سالگرد انقلاب کوبا | چه بلایی بر سر کوبای سوسیالیستی می‌آید؟

/ گفت‌وگوی انصاف نیوز با احسان شریعتی و احمد زیدآبادی /

زهرا منصوری، انصاف نیوز: احمد زیدآبادی می‌گوید کوبا سیستمی بسته، دیکتاتور و ستمگر دارد اما اصلاحاتی در کوبا رخ نخواهد داد، چون حزب آنها ضعیف خواهد شد. از سوی دیگر احسان شریعتی معتقد است که مردم کوبا چیز متفاوتی نمی‌خواهند! به گفته‌ی او، در کشورهای سوسیالیستی دولت‌گرا با وجود این‌که حداقل‌ها را برای مردم تأمین می‌کنند، اما انسان تنها برای ادامه‌ی «بقا» زندگی نمی‌کند، بلکه به تعبیر ارسطویی انسان می‌خواهد «خوب» زندگی کند.

امروز چهارم مردادماه نیز سالگرد انقلاب کوبا است؛ انقلاب کوبا رسما در روز ۲۶ ژوئیه سال ۱۹۵۳ میلادی، آغاز شد. جنبش ۲۶ ژوئیه سازمانی بود که رهبری آن به عهده‌ی فیدل کاسترو بود. اما چند هفته مانده به سالگرد انقلاب کوبا اعتراضاتی به نحوه‌ی مدیریت حکومت کوبا رخ داد. مقامات این کشور دلیل نارضایتی مردم را تحریم‌های آمریکا اعلام کردند و اینترنت نیز در این کشور برای مدتی قطع شد.اما ریشه‌ی این اعتراضات چیست و مردم کوبا چه می‌خواهند؟ سرنوشت کوبای سوسیالیستی چه خواهد شد؟ احمد زیدآبادی- روزنامه‌نگار و فعال سیاسی – و احسان شریعنی – فلسفه‌پژوه – به این سوالات پاسخ می‌دهند.

زیدآبادی: کوبا سیستمی بسته، دیکتاتور و ستمگر دارد

احمد زیدآبادی – روزنامه‌نگار و فعال سیاسی – درباره‌ی اعتراضات اخیر در کوبا و سرنوشت مردم این کشور به انصاف نیوز گفت: کوبا سیستمی بسته، دیکتاتور و ستمگر دارد. یک حزب واحد چندین دهه است که در آنجا حکومت می‌کند. هیچ‌گونه تنوع سیاسی وجود ندارد و طبیعتاً مردم از سیستم بیزار هستند. درحوزه‌ی سیاسی کاملا سرکوب کرده است و در حوزه‌ی اقتصادی هم ا از کمک کشورهای بلوک شرق استفاده می‌کرد و توانست کمی رفاه ایجاد کند اما در این سال‌ها این رفاه هم از بین رفته است.

او با اشاره به حرف‌های رئیس‌جمهور کوبا مبنی بر اینکه آمریکا عامل مشکلات این کشور است، به انصاف نیوز گفت: در درجه‌ی اول نظام سیاسی و اقتصادی کوبا عامل مشکلات است. همانطور که در ایران هم می‌بینیم، سیستم‌ها فرافکنی می‌کنند، به عاملی خارج از خودشان مشکلات را نسبت می‌دهند. البته قطعاً تحریم‌های آمریکا نیز بی‌تاثیر نیست. در آمریکای لاتین کشورهای زیادی وجود دارد، چرا آمریکا آنها را تحریم نمی‌کند؟ آمریکا می‌گوید فضای کشور خود را باز کنید. مهاجران کوبایی که در میامی هستند، ابزار فشاری به دولت آمریکا هستند و نمی‌گذارند در کوبا اوضاع عادی شود، اما باز هم مسئله‌ی اصلی دولت کوباست.

فیدل کاسترو و چگورآ

دولت زیر بار اصلاحات در کوبا نمی‌رود

زید آبادی درباره‌ی اینکه اعتراضات مردم در نهایت می‌تواند، منجر به اصلاح در سیستم شود، گفت: بستگی دارد اصلاحات به کدام سمت می‌رود، اگر اصلاحات اساسی باشد و بتواند تنوع و تکثر سیاسی را به رسمیت بشناسد و از حالت تک حزبی خارج شود، در عین حال در حوزه‌های آزادی‌های اجتماعی به‌ویژه اینترنت یک امکاناتی به مردم بدهند. در کنار آن اقتصاد هم کمی شکوفا شود، این نوع اصلاحات هم منجر به تغییر ماهیت دولت می‌شود. سلطه حزب واحد تضعیف می‌کند، پس دولت زیر بار نمی‌رود و معترضین هم به جایی نخواهند رسید.

او در ادامه می‌گوید: مشکل اصلی در این کشورها وضعیت سیاسی و سرکوب است. یک حزب واحد با دیدگاه مشخص مسلط می‌شود و اجازه‌ی هیچ نوع عرض اندامی به بقیه نمی‌دهد. اینها سعی می‌کنند، در یک دوره‌هایی از طریق همین سوبسیدهای دولتی بخشی از اقشار ضعیف‌تر را راضی نگه‌دارند و بگویند از اینها حمایت می‌کنیم. در کوبا صنعت توریسم مشکل پیدا کرده و هم کمک‌های بین‌المللی دیگر ته کشیده است. راهی به جز کاهش خدمات رفاهی ندارد، چون ورشکسته می‌شود. در این صورت مردمی که تا به حال به خاطر این کمک‌ها رضایت داشتند، آنها هم ناراضی می‌شود. پس سطح نارضایتی هم بین اقشار مختلف بالا می‌رود. دیگر فقط خانواده‌های دولتی و نظامی از ثروتی که وجود دارد، بهره‌مند می‌شوند.

این عکس همزمان با اعتراضات کوبا در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد

این فعال سیاسی می‌گوید: مردم چگورآ را نمادی از سلطه، خفقان این نظام تک حزبی می‌دانند. هرکسی که سمبل این وضعیت است، از چشم آنها میفتد و چگورآ را به عنوان سمبل وضعیت فعلی می‌شناسند. طبیعی است که مردم از انقلاب کوبا بیزار باشند، از این انقلاب 60 سال می‌گذرد، انقلابی‌ها آن روز مثل کاسترو امروز فوت شده‌اند، انقلابیون زنده هم بالای 90 سال سن دارند. این نسل فعلی انقلابرا ندیده و دلی هم در گروی آن ندارد. می‌خواهد زندگی کند، فرصت شغلی داشته باشد و آزاد باشد.

در انتها تاکید کرد: حکومت کوبا به سادگی تکان نمی‌خورد، این رژیم‌های تک حزبی منافذ سیاسی و اجتماعی را می‌بندند، هیچ نیروی بالنده‌ای شکل نمی‌گیرد که توان داشته باشد آنها را از پا بیاندازد، مگر اینکه نظام دچار ورشکستی کامل اقتصادی شود و فرصتی پیش بیاید یا از بالا اتفاقی بیفتد و رئیس جمهور فعلی کنار برود و کسی با دیدگاه‌های بازتری بیاید.


«مردم کوبا چیز متفاوتی نمی‌خواهند!»

احسان شریعتی – فلسفه‌پژوه- نیز ضمن تحلیل اعتراضات اخیر مردم کوبا به مقایسه‌ی آن با سیستم ایران پرداخت و به انصاف نیوز توضیح داد: در مورد کوبا در قیاس با کشور ما یک تشابه و یک افتراق وجود دارد. از زمان پیروزی انقلاب کوبا تاکنون این کشور تحت محاصره و تحریم آمریکا بوده و نزدیکی جغرافیایی آن با آمریکا نیز در این امر تاثیر داشته است. اما اینکه کوبا توانسته تا کنون فشار را تحمل کند، حسن مدیریت سوسیالیستی را نشان می‌دهد، دقیقا همین مسئله نقطه افتراق آن با کشور ما است.

عکس‌ها | مناظره احسان شریعتی و احمد زیدآبادی با موضوع نئولیبرالیسم و مساله ایران

او ادامه داد: در ایران می‌خواهیم با استفاده از تحریم‌ها راهبردهای نادرست و سوءمدیریت‌ها را توجیه کنیم. به یاد دارم زمانی یک دانشجوی کوبایی وضعیت کشورش را برایمان تشریح می‌کرد که: «با دیکتاتوری مخالفیم، اما حداقل‌هایی از تامین اجتماعی مثل طب مجانی و مسکن و وسایل حمل و نقل و وسایل و امکانات اولیه‌ را داریم». برغم این نقاط قوت اما از نظر مدیریت اقتصادی و اجتماعی در بحران اما به هر حال نظام کوبا از نبود دموکراسی و آزادی بیان و تجمع و تنوع سیاسی-فکری رنج می‌برد.

این فلسفه‌پژوه با اشاره به اینکه هم کشورهای تحت مدیریت نئولیبرالی و هم کمونیسم دولتی در مدیریت بحران کرونا ضعف‌های خود را نشان داده‌اند، گفت: همه‌گیری کرونا در سیستم‌های نئولیبرال افراطی (برای نمونه در امریکای دوران ترامپ) به‌دلیل ضعف نظارت دولتی و تامین غیرمکفی پوشش‌ اجتماعی ابعاد فجیعی به خود گرفت. اما در بخشی از نظام‌های کمونیستی شرقی و جنوبی هم به دلیل ضعف بنیه‌ی مالی، قادر به رسیدگی‌هایی که مثلا در کشورهای اروپایی دولت‌ها برای ملت‌های‌شان انجام می‌شود نبودند. در نتیجه به مردم فشار زیادی وارد آمد و شغل‌ها و سطح و شیوه‌ی زیست آسیب دید. مقابله با ابعاد اقتصادی بحران بودجه‌ و بنیه‌ی اقتصادی قوی می‌خواهد تا بتواند از جامعه دفاع کند.

برای نمونه در همین داستان کُندی روند واکسیناسیون در کشور ما که چند ماه پیش در گفتگو با رسانه‌ی شما مطرح شد، می‌بینیم هنوز به‌رغم همه‌ی دعاوی از سایر کشورهای هم سطح خود عقب‌تر هستیم. در حالی که ایران و کوبا در همین امر واکسن‌سازی از دانش و توان خوبی برخوردار بوده‌اند.

این‌گونه ضعف‌های راهبردی و مدیریتی در دالان بحران‌ها نهایتا اعتراض عمومی را برمی‌انگیزد. در همان کشورهای سوسیالیستی دولت‌گرا با وجود این‌که حداقل‌ها را برای مردم تأمین می‌کنند، اما انسان تنها برای ادامه‌ی «بقا» زندگی نمی‌کند، بلکه به تعبیر ارسطویی انسان می‌خواهد «خوب» زندگی کند. در این کشورهای سوسیالیسم دولتی آزادی‌ها، حقوق فردی و فعالیت تشکل‌های صنفی و سیاسی تأمین و تضمین نیست، پلورالیسم سیاسی و فکری وجود ندارد و در نتیجه‌ی نبود شفافیت حرکت مردم معترض شکل انفجاری به‌خود می‌گیرد.

شریعتی در پاسخ به این پرسش آیا مردم کوبا خواهان برچیده شدن اساس نظام و حکومت سوسیالیستی اند، پاسخ داد: باید مراقب تصرف و سوءاستفاده‌های تبلیغاتی قدرت‌های حاکم بر جهان نیز بود. قدرت‌های نواستعماری می‌کوشند از حرکت‌های اعتراضی مردم در همه‌ی جای دنیا به نفع ایدئولوژی‌ و نظام‌ خود بهره‌برداری کنند؛ مثلاً گاه اعتراض‌های ایران را طوری نشان می‌دهند که گویا مردم خواهان بازگشت نظام سابق یا استقرار قدرت‌های وابسته و تابع سیاست‌های مثل آمریکا و اسرائیل و متحدان عرب‌شان در منطقه اند. حال آنکه مردم در همه جا خواستار تحقق حداقل حقوق، آزادی و عدالت، توسعه و سلامت جسمی و اخلاقی‌اند.

او درباره‌ی خواسته‌های مردم کوبا گفت: واقعیت این است که مردم کوبا نیز می‌گویند هنوز به خواسته‌های انقلاب خود که مطالبه‌ی عدالت و آزادی و توسعه‌ی متوازن و پایدار بود نرسیده‌اند. سیستم‌های نئولیبرال و کمونیسم دولتی، برغم نقاط ضعف و قوت خود، به این خواسته‌های حداقل مردم نمی‌توانند پاسخ دهند و به همین دلیل در همه‌ی کشورها اگرچه با نظام‌های مختلف این نوع اعتراض‌های مردمی را می‌بینیم. مردم کوبا هم مانند سایر ملل می‌گویند که خواستار مدیریت درست در بحران‌ها اجتماعی و معیشتی و شفافیت هستیم. مردم کوبا می‌خواهند به شایستگی حداقلی که برای انسان لازم است، برسند. آنها می‌خواهند اصلاح اساسی و ساختاری اتفاق بیفتد و اگر سیستم کوبا نتواند این ظرفیت را نشان دهد، طبعا جنبش اعتراضی رادیکالیزه می‌شود و عاقبت به سرنوشت کشورهای عربی دچار می‌شود.

شعار اسقاط النظام در مصر

او افزود: پس خلق خواستار «إسقاط نظام» می‌شود. و در این صورت نیز مشکلات دیگری پیش می‌آید و ممکن است انقلاب‌ها توسط قدرت‌ها تصرف و از مسیر خود منحرف شوند. البته این مسئله اصل اعتراض به وضع و نظم موجود و خواست‌های انقلاب را زیر سوال نمی‌برد، مثلاً امروز شاید شرایط مصر نسبت به پیش از انقلاب بدتر شده باشد، اما نمی‌توان اصل انقلاب مصر را زیر سوال برد.

مسئولین کوبایی می‌گویند دشمن‌‌های ما مقصر هستند و این توجیه قابل قبولی برای مردم نیست. اما اینکه بگویید این مردم معترض در کوبا مثل کوبایی‌های میامی خواستار بازگشت نظام سابق و امثال دیکتاتوری باتیستا هستند، درست نیست! چون همانطور که پیشتر گفتیم نقاط قوتی هم در نظام و مدیریت کوبایی وجود داشته است.

فولخنثیو باتیستا ثالدیوار

او اضافه کرد: اگر حکومت نخواهد به جنگ داخلی منجر شود، باید اصلاحات ساختاری را بپذیرد. معنی ندارد کشوری که خود را سوسیالیستی می‌داند، به‌شکل سلطنت موروثی در دست یک خانواده متمرکز شود. سوسیالیسم در اصل می‌آموزد که قدرت و ثروت باید از انحصار یک طبقه اقلیت خارج شود جه رسد به اشخاص و بلکه باید همه‌ی پرولتاریا و مردم دخیل و صاحب قدرت شوند. اما می‌بینیم به نام کمونیسم مانند کره شمالی حکومت سلطنتی می‌سازند! اگر مردم نخواهند، یک قدرت نمی‌تواند به زور حاکم باشد و باید کنار برود یا اینکه رهبران فعلی در یک دوره‌ کنار بروند و رقبا وارد شوند و اگر ضعیف عمل کردند، مردم در انتخابات گروه دیگری را انتخاب ‌کنند (بنابه اصل تناوب و آلترنانس).

احسان شریعتی درباره‌ی به سطل زباله انداختن عکس چه‌گورآ در کوبا گفت: چگورا نماد اعتراض و انقلاب و نهضت بود اما نظام از او یک اسطوره‌ی بنیانگذار ساخت. این پدیده در همه جا دیده شده و در ایران هم وجود دارد که هرچیزی که نظام سیاسی تبدیل به گفتمان رسمی و عقیدتی و تبلیغاتی می‌کند، ضد آن تبدیل به ارزش می‌شود. من به خیلی از کشورهای دنیا سفر کرده‌ام و مردم معمولاً مخالف تبلیغات سیستم‌های حاکم و گفتارهای رسمی هستند، چون آن‌ها را بر خلاف واقعیت موجود می‌بینند و بنابراین علیه آن مظاهر واکنش نشان می‌دهند.

هرچند فارغ از همه‌ی قوت‌های انسانی و انقلابی، قاعدتا به چه‌گوارای مبارز هم می‌توان نقدهایی را وارد دانست و نباید همواره در اسطوره‌ بمانیم. اما نباید فراموش کرد که چه‌گورا چهره‌ی یک قدیس مسیحایی اعتراضی را برای محرومان سراسر آمریکای لاتین دارد و صرفا متعلق به یک کشور نیست. هر چند در کوبا به عنوان یکی از بنیانگذاران نظام مورد نثد و حمله‌ی واکنشی قرار گیرد. چنانکه درباره‌ی شریعتی نیز می‌گویند که انقلاب «تقصیر» او بوده، در حالی‌که شریعتی معلم نهضت آغازین بیداری بود و اصلا دوران پسینی انقلاب و برآمدن نظام را ندید!

انتهای پیام

کلیک کنید
سایت دیباچه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا