سوغات وانگ یی: کمربند ابریشمی یا زنجیرۀ مروارید؟

علی قربانپور(دشتکی) در یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «سوغات وانگ یی: کمربند ابریشمی یا زنجیرۀ مروارید؟» نوشت:

به دنبال امضای برنامه مشترک 9 ماده‌ایِ ایران-چین در 7 فروردین 1400 توسط دکتر ظریف و همتای چینی او، وانگ یی، کارشناسان و مقامات رسمی وزارت امورخارجه اعلام کردند که این رویداد صرفاً یک چارچوب یا Framework بوده است و شکل‌گیری قرارداد دو جانبه با شرح دقیق جزییات آن در آینده تدوین و به امضای طرفین خواهد رسید (ضمن اینکه ریاست جمهور و وزیر امور خارجه، قبل از تصویب کلیات و جزییات هر مقاوله نامه‌ای با دول بیگانه، با استناد به اصول رکین قانون اساسی، موظفند مردم را در جریان امور قرار دهند). آنچه ذیلاً مطرح می‌شود بنا بر رویکردی آینده‌نگرانه و آسیب‌شناختی، با ابتناء بر فکت‌های تاریخی و عینی، می‌باشد و هدف از طرح آن، معرفی نمودن دو نوع امکانِ بالقوه متضاد می‌باشد که در قالب سناریوهای آیندۀ مطلوب(سناریوی کمربند ابریشمی) یا آیندۀ محتمل(=نامطلوب) (سناریوی گردنبند مروارید)، می‌تواند ظهور و بروز نماید و بر همین اساس، مادامی که بر ما محرز نگردد که در راستای تحقق کدام سناریو گام برمی‌داریم و یا، به قولی، تا زمانیکه “جزییات” مشخص نگردد، شاید سخن گفتن از قرارداد دو جانبه برد-برد، اندکی زودهنگام و غیرواقع بینانه باشد.

تلفیق هنر و جنگاوری، مشخصۀ بارز تمدن چینی می‌باشد که همواره در طول تاریخ چندین هزارساله، به صورت کهن الگو(به تعبیر یونگ)، در تار و پود زندگی روزمره و یا حیات سیاسی چین، به انحاء گوناگون، نشو و نما پیدا کرده است. تبحر چینی‌ها در ترکیب نقاشی با خطاطی و منظره نگاری، قدرت تخیل و اندیشه نگاری چینی را، برتر از هر ملت و قومی، تقویت نموده است. نقاش چینی، با مهارت تمام، رنگها و سایه‌ها را قبل از به تصویر کشیدن، ساعت‌ها و روزها در مخیله خود پرورش می‌دهد ولی در مرحله اجرا، به سادگی و بدون هیچگونه تغییری، در کوتاه‌ترین زمان ممکن، آن را روی زمین، صخره، پوست یا کاغذ به تصویر می‌کشد.

از سوی دیگر، ادراک چینی‌ها از فنون رزمی و جنگاوری نیز کارزاری هنرمندانه محسوب می‌شود و کتاب باستانی “هنر جنگ” اثر سون تزو، شاهد مدعای ماست. به نظر سون تزو، فرمانده خردمند آن است که بدون جنگ و خونریزی سرزمین دشمن را فتح کند و کسی در موضع قدرت است که قبل از ورود دشمن، سرزمینی استراتژیک را فتح کند و از آن پس، منتظر دشمن بماند. بنابراین، بر خلاف عنوان غلط انداز کتابِ “هنر جنگ”، هنرمندی چینی‌ها در “نجنگیدن” است؛ یعنی با غلبه عنصر خردمندیِ تدافعی بر غریزۀ سلحشوری تهاجمی، چینی‌ها به سادگی موفق به فتح سرزمین‌ها و شهرهای بالقوه ژئوپلیتیکی می‌شدند.

به نظر می‌رسد که بخش زیادی از موفقیت کنونی چینی‌ها در پیشی گرفتن از غرب، نه ریشه در سیاست لیبرالیستی اقتصادی درهای باز دنگ شیائوپینگ دارد و نه به رویکرد جهان‌وطنیِ کمونیستی ربط دارد، بلکه ریشه در انباشت‌های تاریخی و تبار فرهنگی آنها دارد. بنابر چنین آموزه‌ها و انباشت‌هایی می‌باشد که چینی‌ها از قدیم الایام رمز برتری یابی و سیادت جهانی خود را در گسترش راه یا جاده می‌دانستند که بدینوسیله آمال‌های خود را، با گسترش جاده ابریشم از سده‌های قبل از میلاد، تحقق بخشیدند.

از آستانه قرن 21 میلادی تا کنون، ما شاهد تغییر عناوین مختلف در پروژه جاده ابریشم بودیم. به مرور زمان، با تحول کاربری مسیر دریایی و زمینی راه ابریشم و ایجاد دالان‌های متعدد، یکی از مسیرهای اصلی زمینی جاده ابریشم، دالان چین – آسیای مرکزی – آسیای غربی، که در چند سال اخیر از پکن شروع گردید، وارد آسیای مرکزی و دریای کاسپین و از آنجا آذربایجان و آنکارا به اروپای شرقی ختم می‌کند. مسیر دریایی نیز که در ادامه، توضیح خواهم داد موسوم گردید به مسیر گردنبند مروارید.

پروژه توسعه کمربند زمینی، با گذشت زمان، با تغییر نام به راه ابریشم نوین، تا کنون، شش دالان را طراحی و بعضا راه‌اندازی نموده است که از میان آنها، دالان یا کمربند ابریشم چین – آسیای مرکزی – آسیای غربی و دالان چین – پاکستان برای ایران اهمیت بسزایی دارد. با وجود اینکه جاده ابریشم تحت عنوان راه شاهی یا راه باستانی، از زمان ساسانیان در ایران، رباط اتصال شرق به غرب بوده است لذا نقش آفرینی سال‌های اخیر دولت ترکیه در خصوص گسترش دالان شرقی – غربی آسیایی، و در عین حال، کم کاری مسوولین داخلی، باعث گردید که ایران از مسیر کمربند شرقی – غربی حذف گردد و تلاشهای انجمن‌ها و NGO های تشکل یافته در این راستا نیز عقیم بماند. از جمله اهداف رسمی کمربند ابریشم، گسترش ارتباطات فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و فناورانه می‌باشد.

ازسوی دیگر، راه ابریشم آبی، که موسوم است به گردنبند مروارید، نیز از دریای چین جنوبی شروع می‌شود، پس از عبور از اقیانوس هند وارد دریای عمان و تنگه هرمز می‌شود و سرانجام به دریای سرخ و شاخ افریقا منتهی می‌شود. اهداف و فعالیت‌های رسمی این مسیر نیز به سان مسیر زمینی، در راستای توسعه تجاری و اقتصادی می‌باشد اما در کنار این اهداف در پروژه گردنبند مروارید، اهدافی نظامی نیز، به‌صورت رسمی یا غیررسمی، در حال انجام است از جمله اینکه در این مسیر پایگاه‌های نظامی دریایی یا بندری احداث یا در دست احداث میباشد که ظاهراً، چینی‌ها ادعا می‌کنند گسترش پایگاه‌های نظامی در این مسیر، به خاطر حفاظت از منافع اقتصادی چین صورت گرفته، صلح آمیز است و هیچگونه اهداف نظامی را در برنمی‌گیرد.

این زنجیره از شرق به غرب، بنادر مهم دریایی چین، بنگلادش، برمه، سریلانکا، مالدیو، جیبوتی، تانزانیا تا سودان را در برمی‌گیرد. از آنجا که مسیر گردنبند مروارید، با ایجاد زنجیره پایگاه‌های نظامی در محدوده قلمرو آبی هند، نگرانی زیادی را برای هند که رقیب چین در آسیا و مواضع نزدیک به غرب دارد، ایجاد نموده است، لذا هندی‌ها گسترش زنجیره مروارید را تهدیدی علیه امنیت ملی خود تلقی می‌کنند، به‌خصوص اینکه پاکستان (دشمن تاریخی هند)، در بندر گوادر با چینی‌ها همکاری بسیار استراتژیکی دارد. لذا نزدیک شدن ایران به چین، از جمله برنامه اخیر 25 ساله 7 فروردین 1400 و احتمال استقرار عوامل اقتصادی و نظامی چینی در جاسک و محدوده چابهار (محدوده فعالیت بندرسازی طرح راه کتان هند) ، نگرانی هند را چندین برابر کرده است.

بنابراین، در صورتی سناریوی مطلوب (کمربند ابریشمی)، در تنظیم و تفصیل قرارداد 25 ساله با چین تحقق یابد: ایران به سمت همگرایی منطقه‌ای سوق خواهد کرد، آنگاه می‌توان ادعای برد – برد داشت. بر اساس سناریوی مطلوب کمربند ابریشمی، قرارداد 25 ساله را برای ایران، می‌توان فرصتی طلایی قلمداد نمود که سکوی پرتاب ایران به درجات بالای توسعه‌یافتگی در منطقه و جهان خواهد بود (مشروط به اینکه: 1. در بند بند و کلمه به کلمه قرارداد تفصیلی، به خصوص در دریافت و استرداد وام‌ها باید با شفافیت کامل مشخص گردد؛ 2. هیچگونه اضطرارنگری و فوریتی به جز حفظ امنیت ملی و تحقق منافع ملی در کار نباشد). برخی از پیشنهادات راهبردی در تحقق سناریوی کمربند ابریشمی عبارتند از:

  1. ایران به پشتوانه موقعیت برتر ژئوپلیتیکش نسبت به آسیای مرکزی و قفقاز می‌تواند با تمرکز بخشیدن و جهت دادن به “دیپلماسی راه” ، خط ریلی شرق(مشهد) – غرب(تبریز) و خطوط ریلی ایران- آذربایجان -روسیه را تقویت نماید و زمینه انتقال گاز ترکمنستان به ترکیه را، به پشتوانه فناوری چینی‌ها فراهم سازد؛
  2. در چارچوب تفصیلی این قرارداد، ساخت و تکمیل زیرساختهای خط ریلی شمال-جنوب (تهران-جاسک/ چابهار/ بندرعباس) پیشنهاد گردد؛
  3. ساخت پروژه راه آهن تفتان-کویته، برای ارتباط برقرار کردن کریدور زاگرس با پاکستان و اتصال به خط هند و آسیای جنوب شرقی که ادامه این دالان از سمت غرب کشور وارد کردستان ایران شود و به خط ریلی کردستان عراق متصل گردد و از جنوب غرب به خوزستان و بصره متصل گردد؛
  4. نوسازی و مجهز کردن بنادر جنوبی به تجهیزات و ماشین‌آلات مدرن؛
  5. زمینه‌سازی برای ایجاد مناطق آزاد تجاری در مناطق مرزی سیستان و کردستان و جزایر جنوب؛
  6. پیش بینی در جهت فراهم نمودن شرایط همکاری و سرمایه‌گذاری برای سایر کشورهای منطقه از جمله هند؛
  7. فراهم آوردن شرایط انعقاد پیمان‌های امنیتی چند جانبۀ منطقه‌ای(نه دو جانبه).

اما سناریوی گردنبند مروارید(سناریوی محتمل) اندکی پیچیده‌تر به نظر می‌رسد و احتمال وقوع این سناریویِ محتمل یا نامطلوب، در صورتی شکل خواهد گرفت که کاربست نقاشی ایران محفوظ درمخیلۀ چینی‌ها، ترکیبی باشد از رنگهای سایه‌روشن و سایه‌تاریک، که ممکن است به ما فقط سایه روشن‌ها را نشان دهند. سن تزو در هنر جنگ از دو نیروی جنگی به نام “شنگ” و “شی” سخن می‌گوید. شنگ نیروی عادی می‌باشد که دشمن را پا برجا یا سرگرم می‌سازد و شی دلالت دارد بر نیروی فوق‌العاده‌ای که دخالتش غیرقابل پیش‌بینی و ناگهانی می‌باشد (دشمن را هم می‌توان به کشور طرف قرارداد نسبت داد هم به دشمنان بالقوه). برنامه‌های وام دهی و توسعه بنادر مسیر گردنبند مروارید، در عین حال گسیل نیروهای اقتصادی به موازات حضور نیروهای نظامی در مسیر گردنبند مروارید، ترکیبی ازسایه‌های روشن و تیره یا نیروهای شنگ و شی را نشان می‌دهد.

بر اساس این سناریو، اگر تا کنون در دام چارچوب برنامه مشترک ظریف-وانگ نیفتادیم، قطعا در دام جزییات خواهیم افتاد که برخی از پیامدهای آن در قالب گزاره‌های اما – اگر عبارتند:

  1. اگر با عقد قرارداد تفصیلی با چین، امکان جذب سرمایه از سایرکشورها زایل گردد و در عین حال، امتیاز انحصاری اکتشاف، استخراج و فروش نفت و مواد خام در اختیار چین قرار گیرد، قرارداد یا پیمان مذکور به منزلۀ سند فسخ استقلال ایران و عامل شکل‌گیری استعمار چینی محسوب خواهد شد.
  2. اگر هدف دولت چین از در اختیار گرفتن جزایر جاسک و چابهار و سواحل دریای عمان، صرفاً در چارچوب تکمیل پروژه مهره‌های گردنبند مروارید صورت گیرد و با اینکار بخواهد تخیل خود را با کمپوزیسیونی از سایه‌های روشن و تیره ترسیم و تکمیل نماید، آنگاه بخشی از سرزمین ایران تبدیل خواهد شد به منطقه نفوذ چین با هدف تدارک نبردهای احتمالی با هند یا امریکا در آینده‌ای نه چندان دور؛
  3. با توجه به اینکه کشورهای مسیر گردنبند مروارید، در بحران مالی شدید به سر می‌برند و در بازپرداخت وام نتوانستند مطابق سررسید عمل کنند، لذا در تلۀ وام و بدهی چین افتادند؛ بدین ترتیب که به دلیل عدم استطاعت بازپرداخت کشور وام گیرنده، چین زمان سررسید قراردادها را دو یا سه برابر کرد و حتی ادعای تملک مادام العمر بر مایملک آنها نمود. کشورهای سریلانکا، اکوادور و ساحل عاج نمونه‌های بارزی از این وضعیت می‌باشند . حال اگر چینی‌ها خواب گردنبند مروارید برای ما دیده باشند، کشور ما نیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود؛
  4. بهره کشی ترالی یا ترالیستی از منابع تجدید ناپذیر کشور نیز، ظرفیت معادن را به حد صفر خواهد رساند؛
  5. ورود جمعیت کثیر کارگران و سربازان چینی به ایران، آشفتگی و تضاد فرهنگی عمیقی را در پی خواهد داشت.

انتهای پیام

دیباچه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا