اسلام سیاسی، آری یا نه؟ | مهدی نصیری

مهدی نصیری، مدیر سابق روزنامه‌ی کیهان در یادداشتی تلگرامی با عنوان «اسلام سیاسی، آری یا نه؟» نوشت:

آیا دین باید به امر سیاست بپردازد و آیا رهبران دینی می توانند متولی سیاست و اداره امور جامعه شوند یا نه؟

این سئوالی است که با ظهور مدرنیته، به طور جدی در جهان و ایران برابر ادیان مطرح شده و البته با ناکامی ها و نقایص و معضلاتی که جمهوری اسلامی پس از استقرار بدان مبتلا بوده و متاسفانه سیری اشتدادی داشته، همچنان به طور جدی مطرح است و بسیاری تمایل به این دیدگاه یافته اند که دین را از سیاست و امر حکمرانی جدا بدانند.

اگر سیاست را آن گونه که کتب لغت معنا کرده اند، یعنی قیام برای اداره و تدبیرامور به نحو مصلحانه، بدانیم آن وقت بدون تردید باید گفت دیانت با سیاست پیوندی وثیق دارد و انبیاء و امامان علیهم السلام ساسة العباد (سیاست ورزان در میان بندگان خداوند) هستند اما همه سخن در این است که چه نوع سیاست ورزی مدنظر انبیا و امامان بوده است.

با آنچه از قران و نیز سیره اهل بیت علیهم السلام ـ بر اساس قرائتی استوار و مستدل ـ می فهمیم، اسلام سیاسی و حکمرانی نبوی و علوی مشخصات زیر را دارد:

  1. اسلام سیاسی نبوی و علوی اراده آزاد و حق انتخاب انسانها را به رسمیت می شناسد و در مقام تغلب و سیطره و سلطنت نیست و حکومتش از جنس حکمت است و نه تحکم. در این حکمرانی قرار بر تحمیل دین و عقیده بر انسانها و شهروندان نیست.
  2. در اسلام سیاسی ن و ع اگر چه مقام تشریع و وضع احکام دینی از آن خداوند و وحی است اما اجرا و تحقق آن منوط به خواست و تمایل و پذیرش مردم و جمهور است و لذا در صدد تحمیل حکومت و نظام دینی بر جامعه بر نمی آید و هر گاه در صدد چنین تحمیلی بر اکثریت جامعه بر آید از مشروعیت ساقط است.
  3. وقتی از اراده و انتخاب آزاد دین و حکومت دینی توسط مردم در اسلام ن و ع سخن می گوییم، به معنای نفی مسئولیت انسان و تکلیف او در انتخاب حق و هدایت در برابر باطل و ضلالت نیست (آن گونه که در اومانیسم و لیبرالیسم مطرح است) بلکه بدین معناست که اسلام در صدد تحمیل حق و هدایت نیست و انسانها نیوشای پیام وحی و انبیاء خواهند بود و در صورت فهم و دریافت، آزادانه و بدون اکراه آن را می پذیرند و اگر نپذیرند البته باید در قیامت در برابر خداوند پاسخگوی انتخاب خود باشند اما با این وجود رسولان و رهبران دینی حق تحمیل خود را بر جوامع ندارند.
  4. در اسلام سیاسی ن و ع امر حکمرانی ـ حتی در حاکمیت معصوم ـ از هیچ تقدسی برخوردار نیست، بدین معنا که حاکمان از مشورت کردن و نقد و شنیدن نظرات و اعتراضات مردم برکنار باشند. خداوند پیامبرش را امر به مشورت با مردم می کند و او در جنگ احد بر سر جنگیدن در درون یا بیرون شهر با مردم مشورت می کند و رای مردم را بر رای خود ترجیح می دهد، هر چند رای مردم باعث شکست سنگین مسلمانان می شود.
    امیر مومنان ع از مردم مُصرانه می خواهد او را نقد کنند و سخن و مشورتی را که حق می دانند با او در میان بگذارند و تاکید می کند اگر عنایت خداوند دستگیر او نباشد از خطا مصونیت ندارد.
  5. در اسلام سیاسی و حکمرانی ن و ع محور انسان است. حاکم باید به انسان ها خدمت کند چه مومن باشند و چه کافر. آنچه موجب مجازات شهروندان می شود تجاوز به حقوق دیگران، تجاوز به عفت عمومی (مانند زنا و فحشا در انظار عمومی)، محاربه با نظام مردمی، مشروع و قانونی است و البته این تخلفات باید در دادگاه صالح ثابت شود.
  6. در اسلام سیاسی ن و ع همیشه عملکرد حاکمان بر اساس میزان عقل و حق و عدل سنجیده می شود و آنچه درست و صحیح است باید حاکم انجام دهد نه آنچه که حاکم انجام می دهد حتما درست است. حتی در حاکمیت معصوم شهروندان حق دارند از او در باره انطباق عملکردش با حق و عدل بپرسند و او به توضیح و تبیین عمل خود خواهد پرداخت و پرسش و پرسشگر را سرکوب نخواهد کرد.
  7. در اسلام سیاسی ن و ع اگر حکمرانی به اقامه قسط و عدالت و رفع فقر و ایجاد رفاه و ستیز با تکاثر ظالمانه و رانت خواری ها و فراهم کردن بستر دینداری آزادانه بیانجامد، حفظ آن بر مومنان و مسلمانان ـ البته در روندی مردم سالارانه ـ لازم و واجب است اما در غیر این صورت هیچ ضرورتی برای حفظ و ادامه آن وجود ندارد و از آب بینی بزی بی ارزش تر است.

8 . در اسلام ن و ع نه تنها دین و حکمرانی دینی بر مردم تحمیل نمی شود بلکه هر تصمیم سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی باید پیوست و پشتوانه رای اکثریت مردم را داشته باشد و اگر در موردی رای مردم با حکم یا احکامی از شرع تعارض داشت باید توافق و رضایت مردم برای اجرای حکم جلب شود و حق تحمیل برای حکومت وجود ندارد.

  1. در اسلام سیاسی ن و ع وظیفه حاکمیت، زمینه سازی و تسهیل بستر انتخاب آزادانه مسیر حق و هدایت، و مقابله اصولی و مشروع با موانع این مسیر و نشان دادن راه بهشت و جهنم به جامعه است اما حق تحمیل بهشت را بر مردم ندارد.

انتهای پیام

کلیک کنید
سایت دیباچه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا