خیمه‌ شب‌ بازی هسته‌ای و جهان پسا امریکایی

حامد آئینه‌وند، روزنامه‌نگار و دانش‌آموخته دکترای روابط بین الملل در یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «خیمه‌ شب‌ بازی هسته‌ای و جهان پسا امریکایی» نوشت:

۱- برجام هیچ‌گاه توافقی میان ایران و پنج  به علاوه یک نبود. از آغاز شکل‌گیری آن پیوسته صداهایی وجود داشت که این توافق به تنهایی  کلیدی برای باز گشایی  درهای بسته شده غرب و نظام بین‌الملل برای عادی سازی روابط سیاسی – اقتصادی و ورود انبوه سرمایه‌گذاری خارجی و رفع تحریم‌هایی که اقتصاد ایران را پس از چهار دهه زمامداری روحانیت در تراز یکی  از سه چهار اقتصاد وخیم جهانی قرارداده نیست.

برجام نه توافقی میان ایران و قدرت‌های جهانی، بلکه توافقی اجرایی میان دولت ایران و دولت وقت امریکا ( اوباما) بود که آن را دیگر قدرت‌های جهانی از جمله اعضای دائم شورای امنیت  و آلمان گواهی کردند. درست شبیه ازدواج دو زوج جوان که شاهدانی معمولا از بستگان طرفین ازدواج، این پیوند را در دفاتر رسمی گواهی می‌کنند. اعضای شورای امنیت و آلمان نیز این توافق را گواهی کردند، بدین معنا که میان دولت وقت امریکا با ایران این توافق رخ داده است. بدیهی است نقش واقعی کشورهای دیگر در این توافق به اندازه  همان نقشی فرضی است که شاهدان ازدواج در تداوم یا تلاشی یک زندگی مشترک می‌توانند داشته باشند. سایر چیزهایی که در ایران در این خصوص  به ویژه از طرف وزیر امور خارجه ایران گفته شد افسانه‌هایی بیش نبود و خروج امریکا از برجام موهوم بودن آنها را به درستی نشان داد.

۲- بزرگترین دستاورد ترامپ و دولت ایشان در عرصه جهانی، کشیدن خط بطلان پر رنگی بر تزهای فانتزی متاخری چون جهان پساآمریکایی از سوی کسانی مانند فرید زکریا و مریدان داخلی او در ایران بود که دائما در انتظار افول امریکا در عرصه جهانی بودند و با وعده‌هایی چون خروش اژدهای زرد و برتری موازنه قوا به سود چین در آینده نزدیک، شکاف در رهبری جهان سرمایه‌داری، فانتری‌هایی چون تکثر قدرت در عرصه جهانی و پایان هژمونی آمریکا را بدون آنکه به زمین واقعیت نظر کنند در رسانه‌های منتسب به خودشان تبلیغ می‌کردند، آنچنان که وقتی آمریکا از برجام خارج شد و تحریم‌هایی شدید علیه ایران وضع کرد عده‌ای خوش‌خیال گفتند طوری نشده حالا با ۴ به اضافه یک طرف هستیم و اتفاق خاصی نیفتاده است. عده‌ای هم منتظر ساز و کار اینستکس و دادوستد تجاری با اروپا بودند. در حالی که بخش مهمی از پول‌های ایران در بانک‌های متحدین امریکا در جهان بلوکه شده بود. در جهان پسا آمریکایی خیالی ایران و در سند چشم انداز ۱۴۰۴  ایران قدرت اول منطقه بود اما در جهان واقعی امروز کشورهای کوچک و مینیاتوری چون امارات متحده عربی نیز حاضر به دادن ویزا به شهروندان ایران نیستند. در جهان پسا آمریکایی که مسئولان جمهوری اسلامی زندگی می‌کنند ایران در حال فتح قله ها در تمامی زمنیه‌ها یکی پس از دیگری است امادر جهان واقعی بیش از ۷۰در صد ایرانیان در آرزوی مهاجرت از کشور هستند و سالانه بخش مهمی از نیروهای تحصیل کرده کشور را برای همیشه ترک می‌کنند.

۳- در جهان فانتزی و درعرصه سیاست قدرت برآمده از آن ایران از ابزار غنی سازی بالا و عدم اجرای پروتکل الحاقی و تن ندادن به بازرسی‌هایی که هیچ کارکردی جز  پیشگیری از فراهم آمدن شرایط ساخت بمب ندارد حمایت می‌کند و درعین حال از حرمت سلاح هسته‌ای سخن می گوید و مجلس آن خروج از پرو تکل الحاقی و «اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها» را مصوب می‌کند امادر جهان واقعی دولت آن، که مناسبات واقعی قدرت بر آن تحمیل شده بعد از سفر مدیرکل آژانس انرژی اتمی  متعهد می‌شود که کلیه دستورات آژانس را مو به مو اجرا کند. در زمانه‌ای که هیچ چیز پنهان نمی‌ماند مجلس فانتزی از دولت واقعی شکایتی صوری به دستگاه قضا می‌برد اما در جهان واقعی بعد از اولتیماتوم رهبری برای صدایی واحد همه چیز ختم به خیر می‌شود چون اختیارات مجلس و دولت در جهان واقعی سیاست در قیاس  با نهاد اصلی قدرت در ایران، فانتزی نیست، دبل فانتزی است.

۴- واقعیت این است که جمهور اسلامی گریزی از بازبینی توافق هسته‌ای که برجام‌های متعددی  در حوزه‌های مختلف را در بر خواهد گرفت ندارد. امریکا هم هیچ عجله‌ای در لغو تحریم‌هایی که وضع کرده ندارد. بایدن که از مواهب و برکات فشار حداکثری ترامپ بهره‌اش را می برد ناسزایی هم می‌گوید اما از ناسزاگویی دموکرات‌ها به ترامپ آبی برای ایران گرم نمی‌شود. خیمه شب بازی هسته‌ای  شاید فرصت تنفسی با آزاد شدن برخی پول‌ها به ارمغان آورد اما این پول‌ها چاله‌هایی را که جهان توهمی پسا امریکایی در ایران به وجود آورده پر نخواهد کرد و با این حساب چشم‌اندازی برای بهبود شرایط وجود ندارد.

انتهای پیام

نوشته های مشابه

یک پیام

  1. سلام….ایران‌اگربتواندنوعی‌فدرالیسم‌درمناطق‌فرهنگی
    ماننداقلیم‌آذربایجان‌راتحکیم‌‌نمایدقدرت‌وثبات‌را‌نهادینه‌
    کرده‌واز‌زیر‌بارفشارهای‌امنیتی‌خودساخته‌و‌سلسله‌مراتب‌
    متملقین‌نجات‌پیدا‌میکندوالااین‌نظام‌متمرکز
    اداری‌یادگاردوران‌رضاخانی‌دربهترین‌حالت‌همین‌روزمرگی
    دوام‌پیدا‌میکندودشمنان‌خارجی‌بدون‌عجله‌در‌کمین‌مینشینند
    تاهروقت‌تشخیص‌دادندمناسب‌است‌واردعمل‌شوند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا