«قُبَیسیات»؛ تشکیلات دینی زنانه که مردان اجازه ورود به آن ندارند

ترجمه‌ی یادداشت لیلی الرفاعی در الجزیره را به نقل از شعوبا می‌خوانید:

با کشتار حماه و به اوج رسیدن حوادث دهه 80 میلادی، دوره ای از فعالیت اسلامی به پایان رسید. اما این پایان، نقطه شروع کاری جدید و آغاز ترسیم نقشه سیاسی-مذهبی جدیدی در سوریه بود. شخصیات و گروه های دینی مانند «بوطی»، «فرفور»، گروه «زید»، گروه «کفتارو» و گروه «قبیسیات» اقدام به ایجاد تشکل ها و جریانات دینی تازه یا تغییر شکل در ابزار و تاکتیک های جریان های موجود نمودند و تدین تربیتی ساکت و دور از سیاست را پیش گرفتند و دینداری مردمی یا علمی تخصصی یا حلقه های مسجدی سازگار با محیط اجتماعی سیاسی خود را ایجاد کردند.

نظام سوریه که از طریق ابزارهای اطلاعاتی و دستگاه های اجرایی مانند وزارت اوقاف و وزارت آموزش عالی، اوضاع را کنترل می کند، این نوع دینداری را پذیرفته است و بر سران و مجموعه های تحت نظر شان اشراف دارد.

القبیسیات

جماعتی اسلامی دعوتی نخبگانی و زنانه است که دارای ساختار شبه تشکیلاتی غیرعلنی است. هسته اصلی آن را برخی از طبقه ثروتمندان دمشق تشکیل می‌دهند و هدف جدی فعالیت‌های جماعت هم همین طبقه است.

این گروه از دمشق آغاز به کار کرد، در دهه اخیر قرن بیستم و دهه اول قرن حاضر به سایر دول عربی، اسلامی و اروپایی گسترش یافت. شبکه قبیسیات که طبقه متمولین، حاکمان و مقامات را به خود جذب می‌کرد مورد توجه سرویس های امنیتی و سیاسی قرار گرفت. افکار و گرایشات صوفیانه این جماعت خشم سلفیان، گرایشات رادیکال و جنبش های اسلام سیاسی جهادی را برانگیخت. هم چنان که موجب نگرانی برخی مدارس تصوف علمی و تحت نظر گرفتن تحرکات و اتفاقات پشت پرده این گروه شد.

نام و ساختار

نام گذاری این گروه به مادرِ گروه یعنی «منیره قبیسی» متولد 1933م در دمشق برمی گردد. او فارغ التحصیل رشته علوم طبیعی است و تدریس خود را از محله «المهاجرین» دمشق آغاز کرد. در ابتدای دهه 60 در پی نزدیک شدن او به «مسجد ابی النور» زیر نظر مفتی سوری مرحوم شیخ «احمد کفتارو» از نزدیکان به نظام سوریه و حافظ اسد، دعوت و تبلیغ خود را در کنار فعالیت آموزشی آغاز کرد.

در دهه 80 و اوایل دهه 90 از فعالیت وی در مدارس حکومتی جلوگیری شد. این کنار گذاشتن از تدریس به اقبال بیشتر القبیسی به تعلیم نزد کفتارو و تدریس علوم شرعی در دانشگاه دمشق کمک کرد.

سپس قبیسی شروع به فعالیت تبلیغی خاص خود نمود و ضمن وفاداری اش به استاد تربیتی خود «کفتارو»، منهجی مستقل از حیث مالی، فکری و تشکیلاتی را بنا نهاد.

در گزارشی از روزنامه «الحیاه» آمده است که از مواردی که در گسترش فعالیت قبیسی نقش داشت، حفظ روابط او با همه گروه های سوری واجتناب از تقابل با آن‌ها بود. وی به رغم علاقه زیادش به کفتارو، ارتباط فکری، دینی و شخصی با «شیخ محمد سعید رمضان البوطی» و «شیخ عبدالکریم رفاعی» هم دارد و به «معهد فتح اسلامی» تابع الازهر نیز نزدیک است. مدیر این معهد مفتی دمشق شیخ عبدالفتاح البزم است و از شاخص ترین چهره های مرکز دکتر حسام الدین فرفور است که این دو در مقابل انقلابیون و همسو با نظام سوریه هستند.

بر روابط پیش گفته، باید ارتباط او با گروه شیخ بدرالدین الحسنی و دکتر شیخ محمد ابوالخیر شکری از مسئولین این گروه (مقیم استانبول، عضو هیئت امنای مجلس اسلامی سوریه) را هم افزود.

دکتر محمد حبش زمانی که نماینده مجلس سوریه بود، می‌گوید: اکثر همسران و دختران شیوخ بزرگ -اگر نگوییم همه آن‌ها- از مبلغان «قبیسیات» هستند. او هم اکنون استاد پژوهش‌های اسلامی دانشگاه ابوظبی است.

از سایه بسوی روشنی

زنان سوریه

صحنه ای از سریال «ما ملکت أیمانکم»

فعالیت این گروه در دهه اول حیات خود بصورت پنهانی بود و حلقه های خود را در خانه ها تشکیل می‌داد لذا توجه عمومی جامعه سوریه و خارج آن را به خود جلب نمی‌کرد. تا وقتی که گروه های سلفی به این جماعت در کویت و اردن و به جماعت أحباش در لبنان حمله کردند. توجه جدی به این گروه پس از جانشینی بشاراسد به جای پدرش در سال 2000 میلادی آغاز شد که موجب گسترش و تاثیرگذاری آن‌ها در جامعه سوریه شد. سپس پرداخت رسانه ای به این گروه در قالب سریال های کمدی و داستانی از طریق تلوزیون محلی سوریه و شبکه های تلوزیونی ماهواره ای پررنگ شد.

اولین آنها سریال سوری «بقعه الضوء» در 2002 بود. در سال 2004 سریال «عصی الدمع» در نقد افکار قبیسیات و تصورات مذهبی پیچیده آنها پخش شد. در ماه رمضان 2006 سریال «الباقون» به کارگردانی «نجده أنزور» در سه قسمت با عنوان «برزخ» به روشنگری درباره روش تبشیری و تبلیغی که قبیسیات برای گسترش خود به کار می بردند و تصورات ذهنی که در میان آنها وجود دارد پرداخت.

روزنامه الحیاه گزارش مفصلی با عنوان «روسری آبی هایی که شبکه آموزش و نفوذ گسترده ای دارند؛ زنان قبیسیات» منتشر کرد. روزنامه النهار لبنان گزارشی با عنوان «حضور عمامه به سرها بیشتر از تحصیل کرده ها» توجه خاصی به پدیده قبیسیات کرد و از آن پس نیوزویک، نیویورک تایمز و… هم، هرجا که بحث از خطر اسلام سیاسی در سوریه بوده، به این پدیده توجه کردند.

در 2010 پخش سریال «ما ملکت ایمانکم» به کارگردانی نجده أنزور آغاز شد و او به نحو روشن و تقریبا مفصل به فعالیت های قبیسیات و برخی رفتارهای اجتماعی عمومی و خصوصی آن ها پرداخت. این سریال به دلیل هجمه و توهین به دین از سوی شیخ بوطی و وزارت اوقاف مورد هجوم گسترده قرار گرفت. تا جایی که وزارت اوقاف توقف پخش سریال را خواستار شد اما موسسه رسانه ای، پخش آن را متوقف نکرد و شیخ بوطی هم پس از دیدار با أنزور (کارگردان سریال) از نظر منفی خود برگشت.

در 2006 اجازه فعالیت تبلیغی آشکار و گسترده این گروه تحت اشراف نظام، در مساجد به جای حلقه ها و اجتماعات و مجالس خانگی داده شد. آنچه عجیب است این که طبق گفته استاد سهیر الأومری که حدود 12 سال عضو این گروه بوده، رفت و آمد اعضای گروه به مسجد در دوره فعالیت سری‌اش ممنوع بوده است. استاد سهیر می‌گوید خواهرش در ماه رمضان از ترس جماعت بصورت کاملا سری برای اقامه نماز تراویح به مسجد می‌رفت. او می‌گوید جماعت او را به طور رسمی برای اقناع یکی از دانشجویان که به مسجد رفت و آمد داشت فرستاد تا بین مسجد و جماعت یکی را انتخاب کند. چرا که این رفتار موجب سردرگمی است. چون از نظر آنها شخص نمی‌تواند دانشی را که از دو منبع دریافت کرده با هم سازگار کند.

ساختار تشکیلاتی

قبیسیات ساختار تشکیلاتی آشکاری ندارند. چنانکه سخنگوی رسمی نیز ندارند که همین موجب شکل گرفتن شایعات و گمانه های زیادی پیرامون جماعت شده است که جماعت نه آن را تایید کرده است و نه تکذیب. استاد سهیر الاومری می‌گوید: جماعت قبیسیات برای کسی که می‌خواهد به این گروه بپیوندد قاعده مشخصی ندارد و شخص پس از انتخاب شدن از حلقه درس عمومی و قرار گرفتن تحت آموزش خاص به مدت یک هفته، بطور خودکار به عضویت گروه در می آید. بنابر این گفته و گواهی افراد دیگر ساختار تشکیلاتی این گروه را می‌توان به این شکل تصویر کرد:

سسله مراتب اداری

شورای اداری«حاجیه خانم ها»(حَجّات):

این شورا اولین طبقه از نمایندگان مرکزی و مرجع نهایی مدیریت کننده جماعت و حلقه های آن ها است که خط مشی و برنامه ها را وضع می‌کند و بر نظارت‌های عمومی اشراف دارد و گزارش های کار و ازریابی را دریافت می‌کند و خانم ها (آنسات) در تمام شئون خود به این شورا رجوع می‌کنند.

خانم ها(آنسات):

خانم‌ها بازوی اجرایی برنامه ها هستند و مسئولیت به سرانجام رساندن اهداف را برعهده دارند. در اینجا سلسله مراتبی وجود دارد که با رنگ روسری ها -از آبی آسمانی تا سرمه ای تیره- از هم متمایز می‌شوند. این چیزی است که از رنگ لباس خانم ها و نوع رفتارشان بر می آید و گرنه جماعت تصریح به این چنین رده بندی نکرده است.

دختران دانشجو(طالبات):

این افراد هم کسانی هستند که گروه در عمل و رسیدن به اهدافش بر آن‌ها استوار است و در حلقه هایی تحت نظر یکی از خانم ها تقسیم بندی می‌شوند و خانم ها بطور دوره ای دروس مشخص شده ای را از سوی شورای مدیریتی(حجات) ارائه می‌دهد و طالبات با کسب شروطی معین، به صورت تصاعدی از ذیل حلقۀ خانمی به خانم دیگر منتقل می‌شوند.

عقیده التوحید

پس از اینکه دختران ملتزم به حفظ و گوش دادن به قران شدند کتاب‌هایی به حلقه درسی اضافه میشود که کتاب «عقیده التوحید» نوشته: سعاد مبیر از آن جمله است.

انواع درس‌ها و روش اجرایی

درس عمومی: این درس به صورت سخنرانی است که شرکت در آن برای همه زنان آزاد است و محلی آزاد برای القای مطالبی دور از عمق فکری، اصالت دینی و روش علمی است. روشن است که چنین درسی با هدف کشف و جذب افرادی با ویژگی‌های خاص انجام می‌شود.

درس خصوصی: جلسات ویژه حفظ قرآن و آموزش تجوید و آموزش کتاب‌های مدنظر جماعت که دروس زیربنایی جماعت برای تبدیل دختران به اعضای گروه است.

طبق تصریحات استاد سهیر و گواهی جمعی از دخترانی که به مدت طولانی دانشجوی جماعت بوده اند، پس از التزام به حفظ و فراگیری قرآن و آموزش تجوید، تدریس این کتاب‌های به حلقه های بحث اضافه می‌شود: «رجال حول الرسول»، «نساء حول الرسول»، «فقه السیره»، «الجامع فی السیره»، «العقیده لسعاد مبیر»

و این کتب عاری از هرگونه تخصص و اندیشه است و هدف از تدریس این کتاب‌ها بهره بردن از مطالب جلسه است چنان که در مصاحبه با یکی از افرادی که سابقا ملازم این گروه بوده است آمده است که او از خانم کتابی را که ارزش علمی بیشتری داشته باشد برای تفسیر مطالبه کرد و به او پاسخ داده شد که: مهم برکت مجلس است.

نگاه دینی جماعت و سبک های پدید آمده از آن

واضح است که جماعت صرفا وجهه دینی-تبلیغی دارد و از زبان خانم ها (آنسات) هم زیاد شنیده می شود که آنها گروهی هستند که بدون هیچ هدف سیاسی یا پیروی از جنبش های اصلاح اجتماعی به معنای تشکیلاتی و حزبی آن، تنها به شئون دینی زنان شامی در دمشق می‌پردازند.

جماعت، تزکیه روحی فردی و اصلاح نفس را از راه تمرکز بر امور تعبدی محض انجام می دهد. این امر از قواعد رفتاری گروه آشکار می شود. مانند تربیت فرزندان برای حفظ قرآن، الزام افراد به هزاران ذکر و دعای روزانه و شبانه و تلاوت محدوده مشخص روزانه قرآن کریم و رعایت مستحبات مؤکد و غیرمؤکد. و استفاده از روش ترهیب و ترساندن برای منع کردن دختران (طالبات) از گوش دادن به موسیقی، شرکت در عروسی های غیرمذهبی، ارتباط با پسران در دانشگاه و… که ارتکاب آن‌ها گناه است.

بنا به گفته استاد سهیر اومری و دیگران اولین هدف این گروه تربیت زنان مسلمان پاک و پاکیزه است. اما این کار به روشی انجام می شود که منجر به از بین رفتن احساسات زنانه می‌شود. همچنین موجب از بین رفتن ذات و هویت فرد در قبال خواسته های خانم ها می‌شود چون دختران تلاش می‌کنند رضایت خانم ها را کسب کنند و «رضایت آنها جرئی از رضایت خداست.»

جماعت به شدت در تلاش است تا پایگاه عمومی خود را در میان دختران گسترش دهد. حجاب هم مساله ای اساسی برای جماعت است که می کوشد آن را در میان دختران جوان در همه سنین نشر دهد. برای دختران مراسمات خاص حجاب می‌گیرد و دیگران را هم به این کار تشویق می‌کند.

جماعت عاری از اندیشه ای است که بتواند در بیداری فکری و اجتماعی نقش داشته باشد. هر کاری که جماعت اقدام به آن می‌کند تنها بر اساس منافع خود جماعت و در چهارچوبی تنگ است و جماعت تلاشی برای اینکه در کنار دیگر گروه‌های فعال در عرصه دمشق تکامل پیدا کند، ندارد. استاد سهیر می‌گوید در روزهای آخری که در کنار جماعت بوده است مکرر به او گفته می‌شد که: «بوی گروه های دیگری از تو به مشام می رسد.» و این جمله دلالت بر افق دید محدود آن‌ها دارد.

زنان سوریه

رفتارهای گروه موجب شکل گیری پدیده های مختلفی مانند: مشاوره انحصاری از یک نفر، تبعیت کورکورانه، واسطه گری معنوی، تقدّس و وابستگی عاطفی شده است.

این دیدگاه جماعت به همراه روش تبلیغی آن پدیده های رفتاری خاصی را موجب شده است که به ویژگی‌های این جماعت تبدیل شده اند. از جمله:

مشاوره انحصاری و تبعیت کورکورانه:
با توجه به اینکه گروه ریشه های صوفیانه دارد، بر مبنای وجوب إشراف معنوی کامل خانم ها(آنسات) بر دختران(طالبات) بنا شده است. مانند اشراف شیخ و مرید در حیطه مردان. اشراف معنوی کامل، به خانم ها این حق را می‌دهد که برتری مذهبی و اقتدار کشیش واری برای دخالت در خصوصی ترین مسایل دختران بیابند و حتی برخی اعلام وفاداری و اطاعت از او کنند که در نتیجه بر دختران واجب می‌شود که تمام امور خصوصی شان مانند کوتاه کردن مو، نامزدی، ازدواج، انتخاب رشته دانشگاهی، خصوصیات خانه و… را به خانم بگویند. این اطاعت بی چون و چرا موجب شد تعدادی از دختران جماعت را ترک کنند.

واسطه گری معنوی و تقدّس:
خانم ها از جایگاه مذهبی والایی برخوردارند و با بالا رفتن رتبه آن‌ها در جماعت شأن دینی شان هم بالا می رود و بر ابهت و قداستشان شان در چشم دختران افزوده می شود. خانم ها در هر درجه که هستند رضایت و خشم شان بازتابی از رضایت و خشم الهی است. «رضایت خانم از رضایت الهی و غضب او از غضب الهی است.» خشمی که طالبات را به گریه و استغفار وامی دارد و دنبال راهی برای خشنود کردن خانم از خود می‌گردند. این واسطه گری معنوی موجب شد دختران به میل خود در برابر خانم ها مانند کرسی اعتراف کلیسا، به گناهان خود اعتراف کنند و در برابر قداست شان سرخم کنند.

تسلط عاطفی و وابستگی
برخی دختران جماعت تا حدی وابستگی به خانم‌هایشان دارند که با یادآوری آن‌ها به گریه و تپش قلب و هیجان می افتند. اساتیدشان این امر را یک پدیدۀ طبیعی می دانند و چنین توجیه می‌کنند که: هر دختری بنا به طبیعت خود دارای هیجانات عاطفی است که باید تخلیه شود و وابستگی طالبات به خانم هایشان این هیجان عاطفی را تخلیه می‌کند و این بهتر از وابسته شدن او به پسران جوان در اینجا و آنجا است.

این هیمنه عاطفی از سوی استاد عجیب بود و این وابستگی از سوی دختران عجیب تر و یک فضای ناسالم رقابتی میان طالبات در عشق ورزی به خانم پدید می‌آمد و مانند یک مدار به دور خانم محبوب خود می‌گشتند.

این جمعیت گروه مهمی از افراد را با حفظ قرآن، تجوید، فقه و… تربیت کرده است. از نقاط شاخصی که گواه بر حضور اجتماعی قبیسیات است می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

موسسات خصوصی در دمشق:
در در سال‌های انقلاب سوریه جماعت قبیسیات موسسات خصوصی برای آموزش صرف و نحو عربی و علوم شرعی و خط را راه اندازی کرد. این موسسات مبتنی بر دوره هایی با محوریت یک کتاب برای هر ماده درسی است و پس از قبولی در امتحان، کتاب جدید شروع می شود.

سیطره بر دارالحدیث النوریه:
این مدرسه در سال 2005 توسط وزارت اوقاف سوریه تاسیس شده و تحت اشراف دکتر نورالدین عتر قرار گرفت. این مدرسه علاوه بر تدریس علوم حدیث و دوره های مختلف علوم شرعی (فقه، تفسیر، تاریخ اسلامی، زبان عربی و…) دارای موسسه ای تخصصی با موضوع احادیث و علوم شریف نبوی برای خواهران است. جماعت توانسته است بر ارکان این موسسه اشراف پیدا کند و اکثریت اساتید و دانشجویان آن از قبیسیات هستند.

مدارس سوریه

آمارها نشان می دهد که قبیسیات مالک بیش از 50 درصد مدارس خصوصی در منطقه راقیه دمشق است.

مدارس:
آمارها نشان می دهد که قبیسیات مالک بیش از 50 درصد مدارس خصوصی در منطقه راقیه دمشق است. این مدارس با تمرکز بیشتر بر تربیت دینی به همان روش وزارت تربیت سوریه عمل می‌کند. این مدارس از ظرفیت‌های مهم برای انتخاب دختران جدید از طبقه ثروتمندان محسوب می‌شود. همچنین در حمص، اردن و کویت هم مدارس خصوصی دارند.

حلقه های علمی عمومی در مساجد:
بیش از 40 مسجد در راقیۀ دمشق وجود دارد که قبیسیات در آن‌ها درس و سخنرانی هفتگی عمومی دارند که هدف آن، جامعه بانوان سوریه است و بسیار هم مورد قبول واقع شده است. مسجد «الوزیر» در محله مهاجرین، مسجد «الابرار» در دمر و مسجد «الرحمن» در مزه از مهم‌ترین آن ها هستند.

خوابگاه دانشجویی خواهران:
قبیسیات خوابگاه هایی را برای دانشجویان خواهر تاسیس کرده است که بسیار منضبط و دارای قوانین سخت است و متخلفین در معرض اخراج قرار می‌گیرند.

برنامه ها:
قبیسیات به برگزاری مراسمی که در آن هدیه نقدی دریافت می‌شود مشهورند؛ مراسماتی که در مناسبت های دینی و اجتماعی مختلف برگزار می‌شود. درامد حاصل از این مراسم ها هم منبع مالی موسسات خیریه‌ای و خدماتی تحت اشراف قبیسیات است که خدماتی چون کمک به خانواده های فقیر، یا مساعده های درمانی به بیماران درمانگاه «السلامه» دمشق که تابع قبیسیات است را ارایه می دهد.

زنان سوریه

گستره:

جماعت در مناطق مختلف جغرافیایی به اسامی مختلفی شناخته می‌شود که همه آن‌ها بر یک جماعت دلالت می‌کند. در دمشق با نام قبیسیات شناخته می‌شوند. در لبنان به دلیل رهبری سحر حلبی بر جماعت، با نام «سحریات» شهرت یافته اند. شاخه اردن که توسط فادیه طباع راه اندازی شده به «طباعیات» معروف شده است و در کویت با عنوان «بنات البیادر» از آنها یاد می‌شود.

طی مهاجرت‌های قدیم و جدید، قبیسیات به کشورهای اروپایی هم راه یافتند و مبلغانی هر چند محدود در آنجا هم فعالیت کردند. فعالیت آن‌ها در استانبول، آمریکا، استرالیا، فرانسه و انگلیس، مخصوصا پس از انقلاب سوریه قابل مشاهده است.

فعالیت سیاسی

پیش از انقلاب سوریه:
پیش از انقلاب سعی می شد فعالیت‌های جماعت دور از سیاست باشد. سازمان‌های امنیتی سوریه هم فعالیت‌های پنهان آن را تحت نظر داشتند. معلمانی که در مدارس عمومی تابع نظام سوریه لباس قبیسیات می پوشیدند با مشکلاتی مواجه می شدند و گزارش دوره ای آنها به سرویس های اطلاعاتی ارسال می شد.

جمعی از قبیسیات در دیدار با بشار اسد

بعد از انقلاب:
سران جماعت و افرادی که مستقیما به دست آن‌ها آموزش دیده بودند با انقلاب همراه نشدند و طرف نظام سوریه را گرفتند. این موضع کلی جماعت بود البته برخی قبیسیات بنا بر حریت شخصی خودشان جانب انقلاب را گرفتند.

سلمی عیاش اولین زن از مبلغان قبیسیات بود که در 2014 به سمت معاونت وزیر اوقاف سوریه منصوب شد. این کار از سویی قدردانی نظام از موضع جماعت در انقلاب و از سوی دیگر استفاده سیاسی از آنان در زیر سایه تهدید انقلاب بود.

زیر فشار انقلاب و تحولات ناشی از آن، ناگهان انشقاقی در حرکت زنانه اسلامی قبیسیات رخ داد و برخی از قبیسیات در همراهی با انقلاب سوریه گروه زنانه «حرائر القبیسات» را در 2011 شکل دادند. اما تاکنون میزان انسجام و تاثیرشان روشن نیست.

این گروه که تمام تلاش خود را بر زنان طبقه اشراف و دختران دانشجو متمرکز کرده بود با بی خبری از صحنه سیاسی-اجتماعی، به آسانی -خواسته یا ناخواسته- مورد بهره برداری سیاسی قرار گرفت. علاوه بر آن، نداشتن رسانه رسمی هم موجب شد شایعات بسیاری بدون هیچ اثبات و انکار درباره آنها بوجود بیاید و طرفداران جماعت را در موضع ضعف قرار دهد.

اما با این همه، این جماعت که در بافت اجتماعی سوریه ریشه دوانده است با هر دو طیف خود اعم از مدافع نظام و مخالف نظام همچنان طرفداران خود را دارد و از صلاحیت استمرار نقش آفرینی در صحنه سیاسی سوریه برخوردار است. بر خلاف بسیاری دیگر که انقلاب سوریه برگ برنده آن‌ها را سوزاند و از معادلات آینده سوریه حذف کرد.

ترجمه: سیدرضا حسینی

انتهای پیام

کلیک کنید
سایت دیباچه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا