روایت هاشمی از گفت‌وگو با خواهر یک محکوم به اعدام

به‌کوشش ناصر غضنفری، انصاف نیوز:

سه‌شنبه 12 اسفند 1376 |   4 ذيقعده  1418  |   3 مارس 1998

با اذان صبح بلند شدم و ديگر نخوابيدم. بعد از نماز صبح، دعاى جوشن‏ كبير خواندم؛ به خاطر اشتياقى‏ كه زيارت‏ كعبه در جهت ياد اسماء و صفات الهى ايجاد كرده، بسيار روح‏بخش افتاد. سپس براى‏ آخرين طواف به حرم رفتيم و آماده حركت از مكه شديم. در مسير به قبرستان ابوطالب، براى زيارت رفتيم. سپس به سوى جده حرکت کردیم. ساعت ده و نیم به مطار جدّه رسيديم. نايب امير مكه و جدّه و شخصيت‌هاى ديگر براى بدرقه آمده بودند. مقدارى صحبت كرديم و با بدرقه آنها با هواپيماى ايرباس سعودى‌ها، به سوى ظهران پروازكرديم.

در مسير، آقاى آخوندى از عدم كنترل خطوط فكري و اوضاع سياسى در كشور به مناسبت حوادث ديروز دانشگاه‌ها و تحركات مربوط به شهردارى تهران اظهارنگرانى‏ كرد. ساعت یک و نیم بعد از ظهر در فرودگاه ظهران فرود آمديم. امير منطقه شرقيه، شاهزاده محمدبن فهد و سران منطقه استقبال‏ كردند. پس از كمى استراحت، به سوى قصرالضيافه كه بين دمام و ظهران است، حركت‏ كرديم. امير محمد همراه من بود و درباره وضع منطقه سه شهر دمام، الخبر و ظهران توضيحات مي‌داد؛ تقريباً به هم چسبيده‌اند. اقامتگاه ما كه كاخ ملك فهد هم هست، در بين آنهاست و خيلى وسيع است.

بعد از نماز و ناهار و استراحت، با امين‏ عام شهردارى‌هاى منطقه براى ديدن كورنيش ساحل ظهران و الخبر رفتيم كه ساخته شده است؛ به خوبى‏ كورنيش جده نيست؛ توضيحات زيادى داد، منجمله گفت در اينجا علاوه بر وام بدون بهره، به مردم زمين مجانى داده مى‌شود كه منزل بسازند. گفت 80 درصد هزينه‌هاى عمران شهرى را دولت مى‌پردازد. در محل شهردارى، نماز مغرب و عشا را خوانديم. سپس از روى نقشه‌ها، وضع منطقه شرقى را توضيح دادند كه ده استاندارى دارد و مناطق نفتى و صنايع پتروشيمى و بندر مهم عبدالعزيز و جمعيتى در حدود سه و نيم ميليون نفر، به علاوه نيم ميليون نفر كارگر خارجى در اينجاست.

به قصر برگشتيم. آقاى نورى شاهرودي، سفیر ایران در عربستان آمد. گفت، ممكن است فردا كه براى ديدن پل بحرين مى‌رويم، امير بحرين هم از آن طرف بيايد. پيشنهاد داشت‏ كه گرم بگيرم و اگر اصرار كرد، به داخل بحرين بروم. گفتم، مشورت و بررسى كنند.

ریيس اتاق بازرگانى منطقه آمد. دعوت كرد، به میهمانى آنها بروم و از خدمات من براى توسعه روابط اظهارقدردانى و تشكر كرد و گفت، همسرش خواهر مرتضى فيروزى، سردبیر روزنامه ایران‏‌نیوز است كه اخيراً در ايران محكوم به اعدام شده و خواست، تلفنى به او وعده بدهم، اعدام نمى‌شود. تلفن او را گرفت؛ پشت‏ تلفن‏ گريه مى‌كرد. گفتم به احتمال قوى، اعدام نمى‌شود.

در مراسم ضيافت امير، مثل جاهاى ديگر، بزرگان منطقه دعوت داشتند و معارفه داشتيم. چندنفر از علماى شيعه را هم دعوت كرده بودند. پسر امير نايف هم طرف ديگر من بود.

سئوالات زيادى دربارة منطقه كردم. گفتند، آقاى اميرعبدالله 25 فرزند دارد و آقاى فهد 10 فرزند و آقاى نايف هم 9 فرزند – با زنان متعدد – از تعداد شيعيان منطقه شرقيه، سئوال كردم. از جواب طفره رفتند و گفت، تفاوتى بين شيعه و سنى نمى‌گذاريم. گويا اكثريت مردم شيعه هستند. قرار شد، پروازى بين ايران و منطقه شرقيه دایر شود. گفت، در حال انتقال به فرودگاه جديد هستند. تأكيد زيادى براى سفر به ايران براى صيد و تفريح دارند. من هم تأكيد بيشترى بر سفر مردم و بازرگانان داشتم.

در جلسه مقدماتى معرفى، ریيس قضات را پهلوى من نشانده بودند. پيرمرد موقرى است.  از وضع تحصيل علوم دينى سئوالاتى‏ كردم؛ معلوم شد به تدريج تحصيلات رسمى مى‌شود، به جاى حلقه‌هاى درسى در مساجد و از رواج حفظ و قرائت قرآن در جوانان اظهار خوشحالى‏ كردند.

در مورد صنايع نفت گفتند، مديريت صنعت در اختيار نيروهاى عربستاني است و گفت، طرح ساماندهى سواحل را با اقتباس از طرح سواحل جده انجام مى‌دهند. مايل بودم با علماى شيعه كه در میهمانى بودند، بيشتر صحبت كنم؛ نشد. به سفيرمان گفتم، بررسى كنند اگر خودشان مايل‏اند، ترتيب ملاقات مفصلى را بدهد.

منبع: خاطرات هاشمی رفسنجانی در سال 1376

انتهای پیام

کلیک کنید
سایت دیباچه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا