در برابر تحجّر و سکولاریسم

مرتضی زارعی، مدرس دانشگاه در یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «در برابر تحجّر و سکولاریسم» نوشت:

نتایج سحر روند جدید در سیاست، قبل از دمیدن صبح آن  آشکار شده است که از جمله آن تحریف نظری مبانی جمهوری اسلامی است. امروز خطبای سیاست‌پیشه رای مردم را بیعت معنا می کنند تا بگویند جمهوری اسلامی نه پدیده ای جدید در دنیای مدرن که از جنس دنیای قدیم وبلکه بسیار قدیم است.

این دسته که از اول نیز مفاهیمی مثل آزادی و حق انتخاب مردم در قاموس فکریشان نامفهوم بود بعد از چندین دهه در لفافه سخن گفتن بالاخره فضا را برای اعلام آشکار مواضع خود مهیا دیده اند و بعد از عملیاتی نمودن بخشی از پروژه فکری خود، حال در تلاش برای  نهادینه سازی مجموعه منظومه فکری خویش هستند.

مجموعه فکری که حذف مبانی و ارزش های بخش جامعه‌ساز دنیای مدرن را در سپهر سیاست و اجتماع ایران دنبال می کند و کاملا در مقابل اندیشه جمهوری اسلامی قرار دارد، جمهوری اسلامی که امام خمینی و مردم با انقلاب پنجاه و هفت در تلاش برای پیوند بین مدرنیته و دین در دنیای امروز بنایش را نهادند.

سوگمندانه عوامل مختلف فکری و سیاسی موجبات قوت گرفتن جریان مقابل ایده جمهوری اسلامی  را در دهه های گذشته  پدید آورد که از جمله آنها رشد روحیه انحصار طلبی در میان برخورداران از قدرت با پشتوانه تفکر متحجرانه از سویی و از سوی دیگر  تضعیف مردم سالاری دینی با حمله بخشی از جریان روشنفکری به مبانی جمهوری اسلامی و نقد و رد امکان مردم سالاری دینی بود.

لذا اندیشه مردم سالاری دینی امروز زخم دیده دو دشمن، یعنی سکولاریسم وتحجر است که  با اتحاد نامرئی با ظاهر متقابل و در باطن دارای استراتژی واحد تلاش نمودند در فکر و عمل حلقه وصل بین دموکراسی و دین را قطع نمایند و شاهد این اتحاد در استراتژی حرف هایی است که  این روزها یکی از تئوریسین های اندیشه سکولار با استناد به انتخابات اخیر مطرح نموده و از به بن بست رسیدن مردم سالاری دینی گفته است.

این سخن در واقع  درو کردن محصولی است که جریان حامی بیعت در این سالها کاشتند و در انتخابات اخیر با مانع شدن از انتحاب واقعی مردم زمینه برداشت آن را فراهم نمودند و نتیجه نقد آن را  در اختیار سکولارها نهادند تا آنان نیز از شکست مردم سالاری دینی بگویند.

لذاست که  امروز شاهد به بار نشستن بخش مهمی از ایده و نظر سکولاریسم و تحجر در نفی مردم سالاری دینی هستیم. البته انفعال فکری و اجتماعی جریان مدافع مردم سالاری دینی را  نیز نباید از یاد برد که در جای خود زمینه را برای اجرای نیات دشمنان اندیشه مردم سالاری دینی فراهم ساخت که نمونه به روز آن عدم توانایی در متحد ساختن مردم در مقابله با جریان نافی جمهوریت در انتخابات اخیر بود که در پراکندگی و نبود رهبری و راهبرد منسجم در طیف معتقد به مردم سالاری دینی زمینه قدرت بیشتر یافتن جریان بیعت محور فراهم آمد. 

اما امروز مصلحانی که دغدغه جمهوری اسلامی و تفکر مردم سالاری دینی را دارند باید از غفلت و  روزمرگی بیرون آیند ودر عرصه اندیشه و اجتماع هردو به جد و جهد تلاش نمایند و از حاکمیت کامل  یافتن فکر ویرانگر سلفی در آینده نه چندان دور و پیروزی نهایی سکولاریسم در نظر و تحجر در عمل جلوگیری نمایند.

در این زمینه اولویت با پرداختن به مباحثی چون نسبت دین و آزادی و تقریر مبانی عقلی و دینی پیوند دین و آزادی است. از عالمان نواندیش حوزوی انتظار می رود به جد در مباحثی چون نسبت دین و آزادی و رابطه  فقه و کرامت انسانی ورود کنند و متفکران دلسوز دانشگاهی به خصوص در شاخه علوم  سیاسی  و جامعه شناسی نیز با نقد علمی و بیان آثار مخرب افکار شبه سلفی، خطرات سلطه تحجر بر سیاست  را  عمومی مطرح نمایند و در این فضا دلسوزان مصلح حوزوی و دانشگاهی از انگ های عوام فریبی چون غربگرا و… نهراسند که می دانیم  در پس این اتهام زنی ها  هموار ساختن راه برای حاکمیت  تفکر شبه طالبانی دنبال می شود.

باید متوجه بود که اگر امروز می بینیم، متحجرانی که امام خمینی کار آنان را بدتر و درد آورتر از ساواک بر می شمرد  و خطر قدرت گرفتن آنها را گوشزد نمود، حق انتخاب و آزادی مردم را  به راحتی  نفی می کنند  در آینده نزدیک با این روند حق استقلال را  نیز کنار  خواهند زد و نشان های آن  نیز از هم اکنون آشکار شده است  که تمایل و دلبستگی به  قدرت های بلوک شرق نه تنها مورد انکار اینان قرار نمی گیرد که تلویحا مورد تایید و تاکید است و اگر به دیگران انگ غربگرایی می زنند رویاهای خودرا در وصل به قدرت های شرقی تعبیر می کنند.  البته  عقل وتجربه نیز  نشان داده که در حاکمیت منهای مردم راهی جز وابستگی به قدرتی از قدرت های ییرونی  نخواهد بود. بنابراین از  نگاه ملی نیز مقابله با جریانی که بعد از نفی آزادی سراغ هدم استقلال خواهد رفت لازم وحیاتی است.

انتهای پیام

نوشته های مشابه

یک پیام

  1. من نمیدانم…واقعانمیدانم…انانیکه به اینان چنین ابزاروامکاناتی دادندچرا؟؟؟؟؟؟؟؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا