مصاحبه رهبر انقلاب با اوریانا فالاچی (بخش اول)

به‌کوشش ناصر غضنفری، انصاف نیوز:

اوریانا فالاچی ( ۱۹۲۹- ۲۰۰۶) روزنامه‌نگار، نویسنده و مصاحبه‌گر سیاسی برجسته ایتالیایی بود که در شهر فلورانس متولد شد و در سن ۷۷ سالگی در همان شهر درگذشت. وی در دوران جنگ جهانی دوم به عنوان یک چریک ضد فاشیسم فعالیت می‌کرد.

آنچه بیش ازهر چیز به معروفیت وی کمک نمود، مجموعه مصاحبه‌های مفصل و مشهور او با رهبران و رجال مشهور سیاسی نظیر محمدرضا پهلوی، یاسر عرفات، ذوالفقار علی بوتو، امام خمینی(ره)، ایندیرا گاندی، معمر قذافی، هنری کیسینجر و… بود.

او دوم مهرماه سال ۱۳۵۸ در مصاحبه ای که با امام خمینی(ره) در قم داشت، از دیدگاه‌های ایشان در رابطه با مسائل مختلف ایران و جهان سوال کرد.

فالاچی: من قبل از هر چیز، مرگ مرحوم طالقانى را به شما تسلیت عرض می کنم.

امام: ان‌شاء ‌اللَّه موفق باشند. تشکر می کنم از تسلیت ایشان.

فالاچی: امیدوارم حضرت امام به سؤالاتى که من مى‏ کنم که شاید بعضیها به ظاهر مسخره بیاید و بعضیها ناراحت‏ کننده باشد، ولى امیدوارم که با صبر و حوصله‏ اى که من در ایشان مى‏ بینم به سادگى جواب بدهند.

امام: بگویید که اگر سؤالها بخواهد زیاد باشد من وقت ندارم و محدود باشد. یک چند سؤالى باشد عیب ندارد. سؤالها را انتخاب کنید و آن سؤالى که مهم است بکنید. براى اینکه زیاد طول مى‏ کشد.

فالاچی: امام روح الله خمینی، تمام کشور در دست شماست و هر تصمیم شما فرمان است. تعداد زیادی هستند که می‌گویند در ایران آزادی نیست و انقلاب، آزادی را به همراه نیاورده است؟

امام: ایران در دست من نیست. ایران در دست مردم ایران است. برای اینکه مردم بودند که کشور را دست کسی که خادم است و خوبی مملکت را می خواهد داده‌اند. شما دیدید که بعد از مرگ آیت الله طالقانی، میلیون‌ها نفر از مردم بدون تهدید سرنیزه به خیابان ها ریختند. این بدان معناست که آزادی هست، بدین معناست که مردم، مردان خدا را پیروی می کنند و این آزادی است.

اجازه دهید پافشاری کنم برای بهتر فهمیدن. منظورم این است که امروز در ایران خیلی هستند که شما را دیکتاتور می نامند. بلکه دیکتاتور جدید و صاحب اختیار جدید. چه جوابی دارید؟ آیا این موضوع شما را ناراحت می کند یا این که بی تفاوت هستید؟

از یک طرف ناراحت می شوم و متاسفم. برای این که نادرست و غیر انسانی است که مرا دیکتاتور بنامند. از طرف دیگر برایم مهم نیست، برای اینکه می دانم بعضی از بدیها جز رفتار انسان هستند و از طرف دشمنان ما می آیند. با راهی که انتخاب کردیم، راهی که مخالف ابرقدرت هاست، طبیعی است که نوکران اجنبی مرا با نیش زهرآگین بزنند و هرگونه اتهام و دروغ را به من بچسبانند. توقعی غیر از این نیست. کشورهایی که عادت به غارت و خوردن ما دارند چطور ساکت و راحت بنشینند؟!

یا مزدوران شاه چیزهای زیادی می گویند، مثلا اینکه خمینی دستور بریدن پستان زن را داده.

شما که در اینجا هستید بگویید آیا شما دیده اید که خمینی چنین جنایت وحشتناکی که بریدن سینه زنان باشد، مرتکب شده باشد؟

فالاچی: نه، چنین چیزی نیست امام، … [ادامه دارد]

منابع:

– بیست و پنج سال در ایران چه گذشت؟، جلد اول، داود علی بابایی، انتشارات امید فردا، چاپ دوم ۱۳۸۴ 

– صحیفه امام خمینی. جلد دهم

انتهای پیام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا