نکاتی درباره سیدمحمد خاتمی

حسین سخنور، عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز در یادداشتی با عنوان «نکاتی درباره سیدمحمد خاتمی» نوشت:

1- به نظر متخصصان توسعه، ما برای اینکه در مدار توسعه‌یافتگی قرار بگیریم، به چهار سرمایه نیاز داریم (به ترتیب اهمیت): سرمایه اقتصادی، سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی و سرمایه نمادین.

2- هریک از آن سرمایه‌های سه‌گانه که واجد دو ویژگی شهرت و افتخار شوند، تبدیل به «سرمایه نمادین» می‌شوند.

3- خون دل‌ها باید خورد و زمان و انرژی می‌برد تا هریک از این سرمایه‌ها به سرمایه نمادین تبدیل شوند. به‌قول محسن رنانی (نظریه‌پرداز توسعه)‌ آمفی‌تئاتر سیدنی یا تخت جمشید، سرمایه اقتصادی است که تبدیل به سرمایه نمادین شده است. شجریان و علی حاتمی، سرمایه‌های انسانی بودند که تبدیل به سرمایه نمادین شدند. عاشورا و نوروز، سرمایه اجتماعی هستند که تبدیل به سرمایه نمادین شدند.

4- «سرمایه نمادین» خیلی سخت شکل می‌گیرد، اما به راحتی می‌تواند خراب شود. تخت‌جمشید که برآمده از شور و تخصص و تمدن ایران باستان است، با چند دینامیت، با خاک یکسان می‌شود.

5- خاتمی یکی از سرمایه‌های نمادین ما است. به سختی ساخته شد. خود ما در ساختن این سرمایه نقش داشتیم. چرا اینطور به جان‌اش افتادیم و در حال نابود کردن‌اش هستیم؟ مگر ما چقدر سرمایه نمادین در سیاست داریم که اینگونه دست‌ودلبازانه خراب‌شان می‌کنیم؟

6- شاید بگویید خود خاتمی و اطرافیان سودجویش، در این تخریب پیشتاز بودند، حتما حرف شما درست است. اما مشتی‌ها و بامعرفت‌های بازار هم وقتی کسی سرمایه‌اش را به‌خاطر اشتباهات محاسباتی‌اش از دست می‌دهد، به جان‌اش نمی‌افتند تا نابودش کنند، دست‌اش را می‌گیرند، کمک‌اش می‌کنند تا یک بار دیگر سرمایه خود را بازسازی کند. این بار ما باید به خاتمی کمک کنیم تا سرمایه از دست رفته‌اش را بازیابد.

7- می‌دانم از دست‌اش به دلایل مختلفی عصبانی هستید، اما خاطرات خوب‌مان از خاتمی را هم فراموش نکنیم. با آمدن‌اش، تصمیم کاخ سفید برای حمله به ایران منتفی شد، دوره هشت‌ساله دولت‌اش، بهترین شاخص‌های اقتصادی به دست آمد، فرهنگ، جانی تازه گرفت و…

8- همه کسانی‌که مرا از نزدیک می‌شناسند، می‌دانند به دلیل تفاوت روحیه‌ها، برخلاف بسیاری از طرفداران خاتمی، من هیچ‌گاه به شخصیت حقیقی خاتمی علاقمند نبودم و تنها شخصیت حقوقی‌اش برایم قابل احترام بوده است. (به دلیل مواردی که در بند پیش آمد.)

9- شاید در بزنگاهی دیگر، نیاز به تَکرارش داشته باشیم…

انتهای پیام

دیباچه

نوشته های مشابه