی ما تا چه میزان نگران‌کننده است؟ آذربایجان در تمام تاریخ گذشته و بخصوص در چند صد سال اخیر، تنها جزئی از ایران نبوده، بلکه قلعه مستحکم دفاعی ایران و حافظ امنیت بخش های دیگر ایران در برابر هجمه بیگانگان بوده است. با این حال، در این فقره اخیر عده ای مدعی وجود خطر در این منطقه هستند و قائل به احتمالات شنیده شدن صدای جریان های پان ترکیسم به طور جدی در این خطه هستند. طرح چنین حرف هایی نه در شأن آذربایجان است و نه در شأن حاکمیت. در برابر این ادعاها، امر واقع این است که سه گانه هویت آذربایجان؛ اسلامی و شیعی بودن، ترک بودن و ایرانی بودن غیر قابل تفکیک از هم هستند و برای آذربایجان به صورت همزمان معنی می شوند. حتی آذربایجان به دلیل غلبه هویت دینی و مذهبی بر هویت نژادی آن، خود مانع نفوذ و گسترش جریان پان ترکیسم در زمان شیوع آن بوده است. اما این نکته هم باید مورد توجه باشد که آذربایجان برای خود شأن و جایگاه ممتاز تاریخی در جغرافیای ایران قائل است و نادیده گرفته شدن و یا تضعیف آن جایگاه چه از سر عمد و چه سهو، برای این خطه گران می آید. دلسوزان واقعی ایران به جای اینکه فقط در پی وقوع چنین رویدادهای مذمومی به فکر آذربایجان بیفتند، باید به فکر جدی گرفتن مطالبات مزمن آذربایجان باشند. آذربایجان همیشه سر ایران است.

انتهای پیام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا