شيخ شيراز، مفتى ملّت اصحاب نظر

صفدر دوام، روزنامه‌نگار در یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «شيخ شيراز، مفتى ملّت اصحاب نظر» به مناسبت روز سعدی نوشت:

شاعر سرد و گرم چشيده‌ روزگار كه در اقصاى عالم گشته و سربرده با هر كسى، شاعرى كه به تعبير زنده‌ياد ذبيح‌الله صفا “در نثرِ خود شاعر است و در شعر خود اشعر” جناب شيخ مصلح‌الدين سعدى شيرازى كه هرچه از او بنويسيم و بگوييم باز حق سخن ادا نمى‌شود.

نظربازى شيخ اجل در عالم شاعرى خود قصه و حديث قند و شكر در زبان پارسى به شمار مى‌رود اما نظربازى اين استاد سخن در غزليات ارجمندش دل هر عاشق زمينى و آسمانى به صحراى جنون عشق رهنمون مى‌سازد.

كه گفت در رخ خوبان نظر خطا باشد
خطا بُوَد كه نبينند روى زيبا را

شيخ غزلسراى ما خود را “مفتى ملّت اصحاب نظر” معرفى كرده و بر اين بنيان فتواى نظربازى مى‌دهد اما اين فتوا را نمی‌توان به نظر بازى ناروا تعبير نمود كه سعدى در بيتى آب پاكى به دست مفسران اينگونه نظرها ريخته و بيان مى‌دارد:

چه خبردارد ازحقيقت عشق
پايبند هواى نفسانى
خود پرستان نظر به شخص كنند
پاك بينان به صنع ربانى

و يا اين بيت مشهور كه مى گويد:

تنگ چشمان نظر به ميوه كنند
ما در آثار صنع حيرانيم

اين بيت و تنگ چشمى هم مى‌توان تفسير كلام ديگر شيخ اجل در گلستان و باغ هميشه بهارش دانست كه “چشم تنگ انسان دنیا دوست را یا قناعت پر مى‌کند یا خاک گور.”

چند سال پيش استاد ارجمند، دكتر اصغر دادبه در نشست علمى يادروز سعدى در شيراز در رابطه با جمال‌شناسى اشعار سعدى به نكات جالبى اشاره نمود و اذعان داشت: “تقابل عشق و هوس و عشقبازى و نفس‌پرستى و در نتيجه تقابل نظر روا و ناروا، مسئله‌اى سياسى- اجتماعى است: گروهى مسلط يا طبقه زاهد و صوفى كه رياكارند و دشمن مردم و گروهى كه  اهل عشق و رندى كه روشنفكران آن روزگارند و در اين زمانه سعدى با حسى دريافتنى اما وصف نشدنى؛ حسى لبريز از خشم و نقد و نفرت، از اين جماعت سخن مى‌گويد:

جماعتى كه نظر را حرام مى گويند
نظرحرام بكردند و خون خلق، حلال

اينجاست كه سعدى شيرازى در بيتى به صراحت خود را مفتى ملت اصحاب نظر توصيف مى كند و حق فتواى را از آن خود مى‌داند و مى‌گويد:

سعدی اینک به قدم رفت و به سر باز آمد
مفتی ملت اصحاب نظر باز آمد

از نظربازى‌هاى “روا” و يا همان “حلال” سعدى و حافظ اهل نظر مى‌دانند و بيخبران از آن حيرانند كه به‌قول خواجه حافظ:

در نظربازى ما بيخبران حيرانند
من چنينم كه نمودم دگر ايشان دانند

انتهای پیام

دیباچه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا