وزیر دولت موسوی: ادغام نهادهای موازی ضروری است

/گفت‌وگوی انصاف نیوز با سیدکاظم اکرمی/

وزیر آموزش و پرورش دولت میرحسین موسوی می‌گوید اگر طرح مدرسه محوری انجام شود، بسیاری از بخش‌ها در این وزارت‌خانه قابل ادغام است و ضمن اینکه تعداد کامندان آموزش و پرورش را بیش از حد مورد نیاز می‌داند معتقد است آنها می‌توانند به تدریس بپردازند. انصاف نیوز در سلسله گزارش‌هایی به بررسی موضوع ادغام نهادهای موازی یا حذف بخشی از نهادهای زیادی یا واگذاری برخی نهادها به بخش‌های غیردولتی در دستگاه‌های مختلف دولتی و حاکمیتی پرداخته است، در این گزارش وجود نهادهای موازی در وزارت آموزش‌وپرورش  مورد بررسی قرار گرفته است.

 

اکرمی: اگر مدرسه محوری رااجرا کنیم، این بخش‌ها قابل ادغام است

سید کاظم اکرمی – وزیر آموزش‌وپرورش در دولت میرحسین موسوی – درباره‌ی ادغام در وزارت آموزش‌وپرورش به انصاف نیوز می‌گوید: ادغام بخش‌هایی در وزارت آموزش‌وپروش یک موضوع و واگذاری بخش‌ها یک موضوع دیگر است. در وزارت‌خانه و ادارات کل، بخش ابتدایی و متوسط به‌صورت جداگانه داریم؛ اینها قابل ادغام هستند. البته وقتی‌که من مسئولیت داشتم ما فقط یک معاونت آموزشی داشتیم که کارهای مربوط به بخش ابتدایی و متوسطه آنجا انجام می‌شد. الان هم می‌توان با یک معاونت آموزشی کار را انجام داد

اگر مدرسه محوری را کاملاً اجرا کنیم، بسیاری از این بخش‌ها قابل ادغام است و نیازی نیست در اداره بخش‌های گوناگونی داشته باشیم. اگر مدرسه محوری باشد و از مدیر مدرسه برنامه بخواهیم و هم به‌تناسب برنامه به او بودجه تعلق ‌بگیرد، او بایستی کارها را خودش انجام دهد، پس در مدارس شهری می‌توانیم کمی صرفه‌جویی کنیم و مثلا در شهرهای بزرگ می‌توان 60 دانش‌آموز را به دو تا کلاس سی نفره تقسیم کرد. این‌طوری هم معلم کمتری می‌خواهیم و هم اینکه مدیر مدرسه کارها را انجام می‌دهد. دیگر لازم نیست کسی در اداره کل نشسته باشد و بخواهد به دبیرستان و ابتدایی‌ دستور بدهد. اگر مدیر مدرسه رهبر آموزشی باشد و برای مدرسه‌ی خود یک‌چشم اندازه و هدف معینی ترسیم ‌کند، دیگر این تعداد بخش‌نامه نمی‌خواهیم.»

این وزیر سابق آموزش‌وپرورش یکی دیگر از مشکلات این وزارت‌خانه را مسئله‌ی تمرکز می‌داند و توضیح می‌دهد: «وقتی بنده مسئول بودم در طرح کلیات تغییر نظام آموزش‌وپرورش که با زحمت مرحوم دکتر احمد احمدی و معاونین وزارت‌خانه و جمعی از اساتید نوشته شد؛ در آنجا اصل عدم تمرکز را قید کرده بودیم که تا جایی که به یاد دارم  11 تا 13 بند داشت که چگونه کارها را غیرمتمرکز کنیم و به خود مراکز و مناطق بسپریم. در شهرها اگر معلم از حقوق مناسب برخوردار باشد، مدیر به‌عنوان رهبر آموزشی بر کارها نظارت کند و هم اینکه به معلمین مثل ژاپن آموزش بدهند و اگر کسی توانایی معلمی نداشت، بر اساس قانون عذر او را بخواهند، به نحوی دانش‌آموزان را در کلاس‌ها تقسیم کنند که معلمین کمتری بخواهیم، مشکلات حل خواهد شد.

ریشه بسیاری از این ادغام‌ها مدرسه محوری است. در زمان دکتر فانی این طرح در 500 مدرسه اجرا شد اما پس از ایشان دومرتبه این برنامه بر هم خورد. نکته دیگر، چه لزومی دارد اینکه هرسال میلیون‌ها کتاب وزارت آموزش‌وپرورش بنویسد و در سراسر کشور پخش کند؟ اصلاً چه لزومی دارد هرسال کتاب‌ها عوض شوند و این‌همه کاغذ و پول دور ریخته شود؟ اینها را می‌توان به استان‌ها واگذار کرد و یک چارچوب کلی از طرف وزارت‌خانه به استان‌ها داد تا طبق آن عمل کنند و بعد بر آنها نظارت کرد. این‌گونه خود استان‌ها هم فعالیت و کار می‌کنند. از بعد از انقلاب این مسئله جاافتاده است که کتاب‌ها را هرسال تغییر دهند؛ جالب است فقط چند صفحه بیشتر تغییر نمی‌کند و مردم باید کلی هزینه کنند. تقریبا 70 سال پیش کتاب‌ها را معلمین شهرستان‌ها می‌نوشتند، لزومی نبود حتماً در مرکز آنها را بنویسند. اگر این اصل‌هایی که گفتم اجرا شود ما نیازی به 30 هزار کارمند در بخش اداری نداریم، عده‌ای از اینها می‌توانند در مدارس تدریس کنند.»

در زمان ما 98 درصد از مدارس دولتی بود

او در ادامه با اشاره به واگذاری معاونت نوسازی در آموزش‌وپرورش گفت: «معاونت نوسازی یعنی ساختن مدرسه. این بخش را می‌توانند به شهرداری واگذار کنند، شهرداری مطابق برنامه با پول عوارض مردم، مدرسه بسازد و در اختیار آموزش‌وپرورش قرار دهد. در زمان ما 98 درصد از مدارس دولتی بود. چند تا مدرسه در تهران داشتیم که غیرانتفاعی و خاص بودند. هیچ کشوری مثل ایران اینقدر مدارس متعدد ندارد. روش پیغمبر هم در آن زمان این‌گونه بود که به آدم‌های تیزهوش به‌صورت اختصاصی تدریس می‌کرد. الان هم در دنیا تیزهوشان را از بقیه جدا نمی‌کنند؛ فقط مطالب اضافه‌ای را به آنها می‌گویند. این جداسازی در ایران باعث می‌شود آنها احساس برتری کنند. ادغام تیزهوشان با بقیه دانش آموزان کارایی بهتری دارد، چون معلم حقوق کافی می‌گیرد و با هرکدام مطابق با استعدادهای آنها کار می‌کند، در ژاپن بعضی از دانش‌آموزان ضعیف‌تر را بیشتر از زمان معمول در مدرسه نگه می‌دارند تا عقب‌ماندگی آنها جبران شود و به حد متوسط برسند.

در بعضی از مدارس شاهد در حال حاضر دو دانش‌آموز شاهد بیشتر نداریم؛ اما نام آن را حفظ کرده‌اند که به‌صورت نیمه‌خصوصی اداره شود و یک پولی هم از دولت بگیرند. اخیراً مدارسی را تحت عنوان مدارس «مسجد محور» درست کرده‌اند که من متوجه شدم با سخنان خانم دکتر حکیم‌زاده معاونت وزارت‌خانه حوزه علمیه قانع شده است که این کار درست نیست. همه باید در مدارس دولتی درس بخوانند و بعد اگر خواستند در مساجد قرآن یاد بگیرند اما اینکه مدارسی در اختیار مسجد باشد، درست نیست. در زمانی که بنده مسئولیت داشتم برای مناطق مستضعف و محروم مدارس شبانه‌روزی داشتیم که افراد مستضعف را با هزینه دولت بالا می‌آوردیم؛ خیلی از آنها الان دکترا گرفته اند، نگاه ما عدالت‌محور بود. ادغام مدارس بسیاری از مشکلات را حل می‌کند. کشوری مثل ژاپن هر ده سال یکبار بررسی مجددی روی کار آموزش‌وپرورش دارد. اما در ایران وزارت آموزش‌وپرورش وزیر محور است؛ هر وزیری برنامه‌ی خود را اجرا می‌کند، در دوران بنده طرح کلیات تغییر نظام آموزش‌وپرورش نوشته شده است و بسیاری از مطالب آن خیلی پیشرفته بود؛ مثل عدم تمرکز.

اکرمی ادغام دانشگاه شهید رجایی با فرهنگیان را فعلاً صحیح نمی‌داند و می‌گوید: «دانشگاه شهید رجایی دو کارکرد دارد، یکی از آن تربیت معلمان فنی و حرفه‌ای است و دیگری پذیرش تعدادی دانشجو است که این کار را می‌توان به دانشگاه‌های دیگر سپرد. تربیت‌معلم فنی و حرفه‌ای کار خاصی است که باید آموزش‌وپرورش انجام دهد؛ الان ادغام این دانشگاه‌ها صحیح نیست.»

انتهای پیام

دیباچه

نوشته های مشابه

یک پیام

  1. اصلاح اصلاحات یعنی چپ اسلامی که قبل 76 به دوم خردادی گذار کرد و اصلاح شد باید بیاید یکبار دیگر اصلاح شود برای 1400 تا مشارکت بالا داشته باشیم. نسخه ای جز سوسیالیسم انسانی یا لیبرال سوسیالیسم نداریم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا