یک چالش خبری جذاب در بی بی سی فارسی

به گزارش انصاف نیوز، حمید هوشنگی، از روزنامه نگاران با سابقه ی فعالیت در ایرنا در دهه ی شصت، در یادداشتی در صفحه ی شخصی خود با عنوان «یک چالش خبری جذاب در بی بی سی فارسی»، نوشت:

من از جمال الدین موسوی، مجری خبری تلویزیون بی بی سی فارسی، خوشم می آید! به لحاظ ” اعتیاد” ی که به خبر و پیگیری اخبار دارم و روزنامه نگاری چهار دهه ایست، بخش عمده اوقاتم را اشغال کرده است و بخشی از عمرم را که در بریتانیا گذرانده ام، کم و بیش دست اندر کاران خبری حوزه ایران و انگلیس را می شناسم. جمال الدین موسوی، 39 ساله متولد کابل اما اصالتاً بامیانی را از 15 سال پیش زمانی که تازه به عنوان یک مهاجر در مشهد و امارات به رادیو بی بی سی گزارش رادیوئی می داد، تا امروز که 7 سال است مجریان اصلی برنامه های خبری تلویزیون فارسی بی بی سی است، کارهایش را دنبال کرده ام. اشک خوشحالیش به هنگام اعلام خبر نهائی توافق ایران و غرب در مذاکرات هسته ای در تلویزیون بی بی سی را شخصاً ندیده اما از آن شنیده ام ولی چند هفته قبل خود دیدم که شخصاً یقه ” رضا پهلوی ” را در یک مصاحبه به گونه ای حرفه ای گرفته بود و ادعاهای به اصطلاح “خیرخواهانه” این کارت سوخته سیاست را چگونه به درستی به چالش کشید. چالشی که به باور من با پیامی که از اتاق فرمان رسید، ناگزیر شد جمع و جورش کند! اینها را نوشتم تا به نویسم دوشنبه شب دلم برایش سوخت! به باور من در کشاکش ” وجدان و وظیفه اداری ” به شدت تقلا کرد کار مصاحبه با محمد حسین جعفریان را نیز به نوعی “مرضی الطرفین” به سرانجام برساند، اما به باور من مانند کبوتری بود که در فرار از دست عقاب، درمانده بود!

محمد حسین جعفریان از اصولگرایان روزنامه نگار و شاعری مستندساز مقیم مشهد است. ظاهر فتوژنیکی ندارد. 49 ساله است از کارشناسان فرهنگی افغانستان و خراسان بزرگ. در پرونده کاریش، چند فیلم مستند درخشان در ارتباط با افغانستان، مصاحبه با احمد شاه مسعود، شیر پنجشیر و ملاعمر رهبر طالبان و چند شعر ناب دارد که از “اصولگرائی” سرچشمه می گیرد و نه “اقتدار گرائی”. در کابل هم مدتی رایزن فرهنگی بوده و افغانستان و مسائلش را به خوبی می شناسد. از آموختگان ” سوره ” و مجروح جنگ است و یک پایش را در جنگ و در دفاع از اعتقادات مذهبی ” اصولگرائی” تقدیم منافع ملی ایران کرده است. (گفته می شود یک پایش در سال 1372 در افغانستان و بهنگام انجام یک کار مستند از کار افتاده است). به گفته ی بهروز افخمی، فیلمساز اصلاح طلب، “جعفریان” گزارشگری صادق است، چه وقتي كه مي‌نويسد، یا فيلم مي‌سازد و يا هنگامی که شعر مي گويد”. او حامی ادبیات افغانستان است و تلاشهایش در زمینه نزدیک شدن علائق مردم “خراسان بزرگ” به یکدیگر قطعاً موثر بوده است و محافل ادبی – فرهنگی افغانستان او را به خوبی می شناسند. ارادتم به محمد حسین ملکی جعفریان وقتی بیشتر شد که ابراهیم نبوی نوشت در یک سفر زیارتی به کربلا در چند سال قبل همراهش بوده و وقتی یک عراقی را که پایش را در جنگ تحمیلی صدام بر ایران از دست داده می بیند، با تاثر می گوید ” نمی دانم او پای مرا گرفته و یا من پای او را! ” و این چه نگاه ژرفی است به جنگ و تحمیل آن به آدمهائی که خطوط مرزی آنها را از یکدیگر جدا می کند و ایدئولوژی های متفاوت به سیاست های بین المللی و غیر انسانی اجازه می دهد، ملت های همسایه به جان یکدیگر بیافتنند.

با این دو مقدمه ی طولانی می روم سراغ اصل مطلب. در برنامه 60 دقیقه بی بی سی فارسی، دوشنبه شب سیزدهم اردیبهشت ماه، جعفریان داد دلی گرفت منطقی و بدون فحاشی از کارگزاران و برنامه ریزان بی بی سی فارسی! و در این میان جمال موسوی اسیر شد بین آنچه که من بالاتر آن را درگیری وجدان با وظیفه اداری خواندم. بهانه این بحث، اعلام خبر “طرح” قانونی در مجلس ایران بود برای تصویب احتمالی دادن تابعیت دولت ایران به خانواده غیر ایرانیانی که برای منافع ایران در نقاط جهان جان خود را از دست می دهند. پس از پخش یک گزارش تکراری از کشته شدگان خارجی (شیعیان افغانی و پاکستانی) در جنگ های داخلی سوریه، که طی آن ادعا می شود ”صدها افغانی” که به اجبار از ایران به سوریه اعزام شده، کشته شده اند، جمال الدین موسوی از جعفریان مصاحبه شونده مدعو از مشهد پرسید آیا این امر نشانه سوء استفاده ایران از مهاجران افغانی نیست؟ در جوابهای منطقی و بدون ابراز احساساتش جعفریان از یک مقایسه درست و بسیار گویا استفاده کرد و گفت من نمی دانم چرا وقتی بریتانیا حتی به مترجمان افغانی همکار خود در جنگ های داخلی افغانستان تابعیت بریتانیائی می دهد، آن کار نشانه حمایت از جنگ تلقی نمی شود؟! جمال مجددا” پرسید آیا این امر نشانه اجبار مهاجران افغانی مقیم ایران نیست که از روی استیصال برای بدست آوردن تابعیت ایران روانه جنگ سوریه می شوند؟ پاسخ جعفریان جالب بود ” اولاً این فعلاً یک پیشنهاد نمایندگان است و معلوم نیست مصوب شود و ثانیاً در صورت تصویب چند سال طول می کشد که اقدام به آن به اجرا گذاشته شود و ثالثاً بیش از یک میلیون مهاجر غیرقانونی افغان در ایران هستند، اگر قرار به اجبار و اعزام آنان بود که شمار مهاجران مبارز شیعه افغانی که به سوریه می روند، باید به این رقم نزدیک می شد! ”

جعفریان که خود یک مستندسازست، پس از این دو پاسخ، حمله اصلی و گازانبری خود را آغاز کرد و از گزارش اخیر “فریبا صحرائی“ خبرنگار تلویزیون فارسی بی بی سی در ارتباط با حضور مهاجران شیعه افغان در سوریه به گونه ای ” منطقی ” به انتقاد پرداخت. جعفریان پرسید چگونه خانم صحرائی با گزینش و پخش گفته تنها چند جوان مهاجر افغان آواره در یونان که برای گرفتن پناهندگی در اروپا، در مقابل دوربین بی بی سی به مثابه یک غریق به هر حشیشی برای نجات متشبث و ادعاهائی علیه ایران را عنوان می کنند، از این اظهارات سوء استفاده کرده و گفته عده ای ” معدود” را به عموم افغانهای شیعه حاضر در سوریه تعمیم می دهد و مدعی می شود ایران مهاجران افغان را به زور به جبهه های جنگ سوریه اعزام می کند؟ به گفته جعفریان بیشتر این اعزام ها از سوی تشکیلات و احزاب افغانی ها در ایران سازماندهی می شود. مستند ساز ” اصولگرا“ی طرف مصاحبه، همچنین با تاکید بر سربازگیری عربستان در افغانستان برای جنگ در یمن، به بی بی سی پیشنهاد کرد برای اثبات بیطرفی، خانم ” فریبا صحرائی“ را به افغانستان اعزام کند تا از آنجا نیز یک مستند تهیه کند!

موسوی مجری برنامه بنا به “وظیفه” که احتمالاً به روی لپ تاپ جلوی خود به او از اتاق فرمان دیکته می شد، بار دیگر تلاش کرد قضیه را جمع و جور کند و پرسید آیا اگر این روش باب شود، عربستان هم می تواند از افاغنه ساکن عربستان در جنگ یمن علیه حوثی های تحت نفوذ ایران استفاده کند؟ جعفریان که اخبار افغانستان را از نزدیک رصد می کند، پاسخی جالب داد ” این کار را سعودی ها با دادن “چک ” از خود افغانستان شروع کرده اند!”. نکته جالب در این مصاحبه دیدنی خبری، اشراف جعفریان “اصولگرا” به فکت ها و روش دقیق مصاحبه بود و چون خود مستندسازست به گونه ای منطقی و حرفه ای “سفارشی” بودن برنامه خانم ” فریبا صحرائی” و “سیاست گذاری بی بی سی” در این زمینه را به چالش می طلبید و با متانت و بدون هیاهو از موسوی وقت می گرفت و از او می خواست اجازه دهد جمله هایش تمام شود و آنها را قطع نکند. بنده ی خدا جمال نازنین در بد مخمصه ای افتاده بود اما انصافاً بسیار محترمانه رفتار کرد.

در ارتباط با برنامه های اخیر رسانه های غربی و هراس بعضی از پایتخت های غربی از احتمال افزایش نفوذ ایران در افغانستان در شرایطی که در چند ماه گذشته کابل با اسلام اباد درگیر یک نبرد تبلیغاتی – سنگینی شده و خواهان کاهش جدی نفوذ پاکستان در افغانستان و حتی شکایت به سازمان ملل است، اخیراً چند رسانه پر نفوذ غربی به تلاش های خود برای سیاه نمائی رفتار ایران با مهاجران افغانی در ایران ابعاد جدیدی داده اند. قتل فجیع “ستایش قریشی” کودک شش ساله مهاجر افغان در ورامین در دو هفته پیش، که بسیار تاسف آور بود، بهانه ای بود که مستمسک این تبلیغات برای ایران هراسی در افغانستان شد. در حالی که این قتل فجیع که مطلقاً قابل گذشت نیست از اتفاقاتیست که در ایران به کرات رخ می دهد و عموم قریب به اتفاق قربانیان آن نیز کودکان خردسال ایرانی هستند، قوه قضائیه ایران موظفست در این موارد بیش از هر چیز، با سرعت به رسیدگی پرونده ی این فجایع اقدام کند تا تاخیری که در پیگیری پرونده عوامل “حمله کننده به اماکن دیپلماتیک عربستان” در تهران و مشهد رخ داد و ماجرا به درازا کشیده شد، بهانه ی تبلیغات علیه ایران و گسترش ایران هراسی رسانه ای فراهم نشود.

پ.ن. 1: فکر می کنم مدیران بی بی سی فارسی به جمال الدین موسوی که 15 سالست با این سازمان همکاری دارد، به خاطر این مصاحبه، یک پوئن منفی بدهند و همچنین ازین پس بندرت از “محمد حسین جعفریان” برای مصاحبه در باره مسائل افغانستان در بی بی سی دعوتی به عمل آید! به علاوه حدس می زنم فردا پس فردا، سر و کله آقای امیر طاهری و حسن هاشمیان (و شاید هم جناب آقای علیرضا نوریزاده) در بی بی سی پیدا خواهد شد که در زدن سنگ ریاض به سینه، جبران مافات کنند.

پ. ن. 2: من این پست را به سابقه و تجربه ی کار خبری در روزنامه نگاری و رسانه نوشته ام. اگر قرار به نمره دادن به رسانه های خبری شنیداری و دیداری باشد، قطعاً صدا و سیمای وطنی، در رده های بسیار پائین تری از بی بی سی قرار می گیرد! متاسفانه اکثر اوقات بیننده و شنونده ی “حرفه ای” صدا و سیما احساس می کند به شعورش به شدت توهین می شود. این احساس حرفه ای در استفاده از رسانه های مشابه و موصوف به “معتبر” انگلیسی و آمریکایی، کمتر “روزنامه نگاران حرفه ای ایرانی” را آزار می دهد.

پ.ن.3: دیدن این مصاحبه را به دانشجویان روزنامه نگاری توصیه می کنم.

انتهای پیام

کلیک کنید
سایت دیباچه

نوشته های مشابه

پیام

  1. فکر می کنم خودِ مدیران و سیاست گذارانِ صدا و سیما هم می دونن که مخاطب خاص و حرفه ای و کسانی که دارای قدرت تحلیل اخبار و رویداد ها هستن، توجّهی به برنامه های اون ها ندارن. این سازمان تمرکز خودش رو بیش تر روی قشری گذاشته که به هیچ منبع خبری و رسانه ای دیگری دسترسی ندارن، دقیقاً مثل خودروسازان وطنی که از استیصال خریدار ایرانی سوءِ استفاده می کنن و خودروهای 40 سالِ پیش رو با قیمت های کذایی به مردم قالب می کنن!

  2. انصافا منصف تر از بی بی سی رسانه فارسی زبان دیگری پیدا نمیشه.ولی ما هرجور شده یه ایرادی ازش می گیریم

    1
    2

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا