همتی، نامزدی تکرار نشده و احتمالا تکرار نشونده

هادی یاسمنی، عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز، در یادداشتی نوشت:

ابتدا عرض شود که خود علی (ع) هم اگر در چنین رقابتی به جای طرف برنامه ریزی شده برای پیروزی حاضر بود، هم حضورش عین بی عدالتی بود هم حمایت از او. و لا یجر منکم شنئان قوم علی الا تعدلوا.

بعد از انقلاب، روسای دولت هشت ساله یا از روحانیت بوده اند یا فاقد تخصص فنی کلان جهت حکمرانی.

این برای اولین بار است که یک متخصص معتبر آکادمیک در رشته فنی کلانی مثل اقتصاد، یکی از طرف های اصلی رقابت انتخابات ریاست جمهوری است. انتخاباتی که در سردترین روز ماقبل رای گیری، از بعد انقلاب و در غیر رقابتی ترین حالت بعد از سال ۷۶ است.

مسائل سیاسی به کنار که درگیری هایش در طی دهه های گذشته و افزایش و کاهش قدرت طرف های درگیر، حلّال مشکلاتی نبوده که چند دهه کشور را گرفتار کرده است. در حالی که بسیاری از کشورهای قوی تر و ضعیف تر از ایران، آزادتر و بسته تر، مدت هاست که مشکلات بدیهی مانند تورم بالا را برطرف کرده اند. خب تفاوت مشخص است. همه آنها بالاخره زمانی در برابر مشکل فنی ای مثل تورم، تسلیم اصول بدیهی علمی شده اند. در کشور ما متاسفانه به دلیل انحصار خاندان سالارانه و محدودیت درگیری قدرت در این انحصار، مشکلات لاینحل کلان، چنان عمری پیدا کرده اند که گویا هیچ گاه قابل حل نبوده اند یا عامل خارجی مانع حل آنها شده اند. امروز هم حقیقتا عمده مشکلات جاری جامعه، اقتصادی است و هم حس جامعه بر اساس نظرسنجی ها چنین مطلبی را نشان می دهد. هم اینکه شرایط اقتصادی در مرحله ای از بحران قرار دارد که میزان تاب آوری جامعه در برابر آنها در پایین ترین سطح خود است.
همتی به لحاظ سیاسی نه فرد معتبری است نه قابل دفاع. این بخش غیر قابل دفاعش هم بیشتر متوجه مواضع کارگزارنی اش می شود. اما به لحاظ اقتصادی، ترکیب دو عامل تخصص معتبر آکادمیک و تجربه چند دهه ای در مسئولیت های کلان اقتصادی (در مقام کارگزار سیاسمتداران نه سیاستگزار) و به تبعش بالاترین میزان آشنایی با ساختار اجرایی و پیچ و خم های آن، او را به مناسب ترین گزینه فنی در این حوزه تبدیل کرده است.

فارغ از بحث عدم امکان موفقیتش در این انتخابات، اصل احتمال حضور یک فرد تکنیکی مثل همتی در راس قوه مجریه می تواند زمینه را برای رسیدن لحظه کرنش سیستم در برابر اصول بدیهی علمی، حداقل در حوزه اقتصاد، فراهم کند. آنچه در بسیاری از کشورهای دیگر، متعالی تر و غیر متعالی تر اتفاق افتاده است و به یک امر عادی تبدیل شده.

نهاد دولت اگر همه قدرت های سابق دیگرش را فرضا از دست داده باشد، همچنان نقش کلانی در حوزه اقتصاد ایفا می کند. ضمن آنکه عمده حوزه های اقتصاد برای بخش ایدئولوژیک سیستم علی السویه است و تمایل به یاری برای بهبود اوضاع اقتصادی جهت ثبت افتخار در کارنامه حکومت وجود دارد. یکی از در دسترس ترین زمینه ها برای بازی برد-برد حکومت و مردم و تعامل به جای تقابل.

آخرین کارنامه اقتصادی همتی در حوزه بانک مرکزی است. ابتدا باید توجه کرد که این نوع مسئولیت بدون قدرت سیاستگزاری کلان است. یعنی بیشتر مجری بوده تا صاحب قدرت.
دوما اقدامات کلانی مثل ادغام بانک های نظامی با ناترازی های سنگین، به دست او انجام شده. نشانی محکم از قدرت تعامل او با نهادهای مختلف برای پیشبرد امر لازم.

سوما اشاره به افزایش نرخ ارز در دوره او به عنوان نشان بی کفایتی اش اوج بی انصافی است. از سوی مخالفان سیاسی اش به دلیل قبیله گرایی و از سوی عوام به دلیل ناآگاهی. بررسی مواردی ازین دست باید حداقل با بررسی دو عامل دیگر انجام شود. یک، مقایسه با دوره های مشابه گذشته، دوم، بررسی شرایط درآمدی ارزی کشور در این دوره نسبت به دوره های قبل. بررسی همین دو عامل نشان خواهد داد که کارنامه همتی بسیار قابل قبول بوده است.

این بی انصافی ها البته ریشه اصلی اش در بین خواص به دلیل قبیله گرایی است. مثال های دیگرش می تواند انتقاد به عملکرد اقتصادی دولت روحانی، بدون اشاره به شرایط فوق العاده خاص تحریمی و کاهش قیمت و میزان فروش نفت باشد، یا انتقاد از طرح هدفمند کردن یارانه های احمدی نژاد، تحت عناوینی نظیر صدقه دادن.

همتی این عملکرد را در مقام مجری ارائه داد. یعنی بسیاری از تصمیم ها به او تحمیل می شد. اگر او در مقامی با قدرت بیشتر و در جایگاه هدایت بخش های مختلف اقتصادی دولت قرار بگیرد، قطعا عملکرد مطلوب تر و در سطح گسترده تری را پیاده خواهد کرد. بماند که برای اولین بار طعم شیرین تیم قوی و هماهنگ اقتصادی چشیده خواهد شد.

بخش عمده انتقادات دیگر به همتی در حوزه بازار سرمایه است. دو جنس صدا بیشتر در این اعتراض ها شنیده می شود. ابتدا از سوی طیف سفته باز که قاعدتا مخالف ثبات اقتصادی هستند و تمایلشان به افرادی با مشخصات دورتر از همتی است تا هم با افزایش انتظارات تورمی و هم به واسطه عملکرد حقیقی نامطلوب، فعالیت های سوداگرانه شان رونق پیدا کند.

طیف دوم، مردم زیان دیده غیر متخصصند که به زمین و زمان، بد و بیراه می گویند و به واسطه سر و صدای طیف اول، بعضا بیشتر حملاتشان متوجه همتی می شود. این در حالی است که او جز دعوت کنندکان به بورس آنهم در اوج حباب نبود و هم هشداردهنده نسبت به آن بود و هم یکی از عوامل جلوگیری از رشد بیشتر حباب و تخلیه خطرناک تر بعدی بود.
در بعد سیاسی هم همینکه او برنده رقابت شود، باعث دست بالا گرفتن حتی آن بخشی از هسته سخت قدرت و یارانش می شود که مخالف این وضعیت هستند. امری که تعارضات بی سابقه ای را بعد از اعلام لیست نامزدها در بالاترین سطح به نمایش گذاشت. یعنی اینطور نخواهد بود که با انتخاب همتی، همه هسته قدرت علیه او قیام کنند. ضمن اینکه قبل از انتخابات هم او صرفا نماینده رئیس جمهور در بانک مرکزی نبود بلکه عنصری توافقی بین نهادهای بالادستی برای گذار از دوران جهنمی اقتصادی ایران بود.

درگیری ها و مکرهای سیاسی این دوره به نظر ناخواسته ایران را با فرصتی برای انتخاب فن و کرنش در برابر علم، مواجه کرده است. شاخص های کلان هم ایران را در وضعیتی استثنایی به لحاظ تهدید ها و فرصت ها نشان می دهد. واقعا فرصتی برای تکرار رویه های سابق در قالب های جدید نیست. خطرات کلان دیگر این صحنه سازی فعلی و نتیجه های محتمل که از سوی تحلیل گران مختلف بیان می شود نیز قابل توجه است.

بحث مفصل اولویت توسعه سیاسی بر اقتصادی یا برعکس به کنار. امروز قطعا به لحاظ زمانی اولویت با مسائل اقتصادی است. این بهمن تخریب اقتصادی، هم ظرفیت های مدنی را بیشتر فراری می دهد، هم افراد را برای فعالیت، بی رمق می کند. جامعه کم دغدغه تر و کمتر به خاک نشسته به لحاظ اقتصادی،ظرفیت بالاتری برای فعالیت مدنی دارد. نکته ای که شدیدا باید مورد توجه دلسوزان کشور باشد.

انتهای پیام

دیباچه

نوشته های مشابه

یک پیام

  1. میخوام ببینم رییسی توی اینذهشت سال چ میکند مجلس قضاییه دولت اسمان زمین همه دست ایناست باید دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا