آیا تاکنون از خدمات نئوبانک‌ها استفاده کرده‌اید؟

  • خیر (78%, 109 رای)
  • بله (22%, 31 رای)

جمع آرا: 140

Loading ... Loading ...

انقلاب اسلامی و ایدئولوژی

مرتضی زارعی، مدرس دانشگاه در یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «انقلاب اسلامی و ایدئولوژی» نوشت:

ایدئولوژی‌ها با دو ویژگی مهم، تکیه بر ارزش‌های جمعی مورد نیاز زمان و معنا‌بخشی به حیات اجتماعی انسان در زمانی سر برآوردند که از یک سو جوامع بعد از رنسانس در عدم حضور جدی ادیان با خلاء معنا مواجه بودند، ثانیا به خاطر فردگرایی عصر جدید ارزش‌های جمعی در مخاطره افتاده بود و ایدئولوژی‌ها سعی نمودند هردو خلاء را پرکنند و هر ایدئولوژی که بر ارزش و معنای عام‌تری تکیه کرد مقبول‌تر می افتاد و اقبال روشنفکران جامعه ما به خصوص روشنفکران دینی در دهه چهل وپنجاه به ایدئولوژی وتقدیس آن از این روی بود تا حدّی که شهید مطهری ایدئولوژی را معادل شریعت نهاد* وشریعتی در تکریم ایدئولوژی و محور قراردادنش در عموم آثارش جهد بلیغ ورزید.

انقلاب اسلامی نیز با پیوند با نگاه ایدئولوژیک و برجسته کردن ارزش‌های اجتماعی اسلام و تکیه بر معانی جمعی دین اسلام بود که اقبال عامّ وخاص یافت و می‌شود گفت خود انقلاب اسلامی پیوند عینی اسلام و ایدئولوژی بود. اما پیوند اسلام و ایدئولوژی با وجود زمینه های همکاری و تفاهم میا ن آنها، چند نقطه تزلزل خیز را در دردرون خود داشت که اولین آنها در کیفیت معنا بخشی بود با آن که اسلام و ایدئولوژی دراصل معنا بخشی به حیات انسان متفق القول بودند اما اسلام اصالت را معنای اخروی می دید و ایدئولوژی ملاکش ارزش دنیوی بود دومین نقطه افتراق در درجه بندی ارزش‌ها بود. در ایدئولوژی ها ارزش‌های اجتماعی مقدم بر خیلی از ارزش‌های دیگر و بلکه ملاک سایر ارزش‌هایند اما در اسلام ارزش اجتماعی گرچه دارای اهمیت است اما به عنوان ملاک ارزش نمی‌تواند باشد، سومین مورد اختلاف در اهمیت فرد در اسلام خصوصا در قرائت سنتی و درباره افراد مقدس بود که این اصالت نیز با نگاه ایدئولوژیک سازگار نبود.

البته روشنفکران دینی سعی نمودند این اختلافات را به نوعی رفع و رجوع کنند لذا شریعتی در مورد اختلاف اخیر به جای تکیه بر امام از اصطلاح امت وامامت استفاده نمود ودر باره اختلاف معنایی نیز تلاش شد با تقدس بخشی به عناوین عمل اجتماعی مسلمان مثل هجرت و جهاد بین معنای قدسی و عرفی پیوند زده شود و در مورد اختلاف ارزشی در تعارض فرد وجامعه نیز امام خمینی باطرح عنصر مصلحت و ولایت، حقوق جمعی را بر فردی در موارد تزاحم ترجیح داد.
.
با همه این تلاش‌ها پیوند اسلام و ایدئولوژی در جامعه ما از جهت فکری رو به ضعف نهاد که غیر از عوامل بیرونی از جمله تضعیف ایدئولوژی‌طلبی در عرصه جهانی، عواملی درونی بر تضعیف این رابطه تاثیر داشت که اولین آن افول نظریه پردازان ایدئولوژی در دهه های اخیر بود و بعد از شریعتی ایدئولوژی در کشور ما تقریبا تئوریسین و متفکر نداشت، لذاطرفداری از ایدئولوژی بشدت صوری و ظاهری و قشری شد و با حاق دین پیوند نخورد، دومین عامل این بود که نگاه اصلاح دینی نیز به نوعی دچار انحراف شد ودر خلاء مصلحان اصیل دینی، حافظان دین سنتی میدان‌دار شدند که هیچ نسبتی بین فکر خود و ایدئولوژی‌ها نمی دیدند و سومین عامل استفاده ابزاری از دین در مناسبات سیاسی و حوزه قدرت بود که به شدت به برداشت ایدئولوژیک و اجتماع محور از دین ضربه زد وآن را بدنام ساخت.

اما باهمه این ها به نظر می رسد ما به پیوند مجدد ایدئولوژی و دین به نحو درست و مصلحانه محتاجیم و جدا سازی دین و ایدئولوژی چندان راهگشا نیست چرا که اولا نیاز معنوی انسان هم قدسی است و هم عرفی، به فرض هم آزادی معنوی مطلوب اوست و هم آزادی اجتماعی سیاسی و نگاه ایدئولوژیک به دین باعث توجه به ارزش‌های معنابخش به حیات اجتماعی سیاسی می شود. ثانیا ترکیب دین و ایدئولوژی حداقل در جامعه ما تجربه موفقی در پیروزی رساندن یک انقلاب مهم مردمی و دینی را با خود دارد و طبق قاعده حکمت اسلامی، علت محدثه، علت مبقیه نیز هست که یعنی آنچه باعث پدید آمدن امری می شود در بقای آن نیز موثراست. لذا حیات سر زنده انقلاب اسلامی در پرتو این پیوند استمرار می یابد. ثالثا جدایی دین و ایدئولوژی از سویی دین را در زمان خنثی می کند و آن را ابتر وفاقد اثر اجتماعی می سازد و از سوی دیگر ایدئولوژی را تک ساحتی و سطحی می سازد.

و لذا باید بین ایدئولوژی و دین تعامل برقرار کنیم، اگر در دین گوهر معنابخشی خداست ودر ایدئولوژی انسان در ترکیب ایدئولوژی و اسلام به هردو محور توجه نماییم. همچنین فهم انسانی از دین اسلام را تقویت نموده و به عقلانیت به عنوان نگهبان دین و اخلاق و ایدئولوژی بها دهیم و از نفوذ خرافات به نام ایدئولوژی یا دین جلوگیری نموده واز همه خردها درتعامل دین ایدئولوژی بهره گیریم و با شناخت ارزش‌های به روزجامعه مثل عدالت، آزادی و حقوق بشر و گفت‌وگو، و با نگاه مصلحانه به دین و ایدئولوژی وتوجه به این که فکر دینی و ایدئولوژیک هر دو محتاج اصلاح به خصوص در روش‌ها هستند به ایجاد تعامل توام با اصلاح دین و ایدئولوژی اهتمام ورزیم.

*مجموعه آثار ج2، ص: 56

انتهای پیام

دیباچه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا