«پس از حرف‌های رهبری به دنبال مستند من افتاده‌اند»

/ نوید نامور: اجازه پخش مستندم به صداوسیما را نمی‌دهم /

زهرامنصوری، انصاف نیوز: پس از حرف‌های رهبری [لینک] درباره‌ی واکسن و اشاره به ماجرای خون‌های آلوده، کارگردان مستندی در این مورد می‌گوید حالا تلویزیون به دنبال خرید مستند «چند قطره خون» پس از سال‌ها توقیف افتاده است. کارگردان این مستند به انصاف نیوز می‌گوید «حالا دیگر اجازه‌ی پخش را به تلویزیون نمی‌دهم و چرا در تمام این سال‌ها یک نفر از تلویزیون با من تماس نگرفت؟!». در طی هفته آینده قرار است این مستند با حضور اصحاب رسانه در دفتر انصاف نیوز پخش شود.

تاکید آیت الله خامنه‌ای در اینباره این بود: من واقعاً اعتماد هم ندارم، نمی‌دانم، گاهی اوقات هست که اینها میخواهند واکسن را روی ملّتهای دیگر امتحان کنند، ببینند اثر میکند یا نمیکند. بنابر‌این، از آمریکا و از انگلیس [واکسن تهیّه نشود]. البتّه به فرانسه هم من خوش‌بین نیستم، علّتش هم این است که سابقه‌ی آن خونهای آلوده را اینها دارند. [البتّه] از جاهای دیگر اگر بخواهند واکسن تهیّه کنند -که جای مطمئنّی باشد- هیچ اشکالی ندارد.

در دهه‌ی شصت، انستیتو «مریو» متعلّق به فرانسه، فاکتورهای انعقادی خون را که آلوده به ویروس اچ‌آی‌وی بودند، به ایران صادر کرد. در اثر استفاده از این خون‌ها تعداد قابل توجهی از بیماران هموفیلی به این ویروس مبتلا شده و جان خود را از دست دادند. متن کامل گفت‌وگو با نوید نامور کارگردان مستند چند قطره خون را در ادامه بخوانید:

نامور: نمی‌دانم کجای حرف من غلط بود که فیلم توقیف شد؟

نوید نامور-کارگردان مستند چند قطره خون- درباره‌ی  توقیف این مستند گلایه‌هایی را مطرح می‌کند و به انصاف نیوز می‌گوید: «علی صابری وکیل پرونده از دوستان من بود و به وسیله‌ی او با این پرونده‌ی خون‌های آلوده آشنا شدم. اما این فیلم در سومین نمایش خود توقیف شد. متهم ردیف یک این پرونده-لوران فابیوس-در فرانسه پس از توافق برجام می‌خواست به ایران بیاید، جشنواره عمار کل شهر را بیلبورد زدند که فرشی قرمز برای فابیوس پهن شده است و فلان. اینطوری بود که جریان سیاسی شد. در فردای آن روز در فرهنگسرای انقلاب که جشنواره عمار آنجا را برای نمایش رزرو کرده بودند؛ فیلم پخش شد. سپس بازداشت شدم و بعد فیلم توقیف شد. در آن برهه از زمان کیهان و دیگر رسانه‌ها خبر توقیف فیلم را کار کردند. من هرگز با کیهان مصاحبه‌ای نکردم و ارتباطی هم نداشتم اما کیهان نوشت فیلمی که راز یک جنایت را فاش می‌کرد، توقیف شد. این خبر همه‌جا پخش شد فیلم تا یک سال پیش هم توقیف بود و به صورت محدود در سایت هاشور به نمایش گذاشتم اما بعد آن را برداشتم. چون تمایلی ندارم کسی ناجوانمردی کند و فیلم را پخش کند.

در تمام این سال‌ها کسی به خاطر این فیلم توقیف شده به من یک تلفن هم نزد. حرف فیلم یک چیز است، این شرکت فرانسوی دانسته و عامدانه محصولات فاکتور ۸ را صادر کرد. بریده‌های روزنامه‌های فرانسه را در داخل فیلم هم داریم. رسانه‌های فرانسه دقیقا نوشته‌اند «آنها خود می‌دانستند»؛ که فقط ۳۸ میلیون فرانک آن زمان را زنده کنند. بنده توهم توطئه ندارم به جز ایران به هفت کشور دیگر هم فروخته بود. نمی‌دانم کجای حرف من غلط بود که فیلم توقیف شد؟ روزنامه‌ها هم تاکید کردند که این فیلم توقیف شده است و الان نمی‌توانند آن را انکار کنند. در فیلم گفته‌ام این کشور به هفت کشور دیگر این دارو را فروخته و به آنها غرامت پرداخته کرده؛ اما چرا به ایران هیچ غرامتی نداد؟»

چرا سپرده‌های ارزی این شرکت در ایران توقیف نمی‌شود؟

او در ادامه با طرح این پرسش که چرا وزارت بهداشت ایران غرامت را از شرکت فرانسوی نمی‌گیرد، تصریح کرد: «روی صحبت من با وزارت بهداشت بود، این شرکت الان داخل ایران است و سپرده‌ی ارزی هم دارد. چرا سپرده‌های آن توقیف نمی‌شود و غرامت بیمارها را نمی‌گیرید؟ من در این مملکت اگر بخواهم یک آدامس وارد کنم، باید از ۲۰۰ جا مجوز بگیرم. چطور این کشور دوباره بعد از ۲۰ سال در ایران شروع به فعالیت می‌کند؟ به یاد دارم مدیر فرهنگ‌سرای انقلاب اجازه نمی‌داد از اتاق بیرون بیایم، می‌گفت اگر بیرون بروی تو را می‌گیرند. گارد جلوی در فرهنگسرا بود، شبانه به خانه‌ی ما آمدند، خواهش کردند این فیلم را برای خانواده‌ها به نمایش بگذارم و من هم قبول کردم. فردای آن روز ساعت شش صبح خبرگزاری فارس خبر توقیف چند قطره خون را منتشر کرد. بعد فارس با من مصاحبه کرد، آن را تحریف کرد و دیگر با فارس هم مصاحبه نکردم. حرف‌های تحریف شده‌ی من در رسانه‌ها منتشر شد، وقتی اعتراض کردم فایل صحبت‌های مرا بیاورید فارس یک تکذیبیه منتشر کرد که در هیچ رسانه‌ای دیده نشد. در این برهه‌ها بود که این شرکت فرانسوی اعلام کرده بود که این مصاحبه‌ها بس است و غرامت را پرداخت می‌کنیم. برای من این سوال مطرح است که چرا وزارت بهداشت ایران غرامت این بیماران را نمی‌گیرد؟ من آلوده شده نیستم و ریالی هم به جیبم نمی‌رود. تعداد کثیری از این خانواده‌ها از بین رفته‌اند.»

این کارگردان می‌گوید اساسا کسانی در این پرونده درگیر شده‌اند که ربطی به این ماجرا نداشتند و اینگونه شرح می‌دهد: «یکی از آلوده شده‌ها ازدواج کرده بود و صاحب دو فرزند آلوده شد؛ حتی نمی‎‌دانست. وزارت بهداشت مثلا اگر آمار را ۱۰۰ هزار نفر اعلام می‌کند، این صدهزار نفر نوک قله و بیرون از آب هستند و ما آن را می‌بینم. این بیماری هنوز تابو است و کسی جرئت نمی‌کند جایی خود را معرفی کند و بگوید من اچ آی وی دارم. یک بدنه‌ی عظیمی از این کوه را زیر آب داریم و چشم ما او را نمی‌بیند. این اتفاقات افتاد و من می‌گویم غرامت را بگیر. اما فیلم من توقیف می‌شود و یک سال و نیم نمی‌توانم فیلم بسازم.

من با مسعود جعفری جوزانی هم صحبت می کردم، ایشان هم فیلم پشت دیوار سکوت را ساخته بود. از چند قطره خون من نزدیک به ده دقیقه در فیلم ایشان استفاده شده است. او می‌گوید شبکه‌های تلویزیون هم به سراغ ایشان برای خرید فیلم رفته‌اند. اگر این فیلم من حرف حساب زده؛ باید مشخص شود چرا غرامت فیلم‌ها پرداخت نمی‌شود؟ البته من پاسخ این پرسش را می‌دانم. شرکت فرانسوی هفت سال پس از فاکتورها نامه‌ای به وزارت بهداشت ایران نوشت مبنی بر اینکه فاکتورهایی که آن زمان برای شما فرستادیم، آلوده بود و اچ آی وی وارد ایران شد. از وزارت بهداشت ایران نامه‌ای برای نماینده‌ی وقت ارسال می‌شود، مبنی بر اینکه شما حتما قصد و غرض دارید که این نامه را نوشتید. معلوم است پس از ارسال این نامه شرکت فرانسوی از زیر این ماجرا فرار می‌کند و همان نامه مستند می‌شود و غرامت نمی‌دهد.

اگر پرونده‌ی خون‌های آلوده به جریان افتاد، با دستور مقام رهبری بود

اگر پرونده‌ی خون‌های آلوده به جریان افتاد، با دستور مقام رهبری بود. الان سازمان انتقال خون و وزارت بهداشت ایران متهمین این پرونده هستند، به خانواده‌ی آنها از جیب من و شما غرامت پرداخت می‌کنند چرا یقه‌ی فرانسوی‌ها را نمی‌گیرند؟ چرا آن شرکت هنوز در ایران فعالیت می‌کند؟ در آن زمان هم گفتم این شرکت اصول حرفه‌ای را رعایت نکرده و عامدانه محصول آلوده را به ما داده است. چه تضمینی دارید باز هم چنین کثافتی را به هم‌وطن من ندهد؟ وقتی یکبار اینکار را کرده؛ بار دوم هم اینکار می‌کند.»

این کارگردان می‌گوید دیگر حاضر نیست فیلمش را در جایی نمایش دهد و توضیح داد: «الان دیگر حاضر نیستم این فیلم نمایش داده شود اگر من حرف درست را گفته‌ام. چرا چهار سال آن فیلم جایی نمایش داده نشد. چرا الان این فیلم سندی شده که چنین اتفاقی یکبار در ایران افتاده است؟ چرا الان به سراغ من می‌آیید؟ اینها دلخوری ایجاد می‌کند، هنوز وقتی درباره‌ی این فیلم حرف می‌زنم ناراحت و عصبی می‌شوم. چرا باید تا مقام رهبری می‌گویند به شرکت‌های خارجی اعتمادی نیست به یاد من بیافتند و بگویند چه اثر ارزش‌مندی است؟ چرا در این چهار سال یکی از شبکه‌های تلویزیونی به سراغ من نیامد؟ روز شنبه صبح اینستاگرام خود را باز کردم و دیدم دبیر جشنواره فیلم عمار به من پیغام داده که فیلم شما را می‌خواهم. از شبکه نمایش به من زنگ زدند که فیلم را برای شبکه سه و نمایش به مبلغ ۱۵ میلیون تومان می‌خواهیم. این توهین به من است. بعد می‌گوید در عوض سهام فیلم برای شماست. اگر از شبکه سه و نمایش پخش شود؛ دیگر سهام را برای چه می‌خواهم. اگر واقعا نیت کمک کردن دارید این فیلم را به دست رهبری برسانید تا شرکت فرانسوی تحت پیگرد قرار بگیرد. من تمایلی ندارم فیلم من از تلویزیون پخش شود.»

او افزود: «نکته‌ی دیگر در فیلم من این است که طرف پس از ده سال متوجه‌ می‌شود که اچ آی وی دارد و زمانی که به وزارت بهداشت و یا سازمان انتقال خون مراجعه می‌کند، به او می‌گویند حتما مادرت به مسافرت خارج از کشور رفته و در آنجا آلوده شده است. به مادر طرف هم توهین کردند. در ابتدا کلا این آلودگی را انکار کردند و بعد دیدند اوضاع خراب است، سازمان انتقال خون و وزارت بهداشت متهم شدند و به حدود ۱۵۰۰ نفر غرامت دادند. البته از خانواده‌های آلوده تعداد کمی مانده‌اند و بیشتر آنها فوت شده‌اند. بزرگترین سوال من است این شرکت با مجوزی چه کسی دوباره به سرکار برگشته است؟ زمانی این شرکت نام آن «مریو» بود بعد از ۲۰ سال یک نفر این شرکت را می‌خرد و در سایت آن می‌نویسد این شرکت‌ها با هم ادغام شده‌اند. با ادغام مسئولیت داروهای آلوده از بین نمی‎رود، شرکت جدید با علم به اینکه چه طلب‌هایی دارد این شرکت را می‌خرد.»


ماجرای خون‌های آلوده چه بود؟

دنیای اقتصاد درباره‌ی ماجرای این خون‌های آلوده می‌نویسد: حدود سه دهه قبل و در جریان جنگ ایران و عراق و در خلال سال‌های ۶۲ و ۶۳، انستیتو «مریو» که اکنون در مالکیت شرکت سنوفی اَوِنتیس فرانسوی است فاکتور‌های انعادی آلوده به «اچ‌ آی وی» را برای استفاده بیماران هموفیلی به برخی کشور‌ها از جمله آلمان ، ایتالیا، آرژانتین، عربستان، عراق و ایران و… صادر کرد. همین مساله باعث شد تعدادی از بیماران هموفیلی و تالاسمی که از این فرآوردها به عنوان دارو استفاده کردند به این ویروس مبتلا شده و جان خود را از دست بدهند.

براساس گزارش‌ها آلوده بودن این فاکتور‌ها از سوی نماینده شرکت مریو در ایران در نامه‌ای به مقامات وزارت بهداشت فاش شد. سپس به دنبال مشخص شدن این موضوع که منشا آلودگی فرآورده‌های خونی در پرونده هموفیلی‌ها خارجی بوده است سازمان انتقال خون ایران در سال ۱۳۸۷ از شرکت فرانسوی شکایت کرد و در ادامه وزارت بهداشت و دفتر حقوقی ریاست جمهوری وارد مسیر پرونده شدند. با اثبات قصور شرکت فرانسوی در تولید محصول سالم، سایر کشور‌ها‌ نسبت به دریافت غرامت از این شرکت اقدام کرده و توانستند خسارت خود را دریافت کنند. ایران تنها کشوری است که تاکنون موفق به دریافت خسارت خود از شرکت مریو نشده است.

فابیوس متهم بود که هرگونه تشریفات در زمینه انجام آزمایش‌ها از نمونه‌های خونی را لغو کرده و خونهای آلوده بدون اینکه مراحل آزمایش را پشت سر بگذارند، وارد بازار شدند. او دستور غربال‌گری را زمانی صادر کرد که محموله خون های آلوده، صادر شده بود. هرچند که رای این دادگاه به دلیل ناکافی بودن مستندات دخالت او در این پرونده، تبرئه فابیوس بود اما هنوز هم جناح رقیب در فرانسه این مسئله را نقطه تاریک پرونده او می دانند.

گفته می‌شود که غرامت بیماران این پرونده از سوی دولت ایران به این افراد و خانواده‌هایشان پرداخت شده است اما هنوز فرانسه در این زمینه هیچ غرامتی به ایران پرداخت نکرده است.

انتهای پیام

نوشته های مشابه

پیام

  1. شخصی پیروز انتخابات ۱۴۰۰ خواهد شد که بر مجموعه ای که نام خود را اصولگرایان گذاشته است بتازد و همه تقصیرها چندین سال را به او ببندد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا