الگوی رفتاری نسل دوم اصولگرایی

احسان بابایی در یادداشتی تلگرامی با عنوان «الگوی رفتاری نسل دوم اصولگرایی» نوشت:

اصولگرایی سه نسل را تجربه کرده است؛ برجسته های نسل اول ناطق نوری و عسگراولادی و باهنر بودند؛ نسل دوم هم با افرادی مثل حدادعادل، چمران، آقاطهرانی، قالیباف و زاکانی شناخته می شوند و نسل سوم هم در حاشیه و امتداد نسل دوم شکل گرفته اند. نسل دوم، در صحنه حاضر هستند و طبیعتا شمردن ویژگی های آنها قابل مشاهده و بررسی و آزمون پذیر است.

محافظه کاری، ویژگی مهم نسل دوم است. ساختار و عملکرد نظام سیاسی ما بی نقص نیست اما آنها کمترین اشکالی مطرح نمی کنند. در ادوار مختلف، کمتر نقدی به دستگاه هایی مانند قوه قضاییه، شورای نگهبان، بنیاد مستضعفان یا سپاه پاسداران نداشته اند. معمولا از کنار چالش های فرهنگی نظام با بی اعتنایی عبور می کنند و خود را درگیر حل مساله های دشوار فرهنگی – اجتماعی نمی کنند.

ویژگی دوم این که اصول گراها بیشتر از مردم، به جناح مقابل توجه دارند. هویت خود را در متن دوگانه اصلاح طلب -اصولگرا تعریف می کنند. در عرصه عدالتخواهی، حضور ندارند؛ واکنش نسبت به چند مفسد اقتصادی گزینش شده را به عنوان توجهدبه عدالت در کارنامه خود ثبت می کنند. آسیب های اجتماعی مثل فقر، نابرابری، حاشیه نشینی، مساله آنها نیست. برخورد آنها با جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران و برجام و دولت درگیر در جنگ، درس آموز است.

ویژگی قابل توجه دیگر اصولگراها، استفاده حداکثری از مفاهیم و نمادهای دینی برای تثبیت و تبلیغ جریان اصولگرایی است. بدون توجه به تبعات فرهنگی و اجتماعی، از تبدیل مساجد به پایگاه رای و تبدیل مراسم و شخصیت های مذهبی و مداحان به عنوان ظرفیت های تبلیغاتی استقبال می کنند. منتقدین و جریان های مقابل را هم با شبیه سازی های تاریخی، تعیین تکلیف می کنند و خود، باری از تقصیر به عهده نمی گیرند.

جریان اصولگرایی، حیات خود را مدیون رانت سیاسی و بده، بستان ها با برخی نهادهاست. به همین علت با عناصر بنیادین اصلاح حکمرانی مثل مدیریت تعارض منافع، شفافیت، عدالت در توزیع امکانات و بی طرفی نهادهای حاکمیتی، مشکل دارند و همه امکانات انقلاب و نظام را برای مقاومت در مقابل اصلاح حکمرانی به کار می گیرند. دو گانه عدالت – ولایت یک نمونه آشنا از همین مقاومت است.

جریان اصولگرایی دچار فقر ایده کلان برای راهبری جامعه است. به مساله های مردم، نظام و انقلاب نمی پردازند. به تکثر فرهنگی بی اعتنا هستند و از کنار لوازم و تبعات خصوصی سازی صنایع و آموزش و طبقاتی شدن آموزش با بی تفاوتی عبور می کنند. به کلی گویی ها اکتفا می کنند، خود را انقلابی و جریان مقابل را غربگرا معرفی می کنند، اما گامی در تفصیل و توضیح نقطه مطلوب خود برنمی دارند. ایده ای برای حل مشکلات موجود ارائه نمی کنند. قاعدتا باید ممنون احمدی نژاد باشند که چند الگوی رفتاری در اختیار آنها قرار داد، وگرنه همین را هم نداشتند.

جریان اصولگرایی حساسیتی در قبال جمهوریت به عنوان یک ساز و کار جلب مشارکت و تضمین کننده استمرار نقش آفرینی مردم ندارند. تقویت احزاب و نهادهای مدنی، آزادی بیان، هیچوقت جزء مطالبات آنها نبوده است.

انتهای پیام

کلیک کنید

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا