«می‌گفتند خمینی، خمینی راه‌ نینداز، می‌خواهیم کاسبی کنیم!»

آیت‌الله حسینعلی منتظری در یک سخنرانی در بهمن سال ۱۳۷۱ می‌گوید: کسانی که ما می‌آمدیم فتوای امام را بگوییم جلوگیری می‌کردند و می‌گفتند «اینجا خمینی، خمینی راه نیندازید، ما می‌خواهیم کاسبی‌مان را کنیم!»، حتی فتوای امام هم نمی‌گذاشتند بگویم حالا شده‌اند حامی انقلاب، اینها حالا دارند خط می‌دهند و شده‌اند حافظ انقلاب.

انصاف نیوز متن سخنان مرحوم آیت‌الله منتظری در این سخنرانی را منتشر می‌کند که می‌توانید در ادامه بخوانید:

«احمد آقا [خمینی] یک روز آمد اینجا، [به او] گفتم که تو حالا را نگاه می‌کنی ولی من می‌خواهم که صد سال دیگر هم مردم سوژه و بهانه‌ای نسبت به انقلاب نداشته باشند. در آخرین ملاقاتم با امام که احمد هم آنجا نشسته بود و این آقای آسیدهادی خودمان هم بود، من به امام گفتم که آقا ما دلمان می‌خواست حضرت عالی با آن قداست و چهره‌ی ملکوتی که وارد ایران شدید که تمام ارگان‌ها و تمام طبقات به حضرت‌عالی عشق می‌ورزیدند همان قداست و چهره‌ی ملکوتی باقی می‌ماند. کارهای خلافی که در زندان‌ها و دادگاه‌ها و ارگان‌ها می‌شود به حساب شما گذاشته نمی‌شد.

من نمی‌گویم در زمان پیغمبر و امام علی کار خلاف نمی‌شد. در زمان پیغمبر و امیرالمومنین هم کار خلاف می‌شد اما آنها هیچوقت جرات نمی‌کردند بگویند «پیغمبر و علی دستور دادند ما این کار را کنیم»، مخفیانه [کارهای خلاف] می‌کردند؛ ولی متاسفانه طوری شده است که در برخی از ارگان‌ها یا زندان‌ها تندی‌هایی می‌شود و کارهایی می‌شود و‌ می‌گویند «نظر حضرت امام است»، من از این رنج می‌برم که به حضرت عالی اینها را نسبت می‌دهند و چهره‌ی شما را منکوب می‌کنند. من دلم می‌خواهد تا صد سال دیگر هم طوری باشد که این ولایت فقیهی که بعد از ۱۴۰۰ سال پیدا شده و قدرت را دست گرفته است نقطه‌ی ضعفی نداشته باشد. نقطه‌های ضعف به دیگران نسبت داده شود نه به اصل حضرت‌عالی. به احمد هم همین را گفتم، خدمت ایشان در آخرین ملاقات هم گفتم که ما دلمان می‌خواهد آن قداست و چهره‌ی ملکوتی که شما دارید همانطور با عظمتش باقی باشد و نقطه‌ی ضعفی در آن نباشد.

منظور این است که تمام تذکراتی که من به ایشان کتباً یا اینجا گفتم غرضم این بوده که نقطه‌های ضعف برطرف شود و من خیلی خوشحالم که بسیاری از تندی‌ها را به واسطه‌ی آن دادگاه عالی که ما اینجا تشکیل داده بودیم و یا چیزهای دیگر جلوی خیلی از تندی‌ها را گرفتیم. یکی از بزرگانی که الان تهران هست و از علماست چهار پنج ماه پیش گفته بود که چند نفر از افراد رده‌بالای اطلاعات به او‌ گفتند که «ما را در آن شرایط وادار کردند که گواهی دهیم بیت فلانی در اختیار منافقین قرار گرفته و منافقین به فلانی خط می‌دهند و ما هم متاسفانه این گواهی را دادیم. آیا خدا از سر تقصیر ما می‌گذرد؟» آن آقا گفته بود پیش من آمدند و این شهادت را دادند.

مفتنین [فتنه‌گران]، آنها که نمی‌خواستند انقلاب محفوظ بماند و شاید هم عناصر خارج هم لابلای آنها باشند… چنانچه من به خود حضرت امام هم یکبار عرض کردم که آقا وقتی که در سازمان سیا، کاگ‌ب نفوذ می‌کند و در کاگ‌ب هم سازمان سیا نفوذ می‌کند شما احتمال بدهید که در ارگان‌های ما هم ایادی داشته باشند. البته بچه‌های خوب خیلی داریم ولی احتمال بدهید عناصری هم باشند که بیایند خط بدهند.

منظور این است که مفتنین کار خودشان را کردند و فتنه درست کردند و من خدا را شکر به جا می‌آورم که هیچ وقت نه مقام می‌خواستم، نه علاقه به مقام داشتم و دارم. و همه هم بدانند هیچ وقت من برای مقام فعالیت نکردم. از هی چیز و هیچکس هم الحمدلله نمی‌ترسم. در آن وقت [پیش از انقلاب] هم که ما را زندان می‌بردند هم خدا را گواه می‌گیرم من از اعدام هم وحشت نداشتم. نه ترس داشتم، نه طمع دارم الحمدلله، اما برای انقلاب و اهداف انقلاب دلم می‌سوزد و اگر چنانچه کارهایی شود که مردم [از انقلاب] زده شوند من ناراحت می‌شوم. مَثَل من و مَثَل بعضی دیگر مَثَل آن دو نفر زنی است که سر بچه با هم نزاع داشتند، و آخر حکم شد که بیاییم بچه را نصف کنیم، آنکه به حق بود و مادر، از حق خودش گذشت برای اینکه بچه تلف نشود.

من خیلی حرف دارم بزنم اما اگر حرفی نمی‌زنم و ساکت هستم نه از ترس است، نه از طمع. خدا شاهد است برای این است که می‌خواهم اصل اهداف انقلاب محفوظ بماند و حتی‌المقدور مردم اصل انقلاب و نظام را حفظ کنند. روی این اصل است که من ساکت بودم و هستم، نه اینکه حرفی ندارم.

آن وقت می‌بینم حق‌کشی‌ها و خلاف واقع‌هایی گفته می‌شود. اینها واقعیاتی است که برای شما می‌گویم، کسانی که ما می‌آمدیم فتوای امام را بگوییم جلوگیری می‌کردند و می‌گفتند «اینجا خمینی، خمینی راه نیندازید، ما می‌خواهیم کاسبی‌مان را کنیم!»، حتی فتوای امام هم نمی‌گذاشتند بگویم حالا شده‌اند حامی انقلاب، این روزها تعبیر می‌شود به فرصت‌طلبان.

اینها حالا دارند خط می‌دهند و [شده‌اند] حافظ انقلاب و بچه‌هایی که خیلی‌هایشان مخلص انقلاب هستند باید به بهانه‌های مختلف برایشان پرونده درست کنند و خیلی‌هایشان در زندان‌ها باشند.

آن‌وقت از آن طرف یک آقایی می‌گوید که «ما اصلا یک زندانی سیاسی هم در ایران نداریم»، آقای بزرگوار! مردم که می‌دانند. این حرف‌هایی که می‌زنند اصلا مصرف خارجی دارد، می‌خواهند به خارجی‌ها بگویند «زندانی سیاسی نداریم»، وگرنه خودتان که می‌دانید، مردم هم که کاه نخوردند، مردم هم می‌دانند بچه‌های مخلص انقلاب تحت تعقیبند و خیلی‌هایشان زندان می‌روند. آن وقت یک عده فرصت‌طلبانی که هیچ با انقلاب جور نبودند، اسم امام را نمی‌شد پیش‌شان بیاوری، انقلاب را مسخره می‌کردند، اینها حالا شدند حامی و طرفدار انقلاب و برای این بچه‌ها پرونده درست می‌کنند و تهدید می‌کنند.

من نسبت به بچه‌هایی که بی‌اطلاعند – خیلی‌هایشان بی اطلاع هستند – و اینها تحریک می‌کنند که ما را و دوستان ما را تحت فشار می‌گذارند چون اطلاعی ندارند [می‌گذرم] اما نسبت به آن گنده‌هایی که می‌دانند قضایا چه خبر است و می‌دانند مفتنین چه کارهایی کردند و ساکتند در روز قیامت پیش خداوند تبارک و تعالی به حساب‌شان خواهیم رسید ان‌شاءالله، حالا در این دنیا کار‌شان نداریم»

انتهای پیام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا