نبود واکسن یا نداشتن مدیریت بحران؟!

علیرضا ایمانخانی در یادداشتی ارسالی به انصاف نیوز با عنوان «نبود واکسن یا نداشتن مدیریت بحران» نوشت:

آمار روزانه رسمی مرگ بر اثر بیماری منحوس کرونا از مرز ۶۰۰ نفر گذشته و تعداد بيماران بستری در بخش مراقبت‌های ویژه نیز از 7500 نفر، به سرعت در حال عبور است که این مهم نشان دهنده این است که بزودی آمار بی رحم مرگ، به بالای هشتصد نفر نیز خواهد رسید و سویه دلتای کرونا با هیچکس و هیچ چیز شوخی نخواهد داشت.

صد البته به گفته مسولان درمانی، این آمار فقط آمار رسمی است و منابع غیر رسمی و اندک نگاهی به وضع آرامستان‌ها حامی از رقمی نزدیک به دو برابری آمارها دارند و ظاهرا با این آمار از تمامی کشورها به مانند تورم فزاینده پیشی گرفته و ظاهرا هیچ کشوری جرات و شجاعت، نزدیک شدن به ما را از لحاظ این آمار تلخ ندارد.

تاریخ نیز به مانند آمار خشک و بی‌رحم است. هیچ کس فراموش نمی‌کند که اندک مسولان شجاع و دلسوز بهداشتی و درمان تاکید داشتند که رعایت قرنطینه و پروتکل‌های بهداشتی فقط یک روی سکه است (که البته هیچ وقت هم جدی گرفته نشد) و واردات به موقع واکسن روی مهمتر سکه است. که باید به سرعت اعمال شود.

ولی ظاهرا گوش شنوایی نبود و مسولان بی تدبیر وزارت بهداشت برای اثبات حرف شنوی خود در مخالفت با واردات واکسن گوی سبقت را از یکدیگر ربوده بوده و از طرفی هر روز با افتخار از آغاز و افتتاح فازهای مختلف واکسن‌های داخلی سخن می‌گفتند. که مردم به علت تعدد این خط تولید ها حتی نتوانستند نام هاي آنها را حفظ کنند. و البته خود آنها بهتر از هر کس، به دلیل داشتن اطلاعات کافی از بی‌فایده بودن این کار اطلاع داشته و فقط به وقت گذرانی و استمهال وقت مشغول بودند.

حالا که بیشتر کشورها، جمعیت بالایی از مردم خود را واکسینه کردند و آمار مرگ آنها به علت این واکسیناسیون گسترده تک رقمی شده، ما باید با گردنی کج واکسن‌های مثل صدقه ژاپنی ها را قبول کنیم که تاکید می‌کنند رایگان و با هزینه انتقال خودشان به دلایل انسانی بوده و یا حرفهای درگوشی مسولان بهداشتی، در رویا بودن تولید انبوه واکسن برکت که قرار بود در انتهای تابستان به تولید پنجاه میلیونی برسد را بشنویم که حالا مسولان دولت جدید از واردات چهل میلیونی تا آخر تابستان صحبت می‌کنند. انگار نه انگار که همین چند ماه پیش قصد داشتند به دلیل کثرت تولید، محرومان آمریکایی را با این واکسن، واکسینه کنند!

سوال بخش بزرگی از مردم این است که مگر وزیر محترم بهداشت و پزشکان محترم در راس کار، سوگند به حفظ جان مردم نداشتند؟ مگر از میزان توانایی داخل به میزان کافی برای تولید واکسن اطلاع نداشتند؟ مگر آنها نمی‌دانستند که تکنولوژی تولید واکسن در دنیا فقط محدود به چند کشور از جمله آمریکا و انگلیس است و کشورهای قدرتمندی به مانند فرانسه و ایتالیا این امکان را ندارند؟ و یا حداقل فرصت کافی و انگیزه وافی برای انجام این به دلیل نداشتن صرفه اقتصادی ندارند؟

پاسخ مشخص است قطعا همه آنها این مولفه‌ها را بهتر از همه ما می‌دانستند، ولی سوگند اصلی آنها حفظ صندلی خود، حتی برای چند ماه آخر دولت بود و ظاهرا برای حفظ این کرسی، حاضر بودند مخالف سوگند انسانی خود عمل کنند، آنها می‌توانستند مسولان عالی رتبه کشور را قانع کنند که آینده سیاهی در انتظار کشور است و حالا که ما به علت تحریم ها و نارضایتی گسترده در کشور توان تعطیلی و قرنطینه مطلق نداریم حداقل با واردات به موقع واکسن جان عزیز مردم را به خطر نیندازیم. ولی آنها اندک تلاشی برای اقناع مسولان عالی رتبه کشور نداشتند. و ظاهرا برایشان مهم نبود که چه کودکانی بی سرپرست شده و چه والدینی که در غم از دست دادن فرزندان خود تا ابد به خاطر این بی تدبیری داغدار شدند.

مسولان بهداشتی کشور نشان دادند که هیچ کدام از شرایط، و ویژگی های یک مدیر بحران را ندارند، فاقد شجاعت و درایت و وقت شناسی و آینده نگری و حتی دیانت هستند.

اگر آنها مدیر بحران بودند می‌دانستند که این حادثه و اتفاق در آینده، به بحرانی بزرگ تبدیل خواهد شد که کلیت و کیان مملکت را به خطر می‌اندازد. ولی در بهترین حالت با نداشتن علم مدریت بحران، آینده مردم کشور را تباه، لباس آنها را تا مدتها سیاه و کانون خانواده ها را ویران کردند.

در حقیقت، امروز خانواده ای نیست که یا در کانون خودش فرد مبتلا، عزیزی بستری و یا درگذشته ای کرونایی نداشته باشد. و این شاید در دنیای امروز بی سابقه باشد. همان بزرگانی که در سفر مسولان بهداشت جهانی به جای اخذ کمک عاجزانه، اصرار داشتند که از شرایط بهداشتی ایران تعريف و تمجید شود ‌(سخنان دکتر زالی، ریاست ستاد مقابله با کرونا)

آقای مسولان بهداشت، مردم رشید ایران، این ترس و تملق شما را تا ابد نه فراموش خواهد کرد و نه خواهد بخشید. زیرا وزیر ترسو و همکارانش، اطلاعات کافی داشتند و فقط به جهت خوش رقصی، چشم بر واقعیات بستند و بخش بزرگی از جامعه را گرفتار، بیکار و یا عزادار کردند.

بله، مردم آنها را نخواهند بخشید و این بی‌تدبیری آنها تا ابد در اذهان مردم باقی خواهد ماند.

اینجاست که دقیقا متوجه می شویم که آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند چون همه غلطها را خودمان انجام می‌دهیم!

انتهای پیام

نوشته های مشابه

یک پیام

  1. در همه زمينه ها ضعف و ناكارامدي هست.
    اما حفظ صندلي و چاپلوسي و تملق.

    براي مسولين مقدم بر هر چيزيست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا