الو… آقای خلخالی، می ترسم با شما حرف بزنم! (بخش یکم)

به‌کوشش ناصر غضنفری، انصاف نیوز: 

علی وردی- رشت: آقا! نزولخواران در رشت، بدون ترس و وحشت از عقوبت؛ رباکاری می کنند. مردم مستضعف رشت را به ستوه آورده اند. پس کی با نزولخواران مبارزه می کنید؟

خلخالی: شما می دانید رشت را چرا ” رشت” می گویند؟ کلمه رشت، ریشه لغوی خودش و بنیاد رشت است.”ر” ۲۰۰ سال است، “ش” ۳۰۰ سال است و “ت” ۴۰۰. یعنی اینکه رشت را در تاریخ ۹۰۰هجری بنا کرده اند و به آن اعتبار اسمش را گذاشته اند رشت. و اما رباخواری یک مساله مهمی است که انشالله به زودی این را هم ریشه کن می کنم. بگو آمین!

خانم کیانی: آقا شما را قسم می دهم مرد خانه ام را نجات دهید. دارم دیوانه می شوم!

خلخالی: خواهرم گریه نکن. مشکلتان را بفرمایید. مردتان، شوهرتان یا دامادتان را پیغام دهید پیش من بیاید. اگر معتاد باشد به بیمارستان معرفی می کنم، خرجش را هم می دهم. اگر گرفتاری دارد کمک مالی می کنم و اگر آدم نشود و ترک نکند، آنوقت گرفتار عذاب الهی می شود.

خانم زینت حسینی: می گویند شما آدم شوخی هستید. اما هر وقت شما را در تلویزیون می بینم قیافه ای خشن دارید.

خلخالی: خواهر جان! چهره تلویزیون من نباید شما را بترساند. این تلویزیونی ها با من مخالفند و عکس”شمری” مرا می گذارند. والا چهره من آنقدرها هم وحشتناک نیست و خودم هم همین طور.

منبع: آرشیو روزنامه اطلاعات به سال ۱۳۵۹

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا