مناظره یا هنرنمایی ناشیانه؟!

مهدی نورمحمدزاده در یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «مناظره یا هنرنمایی ناشیانه؟!» درباره‌ی مناظرات و نتایج آن نوشت:

یک- اصطلاح مناظره، غالبا در گفت‌وگو یا تقابل دو اندیشه یا تفکر معنا پیدا می‌کند و می‌تواند در تعیین عیار استدلالی و منطقی طرفین مناظره مفید باشد. در طول تاریخ مناظرات علمی و دینی بین صاحبان اندیشه و فکر رونق داشته و گاه به اثبات و رد منطقی نظریات طرفین مناظره منجر شده است. رعایت ادب و داشتن روحیه حقیقت‌جویی، اول شرط مناظرات علمی است، تا این خصلت نباشد، حقیقت همچنان محجوب می‌ماند!

دو-  مناظرات سیاسی، در همه جای دنیا بیش از آنکه اثباتی و استدلالی باشد، عاطفی و هیجانی است! طرفین مناظرات سیاسی و طرفداران آنها اغلب از موضعی فرامنطقی و شعاری با موضوعات مناظره روبرو می‌شوند. یعنی مثلا با توجه به روحیات، منافع، آرمان‌ها و احوال شخصی خود قبلا یک کاندیدا را انتخاب می‌کنند و بعد سعی می‌کنند برای نظرات ایشان جنبه استدلالی و منطقی جور کنند! در این نوع مناظرات معمولا هیچ طرف مناظره اقناع نمی‌شود و حتی طرفداران هم در استنباط نتیجه‌ی مناظره، نظراتشان خلاف هم است! بیخود نیست که عده‌ای همتی و عده ای دیگر رییسی یا جلیلی را برنده‌ی مناظره می‌دانند! حتی به روایت ستادهای انتخاباتی، زاکانی و مهرعلیزاده و رضایی هم با اختلاف فاحش برنده مناظره شده‌اند!

سه- مناظره در معنای امروزی، هنر اقناع عمومی است. این فرآیند علاوه بر دانش تخصصی، از مهارت‌های زبانی، روانی و حتی نمایش و بازیگری نیز متاثر است. طرفین مناظره، مخصوصا در نوع سیاسی آن که ذاتا فاصله زیادی از علم و دانش تخصصی دارد، بیش از اثبات خود به رد طرف مقابل می‌پردازند، چرا که انتخاب سیاسی غالبا عرصه انتخاب بین بد و بدتر تفسیر شده است و در چنین فضایی، تخریب بیشتر جواب می‌دهد! البته شگرد نمایشی بعضی کاندیداها دیگر خیلی نخ‌نما شده است، دوره‌ی شعر ترکی خواندن و معرفی به دادگاه و بیرون کشیدن اسکناس هزار تومانی برای جلب آراء، خیلی وقت است که تمام شده!

چهار- اول شرط یک مناظره عادلانه، موضع برابر طرفین مناظره است. انصافا آنها که با محدود کردن سلایق سیاسی و حذف چهره‌های شاخص در ترکیب نهایی کاندیداها، چنین لیست ناموزونی را تدارک دیدند، در بی خاصیتی و سقوط مناظرات این دوره سهیم هستند. فرض کنید که همتی داخل این لیست نبود، اصلا امکان مناظره فراهم می‌شد؟! جلسه سه ساعته  مناظره، بیشتر شبیه مهمانی خانوادگی می‌شد که کاندیداها برای همدیگر نوشابه باز می‌کردند و می‌گفتند و می‌خندیدند!

پنج-  برخی متفکران تمایلی به مناظره عمومی نداشتند، چون نگران برداشت‌های ناقص و غلط و تبعات تلخ آن بودند. آنها مخالفان خود را به مطالعه آثار خود و نقادی دقیق آن دعوت می‌کردند و معتقد بودند که فهم و کشف حقیقت جز با تعمق و پرداخت مفصل به موضوع حاصل نمی‌شود و فضای هیجانی، مینیاتوری و ثانیه شمار مناظرات، نافی این دقت و تعمق است. شاید با این نگاه، ما هم مناظرات سیاسی را نباید زیاد جدی بگیریم! آخر از رجزخوانی و شعرخوانی و دعوای مشروطی و سواد ششم حضرات، چه حقیقتی روشن خواهد شد؟!

انتهای پیام

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا