چگونه می‌توان فرصت را به تهدید تبدیل کرد؟!

الیاس واحدی، کارشناس ترکیه و قفقاز در یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «چگونه می‌توان فرصت را به تهدید تبدیل کرد؟!» نوشت:

بعد از جنگ ۴۴ روزه قره باغ، در حالی که اگر تحلیلگران از ترتیبات منطقه ای جدید در قفقاز جنوبی سخن می گویند، بدیهی است که بازیگران ذینفع، به دنبال ایفای نقش بیشتر در معادلات جدید در این حوزه ژئواستراتژیک هستند. در تبیین اهمیت منطقه قفقاز جنوبی و مناطق مرتبط با آن (دریای خزر و آسیای مرکزی) و در مقیاسی بزرگتر منطقه اوراسیا، همین بس که در قرن گذشته، تئوری هارتلند مکیندر که اوراسیا را قلب جهان می نامید به مثابه یکی از نظریه‌های تحریک کننده برای توسعه طلبی منجر به وقوع جنگ جهانی دوم به وجود آمد و در قرن حاضر نیز در خلق مفاهیمی چون توسعه ناتو به سمت شرق، اوراسیا گرایی و… قفقاز جنوبی نقش برجسته ای دارد. بعد از فروپاشی شوروی، نگاه کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای به قفقاز جنوبی به خاطر آتش زیر خاکستر ۲۶ ساله در قره باغ، همواره با بیم و امید همراه بود. با شعله ور شدن این آتش و آتش بس بعد از آن، به نظر می رسد که انرژی دشمنی و جنگ طلبی در این منطقه تا اندازه زیادی از بین رفته است. زیرا آذربایجان خود را طرف پیروز می داند و ارمنستان هم به سبب ضعف زیاد در تمام ساختارهای کشور و بدهی های انباشته شده به روسیه، عملا” تا مدت های مدیدی توانی برای دمیدن بر این آتش نخواهد داشت.

در چنین شرایطی این منطقه به ویژه جمهوری آذربایجان، فضای مناسبی برای بهره برداری کشورهای منطقه در راستای منافع ملی خودشان است و رقابت روسیه و ترکیه در این زمینه آغاز شده است و آمریکا و اروپا (عمدتا فرانسه) سعی دارند غیبت خود را به نوعی در قالب ادامه حیات گروه مینسک سازمان همکاری و امنیت اروپا برای پایدار کردن صلح در منطقه تلافی کنند. اما در این میان بازیگر عجیب این بازی جدید، جمهوری اسلامی ایران است . زیرا این کشور به رغم داشتن بالاترین مزیت نسبی در بین کشورهای یاد شده (همسایگی و ارزش های مشترک)  برای نقش آفرینی در محیط جدید قفقاز جنوبی، نقش بسیار کم رنگی دارد که البته این نقطه ضعف، حاصل سیاست خارجی ناکارآمد طی ۳۰ سال گذشته است.

در شرایطی که بعد از جنگ اخیر  قره باغ، ایران با تکیه بر مناسبات رو به رشد با جمهوری آذربایجان که بعد از تحریم های اقتصادی ایران حاصل شده بود، موضعگیری سیاسی مناسبی در حمایت از تمامیت ارضی جمهوری آذربایجان داشت و امید این می رفت که ناکامی ۳۰ ساله ایران در این منطقه با این سیاست ها تا اندازه ای جبران شود، به یکباره و بعد از شعرخوانی رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه در مراسم جشن پیروزی در باکو، توئیت عجیب و خارج از عرف دیپلماتیک رئیس دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی ایران، چنان موجی در کشور ایجاد کرد که کار تا آستانه تنش در روابط دیپلماتیک ایران و ترکیه پیش رفت. به باور اکثر آگاهان به شعر، ادبیات و فرهنگ آذربایجان، این شعر سمبلی برای حسرت و دوری بوده و شعری کثیرالاستعمال است که توسط گروههای مختلف فکری استفاده می شود و در گذشته کسانی مانند استاد شهریار اشعار مشابهی سروده اند که در ایران دوستی آن ها شک و شبهه ای نیست. همچنین هنوز یک سال از سخنرانی آقای روحانی در مراسم ۲۲ بهمن نگذشته که طی آن به  تعلق قفقاز به ایران و جدایی این مناطق از ایران در گذشته اشاره کرده بود. هرچند منظور آقای روحانی ادعای ارضی علیه جمهوری آذربایجان در شرایط کنونی نبوده ولی اگر بنابر بهانه جویی باشد این سخنان از شعر خوانی آقای اردوغان به مراتب جدی تر بود.

در حالی که واکنش در برابر سخنان آقای روحانی محدود به چند خبر رسانه ای در جمهوری آذربایجان بود و وزارت امور خارجه آنها واکنشی نداشت. مصداقی دیگر در این زمینه باز مربوط به سال گذشته است که آقای پاشینینان نخست وزیر ارمنستان هنگام سفر رسمی به تهران در باشگاه آرارات تهران حضور یافت و عکسی از خود در مقابل بنری را منتشر کرد که قره باغ را متعلق به ارمنستان می دانست و باز دولت جمهوری آذربایجان از کنار این موضوع که ناشی از اشتباه برنامه ریزی وزارت امورخارجه ایران بود به آسانی گذشت. حیرت آور است که ما در اینجا رویه وزارت امور خارجه کشوری با ۳۰ سال سابقه فعالیت را به منزله الگویی موفق تر از وزارت امور خارجه ایران با صدها سال سابقه دولت گرایی نوین، توصیف می کنیم!

هرچند موضوع  شعر خوانی اردوغان با غلبه عقل سلیم در روابط، از نظر دیپلماتیک حل و فصل شد. ولی موج رسانه ای ایجاد شده به اندازه ای گسترده و خارج از محور منطق پیش می رود که نه آقای ظریف، بلکه سایر نهادهای متولی نیز توان پیشگیری از آن را ندارند. موجی که از یک سو برامیدهای نقش آفرینی ایران در منطقه سایه خواهد افکند و از سوی دیگر گسل های اختلاف قومی را در کشور فعال خواهد کرد و تبعات امنیتی متعددی به دنبال خواهد داشت.

البته نباید از عواملی که دستگاه سیاست خارجی کشور را در چنین موقعیتی قرار داده و مجبور به اقدام عجولانه و اشتباه کرد، غافل شویم که بزرگترین آنها  فشار فضای رسانه ای و نخبگی (محافل سیاسی و دانشگاهی) است که نگارنده چندی پیش مطلبی در نقد فضای غیر واقعی از تحولات اخیر و کشورهای ترکیه و جمهوری آذربایجان در ایران نوشتم و یکی از نتایج این فضای غیر واقعی را فشار بیش از حد بر دستگاه سیاست خارجی و مجبور کردن آن به رفتار عجولانه و اشتباه قلمداد کردم و متاسفانه این پیش بینی نامیمون به این زودی محقق شد. وقتی در کشور فضایی ایجاد می شود که گویا ترکیه و جمهوری آذربایجان با همدستی روسیه جنگی را آغاز و بعد آتش بسی  را برقرار می کنند که نه تنها ثمری برای منافع ایران ندارد بلکه با قطع روابط ایران و ارمنستان، منافع ایران در این منطقه از بین خواهد رفت و وزارت امور خارجه فقط نظاره گر بوده است! احتمال این وجود دارد که وزیر خارجه ما برای نشان دادن اینکه فقط نظاره گر نبوده، دست به این واکنش زد و نهایتا موضوع به مجرایی کشیده شده که به همبستگی ملی و چسبندگی اجتماعی مردم ایران خدشه وارد خواهد ساخت.

استمرار و گسترش بیش از حد این موج، چون آب حیات بر پیکره تضعیف شده تجزیه طلبی ایران، جانی دوباره خواهد بخشید و مایه بسی شگفتی است که برخی اساتید دانشگاه و سیاستمداران هم با این موج همراه شده و انگار عزمی ملی ایجاد شده تا فرصت بهره برداری ایران از فرصت ایجاد شده در همسایگی خود را از بین ببرد و این فرصت را به تهدید تبدیل کند!

انتهای پیام

نوشته های مشابه

پیام

  1. از ایشان که کارشناس ترکیه و قفقاز لقب گرفته اند بعید است که نداند تا چه حد در منطقه نسبت به دولت اردوغان بدبینی وجود دارد و چه خون‌هایی که از مردم عراق و سوریه بر گردن دولت اردوغان است.
    حال چگونه می‌توانند مسئولان ایرانی را به بدبینی یا ندانم کاری متهم کنند آن هم در قبال دولتی که جاه طلبی و بی رحمی‌هایش نه تنها در خاورمیانه بلکه در اروپا هم موجب نگرانی شده است.
    این بار چندم است که مقالاتی عجیب و غریب از دانش آموختگان ترکیه چاپ می شود که جای سوال دارد.

    1
    1
    1. آقای واحدی در مقاله اتان نفرمودید چگونه تهدید را به فرصت تبدیل کنیم . آیا مستعمره اردوغان شویم که به زودی سرنوشت دیکتاتورها را پیدا میکند و در نسل کشی آذری ها ، شیعیان، سوری ها ، اعراب و سابر نزادها با ایشان هم پیمان شویم رضایت شنادجلب میشود. ضمنا ایشان آذری نیستند که شعر اراز را ااشتباه بخوانند و

  2. سلام….تئوریهای‌احساسی‌ایرانشهری‌به‌جای‌اسلامشهری‌اطاقهای‌
    فکرایران‌را‌تسخیر‌کرده.روسای‌جمهور‌ترکیه‌چه‌شعر‌بخوانند‌وچه‌
    نخوانند‌بالاخره‌‌ترکیه‌سیاست‌خاص‌خود‌را‌دارد‌چه‌اردوغان‌باشد‌یا
    نباشد..اما‌موضوع‌اینست‌که‌نگاه‌حاکمیت‌‌به‌آذربایجان‌خودمان
    سردرگم‌نشان‌میدهد‌‌وسبب‌بی‌عدالتی‌در‌توسعه‌آن‌شده‌ونگاه‌به‌‌
    جمهوری‌آذربایجان‌هم‌ازاین‌مسئله‌تاثیر‌پذیرفته‌‌حرف‌آخر‌اینکه
    ظلم‌به‌آذربایجان‌باعث‌خشم‌خدا‌میشود

  3. منطقه سریعا به سوی ائتلافهای منطقه ای در حرکت جهش وار هست
    و دوستان دانشمند ما در وزارت امور خارجه باز ذره بین به دست دنبال متحدانی مثل ارمنستان می گردند که حداقل طی سه صده اخیر به نفع روسها از پشت به ایران خنجر زده
    و نسبت به تحریم کالاهای ترکیه توسط ارمنستان چنان اشتیاق افسار گسیخته ای نشان میدهند و خنده مستانه سر می دهند که نزدیکه از پشت به پرتگاه بیفتند

  4. ما از اول درگیری ها د قره باغ یعنی از ۳۰ سال پیش به طور مرتب فرصت ها را به تهدید تبدیل می کنیم و الان هم اگر غیر از این عمل می کردیم جای تعجب بود!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا