تحریف عرفان و تضعیف ایمان

حجت‌الاسلام هادی سروش، استاد حوزه، در یادداشتی تلگرامی با عنوان «تحریفِ عرفان و تضعیفِ ایمان!» نوشت:

خطیب جمعه در رسانه ملی دررثای آیت ا..مصباح قصه سرائی جدیدی از پیشگویی مرگ وچشم گشودن پس ازمرگ گفت که بسیارتاسف باراست!

ببینید؛ سرقت منحصربه سرقت اموال نیست، “سرقت علم” هم داریم‌، و از سرقت علم ناجوانمردانه‌تر؛ سرقت “ایمان” آدمیان است که با ابزار تظاهر به اخلاق و ارائه عرفان کاذب انجام میشود.

رهزنان وادیِ عرفان

مسیرعرفان وارتباط با غیب، مسیری است که رهزن زیاد دارد.

استاد ما علامه حسن‌زاده بارها میفرمودند: “مراقب رهزن های این مسیر باشید”.

سارقان ایمان؛ سارقانِ ماهری هستند که با “عرفان نمایی”، یعنی؛ با گریه‌های دروغین و با قصه‌سرایی‌های عرفانی و غیبی، از اعتماد انسان های صاف و ساده سوء استفاده کرده و آنان را به سمت آمال و منافع خوشان جذب می کنند.

آنان باشگردهای عرفان گرایانه آنچنان “مریدبازی” به راه می اندازند که باور دروغ درباره آنها آسان نخواهد بود.

آنان برای خود و یا اصحاب قدرت و ثروت ، با “حرام گویی” آنچنان بازارگرمی می‌کنند که چیزی از اعتقاد و ایمان را، سالم نمی گذارند.

قصه سرایی های عرفانی برای اموات

بیشترین دامنه این قصه سرایی ها و عرفان بازی ها در رابطه با جایی است که امکان تحقیق و اثبات وجود ندارد و آن در مورد اموات است.

خوب روشن است چرا دست به دامن اموات میشوند و برای آنها کرامت پشت کرامت می‌گویند و می‌نویسند، این بندگان خدا از دنیا رفته اند و کسی نمی‌تواند آنان را در مورد آن قصه سرایی ها، مورد پرسش قرار دهد.

اینجاست که از طرفی؛ شأن اخلاق و عرفان سقوط میکند و از طرفی ایمان افراد به سرقت میرود.

راه تشخیص عارف نمایان دروغگو

امام صادق(ع) بیان مهم و کاربردی در تبیین نشانه‌های انسان‌های رهزن و دروغگو در مسیر اخلاق و عرفان دارند. یعنی همان هایی که اخبار غیبی می‌دهند و یا کرامت هایی نقل می‌کنند و یا خارق عاداتی را می‌گویند که هیچ ریشه و اساسی ندارد.

امام (ع) میفرماید: “نشانه این رهزن‌ها و دروغگویان در مورد اخبار غیبی این است که وقتی حلال و حرام خدا مطرح باشد به حرام و حلال خدا پایبند نیستند.”(اصول کافی/۵۰۷)

به عنوان مثال؛ به راحتی دست در بیت المال میبرند و یا رفیق اختلاس گرانند و ‌یا کنار زمین‌خوارانی هستند که با سندسازی دزدی قانونی میکنند و یا به راحتی در تریبونی اتهام میزنند و تخریب میکنند و درعین حال قیافه عرفانی بخود میگیرند!

یک نمونه از این روایات را ملاحظه کنید تا بدانیم این موضوع را باید بادقت “رصد” کرد تا گولِ ادعای عرفان و قصه سرایی ها را نخوریم؛

امام صادق(ع) می‌فرماید؛”کسی که گوشه کلمه‌ای علیه مؤمنی بگوید، روز قیامت در حالی محشور می‌شود که در پیشانی او نوشته از رحمت خداوند دور است.”

مگر می‌شود ما ادعای اخلاق و مهم‌تر، ادعای معرفت وکرامت را بشنویم اما رفتار و نوعِ گویش و قضاوت شان درباره یک مومن را ندید بگیریم؟!

سیره ائمه و کرامت گرائی

مهم‌ترین و اولین کتاب مدون حدیثی شیعه، کتاب کافی است.این کتاب در هشت جلد است و دو جلدش اخلاق و یک جلدش عقاید و پنج جلدش احکام است.

اما برخی‌ جوری ازاسلام حرف میزنند که همه‌ هشت جلد کافی کرامت‌گویی است! به قول علامه حسن‌زاده، ائمه(ع) پدر جد کرامت‌ها بودند، اما چرا این کرامت‌ها برای اهل بیت(ع) به این وفور دیده نمی‌شود؟!

پس؛ حرف دین جای دیگر یعنی احکام خدا وعقاید و اخلاق وحقوق است.

عارفان حقیقی و کتمان کرامات

معیار دوم برای تشخیص عارف از سارقان عرفان؛ سخن کارشناسان این دانش است.

مهم‌ترین کتاب عرفانی، کتاب “فصوص الحکم” از محی الدین عربی است که متن بسیار سنگینی دارد و همیشه کسانی که می‌توانستند این کتاب را تدریس کنند، تعداد معدودی بودند.

ابن عربی درفص لوطیه این کتاب می‌گوید:

“آنهایی که معرفت پیدا کردند و درجهان معرفت ستاره‌ای شدند، همتشان را برای تصرف و نشان دادن معجزات و خوارق عادات وکرامات خرج نمی‌کنند. وعارفانی که جرعه‌ای ازمعرفت نوشیدند، درغایت عجز در برابر پیشگاه خداوند هستند و از اینکه بخواهند کرامتی از خود نشان دهند پرهیز میکنند.”

این سخن بالاترین کارشناس عرفان است.

روش امام خمینی در برابر ادعاهای غیبی

هرکسی به امام(ره) قصه کرامتی و یاخبر غیبی می‌داد، می‌فرمود: “من کورباطنم وبدباورم.”

در برابر هرکرامتی که میشنوییم این جمله امام رایادمان باشد.

علائم حیاتی پس مرگ!

به ضرس قاطع منکر علائم حیاتی پس ازمرگ قطعی هستیم.

درمیان معصومین، کدام معصوم پس از مرگ، علائم حیاتی برای غسال وغیره نشان داده؟!

خاتم انبیا(ص) به امام علی(ع) فرمود وقتی من را غسل دادی، من را بنشان (نفرمود می‌نشینم) و از من سؤال کن تاپاسخ شنوی.

این فقط ازپیامبر(ص) نقل شده است و این شنیدن فقط مقدور گوش پاک علی است و دیگران که در آن محضر حضورداشتند، اصلا ندیدند و نشنیدند.

درکرامت بافی، فقط “ایمان” به تاراج میرود!

“لاتَغلُوا فِی دِینکُم غیرالحق”مائده/۷۷

انتهای پیام

نوشته های مشابه

یک پیام

  1. بنده در مقام رد و یا اثبات این کرامته نقل شده نیستم اما جای بسی تاسف است که هر کاری را که از دیگران نقل می کنند ما می اییم و با خودمان قیاس میکنیم و چون ما نمی توانیم و یا آن کرامات را نداریم پس اگر کسی بیان کند دزد و سارق و دروغگویی بیش نیست. اگر ملاک ما سیره ائمه است که ایشان( نویسنده این مطلب) اشاره کرده اند و گفته اند که نداریم؛ به بیراهه رفته اند زیرا لااقل در خصوص حضرت زهرا سلام الله علیها بوده که بعد وفات امام حسن وامام حسین علیهم السلام را در آغوش گرفتند. اما اگر مراد ایشان ابن عربی است که دارای مذهب مخالف است و می گوید شیعه را در مکاشفه همانند خوک دیدم مطلب فرق می کند و بدا به حال آن دانشجویانی که امثال ایشان برایشان استادی می کنند. از خدا برای اینگونه اساتید طلب هدایت به صراط مستقیم که همان راه ائمه اطهار علیهم السلام است را می نمایم .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا