انتخابات همه‌طرف‌بازنده

محمدرضا جلائی‌پور در یادداشتی تلگرامی با عنوان «انتخابات همه‌طرف‌بازنده» نوشت:

در انتخابات ۱۴۰۰ تقریبا همه باختند.

رئيسی باخت، چون پیروزی‌اش در رقابتی عادلانه نبود (چه بسا اگر رد صلاحیت‌های گسترده و حذف رقبای تواناترش توسط شورای نگهبان صورت نمی‌گرفت هم می‌توانست پیروز این انتخابات شود).

ما حامیان رای اعتراضی و به هم زدن بازی و نشان دادن عاملیتِ روزنه‌گشای جامعه باختیم، چون نتوانستیم به اندازهٔ رفتن به مرحلهٔ دوم رای اعتراضی هم‌وطنانمان را جلب کنیم.

حامیان تحریم انتخابات باختند، چون حتی در شرایط کرونا مشارکت در انتخابات و رای رئيسی در حد قابل قبولی بود (و حتی بدون رای اعتراضی هم در حد قابل قبولی می‌ماند).

ایران باخت، چون احتمالا چند فرصت از دست‌ندادنی برای توسعه و کاهش نابرابری، پذیرفته شدن و افزایش نقش اقتصادی‌اش ‌در منطقه و جهان، دور نخوردن توسط چند راه و لولهٔ مهم، کاهش شکاف حاکمیت و مردم، افزایش کیفیت حکمرانی و قدرت جامعه و پذیرش اصلاحات موثرِ خشونت‌پرهیز را در چند سال آینده از دست می‌دهد.

به قول یکی از دوستان، این انتخابات اگر برنده‌ای داشت دونالد ترامپ بود که هر چه در این سال‌ها کشته بود درو کرد. از فشار حداکثری اقتصادی‌اش که نارضایتی از دولت توسعه‌گرا را افزایش داد تا پاشیدن بذر ناامیدی و عملیات روانی ضد اصلاحات توسط رسانه‌هایی که حامیانش تغذیه می‌کردند.

نتیجهٔ این انتخابات بیش از گذشته به حامیان اصلاحاتِ خشونت‌پرهیز و قانونی یادآور می‌شود:

بدون اصلاحات نهادی (از همه مهم‌تر وسیع‌پایه‌شدن احزابی که در شناسایی و نمایندگی مطالبات گروه‌های بزرگ و متکثر اجتماعی توانا شوند) که سال‌ها زحمت و زمان می‌برد نمی‌توان انتظار تقویت پایگاه اجتماعی داشت و قدرت کافی حتی برای اصلاحات بروکرات‌محور و اصلاحات ساختاری هم ایجاد نمی‌شود.

بدون دآدخواه‌تر شدنِ گفتمان اصلاح‌طلبی و توجه توامان به عدالت و دموکراسی پایگاه اجتماعی بزرگ و باثباتی برای این جبهه ساخته نمی‌شود.

اگر برای گرفتن نمایندگی گروه‌های اجتماعی و سازماندهی مویرگی و ارتباط با نمایندگان و نهادهای نمایندگی این گروه‌ها و پاسخ به مطالباتشان از سال‌ها قبل از انتخابات تلاش کافی نشود، نه‌تنها این گروه‌ها در انتخابات حمایتشان نمی‌کنند، بلکه مثل اهل سنت در این انتخابات می‌توانند حامی رقبای اصلاح‌طلبان شوند و رای رقبا را بیافزایند.

برای ساختن نامزدهای اصلاح‌طلب، دموکراسی‌خواه و عدالت‌جویی که توانایی توفیق در انتخابات داشته باشد باید از سال‌ها قبل و بدون ابهام راهبردی حضور انتخاباتی را جدی گرفت و برایش برنامه‌ریزی و تلاش کرد. چند روز، چند هفته یا حتی چند ماه کافی نیست.

نتیجهٔ این انتخابات، نه فقط محصول نظارت استصوابی، که محصول سال‌ها کم‌کاری در «اصلاحات در اصلاحات»، «اصلاحات نهادی» و ضعف «دآدخواهی» در جبههٔ‌ اصلاح‌طلبان هم هست. هم باید نظارت استصوابی و مهندسی‌های انتخاباتی را نقد کرد و برای تغییرش کوشید و هم برای توانمندسازی اصلاحاتِ دآدخواه سال‌ها کار ریشه‌ای کرد و نهاد و نیرو و گفتمان ساخت. از همین امروز.

سرمایه‌های اندکِ ساخته‌شده در همین انتخابات را هم می‌توان توشه‌ای اولیه برای راه دشوار پیش رو کرد:

همین سه میلیون ایرانی که در همین شرایط سرد و سخت و بعد از چند سال جنگ تحریمیِ شدید به نامزد نزدیک‌تر به اصلاح‌طلبان رای دادند و از تکاپو برای صیانت فعال از جمهوریت و روزنه‌گشایی مصلحانه دست نکشیدند.

همین هزاران اصلاح‌طلبی که در همین شرایط سرد و سخت در انتخابات مقدماتی برای انتخاب لیست جمهور شرکت کردند و باید رشد کنند و نقش بیشتری در تصمیمات و انتخاب کادر رهبری اصلاح‌طلبان ایفا کنند.

همین برنامه‌های سنجش‌پذیرِ دموکراسی‌خواهانه، عدالت‌جویانه و توسعه‌گرایانه‌ای که جبههٔ اصلاحات ایران برای دولت سیزدهم منتشر کرد و می‌تواند مبنایی اولیه برای مطالبه‌گری از دولت آینده شود.

این توشه‌ها ولی کافی نیست. نیروهای اصلاح‌جو نیازمند نقد خود، بازاندیشی و تجدید قوا برای بازسازی و نوسازی‌های عمیق تشکیلاتی و گفتمانی در سال‌های پیش رو هستند، اگر می‌خواهند توان کافی برای افق‌گشاییِ مصلحانه و بسط موثر دموکراسی، عدالت، آزادی و توسعه را در ایران بیابند. نتایج این انتخابات اصلاحات را هم دشوارتر کرد و هم ضروری‌تر.

انتهای پیام

دیباچه

نوشته های مشابه

پیام

  1. اصلاح طلبان خیلی زود پشیمان خواهند شد چه آنهایی که تلاش نکردند، چه آنهایی که کم تلاش کردند.

  2. صحبتهای شکم سیری اگر قرار بود حکومتهای بسته با اصلاحات درست شوند الان باید کوبا و کره شمالی و سوریه اصلاح می شدند .اصلاحات اسم رمز بزدلهاست برای رسوا نشدن پیش خاص و عام .اتفاقا اخلاق در این انتخابات برنده شد چون تحریمی ها بدون ترس از محرومیتهای حکومتی و چرندیات سوریه ای شدن و غیره توانستند هیمنه خود را ثابت کنند

  3. نویسنده : حامیان تحریم انتخابات باختند، چون حتی در شرایط کرونا مشارکت در انتخابات و رای رئیسی در حد قابل قبولی بود (و حتی بدون رای اعتراضی هم در حد قابل قبولی می‌ماند).
    بنده خدا : این یه فقره رو شرمنده. ملت ایران که کرونا نمیشناسه . خودمونو گول نزنیم . با 4-5 میلیون رای از ترس سفید جمعا زیر 25 میلیون به یکی از نامزدها رای دادند و 35 میلیون به انتخابات نه گفتند : اونهم اولین شرکت تا اذان صبح روز بعد و بنا به آمار رسمی مشارکت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا