اگر عارف می‌ماند معلوم نبود چه می‌شد

غلامعلی دهقان، عضو شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه، در یادداشتی برای “راهبرد” نوشت:

انگار تضاداصلی فراموش شده است. از خرداد۱۳۹۲ هنوز چند سالی نگذشته است، اما برخی چنان واقعیت را نادیده می‌گیرند که انگار این رویداد در قرون ماضیه رخ داده است.

واقعیت این است تا قبل از مناظره آخر، نظرسنجی‌ها نشان می‌داد رای حسن روحانی و محمدرضا عارف نزدیک به هم است. هرکدام حداکثر ۱۲درصد آرا را داشتند و وضعیت قالیباف از بقیه بهتر بود.

اما پس از مناظره سوم و عدم موفقیت قالیباف در حمله گازانبری و متقابلا حمله گازانبری روحانی، ورق به‌شدت برگشت و طی دو سه روز بعد روحانی توانست در یک نظرسنجی حتی به ۳۵درصد آرا هم برسد.

اما این پایان کار نبود. در این مرحله حمایت قاطعانه مرحوم هاشمی، سیدمحمد خاتمی و دیگر بزرگان اصلاحات به همراه انصراف ایثارگرایانه محمدرضا عارف سبب شد تا رای روحانی در روز انتخابات کمی ازرنصف آرا بیشتر شود.

واقعیت این است اگر عارف انصراف نمی‌داد و با رای بین ۵تا۶میلیون در صحنه می‌ماند، انتخابات همانند سال۱۳۸۴ به دور دوم می‌رفت و معلوم نبود در دور دوم ازدمیان قالیباف یا روحانی چه کسی انتخاب می‌شد.

همانطور که مرحوم هاشمی در دور اول انتخابات ۱۳۸۴ اول شد؛ اما چند روز بعد در دور دوم در سوم تیر، اینگونه نشد و شد، آنچه که نباید می‌شد. پس برادران! رای اصلاحات برای پیروزی روحانی در ۱۳۹۲ لازم بود.

اما کلام آخر؛ رقیب اصلاحات و اعتدال و اصولگریان معتدل یعنی اصولگرایان مدعی انقلابیگری به خاطر داشتن کف رای همیشگی و همچنین، عدم مشارکت بالای مردم در دوم‌اسفند سال گذشته برای انتخابات آتی دست بالا را دارد.

عقلانیت حکم می‌کند تضاد اصلی فراموش نشود و باز هم به اجماع و هم‌افزایی فکر کنیم و از افتراق و تفرقه دست برداریم.

چه خوش گفت حکیم طوس:
جهان سربه‌سرحکمت و عبرت است
چرا بهره ما، همه غفلت است…

انتهای پیام

دیباچه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا